حمید ملکزاده: سیاست بدون مردم و مردم بدون خیابان موضوعیت ندارد. از این جهت هر کنشی برای اینکه به معنای خاص سیاسی باشد، نوعی در خیابان بودن را فرض میگیرد. همینطور مهمترین مناقشات سیاسی همواره مناقشاتی درباره تصاحب خیابان بودهاند. میتوانیم ادعا کنیم خیابان بزرگترین و مهمترین عرصه ظهور سیاست و نمایش امر سیاسی است. این در خیابان است که مردم به افرادی سیاسی تبدیل میشوند، بنابراین میتوانیم ادعا کنیم انقلابها متضمن نوعی تلاش عمومی برای تصاحب خیابان هستند، در حالی که کودتا را میشود به عنوان اقدامی برای تصاحب خیابان با زور سلاح و نیروی نظامی در نظر گرفت. به هر تقدیر خیابان صحنه اصلی و اصیل نمایش سیاسی است. اگر آنچه در بالا آوردم را درست بدانیم آنگاه بحث درباره خیابان به موضوعی اساسی در هر شکلی از اندیشیدن درباره سیاست تبدیل میشود. پرسشهایی که در اینجا با آنها سروکار پیدا میکنیم بیشتر از جنس رابطه سیاسی حضور در خیابان هستند: آیا هر شکلی از حضور خیابانی ضرورتاً به معنای احیای سیاست است؟ چه کسی از حق تفسیر حضور مردم در خیابان برخوردار است؟ آیا این حضور حیثیت تأسیسی دارد؟ یا اینکه در نهایت آن را باید صرفاً به عنوان یکجور اشغال تودهای فضا در نظر بگیریم؟ چه رابطهای بین خیابان و نهاد قدرت وجود دارد؟ پاسخی که به هر کدام از این سؤالها ارائه میکنیم در تعیین رابطه میان خیابان، سیاست و مردم نقش اساسی دارد. در عین حال پاسخ ما فهمی را که در پس ذهن خود از سیاست داریم معلوم میکند.
خیابان، مردم و سیاست
خیابان فضای بیشکل مادی از حیات انسانی نیست. خیابان بیش از هر چیز یکجور سازماندهی فیزیکی سیاسیشده از شهر است. میتوان با مطالعه درباره سازمان فیزیکی شهر، به درک اولیه از جریان زندگی سیاسی و فهم عمومیشده از سیاست در حیات اجتماعی مردم دست یافت. در این معنا، خیابان و سازمان فیزیکی شهر بیشتر به یکجور شاکله مادی از روایت درست فرضشده در جریان زندگی عمومی مردم تبدیل میشود. به همین خاطر میتوانیم بگوییم حضور عمومی در خیابان قبل از هر چیز حضوری سازمانیافته از طریق کالبد فیزیکی شهر است. به بیان سادهتر حضور در خیابان از پیش توسط الگوهای حاکم بر فضای کالبدی شهر، حضوری مدیریتشده و سازمانیافته است؛ چه این حضور در نتیجه یک فراخوان عمومی برای تجمع مردمی اتفاق افتاده باشد، چه حضوری معمول و نیندیشیده در جریان زندگی روزمره باشد.
به هر تقدیر زندگی در شهر از طریق فضای کالبدی از پیش طراحیشده، وساطت شده یا ممکن میشود.
در این معنا حضور مردم در خیابان در همه صورتهای آن یکجور سیاسی بودن را در خود به نمایش میگذارد. سیاسی بودن در این حضور به طور معمول با جریان عادی زندگی در فضاهای پیشبینیشده با کاربریهای معمول یا اشغال بیضابطه و غیرمعمول فضا مورد شناسایی قرار میگیرد. در یک وضعیت عادی، مردم به شکل سازمانیافتهای در شهر، آنطور که از پیش تعیین کردهاند زندگی میکنند؛ در عین حال اگر با وضعیتی استثنائی مواجه باشیم، حضور در خیابان مستلزم نادیده گرفتن روندهای معمول برای استفاده از فضای کالبدی شهر است و دیگر خیابان و پیادهراه معنای سابق خود را از دست میدهند. شهر توسط آنچه اضطراری، استثنا و غیرمعمول است اشغال میشود. مکانها معانی معمول خود را از دست میدهند و کاربریهای معمول بیش از این معتبر نیستند. مردم به خیابان آمده و فضا را اشغال میکنند. این حضور خیابانی صورت جدیدی به فضای کالبدی شهر میدهد. سیاست در معنای نیروی تأسیس ظاهر میشود. در چنین وضعیتی خیابان همواره عرصه نمایشی سیاسی از قدرت مستقر یا نیروی مؤسس است؛ نمایشی درباره جریان عادی امور در فضاهایی که از پیش و به نحوی سیاسی طراحی شدهاند یا درباره شورش علیه امر از پیش طراحی شده از طریق اشغال فضا به نحوی که اقتضای امر استثنائی پیش آمده است، بنابراین مردم، خیابان و فضای کالبدی شهر معیاری برای نمایش سیاست در شهر هستند.
مردم ـ خیابان؛ امر سامانبخشی که از مداخله بیرونی فرار میکند
حضور مردم در خیابان فینفسه حضوری سیاسی است؛ چه وقتی از طریق ساماندهی سیاسی از پیش انجامشده در سازمان کالبدی شهر انجام گیرد، چه وقتی به عنوان حضوری استثنائی در نظر آورده شود. در هر ۲ حالت این حضور در مقابل مداخله بیرونی، مقاومت میکند. در حالت اول چون پیشتر توسط قواعد عام از کنار هم بودن وساطت شده و مورد توافق قرار گرفته، انجام میگیرد و در حالت دوم به خاطر حیثیت تأسیس آن در وضع استثنا. خیابان به طور کلی با نهاد قدرت در ارتباط است؛ چه وقتی مداخله نهاد قدرت در جریان عادی امور را به نحوی وساطتشده توسط قواعد حاکم بر شهر میپذیرد و مداخله غیراصولی و بیضابطه در امور شهر را به عنوان مخاطرهای در مسیر جریان زندگی بهحساب میآورد، چه وقتی در یک وضع استثنا به تأسیسی جدید دست زده یا از ابتکاری برای بازگشت وضع عادی و معمول دفاع میکند. در هر ۲ حالت خیابان به عنوان ساحت اصیل سیاست و صحنه واقعی ظهور حیات سیاسی از نهاد قدرت فراتر رفته و خود به عنوان قدرتی سیاسی، بلکه اصیلترین نوع قدرت سیاسی دست به عمل میزند.
خیابان و مردم در جنگ رمضان
مساله خیابان و مردم در جنگ رمضان را میشود در این معنا و به نحو متفاوتی مورد توجه قرار داد. در جنگ رمضان خیابان عرصه ظهور عالیترین صورت از نمایش سیاسی است. در واقع در تحلیل نهایی، در حالی که رهبران سیاسی و نظامی عمده کشور در ساعات اولیه تهاجم آمریکا/ رژیم صهیونیستی به ایران مورد حمله قرار گرفتند، خیابان به میدان ظهور رهبری جدیدی در اداره امر جنگ و دیپلماسی در ایران تبدیل شد؛ موضوعی که در پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز بهخوبی مورد اشاره قرار گرفت. مردم به رهبرانی تبدیل شدند که تصمیم میگیرند. آنها ضمن اشغال فضا و سازماندهی مجدد کالبد فیزیکی شهر در مقام رهبران سیاست در کشور ظاهر شدند.
حضور مردم در خیابان در این جنگ در درجه اول سیاست ایرانی در جمهوری اسلامی ایران را به خاستگاه اصلی آن، یعنی مردمی که درباره امر عمومی مشارکت فعال دارند، بازگرداند. به بیان دیگر در غیاب رهبران سیاسی و در شرایطی که ابهام درباره وضعیت نهاد قدرت بر سیاست ایران سایه افکنده بود، مردم با حضور در خیابان در مقام مدعیان اصلی و صاحبان اصیل حاکمیت حاضر شدند. آنها با اشغال فضا درباره سیاست تصمیم میگیرند. حضور آنها در خیابان صرفاً تمهیدی حکومتی برای مقابله با خطر شورش داخلی مورد حمایت دشمن خارجی نیست؛ آنها با حضور در خیابان به هر اقدام نظامی، سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران مشروعیت میبخشند. همچنین با اشغال فضا اعلام میکنند به عنوان یک پیکر واحد حق انحصاری تصمیمگیری درباره آینده نهاد قدرت و نظام سیاسی حاکم بر ایران را در اختیار دارند. به این ترتیب مردم به بیان رهبر انقلاب اسلامی به رهبرانی تبدیل میشوند که حاکمند و به خاطر این حاکمیت از حق انحصاری توزیع منزلت و شأن و نامگذاری امور برخوردارند.
این مساله وقتی معنای بیشتری پیدا میکند که میبینیم حضور مردم، حضوری خودخواسته و خودانگیخته و بدون توجه به منازعات جاری در سیاست کشور است. افرادی از زنان و مردان با علایق متفاوت فرهنگی در خیابان حاضر میشوند تا ازحق انحصاری خود برای تصمیمگیری درباره سیاست دفاع کنند. این همان چیزی است که حضور خیابانی مردم را به عرصه اصیل ظهور سیاست تبدیل میکند.
مردم، جنگ رمضان و احیای نهاد قدرت
تاریخ جمهوری اسلامی تاریخ ظهور سیاست در خیابان است. از این منظر خود انقلاب اسلامی اقدامی برای تصاحب خیابان و عمومی کردن حق مردم بر خیابان بود. همچنین مهمترین رخدادهای سیاسی در ایران بعد از انقلاب رخدادهایی در خیابان بودهاند. نهایتاً بخش عمدهای از مناقشات و چالشهای سیاسی در این دوره در خیابان تعیینتکلیف شده است. همه اینها را باید به نمایش خیابانی مردم در انتخابات ملی یا محلی مانند انتخابات ریاست جمهوری، مجلس یا شوراهای اسلامی شهر و روستا در دورههای مختلف تاریخ جمهوری اسلامی ایران نیز اضافه کنیم.
به رغم همه آن چیزی که تا اینجا آوردم، حضور خیابانی مردم در جنگ رمضان حیثیت متفاوتی پیدا کرده است. در جنگ اخیر پدیدههای قابل توجه سیاسی را مشاهده کردیم؛ از جمله بازگشت تعداد قابل توجهی از ایرانیان از سراسر جهان به کشور برای دفاع از ایران و حضور ۷۰ شبه اقشار مختلف در «میدان خیابان». حضور زنان و مردانی با باورهای سیاسی متفاوت، نشانه ظهور نوع تازهای از سیاست و سیاسی بودن در خیابانهای ایران است. این مسالهای است که به شکل جدی باید در نهاد قدرت بعد از روشن شدن تکلیف جنگ مورد توجه قرار گیرد. در حالی که بخش قابل توجهی از مردم ایران با عقاید و پوشش و تظاهرات فرهنگی و مدنی متفاوت درباره جمهوری اسلامی ایران به توافق رسیدهاند، لازم است امکان نوعی بازنگری عمومی درباره شمول این تنوعات جدید در نهاد قدرت به شکل جدی مورد بررسی قرار گرفته و اقدامات لازم درباره آن به طور رسمی انجام شود.
اگر گشودگی نسبت به این ظهور سیاسی در خیابان در نهاد قدرت وجود داشته باشد و پاسخ مناسبی از سوی نهاد قدرت به این تنوع به وحدترسیده در ذیل جمهوری اسلامی ایران و پرچم واحد سیاسی ارائه شود، خیابان به فرصت سیاسی جدیدی در مسیر احیای نهاد سیاست تبدیل خواهد شد. نهاد سیاست همچنین در نتیجه این پاسخ مناسب به شکل معناداری میتواند از احیای خود صحبت کند، بنابراین خیابان در این جنگ را باید به عنوان آیینهای از تحولات سیاسی - اجتماعی جامعه ایرانی فهمید. همینطور باید فضای لازم برای ساماندهی سیاسی این کثرت سیاسیشده جدید را در خیابان در پساجنگ فراهم آورد. به این ترتیب است که میتوان ادعا کرد خیابان در جنگ رمضان کارکردی بیشتر از آنچه عموماً درباره نهاد سیاست و مردم گفتهاند، داشته است.
سیاست، خیابان و احیای امر سیاسی
ارسال نظر
پربیننده