۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۸

از طوفان‌الاقصی تا خلیج فارس پایان رؤیای آی‌مِک

مهدی افراز: با گذشت بیش از ۳۰ ماه از آغاز عملیات تاریخ‌ساز طوفان‌الاقصی و شدت گرفتن تحولات غرب آسیا، امروز در نقطه‌ای قرار گرفته‌ایم که شاهد تحقق اصلی‌ترین اهداف این رخداد و به ثمر نشستن خون ده‌ها هزار شهید و مجاهدت‌های همه‌جانبه از سوی امت اسلام در سایه‌ تدابیر و سیاست‌های مقاومت هستیم. دالان اقتصادی هند- خاورمیانه- اروپا (IMEC) که با هیاهوی فراوان در اجلاس G20 در سپتامبر ۲۰۲۳ رونمایی شد، در هسته خود، یک معماری ژئوپلیتیک با اهداف حذف کامل ایران از مسیرهای اصلی تجارت جهانی و منزوی‌سازی اقتصاد مقاومت، ایجاد یک رقیب استراتژیک برای «ابتکار کمربند و جاده» چین و کاهش نفوذ پکن در منطقه و تبدیل رژیم صهیونیستی و بنادر غصبی آن بویژه حیفای اشغالی به شاهراه اصلی و غیرقابل جایگزین اتصال آسیا به اروپا بود. در واقع، «آی‌مک» قرار بود ستون فقرات اقتصادی خاورمیانه جدید آمریکایی باشد که در آن، رژیم اشغالگر نقش محوری و انکارناپذیری ایفا می‌کرد. عملیات طوفان‌الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳/ ۱۵ مهر ۱۴۰۲، کمتر از یک ماه پس از رونمایی از آی‌مک، این فرض بنیادین ثبات را به طور کامل در هم شکست. این عملیات و جنگ‌های متوالی پس از آن، به جهان نشان داد موضوع فلسطین پتانسیل انفجار برای بی‌ثبات کردن کل منطقه را دارد. اهمیت این ضربه به قدری بود که مقامات ارشد آمریکایی و صهیونیست نیز به آن اعتراف کردند. اذعان جو بایدن، رئیس‌جمهور وقت آمریکا مبنی بر اینکه یکی از دلایل احتمالی حمله حماس، جلوگیری از اجرای دالان آی‌مک بوده، یک اعتراف راهبردی بود. این سخن نشان می‌داد محور مقاومت به‌درستی دریافته بود این کریدور، خطری حیاتی برای آرمان فلسطین و جایگاه ژئوپلیتیک ایران است. همچنین تلاش مضحک بنیامین نتانیاهو در سازمان ملل برای نمایش نقشه آی‌مک به عنوان برکت و بلافاصله نامیدن ایران و متحدانش به عنوان نفرین، دقیقاً نشان‌دهنده نقطه مقابل آن بود. پس از طوفان‌الاقصی، جذابیت آی‌مک برای سرمایه‌گذاران و شرکای بالقوه به‌شدت کاهش یافت و با منطقه‌ای‌سازی جنگ اخیر توسط نیروهای مسلح ایران کاملاً متلاشی شد. چگونه می‌توان یک کریدور تجاری امن را تصور کرد که شاهراه اصلی آن، یعنی بندر حیفا، در تیررس مستقیم موشک‌های حزب‌الله لبنان قرار دارد؟! چگونه می‌توان به مسیری اعتماد کرد که از اردن می‌گذرد؛ کشوری که افکار عمومی آن به‌شدت ضداسرائیلی است و هر لحظه ممکن است با بحران‌های داخلی مواجه شود؟ چگونه می‌توان رقابت با کانال سوئز را در شرایطی برنامه‌ریزی کرد که نیروهای انصارالله یمن قبلا با بستن باب‌المندب نشان دادند شریان‌های حیاتی کشتیرانی در منطقه تا چه حد آسیب‌پذیرند؟ و در اساسی‌ترین نقطه، چگونه با مناسبات جدید در تنگه هرمز و نظم جدید حاکم بر خلیج‌ فارس، حضور بازیگران امنیتی - اقتصادی آمریکایی برای تمهید سازوکارهای این پروژه امکان‌پذیر خواهد بود؟ همه این پرسش‌ها نشان می‌دهد چطور این طراحی قدم به قدم دچار دگرگونی شده و در اوج آن اعمال حکمرانی جمهوری اسلامی بر آب‌های خلیج‌ فارس به منزله فروپاشی قطعی پروژه‌های ژئوپلیتیک رژیم صهیونی خواهد بود. ترسیم چارچوب وضعیت آینده در پیام راهبردی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در روز ملی خلیج‌ فارس نشان می‌دهد مهم‌ترین دستاوردهای عملیات طوفان‌الاقصی و همه اقدامات تکمیلی جبهه مقاومت برای تبدیل این پروژه خطرناک به بزرگ‌ترین محور تحولات غرب آسیا به نفع مقاومت در حال تثبیت است و به همین جهت ایشان حصول این دارایی را مرهون سیاست‌ها و تدابیر مقاومت دانستند: «بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت می‌کنند، جایی در آن ندارند، مگر در قعر آب‌هایش و زنجیره‌ این ظفر که به لطف پروردگار تبارک و تعالی در سایه‌ تدابیر و سیاست‌های مقاومت و راهبرد ایران قوی محقق شده است، طلیعه‌ نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود».  گذشت زمان مشخص خواهد کرد تضعیف حضور نظامی، سپس امنیتی و بعد سیاسی آمریکا در خلیج‌ فارس و هم‌سرنوشت شدن کشورهای مستقر در اطراف آن، مهم‌ترین گام در مسیر ازاله رژیم صهیونیستی خواهد بود و بر همین اساس پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی، مانیفستی برای تثبیت دستاوردهای متنوع مقاومت در دوران پساطوفان‌الاقصی و سرعت‌بخشی به آزادی قدس شریف خواهد بود.

ارسال نظر
captcha