
امیرعباس نوری: بعدازظهر یکشنبه ایران پاسخ خود به طرح جدید آمریکا برای توافق را به مقامات پاکستان تحویل داد. مقامات آن کشور نیز بلافاصله پاسخ ایران را به مقامات آمریکا منتقل کردند. رئیس جمهور آمریکا شامگاه یکشنبه نسبت به پاسخ ایران واکنش منفی نشان داد و گفت از این پاسخ راضی نیست.
به گزارش «وطن امروز»، واکنش منفی ترامپ نسبت به پاسخ ایران، قابل پیشبینی بود. بررسی عملکرد وی درباره مذاکره با ایران نشان میدهد ترامپ تمایلی به توافق با ایران ندارد. 2 نوبت حمله به ایران آن هم در میانه مذاکرات، به اندازه کافی عدم تمایل وی به توافق با ایران را نشان میدهد. ترامپ در حالی وارد جنگ با ایران شد که طبق اسناد و شواهد و قرائن، روند و محتوای مذاکرات، هم قبل از جنگ 12 روزه و هم قبل از جنگ 40 روزه زمینه توافق طرفین را فراهم کرده بود. پیشنهادات ایران در هر 2 دور مذاکرات به گونهای بود که اگر دولت آمریکا انگیزه و ارادهای برای توافق با ایران داشت، قطعا آن مذاکرات منتهی به حصول توافق میشد. بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان که میزبان مذاکرات ایران و آمریکا بود، شامگاه جمعه 8 اسفند، یعنی تنها ساعاتی قبل از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، به واشنگتن سفر کرد تا مقامات آمریکا را در جریان آخرین مذاکرات استیو ویتکاف و جرد کوشنر با عباس عراقچی قرار دهد. بوسعیدی در این سفر با جیدی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا دیدار کرد و او را در جریان محتوای مذاکرات قرار داد. وی همچنین در مصاحبه با فاکسنیوز به برخی جزئیات آن مذاکرات اشاره و تصریح کرد همه چیز برای توافق آمریکا با ایران فراهم است. در واقع وزیر خارجه عمان چند ساعت مانده به حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، به واشنگتن رفت تا به آنها یادآوری کند اگر خواهان یک توافق با ایران هستند، همه چیز برای آن فراهم است. بیتوجهی رئیس جمهور آمریکا به ماهیت مذاکرات و تاکید میزبان مذاکرات بر فراهم بودن زمینه توافق، یکی دیگر از گزارههایی است که نشان میدهد دونالد ترامپ تمایلی به توافق با ایران ندارد.
این موضوع، یعنی عدم تمایل ترامپ به توافق با ایران، مورد ارزیابی و تحلیل کارشناسان و صاحبنظران قرار گرفت. در نهایت جمعبندی همه ارزیابیها این بود که ترامپ تحت تاثیر القائات نتانیاهو تصور میکند ایران در موقعیت بسیار ضعیفی قرار گرفته و او میتواند از طریق یک کارزار نظامی، نهتنها برنامه هستهای ایران را از بین ببرد، بلکه حتی میتواند جمهوری اسلامی را نیز براندازد. ماجرای دستگیری مادورو و تسلط بر ونزوئلا نیز بر این تصور ترامپ افزود تا در نهایت وی با همراهی نتانیاهو، صبح 9 اسفند به ایران حمله کرد.
پس از توقف جنگ 40 روزه و شکست ترامپ در تحقق اهداف تعیینشده این جنگ، بسیاری از صاحبنظران تصور میکردند شرایط برای توافق آمریکا با ایران فراهم است. تقریبا همه کارشناسان بینالمللی بر این موضع اتفاق نظر دارند که جنگ 40 روزه، نتیجه برآوردها و اشتباهات ترامپ درباره قدرت ایران بود. نکته دیگری که این کارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند، عدم تحقق اهداف تعیینشده آمریکا در این جنگ است. صاحبنظران بر اساس این گزارهها، همچنین تبعات ادامه جنگ برای آمریکا و اقتصاد جهانی، معتقدند تنها راه خروج ترامپ از مخمصه خودساخته جنگ با ایران، حصول توافق میان طرفین است. با این حال مواضع ترامپ در قبال دور جدید مذاکرات با ایران در اسلامآباد به وضوح نشان داد در کاخ سفید اصطلاحا در بر همان پاشنه سابق میچرخد. با وجود اثبات اشتباه بودن برآوردها و محاسبات ترامپ درباره نتایج جنگ علیه ایران، عدم تحقق همه اهداف وی از این جنگ، همچنین تبعات و خسارات زیانبار تداوم جنگ علیه ایران، در حالی که اکثر کارشناسان پیشبینی میکردند ترامپ با عبرت گرفتن از واقعیات جنگ و با اصلاح برآوردهای خود، همچنین با تعدیل شروط خود درباره برنامه هستهای ایران، موضعی عاقلانه و منطقی در مذاکرات اسلامآباد اتخاذ میکند اما وی همان رویه سابق خود را دنبال کرد تا این مذاکرات نیز به سرنوشت مذاکرات قبل از جنگهای 12 و 40 روزه دچار شود.
بازنده شرط میگذارد؟!
قبل از وقوع جنگ 40 روزه، خواستههای ترامپ درباره برنامه هستهای ایران عملا برای توافق نشدن مطرح شده بود. تعطیلی غنیسازی اورانیوم، برچیدن و از بین بردن تاسیسات هستهای ایران و خروج همه ذخایر اورانیوم غنیشده ایران و تحویل آن به آمریکا، مهمترین شروط هستهای ترامپ برای توافق با ایران بود. در مقابل، ایران ضمن حفظ اصول برنامه هستهای خود، پیشنهادات قابل توجهی به طرف آمریکایی ارائه کرد. انعطاف ایران در مقابل شروط ترامپ، به گونهای بود که افراد مطلع پیشبینی میکردند ترامپ قطعا با آن موافقت میکند. ضمن اینکه میزبان مذاکرات، یعنی وزیر خارجه عمان نیز هم در سفر به واشنگتن و هم پس از آن و در جریان جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بارها تصریح کرد پیشنهاد ایران، عملا توافق را در دسترس قرار داده بود. با این حال همانگونه که گفته شد، ترامپ با تصورات توهمی درباره نتایج جنگ علیه ایران، پیشنهاد سخاوتمندانه تهران را نپذیرفت. نکته قابل تامل اینکه پس از جنگ 40 روزه، ترامپ همچنان روی این شروط اصرار کرد؛ یعنی در حالی که به اذعان همه کارشناسان و صاحبنظران دنیا، ترامپ در جنگ علیه ایران شکست خورد و به هیچیک از اهداف خود نرسید اما همچنان بر شروط غیرعملی خود اصرار میکند. در مذاکرات اسلامآباد و پس از آن، با آنکه ایران یک بسته جامع و منعطف، هم درباره برنامه هستهای و هم درباره پایان جنگ و حل و فصل موضوعات تنگه هرمز و محاصره دریایی ارائه کرد اما ترامپ شامگاه یکشنبه اعلام کرد بسته پیشنهادی ایران را نمیپذیرد. یکی دیگر از نکاتی که نشان میدهد ترامپ برخلاف ادعاهایش، دنبال توافق با ایران نیست، وضعیت مبهم موضع آمریکا در قبال خواستههای ایران از توافق احتمالی است. در بیش از یک سال اخیر و از ابتدای مذاکرات ایران و دولت ترامپ، طرف آمریکایی تاکنون توضیحی درباره مطالبات ایران، بویژه وضعیت لغو تحریمها در صورت حصول توافق، ارائه نکرده است. حتی در گفتوگوهای اسلامآباد و مذاکرات غیرمستقیم پس از آن، طرف آمریکایی نهتنها تضمینی درباره پایبندی دولت ترامپ به مفاد توافق بویژه لغو تحریمها ارائه نکرد، بلکه حتی توضیح روشنی درباره لغو تحریمها و آزادسازی اموال بلوکهشده ایران نیز نداد. از سوی دیگر، در حالی که مذاکرات میان طرفین در حال انجام بود، ترامپ هم در سخنرانیها، هم در مصاحبههایش با اهالی رسانه و هم در پستهای متعددی که در شبکه تروث منتشر میکرد، بارها تاکید کرد دیگر هرگز ماجرای آزادسازی بخشی از اموال بلوکهشده ایران پس از توافق برجام، تکرار نخواهد شد. در واقع، ترامپ تاکید میکرد حتی در صورت حصول توافق با ایران، تهران از مواهب این توافق بهرهمند نخواهد شد. او حتی روز یکشنبه، ساعتی قبل از اینکه پاسخ جدید ایران را دریافت کند، در مطلب مفصلی که در تروث منتشر کرد، به ماجرای تعهدات آمریکا در برجام اشاره و تصریح کرد آمریکا دیگر هرگز اجازه نخواهد داد ایران از مواهب اقتصادی توافق برخوردار شود.
این موارد به وضوح نشان میدهد رئیس جمهور آمریکا اساسا به دنبال توافق با ایران نیست. او با وجود شکست همه برنامههایش در جنگ 40 روزه علیه ایران، همچنان توافق با ایران را مشروط به تسلیم شدن ایران میکند. به عبارت دقیقتر، او در حالی که طرف بازنده است اما درست مانند طرف پیروز رفتار میکند. شروطی که ترامپ برای توافق تعیین کرده نیز در واقع موانعی برای عدم توافق است.
هنر معامله نکردن!
ترامپ نویسنده کتاب «هنر معامله» است. او در این کتاب با استفاده از تجارب شخصیاش، توصیههایی درباره انجام معامله مطرح کرده است. پس از جنگ با ایران، این موضوع دستمایه انتقادات کنایهآمیز نسبت به او شده است. کارشناسان و صاحبنظران با اشاره به وضعیت خودساخته ترامپ در قبال ایران، به این نکته اشاره کردهاند که رئیس جمهور آمریکا با برآوردهای کاملا نادرست در قبال نتایج جنگ با ایران، همینطور اتخاذ سیاستهای اشتباه، عملا شرایطی را ایجاد کرده که او را در یک بنبست خسارتبار قرار داده است. تقریبا همه کارشناسان بینالمللی معتقدند همه حالتهای موجود برای پایان دادن به جنگ علیه ایران، به ضرر ترامپ است. این حالتها عبارت است از:
1- از سرگیری جنگ: 40 روز جنگ با ایران نشان داد نهتنها هیچکدام از اهداف اصلی تعیینشده از سوی آمریکا، محقق نشده است، بلکه هزینهها و خسارتهای آن نیز نه فقط آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای منطقه، بلکه اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار داده است. کنترل تنگه هرمز توسط ایران باعث شد قیمت هر بشکه نفت به سرعت افزایش یابد. قبل از وقوع جنگ، قیمت هر بشکه نفت بین 60 تا نهایتا 65 دلار تعیین میشد، حالا قیمت هر بشکه نفت بین 105 تا 120 دلار است. اقتصاد جهان از این افزایش قیمت نفت بهشدت متضرر شده است. قیمت بنزین در آمریکا تا 50 درصد افزایش یافته است. اروپاییها جز میلیاردها دلاری که از افزایش قیمت نفت ضرر کردهاند، حالا با بحران رکود و قحطی برخی کالاها مواجهند. بر اساس برخی برآوردها بعضی کشورهای اروپایی اکنون بهشدت درگیر بحران کمبود سوخت هستند. قیمت اقلام در آمریکا و اروپا افزایش یافته است. از سویی، افزایش قیمت نفت و همینطور عدم صادرات کالاها از تنگه هرمز باعث تعطیلی و تعدیل نیروی کار در کشورهای آسیای شرقی شده است. همه دنیا این شرایط را از چشم ترامپ میبینند. نارضایتی از ترامپ در آمریکا به اوج رسیده است. طبق نتایج نظرسنجیها محبوبیت وی به زیر 35 درصد سقوط کرده است؛ رقمی که از ابتدای ریاست جمهوریاش بیسابقه است. از سرگیری جنگ علیه ایران، این شرایط را تشدید میکند. حتی برخی کارشناسان آمریکایی پیشبینی میکنند در صورت از سرگیری جنگ ممکن است جایگاه ریاست جمهوری ترامپ به خطر بیفتد. به همین خاطر اکنون مناسبات ترامپ و سران حزب جمهوریخواه به خطر افتاده است. جمهوریخواهان معتقدند تبعات و خسارتهای جنگ علیه ایران، باعث شده احتمال اینکه آنها انتخابات آتی کنگره را به دموکراتها واگذار کنند، افزایش یابد. از سوی دیگر، جنگ 40 روزه نشان داد جنگ منجر به تحقق اهداف ترامپ در قبال ایران نمیشود. بنابراین از سرگیری جنگ، اوضاع را برای وی بدتر خواهد کرد.
2- ادامه وضعیت موجود: تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نیز نهتنها منجر به تحقق اهداف ترامپ نمیشود، بلکه مشکلات و بحرانهای سیاسی و اقتصادی فعلی را نیز حل نمیکند. مسدود ماندن تنگه هرمز باعث تشدید هزینههای اقتصادی جنگ بویژه برای اقتصاد جهانی میشود. همینطور نگرانیهای مقامات اروپا و آمریکا درباره وقوع رکود اقتصادی را نیز بیشتر میکند. قیمت سوخت را افزایش میدهد و روند افزایش قیمت کالاها را نیز تسریع میکند. بنابراین ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نهتنها فایدهای برای ترامپ ندارد، بلکه باعث تشدید خسارتهای سیاسی و اقتصادی نیز خواهد شد.
3- خروج یکطرفه از جنگ: این یکی از گزینههایی است که اخیرا مورد توجه کارشناسان و رسانهها قرار گرفته است. نشریه تایم نیز به تازگی گزارش داد ترامپ به سرویسهای اطلاعاتی دولت آمریکا سپرده بررسی کنند گزینه خروج یکجانبه آمریکا از جنگ و اعلام پیروزی در جنگ تا چه اندازه پذیرش عمومی دارد. این گزینه اگرچه میتواند باعث کاهش شدید التهابات بازار نفت، فروکش کردن قیمت نفت و کاهش قیمت سوخت در آمریکا شود اما هزینههای سیاسی آن برای ترامپ بسیار زیاد است، چرا که در عمل به معنای اعتراف وی به شکست است.
4- توافق با ایران: از همان هفته اول جنگ، زمانی که اشتباه بودن محاسبات ترامپ درباره نوع و سطح واکنش ایران به جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی آشکار شد، مقامات، کارشناسان و رسانههای آمریکایی به او پیشنهاد دادند هرچه سریعتر جنگ را متوقف کند. آنها همچنین به ترامپ پیشنهاد دادند تنها راه خروج از باتلاقی که درگیرش شده، از سرگیری مذاکره و توافق با ایران است. به اعتقاد اکثر کارشناسان، در بین گزینههای موجود، توافق با ایران میتواند کمهزینهترین راهحل شرایط موجود باشد. توافق با ایران هم میتواند موجب بازگشایی تنگه هرمز، کاهش قیمت نفت، کاهش قیمت سوخت و پایان التهابات اقتصاد جهانی شود، هم تا حدودی وجهه و موقعیت ترامپ در افکار عمومی آمریکا را ترمیم میکند و هم اینکه جمهوریخواهان یعنی متحدان ترامپ را نسبت به نتیجه انتخابات کنگره امیدوار خواهد کرد. در واقع کاملا مشخص است توافق با ایران، تنها گزینه موجود ترامپ برای نجات از باتلاقی است که به واسطه جنگ علیه ایران در آن گیر افتاده است. با این وجود، عملکرد وی در قبال مذاکرات اسلامآباد نشان داد او در عمل تمایلی به این گزینه ندارد. ترامپ میداند تنها راه خروجش از وضعیت فعلی، توافق با ایران است و تنها راه حصول توافق با ایران، این است که او از مواضع و شروط غیرمنطقیاش عقبنشینی کند. عدهای از کارشناسان معتقدند ترامپ برای خروج کمهزینه از باتلاق فعلی، راهی جز عقبنشینی از این شروط ندارد اما وی تاکنون این را نپذیرفته است. درباره این تصمیم عجیب ترامپ، 2 دیدگاه وجود دارد:
الف- برخی معتقدند غرور کاذب ترامپ مانع عقبنشینی او از شروط هستهای است. در واقع وی معتقد است عقبنشینی از شروط هستهای، باعث میشود مورد شماتت دموکراتها قرار گیرد. ضمن اینکه قطعا در آمریکا از او خواهند پرسید چرا قبل از جنگ 40 روزه که ایران آماده امضای این توافق بود، ترامپ آن را نپذیرفت و با جنگ علیه ایران، خسارات هنگفت سیاسی و اقتصادی برای آمریکا و دیگر کشورهای دنیا ایجاد کرد؟ بر همین اساس، ترامپ تاکنون نتوانسته است خود را راضی کند از شروط هستهایاش عقبنشینی کند. برخی کارشناسان معتقدند ممکن است گذشت زمان، باعث شود وی ناگزیر شود با عقبنشینی از شروط هستهای، با ایران توافق کند.
ب- عده بیشتری از کارشناسان معتقدند دلیل آنکه ترامپ تمایلی برای توافق با ایران ندارد، این است که او تصمیمگیر واقعی درباره توافق نیست. سیاستهای عجیب و همراهی بیسابقه دولت آمریکا با سیاستهای رژیم صهیونیستی بویژه در غرب آسیا باعث شده انگاره اخاذی نتانیاهو از ترامپ بر سر پرونده اپستین قدرت بگیرد. این احتمالی است که حتی وزیر خارجه دولت بایدن نیز به آن اشاره کرده است. آنتونی بلینکن تصریح کرد همراهی ترامپ با پیشنهاد نتانیاهو برای حمله به ایران به این خاطر است که اسرائیل نوارهای فساد ترامپ در پرونده اپستین را در اختیار دارد. با در نظر گرفتن این پیشفرض، میتوان عدم تمایل عجیب ترامپ به توافق را درک کرد. وی در حالی که احتیاج شدید به خروج از وضعیت فعلی دارد و در شرایطی که توافق با ایران، کمهزینهترین گزینه برای خروج از این وضعیت است، همچنان از توافق با ایران فرار میکند؛ همان کاری که ایدهآل نتانیاهو و رژیم صهیونیستی است.