زینب قیصری*: تحولات پرشتاب نظام بینالملل نشان میدهد جهان در حال ورود به مرحلهای جدید از بازتعریف قدرت است؛ مرحلهای که در آن، «داده» در کنار «انرژی» به یکی از مهمترین مؤلفههای اقتدار اقتصادی، امنیتی و راهبردی کشورها تبدیل شده است. در چنین شرایطی، تنگه هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه راهبردی برای انتقال نفت و گاز نیست، بلکه بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از نقاط کلیدی ژئوپلیتیک اقتصاد دیجیتال و زیرساختهای فناوری در جهان است.
در دهههای گذشته، موقعیت ژئوپلیتیک ایران عمدتاً در چارچوب امنیت انرژی و نقشآفرینی در بازار نفت و گاز تحلیل میشد اما امروز، معادلات قدرت جهانی در حال عبور از انحصار ژئوپلیتیک انرژی به سمت ژئوپلیتیک داده، زیرساختهای ارتباطی و حکمرانی فناوری است. همانگونه که خطوط انتقال انرژی برای اقتصاد جهانی حیاتی هستند، مسیرهای انتقال داده، کابلهای فیبر نوری بینالمللی، مراکز داده، رایانش ابری، هوش مصنوعی و امنیت سایبری نیز به زیرساختهای حیاتی قدرت در قرن بیستویکم تبدیل شدهاند.
رقابت قدرتهای بزرگ دیگر تنها بر سر کنترل منابع نفت و گاز نیست، بلکه بر سر تسلط بر جریان اطلاعات، شبکههای پردازش داده، پلتفرمهای دیجیتال و زیرساختهای ارتباطی نیز جریان دارد. در این میان، موقعیت جغرافیایی ایران و تسلط راهبردی آن بر تنگه هرمز میتواند علاوه بر مزیت سنتی انرژی، به یک مزیت بزرگ در حوزه ترانزیت داده و اتصال دیجیتال منطقه تبدیل شود.
با این حال، جمهوری اسلامی ایران نباید صرفاً به مسیر عبور داده یا بازار مصرف فناوری خارجی تقلیل پیدا کند. همانگونه که خامفروشی نفت و گاز مغایر منافع بلندمدت کشور است، وابستگی در اقتصاد دیجیتال نیز میتواند کشور را در آینده به بازیگری حاشیهای و آسیبپذیر تبدیل کند. ایران نیازمند شکلدهی به یک راهبرد ملی در حوزه اقتصاد داده و زیرساختهای دیجیتال است؛ راهبردی که مبتنی بر توسعه مراکز داده بومی، تقویت شبکههای انتقال بینالمللی، ارتقای توان پردازش داخلی، حمایت از پلتفرمهای راهبردی و افزایش تابآوری سایبری باشد. اهمیت این مساله زمانی دوچندان میشود که بدانیم صنایع آینده بدون زیرساخت قدرتمند داده عملاً امکان رقابت نخواهند داشت. صنایع نسل چهارم، پالایشگاههای هوشمند، پتروشیمیهای دیجیتال، معادن مبتنی بر اتوماسیون، زنجیرههای تأمین هوشمند و حتی تجارت بینالمللی آینده، وابسته به زیرساختهای امن و پایدار ارتباطی و پردازشی هستند.
کشوری که بر شاهراههای داده، مراکز پردازش و امنیت سایبری تسلط نداشته باشد، در نظم جدید اقتصادی جهان به بازیگری وابسته تبدیل خواهد شد.
از سوی دیگر، تجربه جنگهای ترکیبی و نبردهای شناختی طی سالهای اخیر نشان داده زیرساختهای دیجیتال دیگر صرفاً یک موضوع فناورانه یا اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از مؤلفههای قدرت ملی و امنیت راهبردی کشورها محسوب میشوند. اختلال در شبکههای ارتباطی، حملات سایبری، کنترل جریان اطلاعات و جنگ روایتها، همگی نشان میدهد امنیت داده و زیرساختهای دیجیتال اکنون در امتداد امنیت ملی تعریف میشود.
بر این اساس، توسعه حکمرانی داده، بومیسازی فناوریهای زیرساختی، ایجاد کریدورهای امن ترانزیت اطلاعات و تبدیل ایران به هاب منطقهای خدمات دیجیتال، باید به بخشی از راهبرد کلان جمهوری اسلامی ایران در دوران پساجنگ و نظم جدید منطقهای تبدیل شود. ایران از این ظرفیت برخوردار است که همانگونه که در حوزه انرژی یک بازیگر تعیینکننده بوده، در آینده اقتصاد دیجیتال منطقه نیز به یک بازیگر اثرگذار و راهبردی تبدیل شود.
امروز تنگه هرمز تنها شاهراه انرژی جهان نیست، بلکه میتواند به شاهراه راهبردی داده، فناوری و اقتصاد دیجیتال غرب آسیا تبدیل شود؛ ظرفیتی که در صورت نگاه آیندهمحور، سرمایهگذاری هدفمند و تصمیمگیری هوشمندانه، قادر است جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در نظم آینده جهانی به طور محسوسی ارتقا دهد.
*نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی
تنگه هرمز؛ از شاهراه انرژی تا کریدور ژئوپلیتیک داده
ارسال نظر
پربیننده