
گروه سیاسی: حدود ۸۰ روز از آغاز جنگی میگذرد که دولت تروریست آمریکا و ارتش جنایتکار صهیونیستی تصور میکردند میتواند در مدت زمانی کوتاه، به براندازی جمهوری اسلامی ایران منجر شود. جنگی که ابتدا به عنوان عملیاتی ۳ روزه تصویر میشد و قرار بود با نابودی زیرساختهای موشکی و نظامی ایران، تغییر موازنه منطقهای و فروپاشی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی به پایان برسد، اکنون نهتنها به اهداف توهمیاش نرسیده، بلکه آمریکا و شخص ترامپ عملا در بنبستی گرفتار شدهاند که هیچ مسیر خروج آسانی پیش روی آنها قرار ندارد.
این بنبست، بیش از هر چیز، محصول شکاف عمیق میان اهداف اولیه جنگ و واقعیتهای میدانی آن است. آمریکا تصور میکرد حملات نظامی گسترده میتواند ظرف مدت کوتاهی توان موشکی ایران را فلج کرده و تهران را به پذیرش شروط واشنگتن وادار کند اما این جنگ به یک نبرد فرسایشی ۴۰ روزه تبدیل شد و پس از برقراری آتشبس نیز نهتنها مساله ایران حل نشد، بلکه وضعیت برای آمریکا پیچیدهتر هم شد.
واقعیت آن است که برخلاف محاسبات اولیه واشنگتن و تلآویو، جمهوری اسلامی نهتنها فرونپاشید، بلکه توانست ساختار سیاسی، امنیتی و نظامی خود را حفظ کند و در ادامه جنگ، ابتکار عملهای جدیدی را نیز به دست گیرد. مهمترین نمونه این مساله، کنترل و تسلط ایران بر تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که بخش بزرگی از انرژی جهان از آن عبور میکند و اکنون به یکی از اصلیترین اهرمهای فشار تهران علیه واشنگتن تبدیل شده است.
ایران نشان داد حتی زیر سنگینترین حملات نظامی نیز میتواند ظرفیت واکنش و پاسخ متقابل خود را حفظ کند. همین موضوع باعث شده امروز ترامپ با یک بحران چندلایه مواجه باشد؛ بحرانی که نه امکان اعلام پیروزی در آن وجود دارد و نه خروج بدون هزینه از آن ممکن به نظر میرسد.
در چنین شرایطی، اکنون ترامپ عملا با ۲ مسیر روبهرو است؛ نخست اینکه شروط و مطالبات ایران را بپذیرد و تلاش کند جنگ را به پایان برساند. مسیر دوم اما از سرگیری جنگ و ورود دوباره به فاز نظامی است؛ مسیری که به نظر میرسد بخشی از جریان حاکم بر واشنگتن بویژه برخی محافل پنتاگون، همچنان از آن حمایت میکنند.
در روزهای اخیر، مجموعهای از سیگنالها و مواضع منتشرشده از سوی شخص ترامپ و کاخ سفید نشان میدهد احتمال حرکت واشنگتن به سمت گزینه دوم، یعنی آغاز مجدد جنگ همچنان جدی است. رئیس جمهور آمریکا در اظهارات مختلف، هم پیشنهادهای ایران را «غیرقابل قبول» خوانده و هم از ادامه یافتن عملیات علیه تهران سخن گفته است.
با این حال، نکته مهم این است که بخش مهمی از رسانهها، اندیشکدهها و تحلیلگران آمریکایی تأکید دارند آغاز دوباره جنگ علیه ایران، نهتنها به اهداف مطلوب ترامپ منجر نخواهد شد، بلکه میتواند شرایط را برای آمریکا بسیار دشوارتر کند.
در همین رابطه روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی که اخیرا منتشر کرد، به صراحت از احتمال ازسرگیری جنگ سخن گفت و تأکید کرد پنتاگون در حال آمادهسازی گزینههای مختلف نظامی است. این روزنامه نوشت یکی از سناریوهای مورد بررسی، حملات گستردهتر علیه زیرساختهای نظامی و حیاتی ایران است و سناریوی دیگر، تلاش برای نفوذ زمینی و دستیابی به ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، بویژه در سایت اصفهان.
نیویورکتایمز حتی از احتمال عملیات زمینی محدود برای تصرف جزیره خارک، همچنین اعزام نیروهای ویژه جهت دستیابی به ذخایر اورانیوم نوشت؛ عملیاتی که به گزارش این رسانه آمریکایی، نیازمند حضور هزاران نیرو و ایجاد حلقههای امنیتی گسترده در داخل منطقه خواهد بود. این گزارش همچنین تأکید میکند مقامهای نظامی آمریکا نسبت به تلفات سنگین چنین سناریوهایی هشدار دادهاند و معتقدند هرگونه ورود زمینی میتواند آمریکا را وارد جنگی فرسایشی و پرهزینه کند. این روزنامه در بخش دیگری از گزارش خود تصریح میکند ایران پس از آتشبس، دسترسی عملیاتی به بسیاری از سایتهای موشکی و تأسیسات زیرزمینیاش را بازیابی کرده است. به همین دلیل، حتی برخی مقامهای نظامی آمریکا نیز اذعان دارند دستیابی به پیروزی برابر ایران، به مراتب دشوارتر از چیزی است که ابتدای جنگ تصور میشد.
در همین حال شبکه تلویزیونی سیانان نیز تصویری مشابه اما عمیقتر از بحران فعلی دولت ترامپ ارائه میدهد. سیانان در گزارش خود تأکید میکند ترامپ از سفر به چین، عملا بدون هیچ دستاورد مهمی در پرونده ایران به واشنگتن برگشته و حالا ناچار است میان ۲ گزینه دشوار انتخاب کند؛ توافق با ایران یا بازگشت به جنگ.
شبکه آمریکایی اعلام کرد بخش مهمی از امید کاخ سفید به این بود که سفر ترامپ به چین و گفتوگو با شی جینپینگ بتواند راهی برای اعمال فشار بیشتر بر تهران و بازگشایی تنگه هرمز فراهم کند اما این اتفاق رخ نداد.
سیانان همچنین از اختلافات داخلی در دولت آمریکا پرده برداشت و گفت در حالی که بخشی از پنتاگون خواهان حملات تهاجمیتر علیه ایران است، گروه دیگری از مقامهای دولت همچنان بر ادامه دیپلماسی تأکید دارند. با این حال، گزارش تأکید میکند شخص ترامپ به دلیل عدم تغییر مواضع ایران، بهشدت عصبانی است.
طبق گزارش سیانان، یکی از اصلیترین دلایل عصبانیت ترامپ، ادامه بسته بودن تنگه هرمز و افزایش شدید قیمت نفت و گاز است؛ مسالهای که مستقیماً اقتصاد آمریکا و وضعیت سیاسی او را تحت تأثیر قرار داده است. این شبکه عنوان کرد قیمت بنزین در آمریکا به بیش از 4.5 دلار در هر گالن رسیده و تورم نیز دوباره روند صعودی پیدا کرده؛ وضعیتی که به طور مستقیم محبوبیت اقتصادی ترامپ را تهدید میکند.
سیانان همچنین تأکید کرد جنگ ایران به یکی از نگرانیهای اصلی جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای تبدیل شده است. طبق این گزارش، بسیاری از مشاوران و متحدان ترامپ نگرانند ادامه جنگ به شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر منجر شود. حتی برخی سرمایهگذاران و مدیران اقتصادی آمریکا نیز در گفتوگوهای پشت پرده از دولت آن کشور خواستهاند هرچه سریعتر راهی برای پایان دادن به جنگ پیدا کند.
این شبکه در بخش دیگری از گزارش خود به سردرگمی شخص ترامپ اشاره میکند و میگوید رئیس جمهور آمریکا از یک سو نمیخواهد به عنوان فردی شناخته شود که در برابر ایران عقبنشینی کرده و از سوی دیگر، بخوبی میداند ادامه جنگ میتواند وضعیت اقتصادی و سیاسی او را بیش از پیش تخریب کند.
از سوی دیگر، نشریه The Hill نیز در یادداشتی، از جنگ ایران به عنوان یکی از بزرگترین بحرانهای سیاسی ترامپ یاد کرد و نوشت: حتی اگر ترامپ تلاش کند این جنگ را «پیروزی» جلوه دهد، افکار عمومی آمریکا به سختی چنین روایتی را خواهد پذیرفت.
این نشریه تأکید کرد ترامپ در آغاز جنگ از «تسلیم بدون قید و شرط» و حتی «تغییر حکومت» سخن میگفت اما اکنون کار به جایی رسیده که واشنگتن درباره ادامه بخشی از برنامه هستهای ایران و رفع تحریمها مذاکره میکند! هیل همچنین نوشت جمهوریخواهان برای توجیه این جنگ با بحران اعتبار روبهرو شدهاند و بخش مهمی از افکار عمومی آمریکا این درگیری را یک جنگ پرهزینه و بینتیجه میداند.
در همین چارچوب، «توماس رایت» کارشناس مؤسسه بروکینگز در تحلیلی مفصل، وضعیت ترامپ را «تنگنا» توصیف کرد و نوشت: رئیس جمهور آمریکا اکنون میان ۲ گزینه دشوار گرفتار شده است؛ یا باید توافقی نزدیک به خواستههای ایران را بپذیرد یا وارد جنگی شود که میتواند به مراتب فرسایشیتر و پرهزینهتر از قبل باشد.
رایت توضیح داد: گزینههایی مانند حمله زمینی برای دستیابی به اورانیوم ایران، تصرف جزیره خارک یا هدف قرار دادن زیرساختهای ایران، همگی با خطرات سنگین همراه خواهد بود و میتواند با توجه به پاسخهای احتمالی ایران، آمریکا را وارد جنگی گسترده و غیرقابل کنترل کند. وی عنوان کرد: ایران در طول جنگ نشان داد قادر است با وجود حملات سنگین، هم ساختار حکومت خود را حفظ و هم با استفاده از ابزارهایی مانند کنترل تنگه هرمز، فشار متقابل شدیدی بر آمریکا و متحدانش وارد کند.
رایت همچنین به نکته مهم دیگری اشاره کرد: ایران با بستن یا کنترل تنگه هرمز، عملا چیزی شبیه یک «سلاح هستهای اقتصادی» در اختیار گرفته است؛ ابزاری که میتواند بازار انرژی جهان را دچار شوک کند و فشار سنگینی بر اقتصاد دنیا بویژه اقتصاد غرب وارد آورد. به اعتقاد او، همین مساله باعث شده حتی بسیاری از متحدان آمریکا نیز نسبت به ادامه جنگ با تردید نگاه کنند.
اما جدا از همه این مسائل، موضوع مهم دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه ایران در طول جنگ 40 روزه و پس از آن، نهتنها بخش مهمی از توان دفاعی خود را حفظ کرده، بلکه توانسته توان مصرفشده را بازیابی و حتی تقویت کند. به همین دلیل، اگر قرار باشد جنگ دیگری علیه ایران آغاز شود، به احتمال بسیار، واکنش تهران نیز بسیار گستردهتر، شدیدتر و پیچیدهتر از جنگ ۴۰ روزه خواهد بود. اکنون ایران علاوه بر تجربه جنگ اخیر، درک دقیقتری از الگوهای عملیاتی آمریکا و رژیم صهیونی به دست آورده و همزمان ابزارهای فشار منطقهای و اقتصادی خود را نیز حفظ کرده است.