۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۳
پیام افشای گزارشات محرمانه آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا درباره حفظ توان موشکی ایران چیست

مخالفت با جنگ

مخالفت با جنگ

گروه سیاسی: در حالی که ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای و غربی‌اش همچنان درگیر هزینه‌های آغاز جنگ علیه ایران هستند و کنترل ایران بر تنگه راهبردی هرمز هر روز مستحکم‌تر می‌شود، مجموعه سیگنال‌هایی که از ترامپ و حلقه نزدیک به او مخابره می‌شود، این تصور را ایجاد کرده که رئیس جمهور آمریکا برای فرار از این بن‌بست، به گزینه تشدید دوباره تنش با ایران فکر می‌کند؛ مسیری که نخستین‌بار 9 اسفند 1404 آغاز شد اما نه‌تنها به اهداف اعلامی نرسید، بلکه واشنگتن را در برابر مجموعه‌ای از بحران‌های امنیتی، اقتصادی و نظامی قرار داد که هنوز هم آثار آن ادامه دارد.
ترامپ در روزهای اخیر بارها ایران را تهدید کرده و از بازگشت گزینه نظامی و ادامه عملیات در صورت لزوم سخن گفته است. همزمان بخشی از جریان‌های تندرو در واشنگتن و تل‌آویو نیز تلاش می‌کنند این گزاره را القا کنند که جنگ قبل نیمه‌تمام مانده و باید دوباره به ایران فشار نظامی وارد شود تا تهران وادار به عقب‌نشینی شود.
دقیقا در همین نقطه است که شکاف مهمی در فضای سیاسی و امنیتی آمریکا خود را نشان می‌دهد. برخلاف فضای تبلیغاتی کاخ سفید، بخش مهمی از رسانه‌ها، تحلیلگران و حتی نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده هشدار می‌دهند آغاز دوباره جنگ علیه ایران نه‌تنها نتیجه‌ای برای واشنگتن نخواهد داشت، بلکه می‌تواند شرایط را برای آمریکا به ‌مراتب پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر کند.
به اعتقاد بیشتر رسانه‌ها و صاحبنظران بین‌المللی جنگ ۴۰ روزه برخلاف آنچه رئیس دولت آمریکا در سخنرانی‌هایش ادعا می‌کند، به یک پیروزی برای آن کشور تبدیل نشد. اگرچه ایران خسارت‌های سنگینی متحمل شد اما نه جمهوری اسلامی فروپاشید، نه توان موشکی و پهپادی‌ ایران نابود شد و نه تهران در معادلات منطقه‌ای ضعیف شد. در مقابل، آمریکا نیز با هزینه‌های سنگین نظامی، فرسایش ذخایر راهبردی تسلیحاتی، تخریب قابل توجه تمام پایگاه‌هایش در منطقه، افزایش فشار افکار عمومی داخلی و در نهایت در اختیار گرفتن ابتکار عمل تنگه هرمز توسط ایران مواجه شد.
به همین دلیل است که اکنون بسیاری از تحلیلگران آمریکایی هشدار می‌دهند ورود دوباره به جنگ با ایران می‌تواند واشنگتن را وارد یک باتلاق راهبردی عمیق‌تر کند؛ باتلاقی که اقتصاد جهان، بازارهای انرژی و حتی موقعیت بین‌المللی آمریکا را به مراتب بیش از جنگ 40 روزه تحت تأثیر قرار خواهد داد. در همین فضا، به نظر می‌رسد درون دولت آمریکا نیز شکاف قابل‌ توجهی درباره موضوع حمله مجدد به ایران وجود دارد. شواهد نشان می‌دهد بخشی از ساختار سیاسی و امنیتی رژیم ایالات متحده، بویژه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، نسبت به ادامه جنگ یا آغاز دوباره آن نگاه مثبتی ندارند. انتشار ۲ گزارش مهم در روزنامه‌های آمریکایی طی روزهای اخیر را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد.
هفته گذشته روزنامه واشنگتن‌پست گزارشی منتشر کرد که مستقیما به ارزیابی‌های محرمانه سیا و دیگر نهادهای اطلاعاتی آمریکا استناد داشت. این گزارش تأکید می‌کرد بر اساس جمع‌بندی دستگاه اطلاعاتی آمریکا، ایران به‌رغم ۴۰ روز جنگ تمام‌عیار، همچنان حدود ۷۵ درصد پرتابگرهای متحرک موشکی و ۷۰ درصد ذخایر موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده است. واشنگتن‌پست همچنین نوشت ایران توانسته است تقریباً همه تأسیسات زیرزمینی ذخیره‌سازی و پشتیبانی موشکی خود را بازگشایی کند. طبق این گزارش، حتی بخشی از موشک‌های آسیب ‌دیده نیز تعمیر شده‌ و برخی موشک‌هایی که هنگام آغاز جنگ در مرحله نهایی تولید بودند، اکنون تکمیل و عملیاتی شده‌اند.
این رسانه آمریکایی علاوه بر این، به مساله مهم پهپادها نیز پرداخت و تصریح کرد ایران همچنان ظرفیت قابل‌ توجهی در تولید و استفاده از پهپادهای انتحاری دارد؛ پهپادهایی که به‌ گفته تحلیلگران آمریکایی، در معادلات تنگه هرمز حتی از موشک‌ها هم مهم‌ترند. واشنگتن‌پست به نقل از مقامات آمریکا نوشت تنها برخورد یک پهپاد به یک کشتی می‌تواند شرکت‌های بیمه را وادار به توقف پوشش نفتکش‌ها کند؛ مساله‌ای که عملاً امنیت انرژی جهان را دچار بحران می‌کند.
این گزارش همچنین تأکید کرد ارزیابی سیا نشان می‌دهد ایران می‌تواند ماه‌ها در برابر محاصره اقتصادی و دریایی ایالات متحده مقاومت کند و برخلاف ادعاهای ترامپ، اقتصاد ایران با نقطه فروپاشی فاصله بسیار زیادی دارد. حتی در بخشی از گزارش آمده بود برخی مقام‌های آمریکا معتقدند ظرفیت واقعی ایران برای تحمل فشار، بیشتر از برآوردهای سیا است.
اهمیت ماجرا اما زمانی بیشتر شد که تنها چند روز بعد، روزنامه نیویورک‌تایمز نیز گزارش مفصل دیگری منتشر کرد؛ گزارشی که نه‌تنها داده‌های واشنگتن‌پست را تأیید کرد، بلکه جزئیات تازه و مهم‌تری نیز ارائه داد. نیویورک‌تایمز به نقل از ارزیابی‌های محرمانه دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا از جمله سیا گزارش داد ایران اکنون به ۳۰ مورد از ۳۳ سایت موشکی خود در امتداد تنگه هرمز دسترسی عملیاتی دارد.
این گزارش نیز تصریح کرد ایران ۷۰ درصد پرتابگرهای متحرک و حدود ۷۵ درصد ذخایر موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده است. همچنین نهادهای اطلاعاتی آمریکا برآورد کرده‌اند ایران دوباره به ۹۰ درصد تأسیسات زیرزمینی ذخیره‌سازی و شلیک موشک در سراسر این کشور دسترسی پیدا کرده و بسیاری از این مراکز اکنون «کاملاً یا تا حد زیادی عملیاتی» هستند.
نیویورک‌تایمز حتی فراتر از این رفت و نوشت فرماندهان ارتش آمریکا به‌ دلیل محدود بودن ذخایر بمب‌های سنگرشکن ناچار شدند در بسیاری از حملات صرفا ورودی تأسیسات زیرزمینی ایران را مسدود کنند، نه اینکه کل مجموعه را نابود کنند. این یعنی بخش قابل‌ توجهی از زیرساخت موشکی ایران اساسا از بین نرفته و تنها برای مدتی محدود دچار اختلال شده بود. این روزنامه همچنین فاش کرد آمریکا در جریان جنگ، بخش عظیمی از ذخایر راهبردی خود را مصرف کرده است؛ از بیش از 1000 موشک تاماهاوک گرفته تا صدها موشک پاتریوت و موشک‌های دوربرد دیگر. بر اساس گزارش نیویورک‌تایمز، بازسازی این ذخایر سال‌ها زمان می‌برد. نکته قابل‌ توجه آن است که گزارش نیویورک‌تایمز از نظر جزئیات و عمق اطلاعات، کامل‌تر از گزارش واشنگتن‌پست بود؛ مساله‌ای که نشان می‌دهد این روزنامه احتمالا به منابع اطلاعاتی گسترده‌تر دست‌یافته یا دسترسی مستقیم‌تری به بخش‌هایی از ارزیابی‌های محرمانه دستگاه امنیتی آمریکا داشته است.

چرا گزارش‌های محرمانه امنیتی به رسانه‌ها رسید؟
شاید مهم‌ترین بخش ماجرا انتشار و افشای این گزارش‌ها باشد. اینکه ۲ رسانه معروف آمریکا تقریباً همزمان و با فاصله‌ای کوتاه، به مجموعه‌ای از داده‌های اطلاعاتی محرمانه درباره وضعیت نظامی ایران دسترسی پیدا می‌کنند، به‌ خودی ‌خود حامل پیام‌های مهمی است.
پیام نخست روشن است: نهادها و آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا عملاً به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ایران بعد از ۴۰ روز جنگ همچنان توان دفاعی قابل‌ توجهی دارد و ادامه جنگ نمی‌تواند اهداف واشنگتن را محقق کند. در واقع، این گزارش‌ها مستقیما روایت ترامپ و کاخ سفید درباره «نابودی کامل» قدرت موشکی ایران را زیر سؤال می‌برد. وقتی سیا و دیگر نهادهای اطلاعاتی اذعان می‌کنند ایران هنوز ۷۰ درصد توان موشکی خود را حفظ کرده، ۹۰ درصد تأسیسات زیرزمینی‌اش عملیاتی است و ده‌ها سایت موشکی فعال در امتداد هرمز دارد، یعنی ادعای «فروپاشی کامل» اساساً واقعیت نداشته است و ادامه این جنگ بی‌فایده، هزینه‌های آن را برای آمریکا افزایش می‌دهد.
پیام دوم شاید حتی مهم‌تر هم باشد. این قبیل ارزیابی‌های اطلاعاتی در شرایط عادی نیز جزو اسناد فوق‌محرمانه محسوب می‌شوند، چه رسد به زمانی که آمریکا درگیر جنگ مستقیم با ایران است. بنابراین طبیعی است دسترسی ۲ رسانه معروف آمریکا به چنین جزئیاتی نمی‌تواند صرفاً ناشی از دسترسی‌های متداول و معمول رسانه‌ها باشد.
به همین خاطر این احتمال کاملا جدی وجود دارد که دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا، آگاهانه برخی بخش‌های این ارزیابی‌ها را در اختیار رسانه‌ها قرار داده باشند.
بخش مهمی از افکار عمومی آمریکا بعد از جنگ ۴۰ روزه، نسبت به ورود دوباره به یک جنگ پرهزینه دیگر حساس شده‌اند. افزایش هزینه‌های نظامی، بحران انرژی و فرسایش ذخایر تسلیحاتی، همچنین بی‌نتیجه ماندن اهداف اعلامی جنگ و مهم‌تر از همه اینها، کنترل کامل ایران بر تنگه هرمز و ناکامی آمریکا در بازگشایی آن، باعث شده حمایت عمومی از تشدید دوباره درگیری به طور قابل توجهی کاهش پیدا کند.
در چنین شرایطی، انتشار این گزارش‌ها می‌تواند یک هدف روشن داشته باشد: افزایش فشار افکار عمومی بر ترامپ و جلوگیری از حرکت دوباره او به سمت جنگ.
وقتی رسانه‌های مهم آمریکا به نقل از سیا می‌نویسند ایران همچنان توان موشکی و پهپادی گسترده‌ای دارد و جنگ قبل نتوانسته این ساختار را نابود کند، عملاً این پیام به جامعه آمریکا منتقل می‌شود: ادامه جنگ فقط هزینه بیشتری روی دست واشنگتن خواهد گذاشت، بدون آنکه نتیجه راهبردی مشخصی داشته باشد. از سوی دیگر، این گزارش‌ها می‌تواند نوعی پیام از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا نیز باشد، مبنی بر اینکه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا مخالف آغاز دوباره جنگ هستند. شواهد نشان می‌دهد سیا از ابتدا نیز نگاه مثبتی به آغاز جنگ علیه ایران نداشت. در طول جنگ گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا درباره پیامدهای جنگ، بسیار محتاطانه‌تر از مواضع علنی ترامپ و حلقه نزدیک به او است.
بنابراین اکنون درز این گزارش‌ها به رسانه‌ها را می‌توان در چند سطح تحلیل کرد؛ هم اعلام مخالفت با آغاز دوباره جنگ، هم تلاش برای افزایش فشار افکار عمومی بر ترامپ و هم نوعی فاصله‌گذاری نهادهای اطلاعاتی آمریکا با تصمیمات احتمالی آینده کاخ سفید. در واقع، بخشی از ساختار امنیتی آمریکا احتمالا از همین حالا در حال ارسال این پیام است که اگر جنگ جدیدی علیه ایران آغاز شود و تبعات آن برای آمریکا سنگین‌تر باشد، مسؤولیت آن بر عهده تصمیم‌گیران سیاسی خواهد بود، نه نهادهای اطلاعاتی‌ای که از ابتدا نسبت به بی‌نتیجه بودن این مسیر هشدار داده بودند. به همین دلیل، شاید مهم‌ترین نکته در گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز صرفا آمارهای نظامی نباشد، بلکه این واقعیت باشد که دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا عملا در حال هشدار علنی درباره تبعات جنگ دوباره با ایران هستند.

ارسال نظر
captcha