گروه سیاسی: رفتارهای متناقض و رفت و برگشتی رئیس جمهور آمریکا در قبال ایران، طی ۳ ماه اخیر به یکی از مهمترین نشانههای سردرگمی راهبردی آن کشور در برابر جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است؛ وضعیتی که نهتنها در اظهارات مقامهای آمریکا، بلکه حتی در گزارشهای رسانههای اصلی ایالات متحده نیز به وضوح قابل مشاهده است. ترامپ در این مدت بارها ایران را به حمله گسترده، بمباران سنگین و نابودی زیرساختها تهدید کرده اما هر بار تنها چند ساعت یا چند روز بعد، موضع خود را تغییر داده و از تصمیمات اعلامشدهاش عقبنشینی کرده است.
در واقع، رئیسجمهور آمریکا طی ۲ ماه گذشته دستکم برای پنجمینبار، پس از تهدید مستقیم ایران به حمله نظامی، ناگهان مسیر دیگری را پیش گرفت و تلاش کرد عقبنشینی خود را در قالب فرصت دادن به مذاکرات توجیه کند. این الگو حالا آنقدر تکرار شده که حتی رسانههای آمریکایی نیز به آن اشاره کردهاند. مثلا روزنامه نیویورکتایمز در گزارش اخیر خود تاکید کرد ترامپ بارها ایران را تهدید به حمله کرده اما در آخرین لحظات از کشاندن آمریکا به جنگی پرهزینه و نامحبوب عقبنشینی کرده است.
تازهترین نمونه این رفتار رئیس جمهور آمریکا شامگاه دوشنبه هفته جاری رخ داد؛ زمانی که ترامپ مدعی شد ارتش آمریکا آماده بوده روز سهشنبه یک «حمله بسیار بزرگ» علیه ایران انجام دهد اما او این عملیات را متوقف کرده است. وی روز دوشنبه در جمع خبرنگاران گفت: «ما آماده میشدیم فردا یک حمله بسیار بزرگ انجام دهیم و من آن را برای مدتی به تعویق انداختم». او همچنین مدعی شد سران قطر، عربستان و امارات از او خواستهاند به دلیل در جریان بودن مذاکرات با ایران، حمله را متوقف کند.
ترامپ تلاش کرد این عقبنشینی را ناشی از درخواست متحدان منطقهای آمریکا نمایش دهد اما تنها ساعاتی بعد، روایت او با تناقضهای جدی روبهرو شد. روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی نوشت: چند مقام کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس که ترامپ نام آنها را مطرح کرده بود، اعلام کردهاند اساساً از وجود چنین برنامه قریبالوقوعی برای حمله آمریکا به ایران اطلاع نداشتهاند.
این رسانه آمریکایی تأکید کرد: مقامهای عرب گفتهاند از حملهای که ترامپ مدعی لغو آن شده، بیخبر بودهاند.
همین مساله به تنهایی کافی است تا اصل روایت رئیس جمهور آمریکا زیر سؤال برود، زیرا اگر واقعاً حملهای در آستانه اجرا قرار داشت و رهبران عرب شخصاً برای جلوگیری از آن وارد عمل شده بودند، طبیعی بود مقامهای همان کشورها حداقل در جریان اصل برنامه قرار داشته باشند.
در نتیجه، این احتمال بیش از هر زمان دیگری تقویت شده که ترامپ تلاش کرده تغییر موضع خود را پشت توجه به درخواست کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس پنهان کند؛ روایتی که هدف آن جلوگیری از نمایش ضعف آمریکا و فرار از پذیرش این واقعیت است که واشنگتن نسبت به تبعات جنگ جدید علیه ایران دچار نگرانی جدی است.
این تناقضات زمانی معنادارتر میشود که گزارشهای نیویورکتایمز و والاستریت ژورنال را کنار یکدیگر قرار دهیم. نیویورکتایمز در گزارش خود به صراحت نوشت: ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه/ ۹ اسفند، تصور میکرد این درگیری ظرف ۴ تا ۵ هفته به پایان خواهد رسید اما اکنون جنگ وارد سومین ماه خود شده و رئیس جمهور آمریکا میان ۲ خواسته متناقض گرفتار مانده است؛ از یک سو میخواهد ایران را وادار به تسلیم کند و از سوی دیگر، به دنبال اعلام پیروزی و خروج از بحران است.
این روزنامه آمریکایی همچنین به نظرسنجی مشترک خود و مؤسسه سیهنا اشاره کرد که بر اساس آن، ۶۴ درصد رأیدهندگان آمریکایی تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ با ایران را اشتباه دانستهاند. بخش مهمی از افکار عمومی آمریکا نیز نسبت به هزینههای اقتصادی جنگ ابراز نارضایتی کردهاند. همین مساله نشان میدهد ترامپ نهتنها در میدان نظامی، بلکه در داخل آمریکا نیز با بحران سیاسی ناشی از جنگ مواجه است.
اما سؤال اصلی همچنان پابرجاست: اگر آمریکا واقعاً توان و اراده حمله گسترده به ایران را دارد، چرا ترامپ بار دیگر عقب نشست؟ چرا تهدیدهای تند و مکرر او در عمل به اقدام نظامی منتهی نشد؟
در مجموع میتوان ۳ دلیل مهم برای این مساله مطرح کرد: نخستین دلیل، بیفایده بودن گزینه نظامی علیه ایران است. واقعیت آن است که آمریکا و رژیم صهیونیستی طی جنگ ۴۰ روزه تقریباً همه مسیرهای ممکن را برای شکستن مقاومت ایران امتحان کردند؛ از ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی تا حمله به مراکز نظامی، زیرساختی و حتی مناطق مسکونی. با این حال، نتیجه نهایی بر خلاف برآوردهای اولیه واشنگتن و تلآویو بود.
نیویورکتایمز در گزارش خود به نقل از مقامهای نظامی آمریکا اذعان کرد ایران «تابآوری عظیمی» از خود نشان داده و همچنان توان وارد کردن خسارات قابل توجه به منطقه و اقتصاد جهان را دارد. این رسانه همچنین تصریح کرد با وجود هفتهها حمله شدید، ذخایر موشکی و پهپادی ایران همچنان دستنخورده باقی مانده است.
این مساله اهمیت زیادی دارد، زیرا یکی از اهداف اصلی جنگ، از نگاه آمریکا و رژیم صهیونی، نابودی توان نظامی ایران بود اما اکنون حتی رسانههای آمریکا نیز اذعان میکنند این هدف محقق نشده است.
نیویورکتایمز همچنین تاکید کرد: جنگ نهتنها ایران را تسلیم نکرده، بلکه «دشمنی سرسختتر و مقاومتر» برای آمریکا به جا گذاشته است. ایران بخش مهمی از تسلیحات باقیمانده خود را جابهجا کرده و این باور در تهران شکل گرفته که میتواند برابر آمریکا مقاومت موفقیتآمیزی داشته باشد؛ چه از طریق بستن تنگه هرمز، چه هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه و چه تهدید هواپیماهای آمریکایی.
این یعنی حتی از نگاه بخشی از ساختار نظامی آمریکا نیز گزینه نظامی نهتنها نتیجه قطعی نداشته، بلکه ممکن است ایران را تهاجمیتر و مقاومتر کرده باشد. در چنین شرایطی، طبیعی است هر جنگ جدیدی علیه ایران، دستاوردی فراتر از جنگ ۴۰ روزه نداشته باشد و حتی به شکست بزرگتری برای آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شود.
دومین دلیل عقبنشینی ترامپ، نگرانی آمریکا و متحدانش از واکنش ایران است. ترامپ طی روزهای اخیر تهدید کرده بود در صورت شکست مذاکرات، زیرساختهای ایران را هدف قرار خواهد داد اما این تهدید بلافاصله با واکنش هشدارآمیز مقامهای سیاسی و فرماندهان نظامی ایران مواجه شد.
ایران اعلام کرد هرگونه حمله به زیرساختهای کشور، با پاسخ متقابل و گسترده همراه خواهد بود و نهتنها سرزمین اشغالی، بلکه کشورهای همدست و متحد آمریکا در منطقه نیز در تیررس قرار خواهند گرفت. تجربه جنگ ۴۰ روزه نیز نشان داد تهران در اجرای تهدیدات خود تردید نمیکند.
این مساله بویژه برای کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس بسیار مهم است، زیرا میدانند در صورت آغاز دوباره درگیری، زیرساختهای انرژی، بنادر، پالایشگاهها و مراکز حیاتی آنها هدف قرار خواهد گرفت.
اما سومین ـ و شاید مهمترین ـ دلیل، نگرانی شدید آمریکا و رژیم اشغالگر از تقویت پدافند هوایی ایران است؛ مسالهای که اکنون به یکی از محورهای اصلی ارزیابیهای امنیتی آنها تبدیل شده است.
در همین چارچوب شبکه المیادین لبنان به نقل از رسانههای صهیونیستی گزارش داد دلیل اصلی تعویق حمله آمریکا هشدار پنتاگون درباره ارتقای چشمگیر پدافند ایران است. طبق این گزارش، مقامهای بلندپایه وزارت جنگ آمریکا به ترامپ هشدار دادهاند ایران توانایی خود در شناسایی و رهگیری جنگندهها را بهشدت افزایش داده و شبکههای دفاع هوایی خود را تقویت کرده است.
همزمان نیویورکتایمز نیز در گزارشی مهم به نقل از یک مقام نظامی آمریکایی نوشت ایران طی دوره آتشبس، الگوهای پروازی جنگندهها و بمبافکنهای آمریکایی را بررسی کرده و تاکتیکهای دفاعی خود را تغییر داده است. این مقام آمریکایی همچنین هشدار داد سرنگونی جنگنده F-15E و هدف قرار گرفتن یک جنگنده F-35 توسط ایران در جنگ 40 روزه، نشان میدهد تاکتیکهای پروازی آمریکا بیش از حد قابل پیشبینی شده و ایران توانسته بهتر با آن مقابله کند.
این مساله اکنون به یک نگرانی راهبردی برای واشنگتن و تلآویو تبدیل شده است. ۲ رژیم میدانند اگر در جنگ جدید چند جنگنده پیشرفته آمریکایی یا اسرائیلی ساقط شود، معادلات بهشدت تغییر خواهد کرد. اهمیت این موضوع فقط نظامی نیست، بلکه جنبه حیثیتی و روانی آن بسیار مهمتر است. جنگندهای مانند F-35 نماد برتری فناوری نظامی آمریکا محسوب میشود و ساقط شدن آن بر فراز خاک ایران میتواند تصویر شکستناپذیری ارتش تروریست آمریکا را بهشدت مخدوش کند. مثلا اگر ایران بتواند خلبانان جنگندههای ساقطشده را اسیر کند یا آنها را به هلاکت برساند، آمریکا و رژیم صهیونی با یک شکست سنگین راهبردی و رسانهای مواجه خواهند شد.
چنین اتفاقی میتواند افکار عمومی جهان را به طور کامل تحت تأثیر قرار دهد و ابتکار عمل روانی را به ایران منتقل کند. علاوه بر این، در داخل آمریکا نیز فشارها علیه ترامپ افزایش خواهد یافت و ممکن است موقعیت سیاسی او به طور جدی آسیب ببیند.
از همین رو، نگرانی از افزایش قدرت پدافندی ایران و احتمال ساقط شدن جنگندههای پیشرفته آمریکایی و اسرائیلی، اکنون به یکی از عوامل اصلی بازدارنده برای آغاز دوباره جنگ تبدیل شده است؛ مسالهای که حتی رسانههای آمریکایی نیز به طور غیرمستقیم به آن اذعان کردهاند.
ارزیابی کارشناسان بینالمللی از ادعای ترامپ مبنی بر تعویق حمله به ایران
گزینههای نظامی کار نمیکند!
ارسال نظر
پربیننده