۳۱/خرداد/۱۴۰۵
|
۰۲:۲۴
دگردیسی در معماری انرژی کشورهای شرقی و ظهور قطب‌های جدید قدرت

کوچ اجباری

گزارش تحلیلی حاضر با اتکا به یکی از گزارش‌های اخیر هفته‌نامه «اکونومیست» در مطلبی با عنوان «شوک انرژی؛ آغاز بحران در آسیا»، به تبیین واقعیتی گریزناپذیر می‌پردازد که در سایه تحولات ژئوپلیتیک اخیر، ارکان ثبات اقتصادی بزرگ‌ترین قاره جهان را متزلزل کرده است. بروز تنش در قلب منطقه خلیج فارس و تحت تأثیر قرار گرفتن مسیرهای انتقال سوخت، به‌روشنی اثبات کرد پیوستگی اقتصاد جهان به اراده سیاسی و اقتدار راهبردی جمهوری اسلامی ایران، موضوعی غیر قابل‌ انکار در معادلات قدرت در قرن ۲۱ محسوب می‌شود. لرزه‌های این بحران اکنون از سطح آمارهای صرف انرژی عبور کرده و مستقیما موجودیت دولت‌ها و امنیت معیشت توده‌های میلیونی در آسیا را با چالشی بی‌سابقه مواجه کرده است.
رویارویی با حقیقت قدرت ایران در تنگه هرمز، نظم نوینی را برای بازیگران بزرگ آسیا رقم‌ زده که نادیده گرفتن آن هزینه‌های گزافی به همراه داشته است. وضعیت کنونی حاکی از بروز یک بن‌بست راهبردی برای پایتخت‌هایی است که پیشرفت ملی خود را مستقل از امنیت منطقه خلیج فارس متصور بودند. اهمیت این گزارش در بازنمایی پیوند ناگسستنی میان تلاطم در این شریان حیاتی و توقف چرخ‌های تولید در بمبئی، داکا و مانیل نهفته است. در ادامه، ابعاد متکثر این شوک بزرگ و پیامدهای بلندمدت آن بر نقشه‌ قدرت جهان و منطقه‌ مورد واکاوی قرار می‌گیرد تا مشخص شود در نظم نوین جهانی، بدون در نظر گرفتن جایگاه مقتدرانه تهران، هیچ چشم‌اندازی برای بازگشت ثبات به اقتصادهای تشنه‌ آسیا متصور نخواهد بود.

غول‌های نوظهور در جست‌وجوی بقا
«نارندرا مودی» در مقام معمار آرزوهای نوین اقتصادی هند، اکنون با واقعیتی تلخ دست‌وپنجه نرم می‌کند که در محاسبات راهبردی و برنامه‌های میان‌مدت آن کشور هیچ جایگاهی نداشت. دهلی که پیش از این تمام موتورهای محرک رشد اقتصاد خود را بر مدار انرژی ارزان‌قیمت خلیج فارس تنظیم کرده بود، امروز با حقیقتی انکارناپذیر رو‌به‌رو شده است. ابلاغ دستورالعمل‌های اضطراری از سوی دولت مودی برای کاهش مصرف سوخت، ایجاد محدودیت در سفرهای خارجی و بازگشت اجباری به الگوی دورکاری، لایه‌های عمیق یک هراس ملی را به تصویر می‌کشد. این تحولات نشان می‌دهد امنیت اقتصادی این قدرت نوظهور، به‌شدت به ثبات در حوزه‌ نفوذ جمهوری اسلامی ایران گره خورده و وقوع ناپایداری در این شریان حیاتی، رویاهای توسعه‌محور مودی را با وقفه جدی مواجه کرده است.
دولت هند برای مهار خشم عمومی و جلوگیری از بروز شورش‌های اجتماعی، ناچار به تزریق روزانه ۱۵۰ میلیون دلار یارانه به بخش انرژی شده است که این حجم عظیم از نقدینگی، بودجه‌های حیاتی عمرانی و زیرساختی این کشور را با بحران تأمین اعتبار مواجه کرده است. تضاد کنونی در هند از بحث ساده‌ تعادل میان عرضه و تقاضا عبور کرده و به فروپاشی انگاره‌ای انجامیده که پیشرفت را بدون در نظر گرفتن ضرورت موازنه با قدرت‌های منطقه خلیج فارس متصور می‌شد. در این کارزار پیچیده، هند میان پایبندی به تعهدات سیاسی خود با متحدان غربی و تأمین ضرورت‌های اولیه زندگی شهروندانش گرفتار شده است. این وضعیت متناقض ثابت می‌کند پایداری معیشت در جنوب آسیا بدون در نظر گرفتن نقش موازنه‌گر ایران در قلب مسیرهای مواصلاتی امکان‌پذیر نیست و دهلی‌ اکنون هزینه‌ سنگین نادیده گرفتن این پیوندهای راهبردی را می‌پردازد.

نبرد برنج و گازوئیل و پیامدهای آن بر فروپاشی امنیت غذایی و صنعتی در جنوب آسیا
تلاطم بازارهای جهانی انرژی با سرعتی غافلگیرکننده ابعاد معیشتی پیدا کرده و سفره‌های مردم در سراسر قاره کهن را تحت تأثیر قرار داده است. بخش کشاورزی در پهنه آسیا پیوندی ناگسستنی با نهاده‌های شیمیایی دارد و اکنون به دلیل نوسانات شدید قیمت نفت و گاز، در آستانه بحران ایستاده است. قیمت اوره که تولید آن به‌شدت به مشتقات سوخت‌های فسیلی وابسته است، با جهش ۵۰ درصدی رو‌به‌رو شده و این اتفاق، تداوم فعالیت در برنج‌زارهای منطقه را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. از آنجا که بخش بزرگی از کالری مورد نیاز جمعیت جهان در این شالیزارها تأمین می‌شود، کاهش حجم زیر کشت می‌تواند مقدمه‌ای برای یک بن‌بست غذایی ساختاری در تمام منطقه محسوب شود و امنیت انسانی را در این جغرافیا با تهدیدی جدی مواجه کند.
در این میان، وقایعی که در کشورهای در حال توسعه‌ای مانند بنگلادش رخ می‌دهد، نمادی از ایستایی تدریجی چرخانه‌های صنعتی است؛ جایی که مردم برای دریافت مقداری اندک از سوخت، ناچار به تحمل انتظارهای شبانه‌روزی هستند. ناتوانی در تأمین بهینه گازوئیل، ارکان صنعت نساجی بنگلادش را که موتور محرک تولید ناخالص داخلی این کشور است، به لرزه درآورده و افت ۴۰ درصدی حجم تولیدات را به دنبال داشته است. رشد ۱۰ تا ۱۵ درصدی مخارج جانبی تولید در بازارهای بین‌المللی، توان رقابتی صادرات این منطقه را تحلیل برده و چشم‌انداز فعالیت‌های صنعتی را تیره کرده است. عمق این آسیب‌پذیری حتی در اقتصادهای پیشرفته‌ای چون ژاپن نیز مشاهده می‌شود، طوری که غول‌های صنایع غذایی برای مهار هزینه‌های سرسام‌آور مواد پتروشیمی، ناچار به بازنگری در جزئی‌ترین مراحل تولید و ساده‌سازی بسته‌بندی محصولات خود شده‌اند. این تحولات نشان می‌دهد امنیت انرژی در لایه‌های مختلف زندگی مدرن ریشه دوانده و اختلال آن، الگوهای تثبیت‌شده تولید را در مهد تکنولوژی جهان نیز تغییر داده است.

دگردیسی تورم به آشوب و بحران مشروعیت در شرق
بررسی آمارهای رسمی و گزارش‌های میدانی در آسیای شرقی و جنوب شرقی از بروز شکافی عمیق میان شهروندان و ساختارهای حاکمیتی حکایت دارد. نرخ تورم ۷.۲ درصدی در فیلیپین در کنار سقوط نرخ رشد اقتصاد به سطوحی که از دوران همه‌گیری کرونا تاکنون تجربه نشده بود، پیوستگی امنیت ملی مانیل را با ثبات جریان عبور از تنگه هرمز به تصویر می‌کشد. هشدار سازمان ملل مبنی بر احتمال افت ۳.۶ درصدی تولید ناخالص داخلی در کل منطقه جنوب آسیا، واقعیتی بسیار سخت‌تر از یک نوسان عددی ساده را در دل خود نهفته دارد. وقوع این رخداد به مفهوم فرستادن جوامع به پرتگاهی است که با تلاش فراوان به طبقه متوسط راه یافته بودند. این وضعیت، دستاوردهای توسعه‌ای چندین‌ ساله این کشورها را در برابر بحرانی که ریشه در دوردست‌ها دارد، بی‌دفاع کرده است. دولت‌هایی نظیر اندونزی با تخصیص روزانه ۶۰ میلیون دلار بودجه برای یارانه‌های انرژی، تمام توان خود را به کار گرفته‌اند تا از شعله‌ور شدن نارضایتی‌های عمومی جلوگیری کنند اما وقوع اعتراضات در پاکستان، کره‌جنوبی و سایر نقاط نشان می‌دهد مهار این وضعیت چندان ساده نخواهد بود. رخدادهای اخیر در پهنه خلیج فارس به وضوح نشان داد تداوم آرامش سیاسی در جاکارتا، سئول و اسلام‌آباد به صورت گریزناپذیری با آرایش قدرت در غرب آسیا پیوند دارد. تثبیت جایگاه مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران به عنوان ناظر و بازیگر اصلی این گذرگاه حیاتی، به معنای آن است که صلح اجتماعی در بخش وسیعی از دنیای مدرن به ثبات سیاست‌های منطقه‌ای تهران گره خورده است؛ حقیقتی که پیش از این در لایه‌های پنهان دیپلماسی باقی مانده بود و اکنون به عنوان مؤلفه‌ای تعیین‌کننده در نظم جهانی خود را نشان می‌دهد.

زمین‌لرزه در معماری انرژی و تلاش برای عبور اجباری از غرب آسیا
تلاطم‌های اخیر منطقه به عنوان پیشران یک دگردیسی بنیادین در نقشه‌کشی انرژی قاره آسیا عمل و ثباتی را که دهه‌ها بر این عرصه حاکم بود، با چالشی بی‌سابقه مواجه کرده است. کشورهایی که پیش از این با اطمینان کامل بر جریان دائمی نفت خلیج فارس تکیه می‌کردند، در شرایط کنونی با جدیت تمام در حال طراحی و اجرای «نقشه خروج» از وابستگی‌های پیشین خود هستند. در این میان، رو آوردن دولت تایلند به منابع نفتی بسیار دور در برزیل و لیبی، به‌رغم پذیرش هزینه‌های گزاف و سرسام‌آور حمل‌ونقل دریایی، نشانه‌ای از یک اضطراب راهبردی است که در تار و پود برنامه‌ریزی‌های کلان منطقه نفوذ کرده است. همزمان جنوب شرق آسیا با سرعتی فزاینده به سمت توسعه سوخت‌های زیستی و راه‌اندازی پروژه‌های کلان انرژی تجدیدپذیر گام برمی‌دارد تا از لرزش‌های سیاسی این گلوگاه حیاتی مصون بماند.
در سطح کلان‌تر، بانک توسعه آسیا با اختصاص بودجه‌ای ۵۰ میلیارد دلاری برای یکپارچه‌سازی شبکه برق قاره تا سال ۲۰۳۵، می‌کوشد مسیری برای رهایی از بند وابستگی به مسیرهای تک‌گانه دریایی و گلوگاه‌های راهبردی بیابد. با این حال، شواهد علمی و فنی حاکی از آن است چنین گذار بزرگی لزوما با سرعت مورد انتظار محقق نخواهد شد و با موانع ساختاری جدی رو‌به‌رو است. واقعیت راهبردی حاکم بر جهان نشان می‌دهد حتی تولید تجهیزات و تکنولوژی‌های مربوط به انرژی‌های پاک نیز در لایه‌های عمیق خود به بازارهای باثبات صنعتی مدیون است که امنیت آنها در دهه‌های گذشته توسط انرژی ارزان خلیج فارس تضمین می‌شد. تغییرات شتاب‌زده‌ای که امروز شاهد آن هستیم، تلاش سراسیمه کشورها برای رسیدن به نوعی «امنیت‌سازی» در محیطی است که قدرت منطقه‌ای و بلامنازع جمهوری اسلامی ایران در آن تثبیت شده و تثبیت این واقعیت جدید، پایتخت‌های آسیا را به بازنگری در تمام مفروضات ژئوپلیتیک خود واداشته است.

نظم نوین آسیایی و تثبیت جایگاه مقتدرانه ایران در ژئوپلیتیک انرژی
گزارش اکونومیست تاکید می‌کند در فضای آکنده از تلاطم‌های فعلی، دولت چین با اتکا به هوشمندی راهبردی توانسته جایگاه لنگرگاه ثبات منطقه را تصاحب کند. پکن با آینده‌نگری در تکمیل ذخایر نفتی خود طی سالیان گذشته، اکنون در مقام تأمین‌کننده کلیدی سوخت برای کشورهایی چون ویتنام و لائوس ظاهر شده و نفوذ سیاسی خود را از طریق صدور گسترده فناوری‌های تجدیدپذیر مانند پنل‌های خورشیدی و توربین‌های بادی در پهنه قاره گسترش داده است. همزمان استرالیا نیز با بهره‌برداری از تقاضای فزاینده بازار، منابع گاز طبیعی و زغال‌ سنگ خود را به سمت اقتصادهای تشنه ژاپن و کره‌جنوبی روانه کرده است. این حجم وسیع از صادرات، درآمدهای ارزی استرالیا را به سطحی بی‌سابقه رسانده و موجب شده پیوندهای متقابل میان قدرت‌های اقتصادی بزرگ در قالبی کاملا متفاوت بازتعریف شود.
روند حاکم بر بازارهای آسیا شرایطی را رقم‌ زده که حتی متحدان سنتی ایالات متحده در این قاره، برای مصون ماندن از قطع سراسری جریان برق و بحران سوخت، راهی جز رویکرد به سوی پکن و دریافت تجهیزات و انرژی از این مسیر، پیش روی خود نمی‌بینند. چین با درک دقیق این وضعیت، در حال ساماندهی زیرساخت‌هایی برای ایجاد سیستم ذخایر مشترک انرژی در سطح آسیاست. اجرای این رهیافت راهبردی موجب کاهش تدریجی اثرگذاری قدرت‌های غربی در منطقه شده و مناسبات سیاسی را به نفع همگرایی منطقه‌ای تغییر می‌دهد. در این الگو، پکن با ایفای نقش یک بازیگر مسؤول، در پی بنای ساختاری است که امنیت انرژی قاره را بر پایه توانمندی‌های درونی آسیا و بدون دخالت بازیگران فرامنطقه‌ای تأمین کند.
تحلیل‌ ارائه‌شده توسط اکونومیست صراحتا به واقعیتی بازگشت‌ناپذیر اشاره دارد که همان احیای قدرت در قلمرو «سرزمین‌های میانی» است. وقایع جاری ثابت کرد معماری امنیت جهانی پیوندی ناگسستنی با اراده و جایگاه راهبردی جمهوری اسلامی ایران دارد و هرگونه جراحی در نظام بین‌الملل بدون در نظر گرفتن نقش ایران، نتایجی ناقص و عقیم به همراه خواهد داشت. قدرت‌های نوظهور آسیا اکنون به این ادراک رسیده‌اند که تداوم مسیر توسعه اقتصادی در شرق دور، بدون تضمین ثبات و احترام به مقتضیات امنیت در خلیج فارس میسر نخواهد بود. ایران با اشراف بر این خلأهای ساختاری در نظام بین‌الملل، نشان داد مدیریت آبراه‌های حیاتی نظیر تنگه هرمز، تابعی از حاکمیت عدالت در مناسبات جهانی و به رسمیت شناختن حقوق ملت‌های مستقل و مقتدر است.
تبعات اقتصادی این نبرد برای قاره آسیا حامل پیامی صریح برای سران کشورهای جهان است. ثبات در دهلی‌، تداوم تولید در صنایع پیشرفته ژاپن و آرامش اجتماعی در بنگلادش، همگی در گرو تعامل محترمانه و واقع‌بینانه با قدرتی است که نبض انرژی زمین را در اختیار دارد. حقیقت راهبردی این است که هیچ طرح کلانی برای مدیریت آینده جهان بدون هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران به پایداری نخواهد رسید. کشورهای آسیا اکنون در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارند که یک سوی آن وابستگی به ساختارهای لرزان و بی‌ثبات غرب است و سوی دیگر آن، پیوستن به بلوکی قدرتمند که امنیت درون‌زا را مبنای صلح پایدار و پیشرفت همگانی در سده پیش رو قرار داده است.

ارسال نظر
captcha
پربیننده