۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۳
چرا اقدام نتانیاهو در حمله روز گذشته به ضاحیه بیروت برای او نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت؛ پاسخ جمهوری اسلامی قطعی است

لبنان جان ایران

رمز‌گشایی از پیام ترامپ در پی حمله رژیم ‌صهیونیستی به بیروت؛ به کرسی نشستن موضع ایران درباره عقب‌نشینی اسرائیل در جنوب لبنان

حسین کیامنش: رژیم صهیونیستی در تازه‌ترین اقدام خود برای تخریب روند مذاکرات اسلام‌آباد، روز گذشته بار دیگر ضاحیه جنوبی بیروت را هدف حملات هوایی قرار داد. این حمله در شرایطی انجام شد که مدت اخیر، پس از شکل‌گیری روند آتش‌بس میان ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی و آغاز مذاکرات میان تهران و واشنگتن، تلاش‌هایی برای رسیدن به یک توافق در جریان بود. با این حال، اقدام جدید تل‌آویو نشان داد رژیم اساساً همچنان به دنبال بر هم زدن هرگونه مسیر منتهی به شکل‌گیری توافق است.
آنچه اهمیت این حمله را دوچندان می‌کند، این واقعیت است که توقف حملات ارتش صهیونی به لبنان از همان ابتدا یکی از مهم‌ترین شروط تهران برای ورود به روند مذاکره و ادامه گفت‌وگوها با آمریکا بود. تهران در طول ماه‌های گذشته بارها تأکید کرد نمی‌توان از یک سو سخن از مذاکره و توافق به میان آورد و از سوی دیگر اجازه داد اشغالگران صهیونیست به حملات خود علیه لبنان ادامه دهند. به همین دلیل نیز مساله لبنان عملاً به یکی از محورهای اصلی مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا تبدیل شده بود.
در تمام مدتی که از آغاز آتش‌بس و شکل‌گیری روند مذاکرات می‌گذرد، مقامات کشورمان بارها هشدار داده‌اند هرگونه حمله صهیونیست‌ها به لبنان، بویژه به ضاحیه جنوبی بیروت، بدون پاسخ نخواهد ماند. این هشدارها تنها در حد موضع‌گیری سیاسی باقی نماند و طی هفته‌های گذشته نیز نشانه‌های عملی آن مشاهده شد. تهران بارها اعلام کرد حملات رژیم به لبنان را صرفاً یک موضوع لبنانی تلقی نمی‌کند، بلکه آن را بخشی از معادله امنیتی گسترده‌تر می‌داند.
در همین راستا، تنها چند روز پیش در پی حملات قبلی صهیونیست‌ها به لبنان، ایران در اقدامی تلافی‌جویانه اهدافی را در شمال و مرکز سرزمین‌ اشغالی مورد تهاجم موشکی قرار داد. آن حملات نشان داد تهران تلاش دارد میان امنیت لبنان و معادلات بازدارندگی خود پیوند مستقیم برقرار کند. از این منظر، هرگونه حمله به بیروت می‌تواند به‌ عنوان عبور از خطوط قرمز اعلامی تهران تلقی شود و واکنش متقابل نیروهای مسلح کشورمان را در پی داشته باشد.
حمله جدید رژیم صهیونی به بیروت نیز دقیقاً در چنین فضایی انجام شد؛ فضایی که مذاکرات در مراحل حساس خود قرار داشت و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال دستیابی به توافق میان تهران و واشنگتن افزایش یافته بود.
در واکنش به این اقدام رژيم، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس تیم مذاکره‌کننده ایران در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس، با انتشار پیامی نوشت: «تجاوز صهیونیست‌ها به ضاحیه بار دیگر نشان داد آمریکا، یا اراده‌ای برای اجرای تعهدات خود ندارد یا توان آن را. با چراغ سبز نشان دادن به رژیم نمی‌توانید امتیاز بگیرید. بازی پلیس بد و پلیس خوب قدیمی شده است. اگر اراده و توان اجرای تعهدات خود را ندارید، سخن گفتن از ادامه مسیر ممکن نیست».
محمدباقر قالیباف در واقع این پیام را مخابره کرد که از نگاه تهران، آمریکا نمی‌تواند خود را از اقدامات رژیم اشغالگر قدس جدا کند و در شرایطی که تل‌آویو به حملات خود ادامه می‌دهد، واشنگتن نیز باید پاسخگوی پیامدهای آن باشد.
همزمان با موضع‌گیری رئیس مجلس شورای اسلامی، سیدمحمد مرندی، عضو تیم مذاکره‌‌کننده ایران نیز در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «صهیونیست‌های نسل‌کش با بمباران بیروت مانع هرگونه توافق می‌شوند».
اما رژیم صهیونیستی دقیقاً دنبال چیست؟ اگر فرض را بر این بگذاریم که حمله به ضاحیه جنوبی بیروت صرفاً یک اقدام نظامی نبوده، آنگاه می‌توان این حمله را تلاشی برای تغییر دستور کار مذاکرات ارزیابی کرد. طی ماه‌های اخیر، ایران بارها تأکید کرده امنیت لبنان و توقف حملات به این کشور، بخشی از هرگونه توافق و تفاهم احتمالی با آمریکاست. به عبارت دیگر، تهران تلاش کرده لبنان را از معادله مذاکرات حذف نکند و بر «وحدت عرصه‌ها» تأکید داشته باشد.
در مقابل، به نظر می‌رسد رژیم دقیقاً در جهت عکس این رویکرد حرکت می‌کند. تل‌آویو تلاش دارد لبنان را به یک پرونده جداگانه تبدیل و این پیام را منتقل کند که حتی اگر میان تهران و واشنگتن توافقی شکل بگیرد، دست صهیونیست‌ها برای اقدام نظامی در لبنان همچنان باز خواهد بود. از این منظر، حمله به ضاحیه را می‌توان تلاشی برای خارج کردن لبنان از چارچوب توافق احتمالی ایران و آمریکا دانست؛ اقدامی که اگر موفق شود، عملاً یکی از مهم‌ترین شروط تهران را بی‌اثر خواهد کرد.
به همین دلیل نیز زمان‌بندی حمله اهمیت ویژه‌ای دارد. این حمله درست در روزی انجام شد که گمانه‌زنی‌ها درباره نزدیک شدن طرفین به یک توافق افزایش یافته بود. در چنین شرایطی، تل‌آویو با بمباران ضاحیه این پیام را مخابره کرد که حاضر نیست اجازه دهد پرونده لبنان به بخشی از توافق احتمالی ایران و آمریکا تبدیل شود. به بیان دیگر، رژیم اشغالگر تلاش می‌کند میان مذاکرات ایران و آمریکا از یک سو و تحولات میدانی لبنان از سوی دیگر دیوار بکشد.
شاید به همین دلیل بود که رئیس دولت تروریست آمریکا با لحنی کم‌سابقه از حمله رژیم صهیونیستی به بیروت انتقاد کرد. ترامپ به‌خوبی می‌داند اگر حمله به لبنان از سوی تهران به منزله نقض تعهدات تلقی شود، شانس دستیابی به توافق به‌شدت کاهش خواهد یافت. بنابراین واکنش وی را می‌توان بیش از آنکه دفاع از لبنان یا انتقاد واقعی از رژیم دانست، تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی روندی ارزیابی کرد که کاخ سفید امیدوار بود دیروز - یکشنبه - به نتیجه برسد.
وی در پیامی در شبکه تروث نوشت: حمله صبح امروز به بیروت نباید اتفاق می‌افتاد، بویژه در چنین روز ویژه‌ای که ما تا این اندازه به توافق صلح با ایران نزدیک شده‌ بودیم. ما بسیار به توافقی نزدیک هستیم که برای منطقه، از جمله لبنان، صلح به ارمغان خواهد آورد. همه طرف‌ها باید خویشتن‌داری کنند. دیگر نباید هیچ حمله‌ای از سوی اسرائیل در لبنان انجام شود و در مقابل هیچ حمله‌ای نیز از سوی حزب‌الله یا دیگر طرف‌ها علیه اسرائیل صورت نگیرد. این می‌تواند آغاز یک صلح طولانی و زیبا باشد؛ خرابش نکنید».
اهمیت این موضع‌گیری در آن است که رئیس‌جمهور آمریکا عملاً پذیرفت حمله رژیم صهیونیستی می‌تواند روند توافق را با مشکل مواجه کند. وی حتی در بخشی از پیام خود تصریح کرد این حمله «نباید اتفاق می‌افتاد» و خواستار توقف حملات اسرائیل به لبنان شد. چنین ادبیاتی از سوی رئیس‌ دولت آمریکا در قبال اقدامات تل‌آویو کمتر مشاهده شده و همین مساله باعث شده بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه نگرانی واشنگتن از تأثیرات حمله اخیر بدانند.
نکته مهم دیگر در موضع‌گیری رئیس‌ جمهور آمریکا آن است که وی برای نخستین‌بار از ضرورت عقب‌نشینی همه طرف‌ها سخن گفته و عملاً تل‌آویو را نیز مخاطب این درخواست قرار داده است. این در حالی است که طی ماه‌های گذشته، واشنگتن معمولاً از موضوع حق دفاع اسرائیل سخن می‌گفت و کمتر نشانی از مطالبه مستقیم برای عقب‌نشینی رژیم دیده می‌شد. از همین رو، درخواست ترامپ برای توقف اقدامات صهیونیست‌ها و بازگشت به مسیر آتش‌بس را می‌توان نشانه‌ای از درک واشنگتن نسبت به حساسیت موضوع لبنان در روند مذاکرات با ایران ارزیابی کرد.
این مساله از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که عقب‌نشینی رژیم اشغالگر از جنوب لبنان و بازگشت به خطوط استقرار در زمان آتش‌بس، یکی از مطالبات و شروط اصلی تهران در روند مذاکرات بوده است. از این زاویه، حمله موشکی چند روز قبل ایران به اهدافی در شمال و مرکز سرزمین‌ اشغالی را نیز می‌توان در چارچوب تثبیت همین خط قرمز تحلیل کرد.
با همه اینها باید به این نکته توجه داشته باشیم که تا لحظه نگارش این گزارش، متن تفاهمنامه ایران و آمریکا نهایی نشده بود.
ترامپ طی روزهای گذشته به ‌طور مکرر از نزدیک بودن توافق با ایران سخن گفته بود و حتی اعلام کرد امیدوار است توافق روز یکشنبه به امضا برسد. برخی رسانه‌های آمریکایی نیز گزارش داده بودند رئیس‌ جمهور آن کشور علاقه دارد این توافق در روز تولدش نهایی شود و آن را به‌ عنوان یک دستاورد مهم سیاسی معرفی کند.
با این حال، از همان ابتدا ایران هیچ‌گاه به ‌طور رسمی تأیید نکرده بود توافق قرار است یکشنبه امضا شود. منابع ایرانی تأکید داشتند تفاهم احتمالی همچنان در حال بررسی است و هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است. در واقع، برخلاف فضای رسانه‌ای ایجادشده در آمریکا، تهران هیچ تعهدی درباره زمان دقیق امضای توافق نداده بود.
اکنون پس از حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت، احتمال امضای توافق بیش از گذشته با تردید مواجه شده است.
تا لحظه تنظیم این گزارش نیز هیچ خبر رسمی درباره امضای توافق در روز یکشنبه منتشر نشده است. برخلاف گمانه‌زنی‌های گسترده‌ای که طی ۴۸ ساعت گذشته در رسانه‌های غرب مطرح می‌شد، هنوز نشانه‌ای از نهایی شدن توافق مشاهده نشده و دست‌کم در سطح رسمی، هیچ‌یک از طرف‌ها امضای سند مورد نظر را اعلام نکرده‌اند.
همزمان با این تحولات، فضای رسانه‌ای رژیم نیز به شکل قابل توجهی تحت تأثیر احتمال واکنش ایران قرار گرفته است. طی ساعات پس از حمله به ضاحیه، رسانه‌های صهیونی به نقل از منابع امنیتی و نظامی رژیم از احتمال پاسخ ایران سخن گفتند. با این حال، تا لحظه تنظیم این گزارش، ایران واکنشی به حمله اخیر صهیونیست‌ها به ضاحیه جنوبی بیروت نداشت.

ارسال نظر
captcha