حسین کیامنش: نخستین دقایق بامداد دوشنبه ۲۵ خرداد، ایران و آمریکا پس از ۶۵ روز مذاکره، به یادداشت تفاهم اسلامآباد دست یافتند؛ سندی که براساس گزارش تیم مذاکرهکننده ایرانی، به عنوان چارچوب اولیه برای «پایان جنگ در جبهههای مختلف و آغاز مذاکرات نهایی ۶۰ روزه» شناخته میشود. در این چارچوب، آنچه اعلام شده صرفاً یک توافق نهایی یا معاهده الزامآور نیست، بلکه یک سازوکار مرحلهای است که ۲ هدف اصلی را دنبال میکند: نخست، توقف فوری و دائم عملیات نظامی در جبهههای متعدد از جمله لبنان و دوم، ایجاد بستر حقوقی، سیاسی و اجرایی برای ورود به مرحله جدید مذاکرات جامع میان ایران و آمریکا در حوزههای امنیتی، اقتصادی و هستهای.
بیانیه شورای عالی امنیت ملی؛ روایت رسمی ایران از پایان جنگ و تثبیت چارچوب کلان تفاهم
اولین سند رسمیای که در سطح حاکمیتی به این اتفاق پرداخت، بیانیه شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بود؛ بیانیهای که این تفاهم را در چارچوب یک دستاورد راهبردی و محصول ترکیب «مقاومت، دیپلماسی و قدرت ملی» دانست. در این بیانیه آمده است: جمهوری اسلامی ایران «در پرتو راهبری حکیمانه رهبر انقلاب اسلامی، حمایت آحاد مردم و تلاش مجاهدانه نیروهای مسلح»، پس از یک دوره طولانی مذاکرات فشرده چند ماهه، موفق به نهاییسازی متن یادداشت تفاهم شد. اما بخش اصلی و تعیینکننده بیانیه، در جملهای نهفته است که به طور مستقیم به وضعیت امنیتی منطقه اشاره دارد: «پایان فوری و دائم جنگ و عملیات نظامی در تمام جبههها از جمله لبنان از این لحظه». این عبارت، از چند جهت قابل توجه است؛ نخست آنکه دامنه جغرافیایی آن محدود به یک کشور یا یک جبهه خاص نیست، بلکه مجموعهای از جبهههای درگیری را به صورت همزمان در بر میگیرد. دوم، لبنان را به عنوان یکی از نقاط اصلی تنش به طور صریح وارد متن توافق میکند. سوم، از واژه «دائم» استفاده میکند که در ادبیات امنیتی، بار حقوقی و سیاسی سنگینی دارد. بیانیه در ادامه، به ۲ محور کلیدی دیگر نیز اشاره میکند: نخست، خاتمه فوری و کامل محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی ایران و دوم، تعیین زمان رسمی برای امضای تفاهم در روز جمعه ۲۹ خرداد. همچنین در بخش پایانی، به صراحت تأکید میشود ورود به مرحله مذاکرات نهایی، منوط به اجرای کامل تعهدات طرف مقابل خواهد بود. این بخش نشاندهنده طراحی یک الگوی مرحلهای و مشروط است؛ الگویی که در آن هیچ مرحلهای بدون تحقق تعهدات قبل آغاز نمیشود.
معماری حقوقی و نقشه اجرایی چندمرحلهای
در ادامه این روند، معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه در گفتوگویی تلویزیونی به تشریح جزئیات فنی، حقوقی و اجرایی یادداشت تفاهم اسلامآباد پرداخت؛ اظهاراتی که در واقع مکمل سطح سیاسی بیانیه شورای عالی امنیت ملی محسوب میشد. کاظم غریبآبادی در آغاز سخنان خود تأکید کرد روند مذاکرات، یک فرآیند کوتاهمدت یا ساده نبوده، بلکه نتیجه هفتهها گفتوگو، چانهزنی و رایزنی در سطوح مختلف بوده است. به گفته او، در هفتهها و روزهای اخیر، گفتوگوهای فشردهای با میانجیگری پاکستان و قطر انجام شده و حتی در روزهای پایانی، هیات قطری در تهران حضور داشته تا آخرین اصلاحات مورد نظر تهران در متن نهایی شود. وی از برگزاری جلسات طولانی خبر داد و افزود: در برخی موارد، مذاکرات به ۱۴ یا ۱۵ ساعت پیوسته رسید؛ جلساتی که در آن، متن به صورت بند به بند مورد بازبینی قرار گرفت و نهایتاً اصلاحات پیشنهادی ایران در آن لحاظ شد. وی سپس به مرحله اجرایی اشاره و اعلام کرد: امضای رسمی این تفاهم در روز جمعه در کشور سوییس انجام خواهد شد. اما بخش مهمتر سخنان او مربوط به ساختار مرحلهبندی اجرای توافق بود. بر اساس توضیحات غریبآبادی، پس از امضای رسمی، یک بازه زمانی ۶۰ روزه برای مذاکرات نهایی آغاز خواهد شد اما ورود به این مرحله تنها در صورتی امکانپذیر است که طرف مقابل تعهدات اولیه خود را اجرا کند. این تعهدات شامل ۳ محور اساسی است: نخست، پایان فوری جنگ و عملیات نظامی در تمام جبههها از جمله لبنان؛ دوم، خاتمه محاصره دریایی علیه ایران و سوم، آزادسازی داراییهای مسدودشده جمهوری اسلامی ایران. غریبآبادی در ادامه به ۴ محور اصلی مذاکرات ۶۰ روزه آتی اشاره کرد: رفع کامل تحریمها اعم از یکجانبه، ثانویه و چندجانبه، موضوعات مرتبط با برنامه هستهای، برنامه بازسازی و توسعه اقتصادی پس از توافق و نهایتاً طراحی سازوکار نظارت بر اجرای تعهدات طرفین. او در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد حتی در صورت دستیابی به توافق نهایی، جمهوری اسلامی ایران نگاه امنیتی خود را تغییر نخواهد داد و نیروهای مسلح همچنان در وضعیت آمادگی کامل باقی خواهند ماند. این نکته نشان میدهد در منطق رسمی تهران، دیپلماسی نه جایگزین بازدارندگی، بلکه مکمل آن است.
تثبیت روایت نظامی از «تحمیل اراده»
همزمان با مواضع دیپلماتیک، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا نیز با صدور اطلاعیهای تفاهم اخیر را نتیجه مستقیم «تحمیل اراده الهی و قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران بر دشمنان آمریکایی و صهیونیست» دانست. قرارگاه خاتمالانبیا تاکید کرد ملت ایران و نیروهای مسلح، با اتکا به ایمان، رهبری و انسجام داخلی، توانستند دشمنان را به پذیرش شکست وادار کنند.
مهمترین مفاد تفاهمنامه
سخنگوی وزارت امور خارجه روز گذشته در نشست خبری خود یکی از جامعترین روایتهای رسمی از این تفاهم را ارائه کرد. اسماعیل بقائی در آغاز سخنان خود با اشاره به فضای مذهبی و تاریخی کشور، تلاش کرد این تفاهم را در بستر مقاومت تاریخی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران بازخوانی کند. او به موضوع لبنان نیز پرداخت و اعلام کرد خاتمه جنگ در لبنان «بخش لاینفک» تفاهم ایران و آمریکاست. بقائی همچنین تأکید کرد نام لبنان در متن یادداشت تفاهم چندین بار تکرار شده است؛ موضوعی که نشان میدهد این پرونده نه یک مساله حاشیهای، بلکه یکی از محورهای اصلی توافق محسوب میشود. در حوزه اقتصادی نیز سخنگوی وزارت امور خارجه به موضوع آزادسازی داراییهای مسدودشده، ایجاد سازوکار بازسازی خسارات و رفع تحریمها اشاره و اظهار کرد طرف آمریکایی متعهد به رفع تمام تحریمها، اعم از اولیه، ثانویه و بینالمللی شده است. به گفته بقائی، آزادسازی اموال مسدودشده ایران و جبران خسارات جنگ، ۲ اولویت مهم اقتصادی در این تفاهمنامه است و آمریکا متعهد به اجرای آنهاست. همچنین ایران دسترسی به اموال خود را حق قانونی خود میداند و مطالبه خسارات این جنگ غیرقانونی را قاطعانه ادامه میدهد. در ارتباط با موضوع تنگه هرمز نیز سخنگوی وزارت امور خارجه عنوان کرد: بر اساس یادداشت تفاهم، ایران به عنوان دولت ساحلی با همکاری عمان و مشورت با ذینفعان، امنیت و تردد ایمن کشتیها را در این آبراه راهبردی تأمین میکند. بقائی این را هم گفت که «ایران به دنبال دریافت عوارض صرف نیست اما هزینههای مربوط به خدمات ناوبری، حفاظت از محیط زیست و بیمه کشتیها را که توسط ایران و عمان ارائه میشود، طراحی و دریافت خواهد کرد». اما مهمترین محور سخنان بقائی، تأکید بر «بیاعتمادی عمیق و ساختاری ایران به ایالات متحده» بود. او تصریح کرد این تفاهم صرفاً یک گام برای کاهش تنش است و نه آغاز روند اعتمادسازی. در بخش تضمینها نیز او تصریح کرد مهمترین تضمین اجرای توافق، نه سازوکارهای حقوقی بینالمللی، بلکه «اهرمهای قدرت جمهوری اسلامی ایران» است؛ عبارتی که نشاندهنده استمرار نگاه بازدارندگیمحور در سیاست خارجی ایران است.
گرهخوردگی توافق با رفتار رژیم صهیونی
در سطح منطقه، اظهارات یک مقام حزبالله لبنان به خبرگزاری رویترز، لایه دیگری از تحولات پیرامون تفاهم را آشکار کرد. این مقام اعلام کرد از زمان اعلام تفاهم، هیچ عملیات نظامیای از سوی حزبالله انجام نشده و موضع این حزب به رفتار اسرائیل در قبال آتشبس وابسته است. مهمترین بخش این روایت، جمله پایانی بود که بیان میکرد ایران امضای توافق را به تعویق انداخته تا میزان پایبندی اسرائیل به آتشبس در لبنان را ارزیابی کند. همین گزاره نشان میدهد روند دیپلماتیک ایران و آمریکا در سطح کلان، به طور مستقیم با وضعیت میدانی در لبنان گره خورده، به گونهای که تصمیمات سیاسی نه در خلأ، بلکه در ارتباط با رفتار بازیگران میدانی تنظیم میشود.
مجموعه بیانیهها، اظهارات و روایتهای رسمی منتشرشده از سوی شورای عالی امنیت ملی، وزارت امور خارجه و قرارگاه خاتمالانبیا نشان میدهد تفاهم ایران و آمریکا در این مرحله به عنوان یک بسته چندلایه و پیچیده تعریف شده است؛ بستهای که در آن دیپلماسی، میدان، اقتصاد و امنیت به طور همزمان در هم تنیده شدهاند و در این ساختار، لبنان نه یک پرونده فرعی، بلکه یکی از مؤلفههای کلیدی در طراحی، اجرا و پیشبرد توافق محسوب میشود.
مقامات ایران جزئیات تفاهم تهران و واشنگتن را تشریح کردند
آمریکا چگونه عقب نشست؟
ارسال نظر
پربیننده