۱۴/تير/۱۴۰۵
|
۱۱:۵۷

ملت داغ‌دیده نماز را بر پیکر امام شهید اقامه کرد

مراسم وداع با قائد شهید امّت وارد روز دوم شده است و مردم در حال عزاداری در فراق رهبر شهید هستند.

ملت داغ‌دیده نماز را بر پیکر امام شهید اقامه کرد

آیین وداع با پیکر امام شهید امّت، حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی حسینی‌خامنه‌ای از صبح روز گذشته، شنبه، در مصلای تهران آغاز شده است. مردم ایران و مسلمانان امّت اسلام خود را به این مراسم رسانده‌اند تا برای آخرین‌بار امام شهید امّت اسلامی را که به‌دست آمریکا و اسرائیل به شهادت رسیدند، زیارت کنند.

این آیین در حالی برگزار می‌شود که جمعیت انبوه و گستردهٔ مردم عزادار و وفادار اجازه نداده است مصلی خالی شود و با پرچم سرخ عاشورا، خواهان انتقام و خون‌خواهی است.

شرکت‌کنندگان که با لباس عزای حسینی(ع) و هم‌چنین عزای شهادت قائد امّت اسلامی در مراسم حضور یافته‌اند پرچم ایران، تصاویر امام شهید، نماد «مُشت گره‌کرده» و هم‌چنین تصاویر حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی‌خامنه‌ای را در دست دارند تا هم با رهبر فقید وداع کنند و از سویی دیگر با امام حاضر، اعلام بیعت کنند و عهد ببندند.

قرار است ساعت 8 صبح نماز بر پیکر مطهر امام شهید و خانوادهٔ گرامی ایشان اقامه شود. مردم از روز گذشته در مصلی مانده‌اند تا در آیین نماز بر پیکر امام امت شرکت کنند و در محضر خدا و امام زمان(عج) گواهی دهند که هرچه از او دیده‌اند، همه خیر و صلاح بوده است.

مردم عزادار صبح دوشنبه 15 تیرماه پیکر امام قائد شهید امت را در تهران تشییع خواهند کرد، سه‌شنبه 16 تیرماه پیکر مطهر ایشان به قم برای تشییع و اقامه نماز خواهد رفت؛ چهارشنبه 17 تیرماه نیز پیکر امام شهید برای طواف و تشییع به حرم حضرت امیرالمؤمنین(ع) در نجف و هم‌چنین حرمین کربلا مرقد حضرت امام حسین(ع) و حضرت عباس(س) برده خواهد شد، پنج‌شنبه 18 تیرماه پیکر مطهر امام شهید امّت در حرم حضرت امام رضا(ع) تدفین خواهد شد.

روز دوم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب فرا رسید و قرار است نماز بر پیکر رهبر شهید و خانواده ایشان ساعت 8 صبح اقامه شود.

آه، امام مظلومم...، آه، رهبر شهیدم...

مصلی در این شب رنگ‌وبوی عجیبی به خود گرفته است؛ مصلی سراسر غم و حزن است. مردم بعد از چهار ماه، هنوز داغشان تازه است، هنوز هم باورشان نشده است که دیگر قرار نیست پرده کنار برود و سیدعلی خامنه‌ای میان جمعیت بیاید؛ با عصا یا بی‌عصا...

مردم هنوز می‌خواهند همان تصویر «جمعه نصر» را به‌یاد بیاورند؛ همان روزی که امام شهید با صلابت و اقتدار به مصلی آمد، آن هم در اوج تهدیدها.

آقای شهید ایران! این مردم 130 شب در خیابان بودند؛ درست از همان سحر دهم اسفند لعنتی که خبر تلخ و جانکاه بیرون آمد. آقاجان، مردم امشب هم مثل 130 شب قبل به میدان آمده‌اند، اما این‌بار برای عزاداری پدرشان.

آقای عزیز ایران! از همان نیمه‌شب که درهای مصلی باز شده تا همین حالا که 30 دقیقه از بامداد یکشنبه گذشته، مردم هر بار که وارد حیاط مصلی می‌شوند و چشمشان به جایگاه ویژه‌ای می‌افتد که پیکر شما روی آن قرار گرفته است، بی‌اختیار اشک می‌ریزند.

این تصویر را بارها و بارها از دیشب تا کنون دیده‌ام؛ همه دیده‌اند. اشک‌های بی‌قراری و بی‌تابی ملت ایران از غم فراق شما، بر کسی پوشیده نیست. امکان ندارد چند دقیقه در حیاط مصلی باشی و شاهد هق‌هق زنان و مردان نباشی؛ زن‌ها و مردهایی که در غم فراق شما می‌سوزند و می‌گریند.

«خدانگهدار رهبر شهیدم...»

این جمله بارها و بارها تکرار شده است و هر بار، مردم هنگام تکرارش گریان شده‌اند؛ گریه‌های بی‌امان زن و مرد، پیر و جوان...

جمعیت هر ساعت بیشتر از قبل می‌شود و این نشان می‌دهد مردم می‌خواهند خودشان را به نماز آقا برسانند، برخی از ساعتی قبل آمده‌اند تا در صفوف اول باشند، برخی هم از صبح دیروز مانده‌اند و دیگر پای رفتن ندارند.

هر بار که خیل جمعیت وارد حیاط مصلی می‌شود، خادمان می‌گویند: «خوش اومدین به مراسم آقا...»

در ساعتی که در صحن مصلی بودیم، بارها این شعارها تکرار شد: «لبیک سید مجتبی، فرمانده‌کل قوا»، «ای سید و مولای ما، دعا بکن برای ما»، «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده»، «یا منتقم، انتقم».

عزاداری برای پدر شهید، با نوحه‌خوانی محمود کریمی همچنان ادامه دارد.

با گذشت دو ساعت از بامداد جمعیت ورودی به مصلای امام خمینی تهران همچنان در حال افزایش است.

روایت حاج منصور ارضی، مداح اهل‌بیت علیهم السلام از توصیه رهبر شهید به ایشان درباره مناجات‌خوانی.

حجج‌اسلام آقایان سید مصطفی، سید مسعود و سید میثم خامنه‌ای فرزندان امام شهید انقلاب، برادران رهبر معظم انقلاب اسلامی در مصلای تهران به‌منظور اقامهٔ نماز بر پیکر قائد شهید حاضر شدند. 

لحظاتی از روضه‌خوانی سید مهدی میرداماد در مراسم وداع مردم عزادار با «آقای شهید ایران» در مصلی امام خمینی(ره) تهران. 1405/4/14

نای رفتن نمانده بود

بعد از پایان نماز، جمعیت آرام‌آرام از صحن مصلی بیرون می‌رفت و جمعیت بیرونی وارد میشدند؛ بعضی‌ها راه افتاده بودند، بعضی‌ها اما انگار هنوز دل کندن برایشان ممکن نبود. داغ، فقط روی شانه‌ها ننشسته بود؛ در پاها هم افتاده بود، در نفس‌ها، در جان آدم‌ها.

میان آن همه جمعیت، پیرمردی را دیدم که دیگر توان رفتن نداشت. نماز را با جماعت خوانده بود، ایستاده بود، همراه مردم اشک ریخته بود، اما بعد از سلام آخر، انگار تمام توانش همان‌جا تمام شده بود. در همان جایی که نماز خوانده بود، آرام روی زمین دراز کشید. پرچم ایران را روی خودش کشید و عکس آقای شهید را کنار دستش گذاشت. صحنه‌ای بود که نمی‌شد ساده از کنارش گذشت.

نگاهش کردم و نگران شدم. نه فقط برای حال جسمش، برای حال دلش. برای سنگینی باری که انگار دیگر تاب کشیدنش را نداشت. خواستم چیزی بگویم، اما کلمات در گلویم ماند. فقط در دلم زمزمه کردم: حاج‌آقا، ما هم مثل شما نای ادامه دادن نداریم.

آن لحظه، مصلی فقط محل برگزاری یک نماز نبود؛ جایی بود که می‌شد اندوه یک ملت را با چشم دید. جایی که غم، از صورت‌ها گذشته بود و خودش را در قدم‌ها نشان می‌داد. در ماندن آدم‌ها. در ناتوانی‌شان برای رفتن. در سکوتی که از هر روضه‌ای بلندتر بود.

نماز بر پیکر آقای شهید تمام شد، اما سنگینی این داغ تمام‌شدنی نیست. بعضی بدرقه‌ها، با رفتن تمام نمی‌شوند؛ تازه از همان لحظه شروع می‌شوند. ما امروز به چشم خودمان دیدیم که جان، چطور آهسته از تن یک ملت بیرون می‌رود.

ساعتی بعد از پایان نماز بر پیکر امام‌شهید، همچنان شاهد حضور بسیار گسترده و حماسی و البته تاریخی زائران امام شهید در ورودی های مصلی هستیم.

ارسال نظر
captcha