حسین کیامنش: در روزهای اخیر، مجموعهای از عملیاتهای اطلاعاتی-امنیتی و نظامی در نقاط مختلف کشور انجام شده که خروجی مشترک آنها، شناسایی و ضربه به تیمها و هستههایی است که بنا بر اعلام نهادهای امنیتی، با هدف انجام عملیات تروریستی و ایجاد ناامنی وارد کشور شده یا در داخل سازماندهی شده بودند.
همزمان چندین محموله و انبار سلاح و مهمات نیز کشف و ضبط شد؛ مجموعهای از اتقاقات که نمیتوان آنها را صرفا مجموعهای از حوادث پراکنده و بیارتباط با یکدیگر دانست.
اهمیت این اتفاقات زمانی بیشتر میشود که آنها را در امتداد تجربه پس از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته بررسی کنیم. در آن مقطع نیز پس از پایان جنگ و ناکامی رژیم صهیونیستی، فعالیت شبکههای تروریست، خرابکاری و انتقال سلاح در دستور کار موساد قرار گرفت. در همان دوره، نهادهای امنیتی از شناسایی هستهها، کشف انبارهای تسلیحات و جلوگیری از ورود نیروهای آموزش دیده به کشور خبر دادند.
حتی ارزیابیهای اطلاعاتی نیز نشان میداد به رغم توقف جنگ ۱۲ روزه، عملیات اطلاعاتی، خرابکاری و تلاش برای ایجاد بیثباتی در داخل ایران همچنان در دستور کار صهیونیستهاست. اکنون نیز پس از تجربه جنگ ۴۰ روزه و البته ناکامی آمریکا در نیل به اهدافش در جنگ علیه ایران، نشانههای مشابهی دیده میشود.
از سیستان و بلوچستان تا شمال غرب و فارس
هفته گذشته قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه از شناسایی و ضربه به یک تیم تروریست در استان سیستان و بلوچستان خبر داد و اعلام کرد 2 عضو این تیم هلاک شدند. بر اساس گزارش منتشرشده، عملیات با همکاری اداره کل اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه استان، همچنین فراجا انجام و تیم مذکور پیش از اجرای عملیات مورد نظرش شناسایی شد.
همچنین وزارت اطلاعات از انهدام 3 هسته عملیاتی وابسته به گروهکهای تکفیری در جنوب شرق کشور خبر داد. در این عملیات، ۹ نفر بازداشت و 3 نفر در درگیری به هلاکت رسیدند. اعضای بازداشتشده، طبق اعلام وزارت اطلاعات، آموزشهای نظامی، بمبگذاری و ترور را در خارج کشور دیده و هنگام ورود مخفیانه به ایران شناسایی شده بودند. همچنین مقادیر قابل توجهی سلاح و مهمات از آنها کشف و یک انبار حاوی سلاحهای سبک و نیمهسنگین نیز شناسایی و ضبط شد.
این اتفاقات محدود به جنوب شرق کشور نیست. در شمال غرب نیز قرارگاه حمزه سیدالشهدا از کشف یک محموله اقلام ضدامنیتی در مرز شهرستان اشنویه خبر داد. این محموله، بنا بر اعلام سپاه، شامل ۶ قبضه کلاشنیکف، دهها خشاب و صدها فشنگ است و قرار بود برای اقدامات خرابکارانه به مناطق عمقی کشور منتقل شود.
در استان فارس نیز سازمان اطلاعات سپاه از شناسایی و دستگیری یک تیم 8 نفره خبر داد. بنا بر خبر منتشرشده، اعضای این شبکه به صورت محلهمحور اقدام به تهیه سلاح و برنامهریزی برای «کشتهسازی» در اعتراضات احتمالی کرده بودند و مقادیری سلاح گرم و مهمات نیز از مخفیگاه آنها کشف شد.
اگر این مجموعه را کنار هم قرار دهیم، با یک جغرافیای محدود مواجه نیستیم. جنوب شرق، شمال غرب، مرکز و جنوب کشور نقاطی هستند که یا تیم مسلح در آنها شناسایی شده یا محموله سلاح و تجهیزات ضدامنیتی کشف شده است.
مسأله فقط «تیم تروریستی» نیست، شبکه پشتیبانی است
شاید مهمتر از خود تیمهای تروریست، چیزی باشد که پشت سر آنها قرار دارد: شبکه انتقال، آموزش، تجهیز و پشتیبانی.
یک تیم چندنفره مسلح، بدون سلاح، مهمات، تجهیزات ارتباطی، منابع مالی، مسیر انتقال و اطلاعات هدف، ظرفیت محدودی برای اجرای یک عملیات پیچیده دارد. بنابراین وقتی همزمان با انهدام تیمها، انبارهای سلاح و محمولههای تسلیحاتی نیز کشف میشود، موضوع از سطح فعالیت چند فرد مسلح فراتر میرود و به مساله شبکههای عملیاتی میرسد.
برای نمونه، در عملیات مردادماه علیه یک هسته وابسته به جیشالظلم در سراوان، بنا بر گزارش منتشرشده، دهها قبضه سلاح، نارنجک، آرپیجی، ۲۰ کیلوگرم مواد منفجره C4، مهمات و تجهیزات ارتباطی از جمله دستگاههای ماهوارهای استارلینک کشف شد.
چنین کشفیاتی نشان میدهد هدف صرفا ایجاد یک درگیری محدود مرزی نیست. وجود مواد منفجره، تجهیزات ارتباطی و تسلیحات متنوع نشاندهنده طراحی برای مجموعهای از عملیاتهای مختلف است؛ از حمله به نیروهای امنیتی گرفته تا خرابکاری علیه زیرساختها یا ایجاد آشوب و ناامنی.
در این بین از نگاه تحلیلگران، زمانبندی این تحولات قابل توجه است. حملهای که بیش از 6 ماه قبل از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد، اکنون پس از ناکامی نظامی، وارد مرحلهای شده که مشخصا بار دیگر پروژه آشوب و ناامنی در داخل مرزهای ایران را دنبال میکند. به عبارت دیگر، پروژه براندازی نظام اسلامی همچنان روی میز سیا و موساد است. باید به این نکته مهم توجه داشت که شکست یک طرح به معنای کنار گذاشته شدن هدف نیست. ممکن است یک شیوه عملیات شکست بخورد اما اصل راهبرد تغییر نخواهد کرد. این دقیقا همان جایی است که موج اخیر انهدام تیمهای تروریستی اهمیت مییابد.
شاهد مثال قابل توجه
در چنین فضایی، اظهارات اخیر رئیسجمهور تروریست آمریکا نیز قابل توجه است. ترامپ اخیرا در شبکه اجتماعی خود نوشت: «مردم ایران چه زمانی قرار است قیام کنند و بجنگند؟» او در همان پیام مدعی شد آمریکا در موقعیت بهتری قرار دارد و اقتصاد ایران در حال فروپاشی است.
طبیعتا پرسش ترامپ صرفا درباره توان نظامی ایران نبود، بلکه مستقیما به «مردم ایران» و احتمال شورش و آشوب اشاره داشت.
گروهکهای مسلح؛ حلقه اتصال جنگ خارجی و ناامنی داخلی
در این الگو، گروهکهای مسلح تروریست میتوانند نقش یک «قوه محرکه» را برای تبدیل فشار خارجی به ناامنی داخلی ایفا کنند، چرا؟ چون یک اعتراض اجتماعی، حتی اگر گسترده باشد، لزوما به معنای تبدیل شدن آن به خشونت سازمانیافته نیست اما اگر همزمان شبکههای آموزشدیده و دارای تجهیزات انفجاری و ارتباطی فعال باشند، امکان تغییر ماهیت برخی ناآرامیها افزایش مییابد. حمله به نیروهای امنیتی، آتش زدن اماکن، خرابکاری زیرساختی، ایجاد رعب و وحشت و انجام ترور میتواند فضای اجتماعی را از اعتراض، به بیثباتی امنیتی سوق دهد. کما اینکه دیماه سال قبل این اتفاق افتاد.
گزارش «وطن امروز» از افزایش آمار کشفیات سلاح از گروهکهای تروریستی توسط دستگاههای امنیتی
خواب شوم آشوب
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها