در تقویم سیاسی آمریکا، گردهماییها یا کنوانسیونهای ملی حزبها همواره نماد انسجام، همصدایی و نمایش قدرت بودهاند. قرار بود کنوانسیون میاندورهای حزب جمهوریخواه در 18 و 19 شهریور (9 و 10 سپتامبر جاری) در دالاس نیز چنین باشد؛ میدانی برای به رخ کشیدن وحدت پیرامون دونالد ترامپ و انگیزهبخشی به پایگاه رأیدهندگان پیش از انتخابات حساس نوامبر. آنچه اما این روزها در تگزاس در حال رخ دادن است، نه یک گردهمایی پیروزمندانه، بلکه نمایشی از بحران عمیق مشروعیت، ترس از شکست و سرگردانی حزبی است که میان وفاداری کورکورانه به رهبری رو به افول و غریزه بقا در انتخابات، گرفتار آمده است. این رویداد 2 روزه که با وعده «بزرگترین رالی یک دهه» کلید خورد، اکنون بیش از هر چیز، روایتگر انزوای فزاینده رئیس دولت تروریست آمریکا و گسست پنهان در صفوف جمهوریخواهان است.
لاتاری بلیتهای رایگان، اعترافی بر شکست جذابیت
شاید تلخترین و گویاترین نشانه وضعیت نامطلوب ترامپ، ابتکار عجیب کمیته ملی جمهوریخواهان برای توزیع بلیتهای رایگان از طریق قرعهکشی، تنها 2 روز مانده به آغاز گردهمایی است. وقتی حزبی ناچار میشود برای پر کردن صندلیهای یک سالن ۲۰ هزار نفره، وعده «صندلیهای ردیف جلو و رفتار ویژه» را به هر شهروندی که در قرعهکشی شرکت کند بدهد، یعنی هاله محبوبیت و شور و شوق مردمی فروپاشیده است.
این اقدام چیزی جز اعتراف به یک شکست آشکار در جذب مخاطب نیست. دوران ترامپ همواره با معیار سنجش جمعیت در گردهماییها همراه بود اما اکنون تصاویر احتمالی صندلیهای خالی در دالاس، چنان کابوسی برای برگزارکنندگان شده که دست به دامن هر گونه ترفندی برای فریب میهمانان میزنند. یک گردهمایی حزبی که ناچار است برای حفظ ظاهر، بلیت را به هر قیمتی (و حتی مجانی!) به دست مردم برساند، نه یک گردهمایی سیاسی، بلکه یک «نمایش اجباری» با بهای ناچیز است که ارزش ذاتی خود را از دست داده است.
این وضعیت در تناقض آشکار با ادعاهای تکراری ترامپ درباره پایگاه ثابت و پرشور هوادارانش قرار دارد.
اگر رأیدهندگان «ماگا» تا این حد وفادار و مشتاق هستند، دیگر چه نیازی به لاتاری و حراج بلیت است؟! پاسخ در نظرسنجیهای مستقل نهفته است؛ نظرسنجیهایی که نرخ محبوبیت ترامپ را به پایینترین سطح دوران ریاست جمهوریاش رساندهاند. گردهمایی دالاس به جای آنکه ویترینی از قدرت باشد، به آینهای تمامنما از بیم و ناامیدی بدل شده است.
بار سنگین ترامپ بر گردن نامزدهای جمهوریخواه
شاید مهمتر از کمبود جمعیت در سالن، فاصلهگیری حسابشده بسیاری از چهرههای سرشناس و نامزدهای آسیبپذیر حزب از این گردهمایی باشد. ترامپ خود را «رهبر بلامنازع جمهوریخواهان» معرفی میکند اما در عمل، شمار زیادی از سناتورهای این حزب در ایالتهای حساس، ترجیح دادهاند در دالاس حاضر نشوند. سناتور سوزان کالینز از مین و مایک راوندز از داکوتای جنوبی، با لحنی مؤدبانه اما صریح اعلام کردهاند وقت خود را صرف دیدار با رأیدهندگان حوزههای انتخابیهشان میکنند تا شرکت در یک جشن تبلیغاتی در تگزاس. این عقبنشینی دستهجمعی، چیزی نیست جز ترس آشکار از گره خوردن با رئیسجمهوری که محبوبیتش روزبهروز آب میرود. یکی از مشاوران ارشد جمهوریخواه این وضعیت را چنین توصیف کرده که ترامپ برای نامزدهای حزب، دیگر یک «سرمایه» نیست، بلکه یک «بار اضافه» است که هرچه بیشتر با آن همراه شوند، شانس بقایشان در انتخابات کمتر میشود؛ درست مثل مسافری که در میانه راه، کیسهای سنگین از مشکلات بر دوش میکشد و هر قدم، او را به زمین نزدیکتر میکند.
این دوگانگی، گرهگاه کور سیاست امروز جمهوریخواهان است: از یک سو، نامزدها برای پیروزی در انتخابات به بدنه رأیدهندگان شیدای ترامپ نیاز دارند و از سوی دیگر، پیوند خوردن با او باعث فرار رأیدهندگان مستقل و معتدل میشود. نظرسنجیهای ایالتی نشان میدهد محبوبیت رئیسجمهور آمریکا در میان رأیدهندگان مستقل در ایالتهای نبردی مانند کارولینای شمالی، اوهایو و آیووا به زیر ۳۰ درصد سقوط کرده است. در چنین شرایطی، حضور در گردهمایی دالاس نه یک فرصت، بلکه یک ریسک بزرگ است و بسیاری از نمایندگان جمهوریخواه با بهانههای هزینه ۲۵ هزار دلاری یا کمبود زمان، از این رویداد فرار میکنند. این «فرار دستهجمعی» از یک گردهمایی حزبی، واضحترین نشانه کاهش توانایی ترامپ در کنترل و هماهنگی حزب خودش است.
برنامهای خالی از محتوا و سرشار از ناامیدی
بررسی محتوای اعلامشده برای این گردهمایی، خالی بودن چمدان فکری حزب جمهوریخواه را بهخوبی نشان میدهد. در میان انبوه سخنرانان و برنامههای موسوم به «سرگرمی»، خبری از راهکارهای ملموس برای مهار تورم، پایان دادن به بحرانهای بینالمللی یا التیام زخمهای اقتصادی مردم آمریکا نیست. به جای برنامههای عملی، گردهمایی بر تکرار اتهامات وارونه «کمونیست» خواندن دموکراتها متمرکز است؛ تاکتیکی کهنه که بیش از آنکه نشانه هوشمندی سیاسی باشد، از ناتوانی در ارائه دستاوردهای واقعی حکایت دارد. وعدههای ترامپ برای «موسیقی زیاد» و «تفریح عالی»، یادآور تلاش برای پنهان کردن فقدان محتوای سیاسی پشت پردهای از جلوههای بصری و احساسات زودگذر است.
نکته قابل تأمل دیگر، غیبتها و حاشیهسازیهای اطراف این رویداد است. غیبت ملانیا ترامپ در لیست سخنرانان، تردید در حضور جان تون (رهبر اکثریت سنا) و تصمیم برخی چهرههای ارشد برای شرکت در رویدادهای حاشیهای (همانند جلسات جمعآوری کمک مالی) به جای ایستادن بر سکوی اصلی گردهمایی، همگی نشان از یک بیاعتمادی سازمانیافته به جذابیت سیاسی رئیسجمهور دارد. وقتی نزدیکترین همحزبهای ترامپ ترجیح میدهند در حاشیه بمانند، یعنی هزینه سیاسی حضور در کنار او بیش از منافعش ارزیابی میشود.
مأموریت نافرجام در تگزاس، قمار بر سر یک نامزد جنجالی
یکی از اهداف اعلامشده این گردهمایی، کمک به کن پاکستون، نامزد جنجالی سنا در تگزاس است. پاکستون که با اتهامات تقلب و فساد مالی دستوپنجه نرم میکند، تنها با حمایت بیچونوچرای ترامپ موفق به کنار زدن جان کورنین در رقابتهای درونحزبی شد اما این حمایت که قرار بود یک پیروزی باشد، اکنون به یک بمب ساعتی بدل شده است. تگزاس که برای 3 دهه در انحصار جمهوریخواهان بود، اکنون به دلیل محبوبیت پایین ترامپ و رسواییهای پاکستون، به یک میدان نبرد واقعی تبدیل شده است. آوردن ترامپ به دالاس برای نجات پاکستون، شمشیری دولبه است: از یک سو میتواند رأیدهندگان محافظهکار تگزاس را پای صندوقها بکشاند و از سوی دیگر، رأیدهندگان حومهای را که از رسواییها و سیاستهای تفرقهانگیز بیزارند به سمت رقیب دموکرات سوق دهد.
این وضعیت، سؤال اساسی را در مورد استراتژی حزب مطرح میکند: آیا تکیه بر رهبری با نرخ محبوبیت ۳۳ درصد و یک نامزد رسوا، برنامهای عاقلانه برای حفظ اکثریت کنگره است؟ اگر ترامپ حتی در تگزاس که سال ۲۰۲۴ با اختلاف ۱۴ درصد پیروز شد، نتواند برای پاکستون آرای کافی جمع کند، این گردهمایی نهتنها کمکی به بقای جمهوریخواهان نخواهد کرد، بلکه میتواند پایگاه حزب در جنوب را برای همیشه متزلزل کند. این قمار آشکار، نشاندهنده نبود یک استراتژی جایگزین و وابستگی بیمارگونه حزب به یک فرد رو به زوال است.
پایان یک دوران یا آغاز سقوط؟
گردهمایی دالاس را باید نقطه عطفی در تاریخ معاصر حزب جمهوریخواه در نظر گرفت؛ نقطهای که در آن، وحدت ساختگی جای خود را به انشقاق پنهان، شور و شوق جای خود را به بیمیلی و قدرت جای خود را به درماندگی داده است. داستان «لاتاری بلیتهای رایگان»، فرار نمایندگان از سکوی اصلی، تکیه بر شعارهای توخالی و قمار بر سر یک نامزد رسوا، همگی اجزای یک پازل بزرگتر است؛ پازلی که تصویر یک حزب گرفتار در بنبست تاریخی را نشان میدهد.
در حالی که دموکراتها از این فضا برای بزرگنمایی ناکارآمدی جمهوریخواهان بهره میبرند، حزب ترامپ در دالاس به دنبال نجات ظاهر خود است، غافل از اینکه زخمهای عمیقتری بر پیکر خود وارد میکند. آنچه در این 2 روز در تگزاس رخ خواهد داد، احتمالا به جای ایجاد انگیزه در رأیدهندگان، تصویری از یک حزب هراسان و آشفته را در اذهان ثبت خواهد کرد. این گردهمایی، شاید آخرین نفسهای یک دوران خاص سیاسی باشد؛ دورانی که در آن یک حزب سنتی، همه سرمایه خود را روی یک فرد متمرکز کرد و اکنون در آستانه انتخاباتی سرنوشتساز، با خلأ رهبری و بحران مشروعیت مواجه است. نتیجه انتخابات نوامبر ۲۰۲۶ ـ هر چه باشد ـ نشان خواهد داد آیا جمهوریخواهان میتوانند خود را از زیر بار سایه سنگین و شوم ترامپ نجات دهند یا در گرداب وفاداری کورکورانه، غرق خواهند شد؟
گردهمایی دالاس؛ روایتی از انزوای ترامپ و سرگردانی حزب جمهوریخواه
شکاف زیر پرچم ماگا
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها