۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۴:۴۹
پاسخی به یادداشت اخیر دیاکو حسینی

حذف افکار عمومی از دیپلماسی غیرممکن است

احمد فاضل‌زاده: در چند دهه اخیر دیپلماسی ایران بویژه در تعامل با ایالات متحده آمریکا، به یک موضوع حساس و پرچالش تبدیل شده است. در این راستا، مشاوره‌ها و توصیه‌های مختلفی از سوی تحلیلگران و گروه‌های مختلف پیرامونی به سیاستمداران و مسؤولان ایرانی ارائه شده که اغلب تحت تأثیر رویکردهای مختلف سیاسی، استراتژیک و گاه نیز منافع شخصی قرار دارد. یکی از این توصیه‌ها که توسط دیاکو حسینی (کارشناس بین‌الملل) در یادداشت اخیرش در «ایکس» مطرح شده، به نوعی خواستار کاهش موضع‌گیری‌های علنی ایران در قبال آمریکا و تمرکز بر دیپلماسی پنهانی است که به معنای حذف افکار عمومی از موضوع مذاکره و احتمالا به خاطر فرار از پاسخگویی به جامعه است. اما این توصیه، از جنبه‌هایی قابل تامل است و نیاز به نقد و بررسی دقیق دارد که در این یادداشت به اختصار به آن پرداخته خواهد شد.
* نقش مردم از عرصه دیپلماسی حذف شدنی نیست
نقش مردم در عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی یکی از ارکان غیرقابل ‌انکار در هر حکومتی بویژه جمهوری اسلامی است. در ایران، مردم تنها به‌ عنوان ناظر یا مصرف‌کننده سیاست‌های دولتی نیستند، بلکه در تعیین مسیر کلان کشور از طریق مشارکت‌های سیاسی، آگاهی و درک صحیح از سیاست‌ها نقش اساسی دارند. در واقع، زمانی که دولت‌ها از طریق شفاف‌سازی سیاست‌های خود، مردم را در جریان مسائل و تصمیمات کلان قرار می‌دهند، این رابطه اعتماد میان دولت و ملت تقویت می‌شود. از این رو، هرگونه تلاش برای پنهان‌کاری و عدم شفافیت در سیاست‌گذاری خارجی، تهدیدی جدی برای اعتماد عمومی و در نتیجه مشروعیت دولت خواهد بود. در توصیه شماره 2 یادداشت دیاکو حسینی که بر کاهش موضع‌گیری علنی و تأکید بر دیپلماسی پنهان به‌عنوان راهبردی برای مواجهه با آمریکا پیشنهاد شده است، به ‌وضوح شاهد نادیده‌گرفتن این نقش اساسی مردم هستیم. این توصیه به ‌طور ضمنی این پیام را منتقل می‌کند که سیاست‌های کلان کشور می‌تواند پشت پرده و بدون اطلاع‌رسانی به مردم پیگیری شود اما این نوع رویکرد، برخلاف آنچه به ‌نظر می‌رسد، نه تنها بر منافع ملی تأثیر منفی می‌گذارد، بلکه پایه‌های اعتماد عمومی را نیز متزلزل می‌کند. وقتی مردم احساس کنند از سیاست‌های اساسی کشور بی‌اطلاع هستند یا نادیده گرفته شده‌اند، احساس بی‌اعتمادی به حکومت به ‌طور اجتناب‌ناپذیری به‌ وجود خواهد آمد.
افکار عمومی به واسطه وضعیت رسانه‌های اجتماعی نه تنها به سرعت شکل می‌گیرد، بلکه به‌ طور مداوم در حال تکامل است و چه بسا لازم است در پیشبرد سیاست‌ها نیز به عنوان اهرمی برای فشار علیه دشمنان به کار گرفته شود. عدم شفافیت در اعلام سیاست‌ها می‌تواند به سرعت به بی‌اعتمادی عمیق تبدیل شود. وقتی مردم از سیاست‌ها و تصمیمات دولت بی‌خبر باشند، نه تنها احساس می‌کنند نادیده گرفته شده‌اند، بلکه در معرض سوءتفاهمات و شایعات قرار می‌گیرند. این وضعیت می‌تواند موجب بحران‌های سیاسی و اجتماعی غیرقابل پیش‌بینی شود. شفافیت در سیاست‌گذاری خارجی و بیان صریح مواضع، یک ضرورت غیرقابل‌چشم‌پوشی است که دولت‌ باید در هر شرایطی آن را رعایت کند.
* «افکار عمومی» یک اهرم قدرت است
یکی از ارکان اساسی موفقیت در روابط بین‌الملل، بویژه برای کشورهایی مانند ایران که تحت فشارهای بیرونی قرار دارند، شفافیت در سیاست‌های دیپلماتیک است. دیپلماسی شفاف نه تنها ابزاری برای تقویت جایگاه داخلی کشور است، بلکه می‌تواند به ‌عنوان یک ابزار استراتژیک در مذاکره با قدرت‌های جهانی، بویژه ایالات متحده عمل کند. این امر بویژه در شرایطی که ایران با چالش‌های پیچیده‌ای در سیاست خارجی مواجه است، از اهمیت زیادی برخوردار است.
توصیه دیاکو حسینی درباره کاهش موضع‌گیری‌های علنی و تأکید بر دیپلماسی پنهانی، در واقع به‌ نوعی نادیده گرفتن یکی از مهم‌ترین ارکان دیپلماسی معاصر است؛ «نقش افکار عمومی». او پیشنهاد می‌دهد سیاست‌های مذاکره ایران در قبال آمریکا باید در پشت پرده دنبال شود اما این رویکرد نه تنها می‌تواند به بی‌اعتمادی مردم نسبت به دولت منجر شود (که پیش‌تر به آن اشاره شد)، بلکه ممکن است ظرفیت‌های بالقوه دیپلماسی را هم در مواجهه با آمریکا از بین ببرد.
شفافیت در دیپلماسی بویژه در مسائل حساس، موجب می‌شود مردم در جریان تصمیمات کلان کشور قرار گیرند و از آنها حمایت کنند. در شرایطی که ایران با چالش‌های عظیمی مانند تحریم‌ها، فشارهای اقتصادی و تهدیدات نظامی مواجه است، دولت باید از این شفافیت به‌ عنوان یک اهرم در مذاکرات بین‌المللی استفاده کند. هنگامی که مردم از سیاست‌های دولت آگاه باشند، نه تنها درک بهتری از اهداف و استراتژی‌های کشور پیدا می‌کنند، بلکه در مواقع حساس می‌توانند به ‌طور فعال از سیاست‌های دولت حمایت کنند و وارد میدان شوند. این حمایت بویژه در مقابل فشارهای خارجی می‌تواند موجب تقویت موقعیت ایران در تقابل با کشورهایی چون ایالات متحده شود.
* مذاکره تنها یک موضوع داخلی نیست
در مساله مذاکرات ایران، باید توجه کرد این موضوع تنها به ایران محدود نمی‌شود، بلکه به ملت‌های مقاومت و کشورهای حامی آن نیز مربوط است. ایران نباید تنها به مسائل داخلی خود نگاه کند، زیرا هر تصمیمی که در عرصه بین‌المللی گرفته می‌شود، تأثیرات آن بر کشورهای مسلمان و ملت‌های مقاومت نیز قابل توجه است.
یکی از اصلی‌ترین نکات در دیپلماسی ایران این است که سیاست‌های پنهان و عدم شفافیت در روابط با دیگر کشورها می‌تواند موجب تضعیف موقعیت ایران در سطح جهانی و منطقه‌ای شود. بویژه در روابط با کشورهای همپیمان و ملت‌های مقاومت که به ‌عنوان نماد مقاومت در برابر سلطه‌گران جهانی ایران را می‌بینند، پنهان‌کاری در سیاست‌های ایران می‌تواند باعث سوءتفاهم و کاهش اعتماد نسبت به ایران شود. این ملت‌ها انتظار دارند ایران در راستای منافع مشترک، تصمیمات خود را علنی و شفاف اعلام کند تا به‌ طور مؤثری با یکدیگر همکاری کنند.
در وضعیت کنونی که ارتباطات بویژه از طریق رسانه‌ها به سرعت شکل می‌گیرد، هرگونه دیپلماسی پنهانی می‌تواند به ایجاد بدبینی و کاهش همکاری‌ها منجر شود. اگر ایران نتواند مواضع خود را به‌ طور شفاف و علنی اعلام کند، ملت‌های مقاومت که از ایران انتظار رهبری دارند، ممکن است احساس کنند سیاست‌های ایران با منافع آنها همخوانی ندارد. این مساله می‌تواند به تضعیف روابط ایران با کشورهای اسلامی و حتی کاهش حمایت‌های آنها از ایران منجر شود. مقامات دولت باید در نظر داشته باشند تنها به‌ عنوان یک کشور مستقل عمل نمی‌کنند، بلکه بخشی از جبهه مقاومت هستند که به ‌طور مستقیم تحت تأثیر سیاست‌های ایران قرار دارد. برای حفظ جایگاه خود به ‌عنوان یک الگوی مقاومت در منطقه و جهان، ایران باید دیپلماسی شفاف و آشکار را در پیش بگیرد تا کشورهای دیگر بویژه کشورهای مسلمان و متحدانش بتوانند سیاست‌های آن را در تصمیم‌گیری‌های خود مد نظر قرار دهند و در کنار ایران بایستند.
* باید میان محرمانگی تاکتیکی و مشارکت آگاهانه افکار عمومی تعادل برقرار کرد
دیپلماسی پنهان، بدون شک، جزء لاینفک فرآیندهای دیپلماتیک است. در بسیاری از مواقع، مذاکرات حساس و اولیه نیازمند فضایی محرمانه و دور از انظار عمومی است تا امکان بررسی گزینه‌ها، تبادل نظر آزادانه و رسیدن به نقاط مشترک فراهم شود. این نوع دیپلماسی بویژه در مراحل مقدماتی، برای جلوگیری از تنش‌های ناخواسته و ایجاد بستری مناسب برای گفت‌وگوی رسمی، حیاتی است. 
با این حال، نباید از این ضرورت تاکتیکی، به عنوان مجوزی برای حذف کامل افکار عمومی از فرآیند دیپلماتیک استفاده کرد. استدلال به اینکه «رئیس‌جمهور نباید موضع علنی بگیرد» برای توجیه پنهان‌کاری مطلق، گمراه‌کننده است. دیپلماسی باید با پشتوانه و آگاهی مردم پیش برود. افکار عمومی حق دارد از کلیت اهداف، اصول و جهت‌گیری‌های دیپلماتیک کشور مطلع باشد، حتی اگر جزئیات مذاکرات محرمانه باقی بماند. شفافیت نسبی، به معنای اطلاع‌رسانی استراتژیک و هدفمند، نه افشای تمام جزئیات، می‌تواند اعتماد عمومی را جلب کرده و زمینه را برای اجرای موفقیت‌آمیز سیاست خارجی فراهم کند. بنابراین دیپلماسی موثر، نیازمند تعادل ظریفی بین محرمانگی تاکتیکی و مشارکت آگاهانه افکار عمومی است، نه حذف کامل یکی به بهانه دیگری.

ارسال نظر
captcha