آزاده لرستانی: سالها یک روایت فراگیر از سوی جریــانهای اصلاحطلب و شیفتگان نسخههای غربی توسعه به جامعه ایرانی تحمیل میشد: ما چون «توسعهنیافته» هستیم، از حل مسائل ابتدایی زندگی مردم ناتوانیم؛ اگر شبیه اروپا شویم، اگر مناسبات و ساختارهایمان را به الگوی کشورهای مدعی توسعه نزدیک کنیم، مسائل یکییکی حل خواهد شد. ریشه هر ناکارآمدی در ایران، تنها در «عقبماندگی» ما از مدل توسعه غربی است.
البته این روایت اغلب با نوعی تحقیر همراه بوده؛ تحقیر مردمی که باید هر روز بشنوند مشکل از «فرهنگ»، «سبک حکمرانی»، «عقبماندگی تاریخی» و «نفهمیدن توسعه» است. گویی در آن سوی دنیا دولتهایی نشستهاند که ماشین حل مسالهاند؛ منظم، دقیق، انسانی و کارآمد. واقعیت اما- مخصوصاً در بزنگاههای بحران- چیز دیگری را فریاد میزند.
امروز اروپا، همان قارهای که سالها بهعنوان ویترین توسعه معرفی میشد، در برابر یکی از ابتداییترین مسائل زندگی انسان، یعنی «حفاظت از جان مردم در برابر گرما» دچار ناکارآمدی جدی شده است. برآوردهای منتشرشده از موج گرمای اخیر در اروپا نشان میدهد این رخداد در یک بازه زمانی کوتاه، هزاران قربانی برجا گذاشته است. بر پایه برخی برآوردهای پژوهشی، فقط در یک هفته، شمار مرگهای منسوب به موج گرما در اروپا ممکن است از ۱۰ هزار نفر هم فراتر رفته باشد و در برخی مدلها، رقم کل به ۲۰ هزار نفر نزدیک شده است. در این میان، بنا بر دادههای منتشرشده، بیش از ۹ هزار مورد مرگ در میان افراد ۶۵ سال به بالا بوده است؛ یعنی همان گروهی که بیش از همه نیازمند سازوکارهای حمایتی هشداردهندهاند.
بیشک این عددها از یک واقعیت مهم پرده برمیدارد: در قلب کشورهای مدعی توسعه، گرما به بحرانی مرگبار تبدیل شده و ساختارهای موجود نتوانسته از مردم، بویژه سالمندان و گروههای آسیبپذیر، محافظت کند. فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، آلمان و انگلیس از جمله کشورهایی هستند که بیشترین آسیب را دیدهاند. در برخی گزارشها، فرانسه و بلژیک در هفته اوج گرما، «مرگومیر بسیار بالا» ثبت کردهاند و در انگلیس و ولز نیز یک مطالعه جداگانه از مرگ هزاران نفر در ارتباط با گرما خبر میدهد. این مساله گواه خوبی از یک ضعف ساختاری است.
اینجاست که باید به تعریف توسعه برگردیم. اگر بخواهیم با معیار محمد فاضلی ـ که به تلقی رایج توسعهخواهان هم نزدیک است ـ سخن بگوییم، توسعه یعنی «حل مساله با همکاری». بسیار خب! حالا باید پرسید این «غولهای توسعه» در حل این مساله چه کردهاند؟ اگر توسعه یعنی توان جمعی برای پیشبینی بحران، بسیج نهادها، حفاظت از جان مردم و کاهش تلفات، پس این حجم از مرگومیر در اروپا را چگونه باید توضیح داد؟
باید توجه داشت مساله فقط دشواری مدیریت یک بحران قابل پیشبینی نیست. موجهای گرمای شدید امروز با تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی پیوند دارد؛ بحرانی که اقتصادهای صنعتی به دلیل سهم تاریخی خود در مصرف سوختهای فسیلی و انتشار گازهای گلخانهای در شکلگیری آن نقش مهمی داشته و دارند. البته کشورهای اروپا در سالهای اخیر در برخی حوزهها، از توسعه انرژیهای تجدیدپذیر تا وضع استانداردهای زیستمحیطی، اقداماتی جدی انجام دادهاند و رواج کمتر وسایل سرمایشی در بعضی مناطق نیز تا حدی با ملاحظات انرژی و زیستمحیطی مرتبط بوده است. با این حال موج گرمای اخیر نشان داد کاهش مصرف انرژی، بدون سازگار کردن ساختمانها، مراکز درمانی، نظام مراقبت از سالمندان و فضاهای عمومی با اقلیم گرمتر، ممکن است خود به افزایش آسیبپذیری بینجامد. مساله اصلی نه بیتوجهی مطلق اروپا به محیط زیست، بلکه فاصله میان سیاستهای کاهش انتشار و آمادگی عملی برای حفاظت از مردم در برابر پیامدهای تغییرات اقلیمی است.
تناقض ماجرا این است که جوامعی که سالها بهعنوان الگوی برنامهریزی، رفاه و حل مساله معرفی شدهاند، اکنون در سازگار کردن زیرساختهای خود با خطری شناختهشده و رو به افزایش، با دشواری جدی مواجهند. تعطیلی مدارس، اختلال در شبکه برق و حملونقل، فشار بر خدمات درمانی و آسیب دیدن سالمندان و بیماران نشان میدهد برخورداری از شاخصهای بالای توسعه، به خودی خود مصونیت در برابر بحران ایجاد نمیکند.
در این اثنا باید از این دوگانهسازی سادهلوحانه عبور کرد؛ از این تصور که جهان به ۲ بخش «توسعهیافته حلکننده همه مسائل» و «توسعهنیافته ناتوان از حل هر مساله» تقسیم میشود. واقعیت آن است که توسعه، اگر به معنای واقعی کلمه حل مساله با همکاری باشد، یک آزمون دائم است و اروپا در این آزمون، دستکم در مساله گرما و حفاظت از جان شهروندان، نمره درخشانی نگرفته است.
نکته مهمتر برای ما این است که نباید اجازه دهیم مفهوم توسعه به ابزار تحقیر ملتها تبدیل شود. واژه «توسعه» نه یک ژست روشنفکرانه، نه یک برچسب طبقاتی و نه یک چماق سیاسی برای کوبیدن بر سر مردم است، بلکه «توسعه» باید در عمل سنجیده شود: در توان یک جامعه برای حفظ کرامت انسان، تأمین امنیت زیستی، کاهش آسیبپذیری و مواجهه مؤثر با بحرانها. اگر جامعهای در برابر یک موج گرما که از سالها قبل دربارهاش هشدار داده شده، نمیتواند از جان سالمندان خود محافظت کند، باید در ادعای توسعهاش تردید کرد.
این در حالی است که کشورهای غرب سالها از «توسعه»، تصویری اسطورهای ساختند اما موجهای گرما، کرونا، بحران انرژی، شکافهای اجتماعی و فرسایش زیرساختها، نشان داد آن اسطوره، بسیار شکنندهتر از چیزی است که تبلیغ میشد. حالا وقت آن است که با صدای بلند گفته شود: «توسعه واقعی» توان حل مساله است و هر جا مردم در برابر مسائل ابتدایی بیپناه بمانند، باید در ادعای توسعه آن تردید کرد، حتی اگر آنجا پاریس یا برلین باشد!
وقتی بحران اقلیمی، ویترین توسعه اروپا را در معرض قضاوت قرار میدهد
اروپای تبدار
ارسال نظر
تازه ها