علیرضا مرادی: سناریوی ترامپ در دور جدید حملات به ایران چیست؟ او در حال فراهم کردن زمینه برای یک حمله گسترده و احتمالا هدف قرار دادن تاسیسات هستهای ایران است یا تلاش میکند با اعمال فشار بر ایران، قواعد مطلوب خود در تردد کشتیها از تنگه هرمز را تثبیت کند؟
این دو، احتمالاتی است که اکنون درباره دور جدید حملات آمریکا به ایران قابل پیشبینی است. در این میان، کارشناسان با بررسی رفتار واسطهها، سناریوی احتمالی آمریکا علیه ایران را پیشبینی میکنند.
همزمان با شروع درگیریها میان آمریکا و ایران، پاکستان، عمان، قطر و اخیرا عراق تلاش کردند نقش میانجی را برای توقف این حملات ایفا کنند اما به اعتقاد کارشناسان، رفتار میانجیها در این دور از درگیریها میان آمریکا و ایران، با رفتار آنها در روزهای پایانی جنگ ۴۰ روزه و همینطور امضای تفاهمنامه خاتمه جنگ میان طرفین، تفاوتهایی دارد. به عنوان نمونه، حجم میانجیگریها در روزهای پایانی جنگ ۴۰ روزه و روزهای منتهی به امضای تفاهمنامه خاتمه جنگ، بسیار بیشتر از وضعیت فعلی بود. در آن زمان برخی کشورها مانند پاکستان و قطر، تحرکات زیادی برای توقف جنگ و خاتمه آن انجام دادند. همینطور برخی کشورهای منطقه مثل عربستان سعودی نیز پشت پرده، تحرکاتی انجام دادند. سفرهای متعدد مقامات پاکستان به ایران، همینطور سفرهای رسمی و غیررسمی مقامات قطر، یکی دیگر از مشخصههای میانجیگری در آن زمان بود که اینک در جریان درگیریهای اخیر مشاهده نمیشود. از سوی دیگر، هم درباره توقف جنگ و هم امضای تفاهمنامه خاتمه جنگ، پیشنهادات میانجیها مشخص و محتوای آن به رسانهها درز کرده بود. کما اینکه هم در توافقنامه آتشبس و هم در تفاهمنامه خاتمه جنگ، بیشتر مفاد این توافقات، پیشتر در رسانهها منتشر شده بود اما در شرایط فعلی، با آنکه برخی منابع از ارائه پیشنهاداتی به طرفین برای توقف درگیریها میگویند اما محتوای این پیشنهادات رسانهای نشده است. البته برخی معتقدند اختلافات فعلی و بهانه آمریکا برای انجام حملات جدید به ایران، با اختلافات و مسائل پیشین درباره آتش بس و تفاهمنامه متفاوت است؛ یعنی اختلاف فعلی بر سر مدیریت تنگه هرمز است، در حالی که در موارد قبلی، طیف وسیعی از موضوعات باید توسط طرفین مورد توافق واقع میشد. با این وجود، اینک تفاوت میانجیگریها با موارد قبل کاملا مشهود است. در این میان، یک نکته قابل تامل وجود دارد؛ کارشناسان معتقدند میانجیگریها تا حدود زیادی وابسته به نظر و خواست آمریکاست. یعنی تحرکات گسترده مقامات پاکستان و قطر در مواردی مانند آتشبس و تفاهمنامه، بنا به خواست آمریکا بود. ترامپ هم در روزهای پایانی جنگ دنبال آتشبس بود و هم پس از آن تلاش داشت یک تفاهمنامه خاتمه جنگ با ایران حاصل شود. به همین خاطر چون سیاست و نظر آمریکا بر آتشبس و امضای تفاهمنامه بود، واسطههای پاکستانی و قطری مأمور بودند در راستای تحقق این اهداف آمریکا رایزنیهایی را با ایران انجام دهند. بنابراین حجم واسطهگریها و همینطور محتوای پیشنهادات نشان میداد سیاست و نظر ترامپ، بر آتشبس و حصول تفاهمنامه است. اکنون روند میانجیگریها برای توقف درگیریها میان ایران و آمریکا دستکم در ظاهر، چنین برآوردی را نشان نمیدهد. اگرچه ترامپ و دیگر مقامات دولتش مانند مارکو روبیو در اظهارات خود مدعیاند نسبت به توافق مجدد و توقف حملات مایل هستند اما حداقل از روند میانجیگریها این تمایل آنها برجسته نمیشود. این برآورد از گزارههای دیگری مانند تحرکات میدانی ارتش آمریکا در منطقه نیز پیداست. با این وجود، صرفا با تمرکز بر میانجیگریهای فعلی میتوان به این جمعبندی رسید که به نظر میرسد سیاست اصلی کاخ سفید در این مقطع، توقف درگیریها نیست. البته ذکر این نکته نیز ضروری است که دستکم در یک سال اخیر، تزلزل و همینطور نوسانات تصمیمگیریهای ترامپ در عرصه سیاست خارجی بویژه در قبال ایران باعث شده نتوان رفتارها و تصمیمات نهایی او را به صورت قطعی پیشبینی کرد. اکنون این واقعیت کاملا برجسته شده که تصمیمات ترامپ، بر اساس اتفاقات پشت پرده و رقابت طیفهای مختلف برای به کرسی نشاندن مواضع و پیشنهاداتشان اتخاذ میشود، نه بر اساس یک ساختار و رویه ثابت و مبتنی بر منافع ملی آمریکا.
یک پیشبینی متفاوت درباره سناریوی احتمالی آمریکا علیه ایران
رمزگشایی از رفتار واسطهها
ارسال نظر
تازه ها