مهدی مرسلی: فصل تازه هنوز شروع نشده اما استقلال تهران پیش از اولین سوت لیگ با بحرانی غیرمنتظره دست به گریبان است. ۲ خرید آسیایی که قرار بود ستونهای ترکیب آبیپوشان باشند، حالا روی تخت درمان افتادهاند و چیزی جز ابهام و شایعه پیرامون آیندهشان دیده نمیشود. ماجرای رستم آشورماتف و جلالالدین ماشاریپوف فقط داستان ۲ مصدومیت ساده نیست؛ قصهای است از چندصدایی، پنهانکاری و ناهماهنگی در بدنه باشگاهی که باید در مسیر قهرمانی باشد اما فعلاً درگیر جنگ روایتهاست.
* شروع پرحادثه برای یار تازهوارد
اردوی آمادهسازی استقلال بهجای آرامش، شبیه میدان مین بود. هر روز خبری از غیبت، آسیبدیدگی یا بلاتکلیفی به گوش میرسید. درست در همان روزهایی که ساپینتو تلاش میکرد ترکیب ایدهآلش را بسازد، رستم آشورماتف در نخستین بازی تدارکاتی به زمین افتاد. چند هفته بعد، نوبت به ماشاریپوف رسید تا زانویش مقابل سپاهان تسلیم شود. به این ترتیب، ۲ ستاره ازبکستانی که امید زیادی به درخشششان بود، همزمان از لیست خارج شدند و بحران نیمکت استقلال عمیقتر شد.
* ۲ روایت از یک زانو
داستان مصدومیت ماشاریپوف از همان لحظه نخست رنگ و بوی عجیب گرفت. پزشکان باشگاه بعد از چند بار بررسی MRI، حرف از پارگی رباط صلیبی زدند و حتی عمل جراحی را پیشنهاد کردند اما هافبک ازبک این نسخه را قبول نکرد. او سراغ پزشکان کشورش رفت و اصرار دارد بدون جراحی و صرفاً با فیزیوتراپی و درمانهای جایگزین دوباره پا به میدان بگذارد.
در این میان، روابط عمومی استقلال اعلام کرد خبری از پارگی نیست و نهایتاً ۲ ماه دیگر میتوان ماشاریپوف را در ترکیب دید. همین تناقض کافی بود تا هواداران بهجای شفافیت، با تردید و سردرگمی روبهرو شوند. وقتی یک مدیر، روایت پزشکان باشگاه خود را زیر سؤال میبرد، حرف چه کسی را باید باور کرد؟
* ۲ ماه تا ۸ ماه؛ معمای بیپایان
حالا درباره مدت غیبت ماشاریپوف از ۲ تا ۸ ماه روایت میشود. فاصلهای بهاندازه یک فصل کامل! اگر جراحی لازم باشد، بازگشت او حداقل تا نیمفصل دوم به تعویق میافتد اما اگر فرضیه پزشکان ازبک درست باشد، او شاید در کمتر از ۲ ماه برگردد. چنین ابهامی نهتنها برنامههای ساپینتو را نابود میکند، بلکه اعتماد هواداران را هم متزلزل ساخته. در فوتبال حرفهای، هیچ چیز خطرناکتر از چندصدایی نیست، چرا که آینده بازیکن و تیم را همزمان قربانی میکند.
* رستم در مسیر مشابه
سرنوشت آشورماتف نیز کم از همتیمیاش ندارد. تشخیص اولیه، پارگی رباط داخلی بود و برآورد پزشکان باشگاه از دوره درمان ۳ تا ۴ ماهه حکایت داشت اما او هم نسخه استقلالیها را قبول نکرد و مسیر دیگری را برگزید. در همین شرایط، روابط عمومی باشگاه دوباره نقش منجی را بازی کرد و خبر داد مدافع ازبک خیلی زود به میادین برمیگردد! این تضادها، مثل دومینویی عجیب، هر روز اعتماد عمومی را فرسودهتر میکند. وقتی در بدنه باشگاه هر کس ساز خودش را میزند، طبیعی است بازیکن مصدوم هم دچار تردید شود و درمانش را جدی نگیرد. نتیجه، چیزی جز طولانیتر شدن دوری و خطر بازگشت ناقص نیست.
* خطری فراتر از لیگ
آنچه ماجرا را حساستر میکند، نه فقط فصل تازه لیگ برتر، بلکه سال منتهی به جام جهانی است. بازیکنانی مثل ماشاریپوف و آشورماتف در برنامه تیم ملی ازبکستان نقش کلیدی دارند. اگر در باشگاه ایرانیشان مسیر درمانی غلط را طی کنند، نهتنها استقلال متضرر میشود بلکه تیم ملی ازبکستان هم مهرههای اصلی خود را از دست خواهد داد. در چنین شرایطی، سکوت و ناهماهنگی پزشکان استقلال به مثابه خیانت به آینده حرفهای این بازیکنان است.
* فقدان شفافیت؛ بیماری مزمن فوتبال ایران
اینکه در فوتبال ایران مصدومیت بازیکن به قصهای چندلایه تبدیل میشود، اتفاق تازهای نیست. بارها دیدهایم باشگاهها برای پنهانکاری یا آرام کردن هواداران، آمار و اطلاعات واقعی را منتشر نمیکنند. گاهی بازیکنی با مصدومیت به میدان فرستاده میشود و همان لحظه همه چیز فرومیریزد. حالا همین بیماری مزمن گریبان استقلال را گرفته است. جالب آنکه در فوتبال حرفهای، لحظهبهلحظه وضعیت مصدومها با شفافیت کامل اعلام میشود. رسانهها، هواداران و حتی رقبای مستقیم میدانند بازیکن چه آسیبدیدگیای دارد و چه زمانی بازمیگردد اما در ایران، ترجیح داده میشود همه چیز در هالهای از ابهام بماند و حقیقت تا روز آخر پنهان شود.
* صداقت، حلقه مفقوده
هوادار استقلال حق دارد بداند سرمایههای تیمش چه وضعیتی دارند. ساپینتو نیز باید بر اساس دادههای واقعی ترکیب خود را طراحی کند. وقتی پزشک یک چیز میگوید، مدیر چیز دیگری و بازیکن راه سوم را انتخاب میکند، نتیجهاش چیزی جز سردرگمی و بیاعتمادی نیست. در این میان، آنچه گم شده، «صداقت» است؛ همان حلقهای که اگر وجود داشت، نهتنها بحران شکل نمیگرفت، بلکه هم بازیکن با آرامش مسیر درمانش را طی میکرد و هم باشگاه برای جایگزینی او برنامهریزی دقیق داشت.
* جنگ روایتها و هزینه سنگین آن
امروز جنگ روایتها در استقلال از مصدومیت ۲ بازیکن آغاز شده اما فردا ممکن است به مسائل کلیدیتر سرایت کند. باشگاهی که در اطلاعرسانی مصدومیت شفاف نیست، چگونه میتواند در پروندههای بزرگتر مثل نقلوانتقالات یا مسائل مالی اعتماد بسازد؟ در دنیای فوتبال، شایعه و عدم شفافیت، مثل سم عمل میکند؛ آرام و تدریجی تیم را از درون میخورد. استقلال در آستانه لیگ جدید بیش از آنکه با رقبای قدرتمند روبهرو باشد، درگیر بحرانهای درونی است. ۲ مهره ازبک که قرار بود امید هواداران باشند، حالا به معمایی تبدیل شدهاند که هیچکس پاسخ روشنی برایش ندارد. تضاد میان پزشکان باشگاه، مدیران رسانهای و خود بازیکنان، نهتنها روند درمان را مختل کرده، بلکه آینده تیم را هم تهدید میکند. اگر استقلال میخواهد از این بحران عبور کند، تنها راهش بازگشت به شفافیت و احترام به علم پزشکی است. فوتبال حرفهای جای آزمون و خطا نیست. سلامت بازیکن، بالاتر از هر مصلحت کوتاهمدت و هر دروغ آرامکنندهای قرار دارد. در غیر این صورت، نهتنها ساپینتو قربانی خواهد شد، بلکه استقلال هم یک فصل دیگر را از دست خواهد داد.
سردرگمی استقلال در موضوع مصدومیت ماشاریپوف و آشورماتف
راز زانوی ازبکها
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها