مهدی حسنی: گزارش اخیر تلویزیون سیانان یک جمله کلیدی دارد که شاید توصیف دقیقی از وضعیت چند ماه گذشته رئیس دولت تروریست آمریکا در قبال ایران باشد: «جمله «دیگر هیچ گزینه خوبی وجود ندارد»، واقعاً کلیشه شده است». این بهترین توصیفی است که در رابطه با ترامپ میتوان ارائه داد. گزارش سیانان پس از تاکید بر این واقعیت، اصرار دارد احتمالا پایان جنگ در ایران برای ترامپ، نقطهای بسیار دردناک خواهد بود؛ چیزی شبیه پذیرش نهایی حاکمیت و عوارض ایرانی در تنگه هرمز.
گزارش شبکه آمریکایی از شرح واقعیت مخمصهگون آغاز میکند: «بهرغم حملات جدید ایالات متحده در روز چهارشنبه که در پی هشدار رکیک دونالد ترامپ مبنی بر اینکه ایران مستحق یک «گوشمالی» دیگر است انجام شد، او هنوز نتوانسته نشان دهد میتواند با اتکا به حملات نظامی، تهران را به میز مذاکره بازگرداند، هر چند دیپلماسیای که او آن را به عنوان آورنده صلح تاریخی به خاورمیانه میستود نیز با فروپاشی یک «یادداشت تفاهمِ» مبهم، با شکست مواجه شد. گزینههای او برای تغییر معادله، یعنی به خطر انداختن جان صدها نیروی آمریکایی در یک جنگ زمینی یا به رسمیت شناختن کنترل تهران بر تنگه هرمز، آنچنان ناخوشایند هستند که عبارت «هیچ گزینه خوبی وجود ندارد» به یک کلیشه تبدیل شده است. لایل گلدستاین، مدیر بخش تعاملات آسیا در اندیشکده آمریکایی «اولویتهای دفاعی» گفت: ما واقعاً در یک مخمصه گرفتار شدهایم».
ترامپ در حال آفرینش یک فاجعه اقتصادی برای جهان و یک افتضاح سیاسی برای جمهوریخواهان است و میزان رضایت از عملکرد او در رابطه با ایران به زیر 30 درصد سقوط کرده: «اگر هرمز همچنان به عنوان یک منطقه ممنوعه برای اکثر کشتیهای غیرنظامی باقی بماند، تبعات ناگوار جنگ وخیمتر خواهد شد، چرا که ذخایر جهانی نفت کاهش مییابد، قیمت محصولات نفتی مانند گازوئیل و کودهای شیمیایی بهشدت بالا میرود و سایه کمبود احتمالی گاز طبیعی مایع در زمستان امسال بر سر اروپا سنگینی میکند. ظهور کشورهای حاشیه خلیج فارس به عنوان مقاصد لوکس گردشگری و پناهگاه مهاجران مرفه، توسط این جنگ در هم شکسته شد. دولتهای تضعیفشده اروپا نیز به دلیل افزایش هزینههای زندگی ناشی از جنگ، تحت فشار و تنبیه قرار گرفتهاند. در ایالات متحده، این جنگ میرود تا دور دوم ریاست جمهوری ترامپ را تحتالشعاع قرار داده و آن را تعریف کند. نظرسنجی جدید «سیانان/ اساسآراس» که چهارشنبه منتشر شد، نشان داد میزان رضایت عمومی از سیاستهای او در قبال ایران و قیمت بنزین کمتر از ۳۰ درصد است. چنین ارقامی میتواند برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر فاجعهبار باشد».
به باور این رسانه، به نظر میرسد آمریکا در نهایت مجبور است به طرحی شبیه نهادی که تنگه مالاکا را اداره میکند برای ایران رضایت دهد که این که یک برد بزرگ برای جمهوری اسلامی است: «یک طرح، ایده تأسیس یک نهاد بینالمللی است که بر اساس آن، کشورهای خلیج فارس از جمله ایران، در نهایت به طور مشترک تجارت در این منطقه را مدیریت و از آن درآمدزایی کنند اما به گونهای که باعث تثبیت قیمت جهانی نفت شود. از قضا، راه پیش رو ممکن است کاملا آشکارا در همان یادداشت تفاهمِ لغوشده نهفته باشد؛ یادداشتی که از ایران و عمان خواسته بود مدیریت و خدمات دریایی آینده در تنگه هرمز را در گفتوگو با سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس تعریف کنند. ایده «عوارض هرمز» در مقالهای که توسط اندیشکده «بنیاد بورس و بازار» مستقر در لندن منتشر شده، مورد بررسی قرار گرفته است. این ایده به معنای دریافت حق عبور از کشتیها برای استفاده از تنگه نیست، بلکه به عنوان مشارکت در مدیریت این آبراه توسط کشورهای دارای ساحل در خلیج فارس در نظر گرفته شده. یکی از مدلهای این طرح میتواند ترتیباتی مشابه تنگه مالاکا باشد که اقیانوس هند را به اقیانوس آرام متصل میکند و کشورهای سنگاپور، اندونزی و مالزی در آن مشارکت دارند. این توافق میتواند یک دستاورد استراتژیک برای تهران باشد و این پیام را منتقل کند: وضعیت تنگه قرار نیست به شرایط پیش از جنگ بازگردد و از این طریق تأکید کند تهران شکست نخورده و توانسته در طول درگیری با ایالات متحده، قدرت خود را حفظ کند».
به اعتقاد سیانان، این وضعیت یک سرشکستگی برای آمریکا خواهد بود: «گلدستاین گفت کمبود گزینههای ترامپ ممکن است به این معنا باشد که با وجود پیامدهای منفی قابل توجه، یک مصالحه اجتنابناپذیر میشود. وی افزود این دقیقا دردناکترین مصالحه خواهد بود، زیرا ما به عنوان مردم آمریکا و ما به عنوان مردم غرب که قدرتهای پیشرو جهانیم، برای مدتی بسیار طولانی اصرار داشتهایم آزادی ناوبری یکی از اصول بنیادین و شاخص ماست».
به عقیده این رسانه، ترامپ دیگر حتی نمیتواند برای مساله ایران روی متحدان اروپایی خود و ابتکارات آنها حساب کند، چون دائما آنها را تحقیر کرده و رابطه فراآتلانتیک، اکنون ویران شده است: «بیشتر رؤسای جمهور مدرن تا پیش از این، برای گسترش فشار دیپلماتیک علیه ایران از متحدان ایالات متحده کمک میگرفتند. برای مثال، اروپا موتور محرک حیاتی دیپلماسیای بود که به توافق هستهای در دولت اوباما منجر شد اما ترامپ به اتحاد فراآتلانتیک آسیب عمیقی وارد کرد و با موجی از تعرفهها و توهینهایش، با متحدان دیرینه مانند دشمنان رفتار میکند. او پیش از آغاز جنگی که از نظر متحدان ایالات متحده غیرقانونی و نابخردانه تلقی شد، از مشورت با بسیاری از آنها خودداری کرد. با این حال، آنها را به دلیل عدم مشارکت در اقدام نظامی ایالات متحده نیز سرزنش کرد. نتیجه این است که رهبران اروپا که از نظر سیاسی ضعیف شدهاند، اکنون انگیزه چندانی برای کمک به او ندارند. محدودیتهایی نیز برای آنچه متحدان ناتو میتوانند انجام دهند، وجود دارد».
در نهایت به نظر تلویزیون سیانان، تمام جهان حالا مشغول پرداخت هزینه کودن بودن ترامپ است: «کشورهای حاشیه خلیج فارس و قدرتهای اروپا نیز تاوان سنگینی برای ناتوانی ترامپ در پایان دادن به جنگی که به راه انداخت، میپردازند. اگر واشنگتن و تهران نتوانند بهزودی از این چرخه مخربِ تکرارشونده بگریزند، دیگران چارهای نخواهند داشت جز اینکه به آنها کمک کنند تا از این وضعیت خارج شوند».
بررسی گزینههای محدود آمریکا میان جنگ پرهزینه و پذیرش نقش ایران در مدیریت هرمز
گره کور ترامپ
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها