آزاده لرستانی: مواضع صریح ترانه علیدوستی علیه حجاب در مستند تازه منتشرشده بیبیسی فارسی، بازنمایی آشکار نافرمانی از قوانین و هنجارهای فرهنگی جامعه ایران است؛ رفتاری که از یک چهره فرهنگی، انتظار پاسخگویی اجتماعی را دوچندان میکند.
انتشار مستندی با عنوان «ترانه» به کارگردانی پگاه آهنگرانی که در آن ترانه علیدوستی به صراحت از کشف حجاب، نافرمانی از قوانین رسمی و عدم تمایل به ادامه فعالیت حرفهای در چارچوب هنجارهای موجود سخن میگوید، بار دیگر مساله نسبت سلبریتی، قانون و فرهنگ ملی را به صدر بحثهای اجتماعی بازگرداند. این فیلم فراتر از روایت یک تجربه شخصی، به بازنمایی آشکار تقابل با یکی از هنجارهای تثبیتشده فرهنگی و قانونی جامعه ایران، یعنی حجاب میپردازد و دقیقاً از همینرو است که نیازمند نقد و تحلیل جدی است.
حجاب و عفاف در جامعه ایرانی، برخلاف برخی روایتهای رایج، پدیدهای محدود به شریعت اسلامی یا محصول یک نظام سیاسی خاص نیست. بررسی تاریخ اجتماعی ایران نشان میدهد زن ایرانی در اغلب ادوار تاریخی، از ایران باستان تا دوره اسلامی با نوعی از پوشیدگی، وقار و حریم اجتماعی شناخته شده است. این الگوی رفتاری، پیش از آنکه تنها دینی باشد، ریشه در فرهنگ، سنت و فهم ایرانی از کرامت زن دارد و پس از اسلام، در قالبی دینی و حقوقی تثبیت شده است.
بنابراین مخالفت علنی با حجاب، تنها مخالفت با یک حکم شرعی یا قانون حکومتی نیست، بلکه تقابل نمادین با بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی جامعه ایرانی تلقی میشود. نقد درباره شکل یا شیوه اجرای قوانین ممکن و قابل بحث است اما نفی کلی و رسانهای آن، آن هم از سوی یک چهره مرجع فرهنگی واجد پیامدهای اجتماعی قابل توجهی است.
نکته مهمتر آن است که ترانه علیدوستی یک شهروند عادی نیست. سلبریتیها اعم از بازیگران، هنرمندان و ورزشکاران به دلیل سرمایه نمادین و اثرگذاری اجتماعی همواره در معرض انتظار عمومی برای پایبندی به قوانین و هنجارهای رایج کشور قرار دارند.
این در حالی است که در همه جوامع، چهرههای شناختهشده نهتنها از حقوق شهروندی برخوردارند، بلکه مکلف به رعایت قواعد زیست جمعی نیز هستند.
از آنجا که ترانه علیدوستی در دل همین جامعه رشد کرده، از امکانات رسمی بهرهمند شده و در چارچوب همین قوانین به شهرت و موقعیت اجتماعی رسیده است. اعلام نافرمانی آشکار از قانون، آن هم در قالب یک مستند رسانهای و با بازنمایی آن به عنوان انتخابی اخلاقی، نوعی ناسازگاری میان بهرهمندی از ساختار و نفی آن را آشکار میکند که از منظر اخلاق اجتماعی قابل دفاع نیست.
برخلاف تصورات رایج، در کشورهای دیگر نیز سلبریتیها در صورت تخطی علنی از قوانین یا تحریک افکار عمومی علیه هنجارهای رسمی، با تبعات حقوقی، حرفهای یا اجتماعی مواجه میشوند. آزادی بیان در هیچ نظام حقوقی مجوز بیاعتنایی به قانون یا ترویج قانونگریزی نیست؛ بلکه همواره با مسؤولیت و پاسخگویی همراه است.
بنابراین آنچه در رفتار اخیر ترانه علیدوستی شایسته نقد و توبیخ است، تبدیل نافرمانی از قانون به روایت مشروع و الگوساز است. چنین کنشی، بویژه در جامعهای متکثر و حساس، به تشدید شکافهای فرهنگی و تضعیف سرمایه اجتماعی میانجامد.
بدیهی است جامعه ایرانی بیش از هر چیز نیازمند گفتوگوی مسؤولانه و نقد قانونمند است، نه کنشهای فردمحور و رسانهای که قواعد مشترک زیست اجتماعی را به چالش میکشد.
در نهایت اینکه سلبریتیها اگر خود را جزئی از این جامعه میدانند، باید پیش و بیش از دیگران به فرهنگ دینی - ملی و قوانین رسمی آن پایبند باشند. از این منظر، مواضع ترانه علیدوستی در این مستند، رفتاری مسالهساز و شایسته نقد جدی و توبیخ روشن است.
وقتی مستند، قانونگریزی را روایت میکند
ارسال نظر
تازه ها