داریوش مجلل: هرچه زمان جلوتر میرود، فاصله یاسین سلمانی با آن تصویری که روزی از او ساخته شده بود، بیشتر میشود؛ فاصلهای تلخ میان «استعداد آیندهدار» و «بازیکن کنارگذاشتهشده». فوتبالیستی که با بازوبند کاپیتانی تیمملی امید و کاپیتانی سپاهان در سن پایین، با امید و هیجان به پرسپولیس آمد، حالا به نقطهای رسیده که حتی نامش هم در فهرست بازیها دیده نمیشود. سکو، مقصد نهایی او تا پایان فصل است؛ تصمیمی که بیش از آنکه فنی باشد، بوی یک پایان پرحاشیه میدهد.
پرسپولیس تابستان پیش از لیگ بیستوسوم، سلمانی را بهعنوان یک خرید مهم معرفی کرد؛ بازیکنی که در سپاهان، نشانههایی از رشد و بلوغ فنی را نشان داده بود و میتوانست یکی از چهرههای نسل تازه فوتبال ایران باشد اما فوتبال همیشه مطابق رؤیاها پیش نمیرود. نخستین فصل حضور یاسین در جمع سرخپوشان، خیلی زود با مصدومیت شدید رباط صلیبی به بنبست خورد. حاصل آن فصل، تنها ۵ بازی، ۱۲۳ دقیقه حضور و یک گل بود؛ آماری که بیشتر شبیه یک شروع ناتمام است تا یک فصل واقعی.
بازگشت از مصدومیت هم آنطور که باید، گرهی از کار سلمانی باز نکرد. فصل بعد، او بیشتر تماشاگر بود تا بازیکن. ۱۴ مسابقه، ۴۶۲ دقیقه و بدون حتی یک اثرگذاری مستقیم روی گلها. نیمکت و سکو، بهتدریج به بخشی از روزمرگی یاسین تبدیل شد؛ روندی که اعتمادبهنفس هر بازیکنی را فرسوده میکند.
سلمانی امیدوار بود فصل سوم، نقطه چرخش باشد. قراردادش تمدید شد و گفته میشد در نگاه کادر فنی جایی دارد اما با شروع مسابقات، مشخص شد این امید چندان واقعی نیست. چه در دوران وحید هاشمیان و چه با روی کار آمدن اوسمار ویرا، شرایط تغییر نکرد. ۳ بازی، تنها ۱۳ دقیقه حضور؛ آماری که بهوضوح نشان میدهد وی عملاً از چرخه فنی تیم خارج شده است. جمع کل حضور او در ۲.۵ فصل، به عدد ناامیدکننده ۵۹۸ دقیقه میرسد؛ عددی که برای بازیکنی با آن همه انتظار، یک فاجعه کامل است.
ماجرا اما به مسائل فنی ختم نشد. در پنجره زمستانی، چراغ سبز برای جدایی قرضی یاسین روشن شد؛ فرصتی برای نجات یک مسیر رو به خاموشی. مقصد احتمالی، مس رفسنجان بود. سفر، حضور در تمرین و حتی یک بازی تدارکاتی اما همه چیز بدون هماهنگی رسمی. مصدومیت دوباره در همین رفتوآمدها، آخرین میخ را بر تابوت این انتقال زد و واکنش تند باشگاه را بهدنبال داشت.
موضع باشگاه پرسپولیس حالا کاملاً شفاف است. پیمان حدادی صراحتاً اعلام کرده حضور یاسین سلمانی در پرسپولیس به پایان رسیده و مسائل انضباطی، او را تا آخر فصل از تیم دور نگه خواهد داشت. شکایت حقوقی، دلخوری شدید و قطع کامل ارتباط فنی؛ همه نشانههایی از یک جدایی بیسروصدا اما قطعی است.
اکنون، سلمانی باید از روی سکوها نظارهگر فوتبالی باشد که قرار بود صحنه درخشش او باشد. داستان او، یادآور این حقیقت تلخ است که در فوتبال، استعداد بهتنهایی کافی نیست. یک تصمیم اشتباه، یک مصدومیت نابهنگام و چند انتخاب غلط، میتواند آیندهای روشن را به مسیری تاریک بکشاند؛ مسیری که یاسین حالا ناخواسته در آن قدم میزند.
سرنوشت مبهم یک استعداد فراموششده
سقوط یاسین سلمانی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها