20/بهمن/1404
|
21:09

نگاهی به فیلم «کوچ»؛ قهرمانی از دل خانواده

نگاهی به فیلم «کوچ»؛ قهرمانی از دل خانواده

 

کیانوش رضایی 

 

در سینمای ایران، پرداختن به زندگی شخصیت‌های تاریخی و معاصر همواره با حساسیت‌ها و دشواری‌های فراوانی همراه بوده است؛ به‌ویژه زمانی که موضوع، شخصیتی تأثیرگذار و ملی مانند شهید قاسم سلیمانی باشد. 

 

فیلم سینمایی «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری و تهیه‌کنندگی مهدی مطهر، تلاشی قابل‌توجه و متفاوت در این مسیر است؛ تلاشی که به‌جای تمرکز بر دوران شناخته‌شده و پرحادثه زندگی این شهید، به کودکی و نوجوانی او می‌پردازد و ریشه‌های شکل‌گیری شخصیت، باورها و منش او را واکاوی می‌کند.

 

همین انتخاب هوشمندانه سوژه، «کوچ» را از بسیاری آثار زندگینامه‌ای مشابه متمایز می‌سازد. «کوچ» بیش از آنکه یک فیلم صرفاً تاریخی باشد، روایتی از رشد یک کودک در بستر شرایط اجتماعی، فرهنگی خاص در روستای قنات ملک است. فیلم تلاش می‌کند نشان دهد که قهرمانان ملی، ناگهان و به‌صورت تصادفی شکل نمی‌گیرند، بلکه محصول تربیت خانوادگی، سختی‌های زندگی و انتخاب‌های اخلاقی هستند.

 

پرداختن به کودکی و نوجوانی شهید قاسم سلیمانی این امکان را به فیلم داده است که از کلیشه‌های رایج فاصله بگیرد و مخاطب را با وجوهی کمتر دیده‌شده از زندگی او آشنا کند؛ وجوهی که برای نسل جوان امروز می‌تواند الهام‌بخش باشد. یکی از برجسته‌ترین نقاط قوت فیلم «کوچ»، طراحی صحنه و لباس آن است.

 

این بخش از فیلم به‌وضوح با دقت، وسواس و شناخت عمیق از فضای زمانی و مکانی داستان انجام شده است. بازسازی بافت روستایی و محیط‌های زندگی شخصیت‌ها به شکلی باورپذیر و زنده، کمک می‌کند تا مخاطب به‌راحتی در فضای فیلم غرق شود. خانه‌ها، کوچه‌ها، ابزارها و حتی جزئی‌ترین عناصر صحنه، همگی در خدمت روایت قرار دارند و حس اصالت و واقع‌گرایی را تقویت می‌کنند. طراحی لباس نیز به همین اندازه موفق عمل کرده و با انتخاب پوشش‌هایی متناسب با طبقه اجتماعی، سن و موقعیت شخصیت‌ها، تصویری دقیق از دوره موردنظر ارائه می‌دهد.

 

این هماهنگی میان صحنه و لباس نه‌تنها به زیبایی بصری فیلم افزوده، بلکه نقش مهمی در باورپذیر شدن داستان ایفا کرده است. نکته قابل‌تأمل دیگر درباره «کوچ»، کارگردانی آن است. محمد اسفندیاری با وجود اینکه این فیلم نخستین اثر بلند سینمایی او محسوب می‌شود، نشان داده که از دیدگاه و توانایی قابل‌قبولی برخوردار است.

 

ساخت اولین فیلم بلند همواره آزمونی دشوار برای هر فیلمسازی است؛ چراکه کارگردان باید همزمان بر جنبه‌های مختلفی چون روایت، هدایت بازیگران، ریتم، فضاسازی و انتقال مفاهیم مسلط باشد. اسفندیاری در «کوچ» توانسته تعادلی مناسب میان این عناصر برقرار کند و اثری منسجم و تأثیرگذار ارائه دهد. او از اغراق و شعارزدگی پرهیز کرده و ترجیح داده است با روایت آرام و جزئی‌نگر پیام خود را به مخاطب منتقل کند. انتخاب بازیگران عمدتاً ناشناس نیز یکی دیگر از تصمیم‌های جسورانه و درعین‌حال هوشمندانه فیلم است.

 

استفاده از چهره‌های کمتر دیده‌شده این امکان را فراهم کرده که تماشاگر بدون پیش‌داوری و بدون تداعی نقش‌های قبلی بازیگران، با شخصیت‌های داستان ارتباط برقرار کند. این مسئله به‌ویژه در فیلمی که درباره یک شخصیت واقعی و شناخته‌شده ساخته شده، اهمیت دوچندان دارد.

 

بازیگران «کوچ» با اجرای کنترل‌شده و باورپذیر خود، توانسته‌اند احساسات، دغدغه‌ها و تحولات درونی شخصیت‌ها را به‌خوبی منتقل کنند و بار احساسی فیلم را بر دوش بکشند. هدایت درست این بازیگران توسط کارگردان، نشان از تسلط او بر کار با بازیگران و درک درست از جهان داستان دارد. از منظر روایت، «کوچ» ریتمی متعادل و سنجیده دارد. فیلم عجله‌ای برای رسیدن به نقاط اوج ندارد و اجازه می‌دهد شخصیت‌ها و موقعیت‌ها به‌تدریج شکل بگیرند.

 

این رویکرد، اگرچه ممکن است برای برخی مخاطبان عادت‌کرده به ریتم تند چالش‌برانگیز باشد، اما در نهایت به عمق‌بخشی داستان و شخصیت‌پردازی کمک می‌کند. فیلم با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، روابط خانوادگی و تجربه‌های ساده اما تعیین‌کننده، تصویری صادقانه از مسیر رشد یک انسان ارائه می‌دهد. موفقیت «کوچ» را می‌توان در همین مجموعه عوامل جست‌وجو کرد: انتخاب زاویه دیدی متفاوت، توجه ویژه به طراحی صحنه و لباس، کارگردانی سنجیده در اولین تجربه بلند، و اعتماد به بازیگران ناشناس.

 

این فیلم نشان می‌دهد که برای ساخت اثری تأثیرگذار درباره یک شخصیت بزرگ، لزوماً نیازی به بودجه‌های عظیم، بازیگران ستاره یا صحنه‌های پرزرق‌وبرق نیست؛ بلکه آنچه اهمیت دارد فیلمنامه پرقدرت، نگاه درست، صداقت در روایت و احترام به شعور مخاطب است. در نهایت، «کوچ» را می‌توان گامی ارزشمند در سینمای ایران دانست؛ فیلمی که هم از نظر فنی قابل دفاع است و هم از نظر محتوایی حرفی برای گفتن دارد.

 

این اثر نه‌تنها ادای دینی به دوران کودکی و نوجوانی شهید قاسم سلیمانی است، بلکه الگویی موفق برای فیلمسازان جوان محسوب می‌شود؛ الگویی که نشان می‌دهد با وجود محدودیت‌ها و در اولین تجربه‌ها نیز می‌توان فیلمی ساخت که هم مورد توجه مخاطب قرار گیرد و هم جایگاه قابل‌قبولی در سینمای ایران پیدا کند.

ارسال نظر