گروه اندیشه: وقتی از امام موسی صدر سخن گفته میشود، معمولاً نام او با مفاهیمی چون عدالت اجتماعی، گفتوگو با دیگران و حضور در متن جامعه گره میخورد اما در عمق این چهره اجتماعی و سیاسی، نگاه ویژهای به قرآن نهفته است که هم سرچشمه الهام او است و هم چارچوب فکریاش را سامان میدهد. او نه تنها قرآن را کتابی برای تبرک و تلاوت آیینی نمیدانست، بلکه آن را برنامهای زنده و راهنمایی عملی برای سامان دادن به زندگی فردی و جمعی تلقی میکرد.
قرآن در اندیشه او «کتاب هدایت» است؛ یعنی متنی که باید انسان و جامعه را از پراکندگی، ظلم و بحرانهای اخلاقی عبور دهد و به سوی سامان عقلانی و عادلانهای از زیست فردی و اجتماعی سوق دهد. همین فهم راهبردی از قرآن سبب شد تفسیر او نه به صورت یک کار آکادمیک خشک، بلکه به صورت گفتوگویی زنده با مسائل روز و انسان معاصر شکل بگیرد. به مناسبت ماه مبارک رمضان تلاش داریم نگاهی به قرآنپژوهی برخی متفکران اسلامی داشته باشیم که در این مجال سراغ تفسیر امام موسی صدر و قرآنشناسی او رفتهایم.
* افق کلی قرآنشناسی امام موسی صدر
در نگاه امام موسی صدر، قرآن قبل از آنکه مجموعهای از گزارههای اعتقادی و احکام فقهی باشد، کتابی برای ساختن انسان و جامعه است. او در سخنان و تفسیرهایش پیوسته بر این نکته تأکید میکند که قرآن باید در متن زندگی حضور داشته باشد؛ یعنی فهم آن منوط به ارتباط با پرسشهای واقعی، دردهای اجتماعی و چالشهای اخلاقی انسان امروز است.
به همین دلیل، قرآنشناسی او بر محور «هدایت» و «اصلاح» میچرخد: آیات، معیار تشخیص حق از باطل، عدالت از ظلم و ایمان واقعی از دینداری ظاهریاند و اگر این کارکرد را از دست بدهند، به متنی تشریفاتی فروکاسته میشوند. این نگاه سبب شد او در تفسیر خود، کمتر به حواشی و مباحث کمثمر بپردازد و بیشتر سراغ ابعاد اخلاقی، اجتماعی و انسانی آیات برود.
* پیوند محکم عقل و وحی
یکی از محورهای مهم در قرآنشناسی امام موسی صدر، نسبت عقل و وحی است. او عقل را ابزار اصلی فهم پیام الهی میدانست و معتقد بود بدون بهکارگیری سنجیده عقل، نه میتوان به معنای عمیق آیات راه یافت و نه میتوان پیام قرآن را در عرصه اجتماع عملی کرد. عقل در این نگاه، در برابر دین قرار نمیگیرد، بلکه شریک و همراه وحی در فرآیند هدایت انسان است.
او با تأکید بر مبانی کلامی و فلسفی، نشان داد قرآن انسان را به تفکر، تدبر و تعقل دعوت میکند و هر نوع قرائتگریزی از عقل را نوعی فاصله گرفتن از روح قرآن میشمارد. توصیه او به استفاده از عقل، در برابر جریانی است که دین را صرفاً مجموعهای از احکام ثابت و غیرقابل پرسش میبیند و راه نقد و اجتهاد را میبندد.
* روش تفسیری
آنچه تفسیر امام موسی صدر را متمایز میکند، پیوند عمیق آن با «مسالههای واقعی» مردم است. او قرآن را در خلأ تفسیر نمیکند، بلکه آیات را به میان زندگی میبرد؛ به مشکلات فرودستان، تبعیضهای اجتماعی، نزاعهای مذهبی و چالشهای سیاسی.
این رویکرد سبب شد جلسات تفسیر او، تنها درسهای تخصصی برای طلاب نباشد، بلکه مجالی برای شنیدن قرآن توسط مردم عادی، فعالان اجتماعی و نسل جوان شود. او زبان خود را در تفسیر به گونهای تنظیم میکرد که برای عموم قابل فهم باشد اما در عمق خود، حاوی تحلیلهای دقیق و لایههای معرفتی بود.
* توجه به سیاق و پیوستگی آیات
در روش او، آیات جدا از سیاق و بافت سوره فهم نمیشود. او به ارتباط درونی آیات، فضای نزول، سیر کلی سوره و انسجام مفهومی متن توجه میکرد و تلاش داشت پیام کلی را استخراج کند، نه اینکه صرفاً به تکجملهها بچسبد.
این دقت در سیاق، او را از برداشتهای سطحی و تکبعدی دور میکرد و اجازه میداد میان بخشهای مختلف قرآن نوعی وحدت موضوعی و جهتگیری مشترک شناسایی شود. چنین روشی، خواننده را از نگاه جزیرهای به آیات بیرون میآورد و او را با چهرهای منسجم از دین مواجه میکند.
* نگاه عقلی به تفسیر قرآن
در گفتوگوها و تحلیلهایی که درباره روش تفسیری امام موسی صدر ارائه شده، بر این نکته تأکید میشود که او برای عقل جایگاهی محوری قائل بود. عقل برای او فقط ابزار استنباط نظری نبود، بلکه معیار داوری در حوزه اخلاق و سیاست نیز بود؛ یعنی همانگونه که در فهم آیه از عقل کمک میگرفت، در تطبیق آن بر شرایط اجتماعی نیز به داوری عقل اعتماد میکرد.
این رویکرد عقلانی، از او مفسری ساخت که هم با میراث تفسیری و کلامی پیشین آشنا بود و هم با مسائل جدید انسان و جامعه معاصر درگیر بود. او میان سنت و نوآوری پل زد؛ نه سنت را بدون نقد پذیرفت و نه نوگرایی را بدون پیوند با عقل و وحی تأیید کرد.
* پرهیز از ظاهرگرایی و جمود
نتیجه طبیعی تأکید بر عقل، فاصله گرفتن از تفاسیر ظاهرگرایانه است که بدون توجه به لایههای معنایی و مقاصد کلان قرآن، به ظاهر واژهها اکتفا میکنند. امام موسی صدر با تکیه بر رویکرد عقلی، به دنبال کشف روح آیات بود؛ روحی که به عدالت، آزادی، کرامت انسان و مسؤولیتپذیری دعوت میکند.
او نسبت به قرائتهایی که دین را به مجموعهای از رفتارهای آیینی محدود میکند و از پیامهای اجتماعی و اخلاقی آن غافل میماند، نقد ضمنی و گاه صریح داشت. در نگاه او، تفسیر قرآن باید به تحول درونی انسان، اصلاح روابط اجتماعی و بیداری وجدان جمعی منجر شود و بدون این پیامدها، تفسیر به هدف خود نرسیده است.
* انسان، آزادی و مسؤولیت در پرتو قرآن
یکی از محورهای برجسته در خوانش امام موسی صدر از قرآن، تصویر او از انسان است. انسان در این نگاه، موجودی است که دارای کرامت ذاتی، قدرت انتخاب و مسؤولیت سنگین در برابر خدا و خلق است، نه موجودی منفعل که صرفاً منتظر تقدیر باشد.
او بر اساس آیات، بر این نکته تأکید داشت که انسان باید در ساختن سرنوشت فردی و جمعی خود مشارکت کند و از وابستگی منفعلانه به قدرتها و ساختارهای ظالمانه رها شود. این برداشت، پشتوانهای قرآنی برای فعالیتهای اجتماعی و سیاسی او ایجاد میکند و نشان میدهد حضورش در عرصه اجتماع، برخاسته از همین انسانشناسی قرآنی است.
* آزادی به عنوان پیششرط ایمان
در تحلیلهای ارائهشده از دیدگاه او، روشن میشود ایمان حقیقی بدون آزادی معنایی ندارد. انسانی که از روی اجبار، ترس یا عادت ظاهری به دین رو آورده، هنوز به ایمان رشدیافته قرآنی نرسیده است. قرآن در نگاه او، انسان را مخاطب قرار میدهد، برای او استدلال میآورد، او را به انتخاب آگاهانه دعوت میکند و از تقلید کور نهی میکند.
به همین دلیل امام موسی صدر از آزادی فکر، گفتوگو و نقد دفاع میکرد و این دفاع را نه یک شعار سیاسی، بلکه لازمه تفسیر درست قرآن میدانست، زیرا بدون فضای آزاد، نه تعقل ممکن است و نه ایمان درونی و مسؤولانه شکل میگیرد.
* قرآن و عدالت اجتماعی
در تفسیر امام موسی صدر، عدالت صرفاً یک ارزش اخلاقی فردی نیست، بلکه اصل سازماندهنده زندگی اجتماعی است. او آیات مربوط به مستضعفان، محرومان، ظالمان و ساختارهای تبعیضآمیز را بسیار برجسته میکرد و از آنها به عنوان مبنای یک نگاه عدالتخواهانه استفاده میکرد.
این رویکرد، تفسیر قرآن را مستقیماً به مسائل اقتصادی و اجتماعی پیوند میزند؛ فقر، استثمار، تبعیضهای قومی و مذهبی و غفلت از حقوق گروههای حاشیهای جامعه. او قرآن را کتابی میدید که طرف مستضعفان را میگیرد و از خوانندگان خود میخواهد در برابر رنج آنها بیتفاوت نمانند.
* تفسیر به عنوان پشتوانه کنش اجتماعی
همین فهم از عدالت قرآنی است که باعث میشود تفسیر امام موسی صدر از مرز کلاس درس فراتر رود و به پشتوانه فکری کنشهای اجتماعی او تبدیل شود. وقتی او درباره آیات مربوط به ظلم، فساد و مسؤولیت حاکمان سخن میگفت، در واقع در حال تبیین چارچوبی قرآنی برای نقد ساختارهای ناعادلانه و دفاع از حقوق مردم بود.
از این منظر، تفسیر قرآن در اندیشه او نوعی «نظریهپردازی برای عمل» است. او با استناد به آیات، مبانی فکری حرکتهای اصلاحی و عدالتطلبانه را تبیین میکرد و به مخاطبان خود نشان میداد دینداری واقعی با سکوت در برابر ظلم سازگار نیست.
* نگاه جمعی و امتی به قرآن
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده در رویکرد امام موسی صدر، توجه او به بعد جمعی خطاب قرآن است. هر چند قرآن با افراد سخن میگوید و بر مسؤولیت فردی تأکید دارد اما به همان اندازه، امت، جامعه و گروههای انسانی را مخاطب قرار میدهد و از آنها میخواهد ساختاری عادلانه و مبتنی بر تقوا بسازند.
امام موسی صدر این بعد جمعی را جدی میگرفت و تفسیر خود را از سطح توصیههای فردی فراتر میبرد، به گونهای که میکوشید اصول قرآنی را در قالب الگوهایی برای ساماندهی جامعه، مدیریت اختلافها و ایجاد همبستگی اجتماعی نشان دهد. این نگاه، تفسیر او را برای فهم مسائل امت اسلامی و روابط میان گروههای مختلف دینی و مذهبی کارآمد میسازد.
* گفتوگو و همزیستی در پرتو قرآن
در تحلیلهای مربوط به اندیشه او، اشاره میشود که قرآن در نگاه امام موسی صدر، کتابی است که راه را برای گفتوگو و همزیستی مسالمتآمیز میان انسانها باز میکند. آیات دعوت به گفتوگو، جدال احسن و مدارا با دیگران، برای او فقط دستورالعملهای اخلاقی فردی نیست، بلکه مبنایی برای تنظیم روابط اجتماعی و مذهبی در سطح کلان است.
او با تکیه بر این آیات، بر این باور بود جامعه دینی نمیتواند در انزوا و تقابل مداوم با دیگران شکل بگیرد، بلکه باید از طریق تعامل عادلانه، احترام متقابل و گفتوگو، حضور خود را در میان دیگران تعریف کند. این برداشت از قرآن، با تجربه عملی او در میدانهای مختلف اجتماعی همخوان است.
* صورتبندی نو از سنت تفسیری
اگرچه امام موسی صدر ریشه در سنت حوزوی و میراث تفسیری شیعه داشت اما قرائت او از قرآن صرفاً تکرار گفتههای گذشتگان نبود. او ضمن استفاده از دستاوردهای مفسران پیشین، تلاش میکرد پرسشهای جدید را وارد میدان تفسیر کند و پاسخها را در چارچوب عقلانی و متناسب با شرایط زمانه بیابد.
در تحلیلهای مربوط به او، این نکته برجسته است که وی نه سنت را کنار میگذارد و نه در آن متوقف میشود، بلکه با نوعی نگاه انتقادی و انتخابگر، عناصر سازگار با روح قرآن و نیازهای انسان امروز را برجسته میکند و عناصری را که به جمود و تحجر میانجامد، کنار مینهد. این شیوه، نوعی صورتبندی تازه از سنت تفسیری را رقم میزند.
* زبان نو برای مخاطب جدید
یکی از ویژگیهای مهم تفسیر او، انتخاب زبان و بیان متناسب با مخاطب جدید است. او تلاش میکند مفاهیم عمیق قرآنی را به زبانی توضیح دهد که برای نسل تحصیلکرده، جوانان و مخاطبانی که با ادبیات سنتی آشنا نیستند نیز قابل فهم باشد.
این تغییر زبان، به معنای سادهسازی سطحی نیست، بلکه نوعی «ترجمه مفهومی» است. او معانی پیچیده را در قالب مثالها، توضیحات و ساختارهای قابل فهم برای عموم بیان میکرد، در عین حال از عمق و دقت تحلیلی غافل نمیشد. چنین زبانی، پل ارتباطی میان قرآن و انسان معاصر میسازد.
* جایگاه تجربه زیسته در فهم قرآن
در روایتها و گفتوگوهایی که درباره قرآنشناسی امام موسی صدر ارائه شده، این نکته دیده میشود که تجربه زیسته او در میدانهای مختلف اجتماعی، به نوعی آزمایشگاه تفسیر او بود. او نهتنها آیات را جدا از واقعیتهای عینی جامعه نمیفهمید، بلکه همواره میپرسید: این آیه در برابر فقر، تبعیض، جنگ، مهاجرت و سایر مسائل چه میگوید و چه راهحلی پیشنهاد میکند؟
در نتیجه، تفسیر او نوعی «فهم میدانی» از قرآن است؛ یعنی متنی که باید در تماس با زندگی واقعی آزموده و کارآمدی آن در اصلاح فرد و جامعه سنجیده شود. این روش باعث میشود مخاطبان احساس کنند قرآن به مسائل ملموس آنها پاسخ میدهد، نه اینکه صرفاً متنی دور از زندگی روزمره باشد.
* پیوند میان علم و عمل
اینکه امام موسی صدر هم عالم دینی است و هم کنشگری اجتماعی، تأثیر مستقیمی بر نوع تفسیر او از قرآن دارد. در نگاه او، علم دینی اگر به عمل منجر نشود، ناقص است و تفسیر قرآن اگر به تحول در رفتار فردی و جمعی نینجامد، رسالت خود را انجام نداده است.
او در آثار و گفتارهای تفسیری خود، مکرر این نکته را یادآوری میکرد که آیات قرآن باید در رفتار، ساختارهای اجتماعی و شیوه اداره جامعه متجلی شود؛ در غیر این صورت، فاصله میان متن مقدس و زندگی روزمره، دین را از نقش راهنماییاش دور میکند. این تأکید، یکی از تفاوتهای مهم تفسیر او با برخی رویکردهای صرفاً نظری است.
* حدود عقل و نقش ایمان
هرچند تأکید امام موسی صدر بر عقل پررنگ است اما او عقل را بیحد و مرز نمیداند. عقل در نگاه او باید در چارچوب هدایت الهی و در پرتو ارزشهای قرآنی حرکت کند؛ یعنی نمیتواند بر خلاف اصول بنیادی عدالت، کرامت انسان و توحید عمل کند.
به بیان دیگر، عقل و ایمان در دیدگاه او ۲ قطب متعارض نیستند، بلکه عقل ابزار فهم و تحقق ایمان است و ایمان افق و جهت حرکت عقل را تعیین میکند. این توازن، به او اجازه میداد از یکسو از جزمیتهای غیرعقلانی فاصله بگیرد و از سوی دیگر، به نسبیگرایی بیضابطه تن ندهد.
* ایمان به عنوان نیروی محرک
در عین عقلگرایی، ایمان برای امام موسی صدر نیروی محرکی است که انسان را به حرکت و ایستادگی در برابر دشواریها و نابرابریها فرامیخواند. او در تفسیر آیات، بر نقش ایمان در ایجاد امید، استقامت و آمادگی برای فداکاری تأکید میکرد.
بدون این ایمان، عقل ممکن است در برابر فشارها و منافع کوتاهمدت تسلیم شود اما ایمان الهی، جهت و شجاعت لازم را برای کاربرد عقل در مسیر درست فراهم میکند. بدینسان، تفسیر قرآن در اندیشه او، ترکیبی از روشنبینی عقلانی و گرمای ایمان است.
* جمعبندی: تصویری از یک قرآنشناسی زنده و راهبردی
با کنار هم گذاشتن ابعاد مختلف قرآنشناسی امام موسی صدر - آنگونه که در گفتوگوها و تحلیلهای یادشده منعکس شده است - تصویری از یک رویکرد زنده، عقلانی و اجتماعی به قرآن شکل میگیرد. در این رویکرد، قرآن کتابی است برای هدایت عملی انسان و جامعه، نه متنی صرفاً آیینی یا موضوعی برای بحثهای انتزاعی.
مبانی این رویکرد بر چند ستون استوار است: پیوند عقل و وحی، توجه به انسانِ آزاد و مسؤول، برجستهسازی عدالت اجتماعی، نگاه جمعی و امتی به خطابهای قرآن، پیوند تفسیر با میدان عمل و تلاش برای یافتن زبانی نو برای مخاطب امروز. در دل این چارچوب، سنت تفسیری نه کنار گذاشته میشود و نه بیچونوچرا پذیرفته، بلکه بازخوانی و روزآمد میشود تا بتواند پاسخگوی نیازهای انسان معاصر باقی بماند.
چنین قرائتی از قرآن نشان میدهد چرا امام موسی صدر برای بسیاری از پژوهشگران قرآن و اندیشه اسلامی، نمونهای از مفسر - مصلح به شمار میآید؛ کسی که قرآن را نه فقط میخواند و شرح میدهد، بلکه آن را به نیرویی برای تغییر فرد و جامعه تبدیل میکند.
بازخوانی قرآنشناسی امام موسی صدر به مناسبت ماه مبارک رمضان
مفسر مصلح
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها