
حمله به مساجد و اماکن مقدس در جریان اغتشاشات دیماه، تعرض مستقیم سلطنتطلبان حامی ربع پهلوی به هویت دینی و فرهنگی مردم ایران بود. در این چارچوب، تازهترین اظهارنظر علی کریمی، لیدر سلطنتطلبان در شبکههای اجتماعی، بار دیگر ماهیت این جریان را عریان کرد. او عملا از برنامه جدید طرفداران ربع پهلوی برای قرآنسوزی خبر داده و عملا این گزاره را اثبات کرد که رویارویی با مقدسات اسلامی که بخشی از آن در اغتشاشات تروریستی دیماه آشکار شد، اساسا بخشی از گفتمان عملی و نمادین گروههای اپوزیسیون ایرانی، بویژه سلطنتطلبان است. تهدید به تعرض نسبت به ساحت مقدس قرآن، بیانگر آن است که مساله پهلوی و حامیانش نه جمهوری اسلامی که اعتقادات دینی مردم ایران است. بنا بر گزارشهای رسمی منتشرشده، در جریان اغتشاشات دیماه، بیش از ۳۵۰ مسجد و مکان مقدس در نقاط مختلف کشور مورد حمله و تعرض تروریستها قرار گرفت. این حملات طیفی از تخریبهای محدود تا آتشسوزی گسترده را در بر میگرفت و در موارد بسیاری نیز به آسیبهای جدی به اماکن مذهبی و شهادت ناگوار حافظان امنیت یا مردم عادی منجر شد. اهمیت این آمار نه صرفا در حجم خسارات مادی، بلکه در پیام اجتماعی آن نهفته است: ورود تروریسم خیابانی به حریم مقدسات، به عنوان یکی از خطوط قرمز اجتماعی در جامعه ایران، نشاندهنده سوءاستفاده اپوزیسیون ایرانی از اعتراضات و تقابل هویتیشان با بخش مهمی از فرهنگ عمومی ایرانیان است.
اوج این تعرض جنایتبار، آتشسوزی مسجد سیدالشهدا(ع) پاکدشت بود؛ جایی که آشوبگران مسجد را در حالی که ۲ نفر از بسیجیها در آن حضور داشتند، به آتش کشیدند.
ابعاد خشونت در اغتشاشات دیماه به تخریب اماکن مقدس محدود نماند و تعداد قابل توجهی از حافظان امنیت و شهروندان عادی توسط اغتشاشگران تروریست به شهادت رسیدند. طبق آمارهای رسمی، بیش از 2 هزار و 400 نفر از ایرانیان به دست اغتشاشگران به شهادت رسیدهاند. همنشینی این ۲ سطح از خشونت، یعنی تخریب نمادهای دینی و حمله به جان مردم، برای ایرانیان تصویری از یک پروژه ناامنسازی فراگیر ایجاد کرد. پروژهای که از منظر بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان، فراتر از آشوبهای پراکنده خیابانی و هدایتشده از سمت سرویسهای اطلاعاتی بیگانه بود. بنا بر اعلام سردار «مجید خادمی» رئیس سازمان اطلاعات سپاه، قریب به 10 سرویس اطلاعاتی بیگانه در حوادث تروریستی دیماه نقش داشتند.
حوادث تروریستی 18 و 19 دی، در نهایت جامعه را به سمت واکنش اجتماعی گسترده سوق داد و به شکلگیری تظاهرات حماسی و میلیونی ۲۲ دی منجر شد؛ تجمعات گستردهای در تمام کشور که در آن، انزجار عمومی از تروریسم پهلوی، آشوب و تعرض به مقدسات بهطور همزمان بروز یافت.
انتشار تصاویر مربوط به سوزاندن مساجد، هتک حرمت اماکن مقدس و البته به آتش کشیدن قرآن، هزینهای سنگین برای جریانها و گروهکهای ضدایرانی، بویژه سلطنتطلبان حامی ربع پهلوی در پی داشت؛ موضوعی که مشخصا تلاشهای سلطنتطلبان برای ارائه تصویر بزکشده از خود را ناکام گذاشت. در واکنش، رسانههای وابسته به گروهکهای ضدایرانی با راهبرد انکار تلاش کردند مسؤولیت آتش زدن مساجد و هتک حرمت مقدسات را متوجه حکومت کنند اما چنین ادعایی، خندهدارتر از آن بود که بخواهد جدی گرفته شود. این راهبرد، اگرچه در سطح رسانههای برونمرزی و شبکههای اجتماعی مخاطبانی یافت اما در فضای داخلی کشور، به دلیل همخوانی نداشتن با اتفاقی که در واقعیت رخ داده بود، مورد پذیرش افکار عمومی قرار نگرفت.
در چنین شرایطی، توئیت علی کریمی حاکی از آن است تهدید آشکار به قرآنسوزی و تعرض به مقدسات، صرفا یک اقدام فردی و سخن نامناسب نیست، بلکه اتفاقا امتداد گفتمان فاشیستی است که از پیش در اپوزیسیون ایرانی، بویژه سلطنتطلبان شکل گرفته است. از طرف دیگر، تهدید او آشکار ساخت هتک حرمت مقدسات در اغتشاشات دی نیز نهتنها اقدام حاکمیت نبود، بلکه عملی حسابشده و از پیش هماهنگ شده بوده است. تهدید علی کریمی نه یک اظهارنظر ساده ضددینی، بلکه پردهبرداری از ماهیت ضددینی کارفرمای اغتشاشات دیماه و کنترلکننده امثال کریمی است. صهیونیستها پیشتر نیز با راهاندازی کارزارهای جعلی و غیرواقعی در شبکههای اجتماعی، سعی در مطرح کردن نام دیکتاتورزاده پهلوی به عنوان گزینه آلترناتیو جمهوری اسلامی داشتند. به هر حال آنچه دیماه در خیابانها رخ داد و آنچه امروز در قالب تهدیدهای علنی علیه قرآن آشکار میشود، ۲ روی یک سکه است که هدف آن نه صرفا تغییر نظام سیاسی، بلکه شکستن پیوندهای هویتی و دینی جامعه ایران است.