مهدی مرسلی: گاهی بحران نه با یک شکست، بلکه با از بین رفتن نشانههای امید آغاز میشود. پرسپولیس امروز دقیقاً در چنین نقطهای ایستاده است؛ جایی که مساله فقط از دست دادن امتیاز نیست، بلکه گم شدن مسیر است. پرسپولیس حالا درگیر وضعیتی شده که حتی سادهترین انتخابها نیز با تردید همراه است. در مرکز این وضعیت، اوسمار ویرا قرار دارد؛ مربیای که قرار بود عامل ثبات باشد اما اکنون خود به یکی از مهمترین موضوعات بحث تبدیل شده است.
اظهارات اخیر سرمربی برزیلی، نهتنها نتوانست نگرانیها را کاهش دهد، بلکه باعث شد فاصله میان آنچه در زمین دیده میشود و آنچه از نیمکت گفته میشود، بیشتر به چشم بیاید. پرسپولیس در هفتههای اخیر، تیمی دور از استانداردهای همیشگی بوده و این افت، بیش از هر چیز نگاهها را به سمت تصمیمات فنی معطوف کرده است.
* آغاز امیدوارکننده، ادامه پرتردید
زمانی که ویرا پس از جدایی وحید هاشمیان هدایت پرسپولیس را بر عهده گرفت، شرایط پیچیده بود. او تیمی را تحویل گرفت که نه مطابق سلیقهاش بسته شده بود و نه فرصت کافی برای اعمال تغییرات اساسی وجود داشت. با این حال، پرسپولیس در مقاطعی توانست نتایج مثبتی کسب کند و همین موفقیتهای اولیه، زمینهای برای ایجاد امید فراهم کرد.
در ادامه، مدیریت باشگاه برای تقویت ترکیب، از اوسمار خواست نیازهایش را مشخص کند. اگرچه هیچ فهرست رسمی منتشر نشد اما گزینههایی که توسط بخش فنی معرفی شدند، با تایید اوسمار به مراحل نهایی رسیدند. ایگور سرگییف، مهاجم تیم ملی ازبکستان، نخستین انتخابی بود که با چراغ سبز سرمربی مواجه شد. پس از آن، موضوع جذب اکبر علیجانوف دفاع راست ازبک مطرح شد اما این انتقال هرگز نهایی نشد.
در چنین شرایطی، فرزین معاملهگری به عنوان دفاع چپ جذب شد؛ این انتقال نیز با تایید کادر فنی انجام گرفت. همچنین دنیل گرا به عنوان دفاع راست به جمع سرخپوشان اضافه شد؛ بازیکنی که بدون گذراندن دوره تطبیق، خیلی زود وارد ترکیب اصلی شد. این تصمیمات نشان میداد سرمربی در روند انتخاب بازیکنان جدید نقش داشته و نمیتوان مسؤولیت این تغییرات را صرفاً متوجه مدیریت دانست.
* انتخابها و مسؤولیتهایی که فراموش شد
با گذشت زمان و کاهش کیفیت نتایج، لحن اوسمار نیز تغییر کرد. او حالا از فرآیند جذب بازیکنان ابراز نارضایتی میکند، در حالی که بخش قابل توجهی از این نقلوانتقالات با تایید مستقیم او انجام شده. این تغییر موضع، تناقضی آشکار ایجاد کرده است؛ تناقضی که نهتنها ابهامات را برطرف نکرده، بلکه پرسشهای بیشتری را مطرح کرده است.
در فوتبال حرفهای، سرمربی مهمترین نقش را در شکلدهی تیم ایفا میکند. وقتی بازیکنی با تایید او جذب میشود و سپس در ترکیب قرار میگیرد، مسؤولیت عملکرد آن بازیکن نیز به طور طبیعی متوجه کادر فنی خواهد بود. نمیتوان در زمان انتخاب، نقش فعال داشت و در زمان نتیجهگیری، فاصله گرفت.
از سوی دیگر، مسائل انضباطی و تصمیمات مدیریتی نیز به بخشی از این معادله تبدیل شده است. نامه پیمان حدادی و واکنش اوسمار به آن، نشان داد میان دیدگاه مدیریت و کادر فنی فاصله ایجاد شده است. با این حال، چنین اقداماتی در فوتبال حرفهای بیسابقه نیست. در بسیاری از باشگاهها، ابزارهای انضباطی برای حفظ تمرکز و کنترل شرایط استفاده میشود.
* بحران در زمین، نه در بیانیهها
واقعیت این است که مشکل اصلی پرسپولیس در زمین مسابقه دیده میشود. تیمی که زمانی با انسجام دفاعی و هماهنگی هجومی شناخته میشد، اکنون در هر دو بخش دچار نوسان است. ساختار تاکتیکی ثبات ندارد، بازیکنان در اجرای وظایفشان مردد هستند و تیم فاقد اقتداری است که پیشتر ویژگی اصلیاش محسوب میشد.
اظهارات و توضیحات خارج از زمین، نمیتواند این ضعفها را پنهان کند. هواداران بیش از هر چیز، به دنبال نشانههایی از پیشرفت هستند؛ نشانههایی که فعلاً دیده نمیشود. مسؤولیت بازگرداندن این اعتماد، بیش از هر فرد دیگری بر عهده سرمربی است.
زمان برای پرسپولیس به سرعت در حال از دست رفتن است. فصل به مراحل پایانی نزدیک میشود و فرصت اصلاح اشتباهات محدود است. در چنین شرایطی، تمرکز بر مسائل حاشیهای، تنها فاصله تیم را از مسیر اصلی بیشتر میکند.
پرسپولیس برای خروج از این وضعیت، بیش از هر چیز به وضوح در تصمیمگیری نیاز دارد؛ وضوحی که از نیمکت آغاز میشود. اوسمار باید مشخص کند آیا میتواند تیم را از این وضعیت خارج کند یا نه، زیرا در فوتبال، توضیحات جایگزین نتایج نمیشوند. تنها عملکرد در زمین است که میتواند پاسخ نهایی را ارائه دهد.
پرسپولیس میان تصمیمات متناقض و نتایج نگرانکننده
بنبست محض
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها