
گروه سیاسی: ترامپ برای حمله نظامی به ایران چند تردید جدی دارد. یکی از این تردیدها وسعت واکنش ایران است. آمریکاییها این را میدانند که تحت هیچ شرایطی نمیتوانند آتش ایران را به شکل کاملا موثر مهار کنند. گستره مراکز و تاسیسات موشکی ایران به قدری است که ایده جلوگیری از عملیاتهای آفندی ایران از هماکنون شکست خورده است. ضمن اینکه پس از جنگ ۱۲ روزه، نهتنها وسعت مراکز موشکی ایران بیشتر شد، بلکه نیروی هوافضای سپاه برای حفظ آتش خود در طول جنگ، ایدهها و تاکتیکهای جدیدی تدبیر کرده است.
این تاکتیکها به گونهای طراحی شده که در دقایق ابتدایی حمله احتمالی آمریکا به ایران، نیروهای مسلح ایران امکان شلیک به اهداف تعیینشده را داشته باشند. در واقع واکنش ایران، به پس از حملات آمریکا موکول نشده است. ایران با تغییراتی که با استفاده از تجربه جنگ ۱۲ روزه در دکترین دفاعی خود انجام داده، امکان واکنش سریع به حمله آمریکا را فراهم کرده است. ضمن اینکه ایران با استفاده از تجهیزات و تکنولوژیهای راداری جدیدی که پس از جنگ ۱۲ روزه به کار گرفته، امکان رصد حمله آمریکا را دارد و میتواند پس از به قطعیت رسیدن درباره آغاز حمله، فورا واکنش خود را آغاز کند.
در این بین، یک نکته کلیدی وجود دارد؛ ایران اخیرا از اقدام پیشدستانه در واکنش به تهدیدات نظامی آمریکا گفته است. بر این اساس، یکی از تاکتیکهای دفاعی ایران، انجام واکنش همزمان با حمله آمریکاست. یعنی ایران بلافاصله پس از اطمینان یافتن از آغاز حمله آمریکا، واکنش خود را آغاز خواهد کرد.
بنابراین یک نگرانی جدی آمریکاییها همین تاکتیکهای ایران برای پاسخ به حمله احتمالی آمریکاست. ایران ایدههای مختلفی برای واکنش به حمله آمریکا دارد. در عالیترین سطوح، ایران هشدار داده حمله آمریکا به ایران، موجب وقوع جنگ منطقهای خواهد شد. به همین خاطر، اکنون ارتش آمریکا نگران وسعت واکنش ایران است. ایران یک بانک اهداف متنوع طراحی و آماده کرده و قطعا در طول جنگ احتمالی، برای این اهداف برنامه دارد.
در این بین، یکی از موضوعاتی که کمتر درباره آن صحبت میشود، توان پهپادی ایران است. ایران طیف متنوعی از پهپادها با کارکردهای مختلف را در اختیار دارد. برد برخی پهپادهای ایران بیش از ۴ هزار کیلومتر است. ایران طی سالهای اخیر نهتنها این پهپادها را آزمایش کرده، بلکه به تولید انبوه نیز رسانده است. برخی کارشناسان و تحلیلگران نظامی معتقدند حتی اگر ارتش آمریکا ناوها و کشتیهای جنگی خود را برای در امان ماندن از موشکهای ایران، خارج از شعاع ۲ هزار کیلومتری قرار دهد، ایران هم با استفاده از برخی موشکهای دوربرد و هم از طریق پهپادهای خود میتواند این شناورها را هدف قرار دهد. طی هفتههای اخیر ایران چندینبار توانایی پهپادی خود را به رخ آمریکاییها کشیده است. قبل از دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، منابع خبری از انهدام یک پهپاد ایرانی توسط جنگنده F35 آمریکایی خبر دادند. حتی ویتکاف و کوشنر فردای مذاکرات ژنو، با حضور بر عرشه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، از خلبان جنگندهای که پهپاد ایرانی را ساقط کرده بود تقدیر کردند. اما آنچه آمریکاییها از بیان آن خودداری کردند این بود که پهپاد ساقط شده، تنها پهپاد ایرانیای نبود که بر فراز ناو لینکلن ظاهر شده بود. در آن عملیات، ۳ پهپاد ایرانی شاهد 129 بر فراز ناو فوق پرواز کردند و ارتش آمریکا تنها توانست یک پهپاد را شناسایی و منهدم کند. ۲ پهپاد دیگر به سلامت به آشیانه بازگشتند و تصاویر ضبط شده از ناو آبراهام لینکلن در اختیار کارشناسان ایرانی قرار گرفت. پیام مهم این اقدام ایران به طرف آمریکایی این بود که نهتنها موشکها، بلکه پهپادهای ایرانی نیز توانایی هدف قرار دادن ناوهای هواپیمابر آمریکا را دارند. میزان آسیب زدن پهپادهای ایران به ناو آبراهام لینکلن بسیار مهم و قابل تامل است. ایران میتواند با دهها پهپاد، ناو آبراهام لینکلن و تجهیزات روی این ناو را مورد هدف قرار دهد. هر پهپاد شاهد 129 ایران توانایی شلیک 8 موشک به سمت اهداف خود دارد. بر اساس گزارشها، نزدیک به ۴۰ جنگنده F35 بر روی ناو آبراهام لینکلن قرار دارد. بنابراین تنها چند پهپاد ایرانی میتواند ضربه کلیدی به جنگندههای آمریکایی وارد کند. با توجه به عدم توانایی مهار آتش ایران، اجرای چنین عملیاتهایی برای کشورمان کاملا ممکن و تقریبا قطعی است. حتی اگر این ناو در شعاع ۴ هزار کیلومتری مرزهای ایران قرار بگیرد، باز هم در دسترس ایران است و اصطلاحا دست ایران به این ناو خواهد رسید.
یکی دیگر از نکاتی که درباره توان پاسخدهی ایران وجود دارد، قدرت راداری است. آمریکاییها احتمالا به دنبال آن هستند در موج نخست حمله، تجهیزات و توانایی راداری ایران را مورد هدف قرار دهند. به عبارتی رادارهای ایران را کور کنند اما این اقدام، دستکم در حوزه آفندی امکانپذیر نیست.
ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، به طور کلی اتکای خود به سامانههای موقعیتیاب متکی بر گوگل را کنار گذاشته و از سامانههای دیگر استفاده میکند. بنابراین ایران میتواند به طرق مختلف، حتی از طریق خدمات ماهوارهای، دادههای مربوط به موقعیت تجهیزات آمریکایی را دریافت و عملیاتهای موشکی و پهپادی خود را با اتکا به این دادهها اجرا کند.
بنابراین تقریبا میتوان با اطمینان خاطر گفت ارتش آمریکا مطلقا نمیتواند جلوی آتش ایران را بگیرد و همین موضوع باعث میشود ایران بتواند اهداف تعیینشده را مورد اصابت قرار دهد.
البته این تنها نگرانی ترامپ درباره تبعات حمله به ایران نیست. نیروی دریایی سپاه، روزهای سهشنبه و چهارشنبه هفته گذشته یک رزمایش بسیار مهم در تنگه هرمز برگزار کرد. در این رزمایش ایران از سلاحهای مدرن خود رونمایی کرد. البته فرمانده نیروی دریایی سپاه در اظهار نظری مهم تصریح کرد سلاحهایی که در این رزمایش مورد استفاده قرار گرفت، لزوما سلاحهایی نیست که در روز عملیات برای بستن تنگه هرمز از آنها استفاده خواهد شد. آمریکاییها رزمایش ایران در تنگه هرمز را رصد کردهاند و با توجه به توانمندیهای متنوع ایران، از قابلیتهای تهران برای بستن تنگه یا ایجاد اختلال در رفت و آمد کشتیها و شناورها در این تنگه استراتژیک مطلعند. البته ایران تاکتیکهای بدیعی در این باره طراحی کرده است. اخیرا تصاویری از شهرهای موشکی و پهپادی ایران در زیر دریا منتشر شد. انتشار این تصاویر به طرف آمریکایی یادآوری میکند دست ایران برای انجام عملیات در تنگه هرمز کاملا باز است.
البته ایران برای اهداف معینشده در کشورهای حاشیه خلیج فارس، ایدههای دیگری را نیز طراحی کرده است. یکی از این ایدهها، انجام عملیات در همان نقطه هدف یا نزدیک آن است؛ موضوعی که یک غافلگیری اساسی برای آمریکاییها و شرکای منطقهای آنها قلمداد میشود.
از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی ایران به گونهای است که استفاده از «نیروی ویژه» علیه اهداف منطقهای را فراهم کرده است. اگرچه تا پیش از این آمریکاییها نگران هدف قرار گرفته شدن پایگاههای نظامی خود در منطقه بودند اما اخیرا «تسخیر» این پایگاهها توسط نیروهای ایرانی یا گروههای مقاومت در منطقه، به نگرانی پیشین آنها افزوده شده است. ایران توانایی حمله زمینی به این پایگاهها را دارد. سنتکام نیز بخوبی از این توانمندی ایران باخبر است. به همین خاطر است که پیشبینی میشود در زمان حمله احتمالی، آنها بیشتر سربازان خود را از این پایگاهها خارج کنند اما این موضوع باعث کاهش شدید توان آفندی ارتش آمریکا خواهد شد.
البته ایران غافلگیریهای مختلفی در این حوزه برای آمریکاییها دارد، به گونهای که میتوان گفت بیشتر پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، در معرض حمله زمینی قرار دارند.
یکی دیگر از اهداف ایران در صورت تجاوز نظامی آمریکا، هدف قرار دادن منافع اقتصادی آمریکاست. شاید بتوان گفت یکی از مهمترین غافلگیریهای ایران مربوط به این حوزه است. در صورت وقوع جنگ، آمریکاییها شاهد سورپرایزهای مختلفی در این حوزه هستند. یکی از موضوعاتی که نقش کلیدی بر معادله جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران دارد، اسارت نظامیان آمریکایی است. ایران ظرفیتهای متنوعی برای این منظور در سراسر منطقه دارد.
* معادله موجودیتی
یکی از ایرادات سیاستهای ترامپ علیه ایران این است که او تصمیمات و اقداماتی را اتخاذ کرده و دنبال میکند که برای ایران تهدید موجودیتی تلقی میشود. این تهدید موجودیتی باعث شده سیاستهای ایران در قبال جنگ احتمالی آینده، مبتنی بر دفع این تهدید باشد. به همین خاطر موضع خویشتنداری از دستور کار ایران خارج شده است. ایران پس از ۷ اکتبر در مقاطع مختلف خویشتنداری خود را برای جلوگیری از ایجاد یک جنگ فراگیر منطقهای نشان داد. حتی در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز این خویشتنداری در موارد مختلف نمود پیدا کرد. در جنگ ۱۲ روزه ایران میتوانست از اهرمهای موثری برای ضربه زدن به رژیم صهیونیستی و آمریکا استفاده کند اما در آن مقطع، ترجیح داد در کنار تحمیل خسارات و هزینههای موثر به طرف مقابل، از بسیاری از برگهای برنده و موثر خود استفاده نکند. این اقدام ایران برای همه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای این برآورد را ایجاد کرد که برخلاف رژیم صهیونیستی که به دنبال تنشزایی و گسترش جنگ به همه منطقه است، ایران دنبال جنگ گسترده منطقهای نیست اما اینک مشخص شده نتانیاهو توانسته این سیاست ایران را در ذهن ترامپ به ضعف و ناتوانی تبدیل کند. نتانیاهو پس از ۷ اکتبر، بویژه پس از جنگ ۱۲ روزه همواره مدعی شده ایران در ضعیفترین حالت خود قرار دارد. لشکرکشی ترامپ به سمت ایران یکی از مواردی است که نشان میدهد این القائات نتانیاهو روی سیاستها و تصمیمگیریهای ترامپ اثر گذاشته است.
در حالی که صاحبنظران و تحلیلگران سیاسی و نظامی منطقه و دنیا به ترامپ هشدار دادهاند جنگ علیه ایران، خسارات و هزینههای هنگفتی برای آمریکا و کل منطقه و امنیت و اقتصاد جهانی به همراه دارد اما دستکم در ظاهر، ترامپ نشان داده توجهی به این هشدارها ندارد. حتی برخی کارشناسان و صاحبنظران آمریکایی که برخی از آنها سابقه حضور در جنگ دوم خلیجفارس را در کارنامه دارند، با استناد به توانمندیها و ظرفیتهای نظامی ایران، نسبت به عواقب و پیامدهای سنگین حمله آمریکا به ایران هشدار دادهاند اما ترامپ تاکنون به گونهای عمل کرده که نشان میدهد برآوردها و محاسبات او درباره قدرت ایران، کاملا اشتباه است. اگرچه ایران طی هفتههای اخیر بخشی از توان دفاعی خود را به نمایش گذاشته تا محاسبات ترامپ را واقعیتر کند اما به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا بر اساس محاسبات اشتباه و غیرواقعی، دست به لشکرکشی علیه ایران زده است. آرایش نظامی آمریکا در غرب آسیا و همینطور مواضع او، یک تهدید موجودیتی را علیه ایران به وجود آورده است.
به همین خاطر، اکنون برخی کارشناسان و حتی چهرههای سیاسی و نظامی ایران معتقدند شرایط به گونهای است که تنها یک درگیری نظامی گسترده میتواند واقعیتهای قدرت ایران را به ترامپ نشان دهد. اگرچه هزینههای این موضوع بسیار است اما دولت آمریکا شرایط را به گونهای رقم زده که ایران تصمیم خود را برای جنگ منطقهای گرفته است. با وجود مواضع جدی و صادقانه ایران در مذاکرات اما ایران برای دفع تهدیدات آمریکا صرفا به این مذاکرات اتکا نکرده است. کما اینکه مسؤولان دستگاه دیپلماسی ایران نیز تاکید کردهاند نباید به این مذاکرات اتکا کرد. از سوی دیگر این تحلیل نیز اکنون در ایران وجود دارد که حتی یک توافق قابل قبول با آمریکا نیز باعث اصلاح محاسبات ترامپ در قبال ایران نمیشود و این پیشبینی کاملا مطرح است که حتی در صورتی که طرفین به یک توافق قابل قبول برسند، این موضوع منجر به تغییر سیاستهای ترامپ علیه ایران نمیشود و ممکن است او دوباره و این بار به بهانههای دیگر، تهدیدات نظامی خود علیه ایران را در دستورکار قرار دهد.
به همین خاطر، اکنون برخی در ایران بر این باورند که تنها گزینه برای اصلاح و واقعی شدن محاسبات آمریکا درباره توان دفاعی ایران و تغییر اساسی رویکرد ترامپ در قبال ایران، یک زورآزمایی نظامی است. ایران تاکنون بارها اعلام کرده و این را در عمل هم ثابت کرده که با وجود آمادگی دفاعی اما از جنگ استقبال نمیکند. رفتار ایران در مذاکرات نیز این موضع ایران را ثابت میکند. با این وجود، ایران به این جمعبندی رسیده که در صورت حمله آمریکا باید جنگ به گونهای باشد که ترامپ قدرت دفاعی ایران را به وضوح مشاهده کند؛ یعنی حمله آمریکا به عنوان یک فرصت برای اصلاح برآوردهای ترامپ در قبال قدرت ایران ارزیابی شده است.
ترامپ شاید تصور میکند در صورت حمله به ایران، جمهوری اسلامی تهدیدات خود را عملیاتی نمیکند. برخی منابع رسانهای آمریکایی و اروپایی نیز اخیرا این احتمال را مطرح کردهاند که ترامپ در صدد است با یک حمله محدود، ایران را وادار کند شروط او در مذاکرات را بپذیرد. بعید نیست نقشه ترامپ برای حمله به ایران، در راستای همین سناریو اجرایی شود. این انگاره مبتنی بر محاسبات اشتباه رئیسجمهور آمریکا از قدرت ایران و اراده جمهوری اسلامی برای پاسخگویی به حمله آمریکاست.
اما ایران پیش از این بارها اعلام کرده هرگز سناریوی حمله محدود را نخواهد پذیرفت و اصطلاحا آن را هضم نخواهد کرد، چرا که این سناریو باعث تشدید محاسبات اشتباه ترامپ درباره قدرت ایران و زمینهای برای افزایش تهدیدات نظامی علیه تهران خواهد بود. به همین خاطر است که ایران هم به طرف آمریکایی و هم به کشورهای منطقه تصریح کرده جنگ آینده، یک جنگ منطقهای خواهد بود.
ترامپ با آرایش نظامیای که در منطقه شکل داده، تلاش کرده این پیام را به ایران منتقل کند که انتخابش جنگ است و ایران برای جلوگیری از وقوع جنگ باید در مذاکرات تسلیم خواستههای او شود. در مقابل این سیاست ترامپ، ایران یک راهبرد منطقی و هوشیارانه اتخاذ کرده است.
از یک سو در مذاکرات، انعطافهای قابل توجهی از خود نشان داده تا ثابت کند نسبت به مذاکره صادقانه رفتار میکند و دنبال جلوگیری از وقوع جنگ است و از سوی دیگر، با ایستادگی روی حقوق ملت، این پیام را به طرف آمریکایی رسانده که نهتنها مرعوب لشکرکشی و تهدیدات نظامی ترامپ نشده و تسلیم شروط او نمیشود، بلکه برای هر نوع سناریویی آماده است.
در واقع ایران از فرصت مذاکرات استفاده کرده تا با ایستادگی روی خطوط قرمز حقوق ملت، به طرف آمریکایی نشان دهد محاسبات او درباره تشدید فشار و مرعوبسازی برای تسلیم ایران، کاملا اشتباه است. مهمترین پیام این راهبرد مذاکراتی ایران، معتبرسازی تهدیدات جمهوری اسلامی درباره نوع و سطح پاسخهای ایران به تجاوز احتمالی آمریکاست.
از این زاویه، مذاکرات، بخشی از راهبرد جمهوری اسلامی برای واقعی کردن محاسبات ترامپ درباره قدرت نظامی ماست.