علی دارایی: فوتبال ایران سالهاست با پدیدهای دست به گریبان است که آرامآرام از یک آسیب فنی عبور کرده و به بحران فرهنگی رسیده؛ جایی که بعضی نامها چنان بزرگ شدهاند که قانون را دور میزنند. قصه دیگر فقط درباره یک کارت قرمز یا یک اعتراض لحظهای نیست، ماجرا به ساختاری برمیگردد که در آن، ستارهها خود را فراتر از چارچوبها میبینند و مدیران هم اغلب ترجیح میدهند سکوت کنند.
قرار بود بازیکنان باسابقه، تکیهگاه رختکن باشند؛ نقش برادر بزرگتر را بازی کنند و در لحظات بحرانی تیم را از فروپاشی نجات دهند اما حالا در برخی مسابقات، همانهایی که باید مظهر خویشتنداری باشند، با یک سوت داور از کوره درمیروند و با رفتارهای نسنجیده، تیمشان را در موقعیت ضعف قرار میدهند. نتیجه؟ از هم پاشیدن تمرکز جمعی و هدیه دادن برتری به حریف.
وقتی شجاع خلیلزاده در دیدارهای باشگاهی یا ملی با واکنشهای تند خبرساز میشود، مساله فقط یک خطای فردی نیست. تکرار چنین اتفاقاتی این پرسش جدی را مطرح میکند: آیا سازوکار بازدارندهای وجود دارد یا نه؟ اگر برخوردها صرفاً نمایشی باشد و هزینه واقعی در کار نباشد، پیام پنهان به دیگر بازیکنان این است که شهرت، سپر محکمی در برابر مجازات است.
داستان به همین جا ختم نمیشود. تنشهای لفظی میان ملیپوشان در رقابتهای باشگاهی، از جمله کریخوانیها و جدالهای شجاع خلیلزاده و محمدحسین کنعانیزادگان، نشان میدهد مرز حرفهایگری و تعصب رنگی گاهی مخدوش میشود. بازیکنی که پیراهن تیم ملی را میپوشد، باید بتواند رقابت باشگاهی را پشت در اردو بگذارد، نه اینکه اختلافهای داخلی را به فضای ملی منتقل کند.
از سوی دیگر، نگاه کادر فنی تیم ملی نیز زیر ذرهبین است. امیر قلعهنویی اگر بخواهد صرفاً بر کیفیت فنی برخی چهرههای تأثیرگذار تکیه کند و نسبت به رفتارهای خارج از چارچوب با اغماض برخورد کند، در واقع استاندارد دوگانهای تعریف کرده. هیچ تیمی در سطح اول جهان با نظم گزینشی به موفقیت نرسیده. تجربه فوتبال حرفهای نشان میدهد اقتدار سرمربی زمانی تثبیت میشود که قانون برای همه یکسان اجرا شود.
فوتبال ایران در آستانه رقابتهای مهم جامجهانی ۲۰۲۶ قرار دارد. تیمی که میخواهد در ویترین جهانی دیده شود، پیش از هر چیز باید درون خود را سامان دهد. مهار هیجان، مدیریت خشم و پذیرش مسؤولیت، مهارتهایی است که به اندازه تمرینات بدنی اهمیت دارد. باشگاهها اگر تنها به تمرین تاکتیکی بسنده کنند و از تربیت روانی غافل بمانند، محصولی تحویل میدهند که در بزنگاهها میلغزد.
مسؤولیت کمیته انضباطی نیز کمتر از مربیان نیست. تصمیمهای شفاف، مستقل و بدون ملاحظه نامها، تنها راه بازگرداندن اعتماد عمومی است. وقتی هوادار احساس کند عدالت گزینشی است، فاصلهاش با فوتبال بیشتر میشود. اقتدار مدیریتی یعنی نشان دادن این واقعیت که هیچ بازیکنی بزرگتر از قواعد نیست؛ حتی اگر سالها بازوبند بسته باشد.
فوتبال ما بیش از هر زمان دیگری به بازتعریف مرزها نیاز دارد. اگر امروز با تساهل از کنار رفتارهای نادرست عبور کنیم، فردا در میادین آسیایی و جهانی هزینه سنگینتری خواهیم داد. تیمی که در خانه خود نظم ندارد، در بیرون از مرزها هم دستاوردی نخواهد داشت. اکنون زمان تصمیمهای سخت است؛ تصمیمهایی که شاید در کوتاهمدت پرهزینه باشد اما در بلندمدت اعتبار از دسترفته را بازمیگرداند.
انضباط گمشده در سایه ستارههای فوتبال ایران
بتهای بیمهار
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها