
در روزهای 18 و 19 دیماه، فضای برخی مناطق استان مازندران بهویژه شهرستانهایی مانند سوادکوه، تحتتأثیر تنشهای امنیتی و روایتهای متضاد رسانهای قرار گرفت، در این بازه زمانی، گزارشهای میدانی و تحلیلی نشان میداد که گروههایی با رویکردهای رادیکال تلاش داشتند فضای اجتماعی شهر را ملتهب کنند و از طریق عملیات رسانهای، تحریک خیابانی و انتشار روایتهای احساسی، شرایط را بهسمت آشوب شهری سوق دهند. آنچه در این سناریو بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفت، تلاش سازمانیافته برای خلق بحرانهای رسانهای همزمان با ایجاد تنش در خیابانها بود؛ الگویی که در بسیاری از بحرانهای امنیتی مشابه نیز مشاهده شده است.
در این سناریو، روایت غالبی که از سوی منابع امنیتی و شاهدان عینی مطرح شد، نشان میداد برخی عناصر تندرو تلاش داشتند با استفاده از هیجان جمعی، مردم عادی را به درگیری با نهادهای انتظامی و مراکز حساس امنیتی مانند کلانتریها تحریک کنند. روش اصلی این جریان، استفاده از شعارهای احساسی، انتشار شایعات در فضای مجازی و القای این تصور بود که برخوردهای امنیتی در حال افزایش است. هدف این رویکرد، ایجاد شکاف میان مردم و نهادهای انتظامی و تبدیل فضای اجتماعی به یک محیط پرتنش و غیرقابل کنترل عنوان شده است.
در بخش دیگری از این تحولات، گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد برخی عناصر مسلح میان جمعیت یا در نقاطی خارج از دید مستقیم مردم، بهدنبال ایجاد هراس اجتماعی بودند، در چنین سناریوهایی، معمولاً هدف اصلی نه درگیری مستقیم با مردم، بلکه ایجاد فضای بیاعتمادی و افزایش ترس عمومی است؛ بهگونهای که جامعه احساس کند شهر در آستانه یک بحران امنیتی قرار گرفته است. بر اساس تحلیلهای امنیتی، پروژههایی از این دست معمولاً ترکیبی از عملیات روانی، روایتسازی رسانهای و اقدامات میدانی محدود برای افزایش التهاب اجتماعی هستند.
یکی از محورهای اصلی روایت این وقایع، موضوع «کشتهسازی» و انتشار اخبار تأییدنشده درباره قربانیان بود. در بسیاری از موارد، این نوع روایتسازی با هدف افزایش خشم عمومی و ایجاد موج احساسی در جامعه انجام میشود. انتشار سریع اخبار بدون راستیآزمایی، انتشار تصاویر غیرمرتبط و ترکیب اخبار واقعی با روایتهای تحریفشده، از جمله روشهایی عنوان شده است که میتواند به تشدید بحران کمک کند، در چنین شرایطی، رسانههای رسمی و منابع خبری مسئول تلاش میکنند با انتشار اطلاعات دقیق و مستند، از گسترش شایعات جلوگیری کنند.
در تحلیل امنیتی این حوادث، موضوع حمله به مراکز انتظامی نیز بهعنوان یکی از اهداف نمادین مطرح شد. مراکزی مانند کلانتریها در بسیاری از جوامع، نماد نظم اجتماعی و اقتدار قانونی محسوب میشوند، به همین دلیل، تلاش برای آسیب رساندن به این مراکز بیشتر با هدف ارسال پیام سیاسی و ایجاد احساس ناامنی اجتماعی تفسیر میشود تا یک هدف نظامی مستقیم، در این چارچوب، روایتهای رسمی تأکید داشتند که هدف اصلی برخی از تحریککنندگان، کشاندن دامنه تنش از فضای رسانهای به فضای خیابانی بوده است.