ایلیا داوودی: در ادبیات روابط بینالملل و مطالعات استراتژیک، ناوهای هواپیمابر همواره به عنوان نمادهای متحرک قدرت سخت و هژمونی ایالات متحده در آبهای بینالمللی شناخته شدهاند. با این حال، گزارشهای مستند و درز اطلاعات از درون پیشرفتهترین و گرانقیمتترین ناو هواپیمابر تاریخ آمریکا یعنی یواساس جرالد فورد، تصویری کاملاً متفاوت از این هژمونی به نمایش میگذارد. در حالی که مقامات سیاسی در واشنگتن و تلآویو از این ناو به عنوان ابزاری برای تهدید نظامی، پیشبرد سیاستهای تغییر رژیم و ایجاد فشار بر جمهوری اسلامی ایران یاد میکنند، واقعیتهای درون این غول ۱۳ میلیارد دلاری نشاندهنده یک فروپاشی ساختاری، مهندسی و روانی است. ماشین جنگی آمریکا امروز نه با موشکهای بالستیک، بلکه با یک بحران بهداشتی و مهندسی در پیشپاافتادهترین نیازهای انسانی خدمه خود زمینگیر شده است؛ بحرانی که توان عملیاتی این ناو را بشدت زیر سوال برده و ابهت پوشالی ارتش آمریکا را به چالش میکشد.
* فاجعه مهندسی؛ وقتی ۱۳ میلیارد دلار نمیتواند یک سیستم فاضلاب را مدیریت کند!
ناوهواپیمابر جرالد فورد که قرار بود شاهکار فناوری نیروی دریایی آمریکا باشد، اکنون به نمادی از خطاهای فاحش طراحی و اولویتبندیهای نادرست در سیستم نظامی-صنعتی این کشور تبدیل شده است. طراحان این ناو در یک اشتباه محاسباتی استراتژیک، تعداد توالتهای بسیار کمتری را نسبت به ناوهای کلاس نیمیتز برای ۴۶۰۰ نفر خدمه و ملوان در نظر گرفتهاند! اما مشکل به همینجا ختم نمیشود؛ سیستم دفع فاضلاب این کشتی مبتنی بر یک تکنولوژی مکش خلأ بسیار حساس طراحی شده است. در این سیستم پیچیده اما ناکارآمد، خرابی تنها یک دریچه (Valve) در یک سرویس بهداشتی، منجر به از کار افتادن کل شبکه فاضلاب یک بخش بزرگ از ناو میشود. بر اساس ایمیلهای داخلی که توسط شبکه رسانهای عمومی آمریکا (NPR) افشا شده، عمق این فاجعه بسیار فراتر از یک نقص فنی ساده است. در یکی از این ایمیلها که ۱۸ مارس ۲۰۲۵ از سوی بخش مهندسی به تمام روسای بخشهای کشتی ارسال شده، رسماً اعلام شده تنها در عرض ۴ روز، ۲۵۰ مورد خرابی کامل در سیستم توالتهای ناو ثبت شده است. نتیجه این طراحی فاجعهبار، تشکیل صفهای ۴۵ دقیقهای برای استفاده از سرویسهای بهداشتی است! علاوه بر این، دیوان محاسبات آمریکا (GAO) پیشتر گزارش داده بود باز کردن گرفتگی این لولهها نیازمند استفاده از اسیدهای خاص برای پاکسازی رسوبات کلسیم است؛ عملیاتی که هزینههای چندصد هزار دلاری در پی دارد و مهمتر از آن، تنها زمانی قابل انجام است که کشتی در لنگرگاه و اسکلههای تخصصی در خاک آمریکا باشد. با توجه به تمدید مأموریتهای این ناو در آبهای آزاد، عملاً امکان تعمیرات اساسی وجود ندارد و بار مضاعف بر معدود توالتهای سالم، چرخه خرابیها را تسریع کرده است.
* بحران روحیه سربازان و فروپاشی انضباط سازمانی
پیامدهای این ناکارآمدی مهندسی تنها به مسائل فنی محدود نمیشود، بلکه یک بحران عمیق انسانی و سازمانی در درون ناو ایجاد کرده است. در حالی که این ناو در ماههای گذشته در عملیاتهای تهاجمی فرامرزی و غیرقانونی آمریکا در نزدیکی ونزوئلا (با هدف مداخله در امور داخلی و توقیف داراییهای این کشور) مشارکت داشته و اکنون برای اجرای سناریوهای نیابتی رژیم صهیونیستی به سمت غرب آسیا در حرکت است، درگیریهای داخلی میان خدمه به بالاترین حد خود رسیده.
یکی از مدیران بخش مهندسی فاضلاب کشتی در گزارشهای داخلی شکایت کرده که سیستم بهداشتی ناو روزانه توسط ملوانان مورد سوءاستفاده قرار میگیرد و تکنیسینهای بدنه مجبورند روزانه ۱۹ ساعت کار کنند تا تنها بخشی از خرابیها را مهار کنند. این فشار خردکننده، شکاف عمیقی میان نیروهای خدماتی و نظامی ناو ایجاد کرده و به اصطلاح «جنگ توالتها» را رقم زده است.
روزنامه «والاستریت ژورنال» در گزارشی تکاندهنده در فوریه ۲۰۲۶ با عنوان «از دست دادن مراسم خاکسپاری و توالتهای مسدود؛ استقرار در برابر ایران چه هزینهای برای ملوانان آمریکایی دارد»، به ابعاد پنهان این بحران پرداخته است.
مصاحبه با خدمه و خانوادههای آنان نشان میدهد تمدیدهای پیاپی مأموریت ناو (که به رکورد طولانیترین استقرار در زمان صلح نزدیک شده است) در کنار شرایط زیستی اسفناک، روحیه ملوانان را بشدت تخریب کرده است. از دست دادن مراسم مهم خانوادگی مانند تولد فرزندان یا خاکسپاری عزیزان، در کنار زندگی در محیطی آلوده و ایستادن در صفهای طولانی توالت، باعث شده موجی از ناامیدی و تمایل به استعفا در میان پرسنل متخصص نیروی دریایی آمریکا شکل بگیرد.
تحلیلگران مستقل مانند «ویل شرایور» با نگاهی انتقادی و طنزآمیز، وضعیت این ناو را که اکنون نام مستعار و تحقیرآمیز «Gerry» را یدک میکشد، توصیف کردهاند. توقف اخیر این ناو در بندر سودا بی در کرت یونان، نه برای نمایش قدرت، بلکه برای تخلیه تانکرهای پر از فاضلاب، ضدعفونی کردن عرشهها و بارگیری کاغذ توالت بوده است. گزارشهای غیررسمی مبنی بر استقرار نیروهای تفنگدار دریایی برای جلوگیری از شورش و فرار از خدمت خدمه، هرچند توسط پنتاگون مسکوت گذاشته شده اما نشاندهنده عمق شکنندگی ساختار انضباطی در این یگان است.
* توهم بازدارندگی در برابر قدرت منطقهای ایران
از منظر دکترین نظامی و تحلیلهای استراتژیک، نیروی مسلح پیش از آنکه نیازمند موشکهای هدایتشونده یا جنگندههای نسل پنجم باشد، نیازمند یک سیستم لجستیک پایدار و نیروی انسانی باانگیزه است. ارتش ایالات متحده همواره تلاش کرده با تکیه بر پروپاگاندای رسانهای، تجهیزات پرزرقوبرق و نجومی خود را به عنوان ابزار بلامنازع تغییر معادلات جهانی معرفی کند اما واقعیت میدانی ناو جرالد فورد، نقطه پایان این اسطوره است.
چگونه یک ساختار نظامی که در تأمین ابتداییترین نیازهای فیزیولوژیک ۴۶۰۰ نفر از نیروهای زبده خود ناتوان است و پرسنل آن از فرط خستگی و شرایط غیربهداشتی در آستانه تمرد قرار دارند، میتواند یک عملیات پیچیده، مستمر و پرفشار را علیه قدرت نامتقارن و مستحکمی چون جمهوری اسلامی ایران رهبری کند؟
در حالی که جمهوری اسلامی ایران دکترین دفاعی خود را بر پایه بومیسازی تسلیحات، تمرکززدایی از پایگاههای آسیبپذیر، ارتقای شبکههای موشکی زیرزمینی و پهپادهای هوشمند با هزینههایی به مراتب کمتر از بودجههای افسانهای آمریکا بنا نهاده، واشنگتن منابع مالی مالیاتدهندگان خود را در پروژههای ۱۳ میلیارد دلاری غرق کرده است که در مواجهه با یک نقص فنی ساده فلج میشوند.
آرایش نظامی آمریکا در منطقه که با تحریک و نیازسازی رژیم صهیونیستی (برای فرار از بحرانهای داخلی و شکستهای اطلاعاتیاش) تنظیم شده است، بر پایه تهدیدات بلوفگونه قرار دارد. ناو هواپیمابر جرالد فورد نه یک دژ تسخیرناپذیر، بلکه هدفی بزرگ، کند و درگیر بحرانهای درونی است. تمرکز پرسنل یک ناو استراتژیک به جای پایش راداری و آمادگی رزم، معطوف به پیدا کردن یک سرویس بهداشتی سالم و مقابله با بوی تعفن طبقات زیرین است و این یعنی سطح آمادگی رزمی آن یگان در عمل به پایینترین حد خود سقوط کرده است.
بحران ناو یواساس جرالد فورد، آیینهای تمامنما از وضعیت امروز امپریالیسم آمریکاست؛ ظاهری غولپیکر، پرهزینه و مرعوبکننده اما درونی پوسیده، آسیبپذیر و ناتوان در مدیریت بدیهیات. در دنیای واقعی و به دور از فیلمهای هالیوودی، پیروز جنگها را لجستیک و اراده انسانی مشخص میکند، نه برچسبهای قیمتی میلیاردها دلاری.
دشمنانی که با افتخار از پیشبرد سیاست براندازی و حمایت از ماجراجوییهای رژیم صهیونی سخن میگویند، امروز در مدیریت فاضلاب ناوهای پرچمدار خود درماندهاند. این واقعیت عینی، بهترین دلیل بر پوشالی بودن تهدیدات نظامی ایالات متحده است. ناو جرالد فورد، پیش از آنکه حتی به تیررس موشکهای ساحل به دریای مقاومت برسد، در باتلاق ناکارآمدی و فروپاشی درونی خود غرق شده است.
درسهایی از ناو جرالد فورد؛ 13 میلیارد دلار هزینه 4600 پرسنل و بحران توالت!
هژمونی پوشکی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها