09/اسفند/1404
|
00:47
چرا «توهم فروپاشی» بزرگ‌ترین خطای راهبردی دشمنان ایران است؟

ایران؛ سرو پادشکننده

جعفر حسن‌خانی: آمریکا درباره ایران در این لحظه باید به این پرسش بیندیشد: خطرناک‌ترین لحظه برای یک مهاجم چه زمانی است؟ مبتنی بر شرایط حاضر به این سوال به این نحو می‌توان پاسخ داد: زمانی که اطلاعاتش را از درون اتاق پژواکی که خودش ساخته دریافت کند و بر آن مبنا تصمیم به جنگ بگیرد. امروز در مواجهه با ایران، شاهد دقیق‌ترین مصداق این پارادوکس کلاسیک هستیم. دشمنان ایران با به‌کارگیری جنگی ترکیبی شامل تحریم اقتصادی فلج‌کننده، تهدید نظامی و یک پویش عظیم‌شناختی و ادراکی، فضایی را خلق کرده‌اند که قرار بود به تسلیم یا فروپاشی ایران منجر شود اما پدیده عجیبی رخ داده است: دود ناشی از این جنگ ادراکی، چشمان طراحان آن را کور کرده است. آنها با استناد به داده‌های دستکاری‌شده و گزارش‌های هیجانی، تصور می‌کنند ایران در لبه پرتگاه قرار دارد، حال آنکه واقعیت میدانی از وجود قدرتی پایدار و ساختاری مستحکم خبر می‌دهد.
برای درک دقیق موقعیت کنونی ایران، واژگان سنتی علوم سیاسی کافی نیست. برخی در این شرایط ایران را نظمی «تاب‌آور» توصیف می‌کنند، یعنی نظمی که مانند یک فنر در برابر فشار جمع می‌شود و پس از رفع فشار به حالت اول بازمی‌گردد اما این توصیف هم ناقص است و هم حق مطلب را ادا نمی‌کند. برای تبیین درست این وضعیت، باید به نظریه «نسیم نیکلاس طالب» اندیشمند و تحلیلگر ریسک، رجوع کنیم. او برای توضیح وضعیتی خاص، از مفهوم پادشکنندگی Antifragility بهره می‌برد.
در نظریه طالب، سیستم‌ها ۳ دسته‌اند: 
الف- شکننده: مانند بلوری که با ضربه می‌شکند. ب- تاب‌آور: مانند صخره‌ای که در برابر امواج مقاومت می‌کند اما تغییری هم نمی‌کند. 
پ- پادشکننده: مانند سیستم ایمنی بدن انسان یا عضلات که نه‌تنها در برابر استرس و حمله آسیب نمی‌بینند، بلکه دقیقاً به واسطه فشار و نوسان، قوی‌تر، پیچیده‌تر و کارآمدتر می‌شوند.
ایران امروز نه ضعیف شده و نه صرفاً تاب‌آوری کرده است، بلکه ایران یک نظم سیاسی پادشکننده است. تحریم‌ها که برای فلج کردن اقتصاد طراحی شده بود، به اجبار ساختاری منجر شد تا ایران شریان‌های زنجیره‌های تامین خود را در برابر تحریم بازآرایی کند. محاصره نظامی که برای ایجاد ترس بود، ایران را از یک واردکننده سلاح به یکی از معدود صادرکنندگان فناوری‌های پیشرفته پهپادی و موشکی در لبه تکنولوژی تبدیل کرد. 
فشار سیاسی و انزوا، شبکه ائتلاف‌سازی ایران را از روابط رسمی دیپلماتیک به شبکه هوشمند مقاومت در سراسر منطقه ارتقا داد. در یک سیستم پادشکننده، بحران عامل حیات است، نه عامل ممات. اگر این فشارها نبود، ایران شاید کشوری معمولی با اقتصاد نفتی و ارتش کلاسیک باقی می‌ماند اما تلاش برای فروپاشی بود که ایران را به قدرتی غیرقابل‌ انکار و مستقل تبدیل کرد.
خطای محاسباتی دشمن دقیقاً در عدم درک همین ویژگی نهفته است. دستگاه‌های اطلاعاتی و اتاق‌های فکر غرب، دچار پدیده‌ای به نام اثر بازگشت اطلاعاتی شده‌اند. آنها با پمپاژ میلیاردها دلار پروپاگاندا در رسانه‌ها برای نشان دادن تصویر ایران ضعیف، خودشان نیز باور کردند ایران واقعا ضعیف شده است! آنها استحکام برآمده از پادشکنندگی را با تلاش برای بقا اشتباه می‌گیرند. آنها نمی‌دانند هر بحران تازه، حفره‌های امنیتی و اقتصادی ایران را پر و نظم مستقر را برای نبرد بعد آبدیده‌تر می‌کند.
مفهوم جدید پادشکنندگی، ریشه‌ای عمیق و باستانی در خرد جمعی و اساطیری ایرانیان دارد. برای فهم روح حاکم بر راهبرد ایران، نباید فقط کتاب‌های روابط بین‌الملل را خواند، باید به شاهنامه فردوسی نگریست. در فرهنگ و ادبیات حماسی ایران، نماد خرد و حکمت، «سرو» است.
سرو در اساطیر ایرانی بویژه در شاهنامه، خصوصیتی یگانه دارد. برخلاف درختان دیگر که در بهار سبز و در زمستان برهنه و آسیب‌پذیرند، سرو دلیری و قدرت خود را دقیقاً در زمستان و در اوج سرما و یخبندان نشان می‌دهد. سرو همیشه سبز است و بحران فصل‌ها  و ناملایمات روزگار نمی‌تواند ماهیت او را تغییر دهد. سرو خم می‌شود اما نمی‌شکند و ریشه‌هایش را در خاکی که دیگر درختان در آن می‌میرند، محکم‌تر می‌کند.
سرو کاشمر، سرو ابرقو و سروهای نقاشی‌شده بر سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید، پیامی هزاران ساله دارند و آن اینکه خرد ایرانی، خرد روزهای آفتابی نیست، خرد مدیریت توفان است. ایران امروز نیز بر مبنای همین کهن‌الگوی سرو، در زمستان سخت تحریم، ضربه نظامی و تهدید، نه‌تنها خشک نشد، بلکه سبزی و قدرت واقعی خود را به رخ کشید. وقتی دشمن منتظر ریزش برگ‌های این درخت بود، شاهد ریشه دواندن عمیق‌تر آن در خاک خواهد بود.
* فرجام سخن
وضعیت کنونی، تقابل یک محاسبه خطی و مکانیکی از سوی غرب با یک خرد ارگانیک و پادشکننده از سوی ایران است. دشمنان ایران تصور می‌کنند با افزایش متغیر فشار، سازوکار فروپاشی فعال می‌شود. این فرمول برای دولت‌های دست‌نشانده یا ساختارهای شکننده صحیح است اما برای نظامات ریشه‌دار و تمدنی مثل ایران، نتیجه عکس می‌دهد.
جمهوری اسلامی امروز در وضعیت اقتدار در زمانه بحران قرار دارد. خطای راهبردی مهاجمان این است که با ابزار سرما به جنگ سرو رفته‌اند. سرما فصل پادشاهی سرو است. نظام سیاسی ایران ثابت کرده اساساً در بحران بهتر عمل می‌کند، سریع‌تر تصمیم می‌گیرد و هوشمندانه‌تر توسعه می‌یابد؛ به امید خدا. 

ارسال نظر
پربیننده