
مهدی حسنی
تقریباً در میان تمام رسانهها و اندیشکدههایی که هنوز کمی عاقلانهتر میاندیشند، یک اجماع نسبی وجود دارد که تصمیم ترامپ و نتانیاهو برای آغاز جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران یک بلاهت استراتژیک بوده است. در یکی از آخرین بررسیها، موسس کارنگی هم به این مساله پرداخته که این جنگ چه تبعاتی تاکنون برای آمریکا و جهان داشته و چرا بیچشمانداز است.
این موسسه در تحلیل خود مینویسد این فقدان چشمانداز در جنگ موجب انزوای آمریکا هم شده است: «در طول جنگ، اهداف نظامی و حتی زمانبندی کلی، پیوسته در حال تغییر بوده و همچنان نامشخص باقی مانده است. این اهداف از تغییر رژیم و تسلیم بیقید وشرط تا ناتوانسازی نظامی و جلوگیری از اشاعه هستهای در نوسان بودهاند. به همین دلیل و دلایل دیگر، متحدان و شرکای آمریکا در اروپا و سایر مناطق تمایلی به مداخله در این درگیری نشان ندادهاند و این امر به انزوای آمریکا و اسرائیل انجامیده است».
این موسسه در تحلیل خود اشاره میکند که ترامپ به صورت سادهلوحانهای به دنبال اجرای مدل ونزوئلا در ایران بود اما ایران با انتخاب مستقل رهبر خود و فشار اقتصادی و نظامی به آمریکا، عملاً طرح کودکانه او را به شکست رسانده است: «برخلاف ونزوئلا، ایران توانسته هزینههای اقتصادی و سیاسی برای ترامپ ایجاد کند. این کار از طریق بستن تنگه هرمز که مسیر عبور حدود یکپنجم نفت جهان است و هدف قرار دادن نفتکشها و کشتیهای تجاری در خلیج فارس انجام شده است. تهران همچنین زیرساختهای انرژی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را هدف قرار داده؛ کشورهایی که از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت و گاز جهان هستند.
در نتیجه، قیمت نفت افزایش یافته، آن هم در شرایطی که آمریکا با تورم بالا و بحران هزینههای زندگی در سال انتخاباتی مواجه است. همچنین موشکها و پهپادهای ایرانی ذخایر گرانقیمت سامانههای رهگیر آمریکایی و اسرائیلی را کاهش داده یا تحت فشار قرار دادهاند. ۱۹ مارس، وزارت دفاع آمریکا از کنگره درخواست ۲۰۰ میلیارد دلار بودجه اضافه برای تأمین هزینههای جنگ کرد». بخش مهم دیگر این متن، اشاره آمریکاییها به علاقه نتانیاهو و اسرائیل به تجزیه و از بین بردن ایران است: «نتانیاهو به ایرانی تضعیفشده و چندپاره علاقهمند است؛ ایرانی که دیگر توان به چالش کشیدن اسرائیل را نداشته باشد و بتوان بهطور مداوم در آن مداخله کرد».
مساله مهم دیگر این است که آمریکاییها به خوبی در آستانه درک فشار اقتصادی ناشی از جنگ با ایران هستند. موسسه کارنگی مینویسد: «حملات همچنین موجب نگرانی و نارضایتی در میان مقامات دولت ترامپ شد که از افزایش قیمت نفت بیم داشتند. برای کاهش این قیمتها، ترامپ ۱۱ مارس با سایر کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی هماهنگ کرد تا رکورد ۴۰۰ میلیون بشکه نفت را به بازار عرضه کنند. روز بعد، او بهطور موقت تحریمهای صادرات نفت روسیه را لغو کرد؛ اقدامی که موجب نارضایتی متحدان و شرکای اروپایی آمریکا شد؛ کشورهایی که همچنان نگران جنگ اوکراین هستند و از پیوستن به جنگ علیه ایران خودداری میکنند».
جمعبندی متن کارنگی این است که آغاز این جنگ و حملات آمریکا و اسرائیل به ایران شاید به نظر موجب تضعیف ایران شده اما در حقیقت میدان تنها ۲ چیز را نشان میدهد: شکست طرح جنگ ترامپ و انزوای آمریکا و اسرائیل و از بین رفتن ثبات جهانی: « در ایران «مدل ونزوئلا»ی ترامپ با مقاومت جدی مواجه شده و او را در یک چرخه تشدید تنش گرفتار کرده است؛ چرخهای که از نظر اقتصادی، سیاسی و حیثیتی برای او هزینهزا بوده است. در مقابل، رویکرد چمنزنی مداوم شاید نتانیاهو موجب تضعیف ایران شده، اما به بهای افزایش بیثباتی منطقهای و انزوای بینالمللی».