
رضا رحمتی
دشمن ۴ فروردین به چند زیرساخت اساسی کشور حمله کرد، اگرچه این حملات کمتر رسانهای شد؛ نخستین حمله در این روز به گمرک جمهوری اسلامی صورت گرفت؛ این حمله به محل عبور و مرور کالایی ایران و عراق انجام شد. گمرک از مصادیق زیرساختهای اساسی محسوب میشود. علاوه بر این، ۲ زیرساخت دیگر انرژی یکی در اصفهان و دیگری در خرمشهر مورد حمله قرار گرفت. حمله به ۲ زیرساخت انرژی ما در اصفهان و خرمشهر تلفات جانی نداشت اما آسیب به همراه داشت. همچنین هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی و سپس زیرساخت هستهای را نیز باید به این لیست اضافه کرد. حمله به زیرساختهای کشور، در حالی مطرح می شود که ترامپ در عقبنشینی خود از ضربالاجل 48 ساعته، اعلان کرد از حملات علیه زیرساختها خودداری میکند.
ترامپ در حال قلقگیری
بعد از عقبنشینی ترامپ و تعیین ضربالاجل 5 روزه دیگر و با توجه به این حملات محدود، به نظر میرسد دشمن در حال آماده کردن حمله به زیرساختها در بعد وسیعتر است و این حملات را احتمالا باید در راستای قلقگیری طرف ایران تعریف کرد. به نظر میرسد این حملات تدریجی در حالی انجام میشوند که اولا نوع حرکت و بازی طرف ایرانی نسبت به حملات به زیرساختها ارزیابی شود، ثانیا نوع واکنشی که ایران در بعد نظامی به این حملات میدهد و شناسایی بانک اهداف ایران خصوصا در مورد اسرائیل مورد توجه قرار گیرد؛ موضوعی که اتفاقا با واکنش و عدم مماشات نیروهای مسلح ایران، نخستین بازخورد توسط دشمن نسبت به واکنش سریع و بیصبرانه ایران دریافت شد. این چند حمله که در طول ۳-۲ روز گذشته اتفاق افتاده اولا همه با اعلان قبلی مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و ... در پیوستگی نیست، بنابراین انتظارات افکار عمومی مبنی بر عدم حمله به زیرساختها را تامین می کند و هم نوعی حمله واقعی به زیرساختها را به دنبال داشته است. بنابراین عملا حمله به زیرساختها در حال اتفاق افتادن است، بدون اینکه سروصدای رسانهای درباره آن صورت گرفته باشد.
از بین رفتن یکی از اختلافات ترامپ و نتانیاهو
مساله حمله به زیرساختها را باید یکی از تفاوتهای بین ترامپ و نتانیاهو تعریف کنیم. همانطور که پیشبینی میشد، وضعیت جنگ از ایده جداسازی مردم از نظام سیاسی که توسط نتانیاهو مطرح شده بود، وارد فاز عینی و عملیاتیتری شده است، از همان ابتدا مشخص بود که برای رسیدن به همه اهداف، آمریکاییها ناچار به تضعیف موقعیت ایران در ابعاد مختلف حتی در حوزه انرژی و زیرساخت هستند، به همین دلیل ترامپ برخلاف نتانیاهو که کماکان تلاش میکند پروژه تضعیف نظام سیاسی را به عنوان هدف اصلی جنگ بازنمایی کند، به صورت صریح در شبکه اجتماعیاش از تخریب زیرساختهای ایران صحبت میکند. دشمن اسرائیلی اینک در وضعیتی قرار گرفته که امکان عملی شدن پروژه «جداسازی» را ندارد، در عین حال اهداف جنگ نیز آنگونه که پیشبینی میکرد، اتفاق نیفتاده است، بنابراین نقشه نخست یعنی سقوط نظام شکست خورده و حالا در تلاش برای پیوستن به نقشه ترامپ در جنگ یعنی فلجسازی بنیانهای تصمیم گیری ایران است. حالا و در هفته چهارم جنگ به نظر میرسد بیشترین نزدیکی بین آنچه ترامپ میاندیشد و آنچه نتانیاهو آن را ممکن میداند، اتفاق افتاده و آن مساله، حمله به منظور فلجسازی ایران در تصمیمگیری است. بنابراین جنگ کمکم و با واکنشگیری ترامپ نسبت به رفتار ایران، در حال ورود به وضعیت جدیدی است و آن حمله و نابودی بخشهای انرژی و زیرساختهای نیروگاهی ایران است.
ضرورت واکنش فراتر از انتظار
در پاسخ به اقدام ترامپ برای واکنشگیری از ایران، عکسالعمل ایران باید با بیشترین میزان خسارت در واکنش به هر حمله به زیرساختها باشد. علاوه بر این، انضمام و پیوستهای رسانهای بعد از هر حمله به زیرساختها نیز امری مهم است. «عادی شدن» و «روزمره شدن» حمله به زیرساختها، واکنش ایران را در روزهای بعد تحت تاثیر قرار می دهد. در حوزه زیرساختی، بهترین استراتژی، یک در برابر چند است.