۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۴

اقتصاد مردم‌پایه و آینده قدرت ایران

جعفر حسن‌خانی: خرداد ۱۲۸۱ خورشیدی - درست ۱۲۴ سال پیش - «مظفرالدین‌شاه قاجار» در یکی از بزنگاه‌های پرمعنای تاریخ معاصر ایران، با «ویلهلم دوم» قیصر آلمان دیدار کرد؛ دیداری که اگرچه در ظاهر در چارچوب تشریفات دیپلماتیک و مناسبات میان ۲ دربار انجام شد اما در باطن خود حامل یکی از مهم‌ترین پرسش‌های تاریخی ایرانیان بود: «ایران چگونه می‌تواند از فشار قدرت‌های مسلط بیرونی رها شود و توان بازسازی اقتدار خود را به دست آورد؟»

ساختن ۲ قوه نظامی و اقتصادی؛ آرزوی دیرین و تاریخی ایرانیان
مظفرالدین‌شاه در آن دیدار ۲ خواسته اصلی داشت؛ نخست، خرید ۱۲ قبضه مسلسل که یکی از فناوری‌های پیشرفته نظامی آن روزگار بود و دیگر، جلب نظر آلمان برای تبدیل آن به «نیروی سوم» در صحنه سیاست ایران؛ آن هم در برابر رقابت و مداخله ۲ قدرت مسلط آن روزگار ایران یعنی روس تزاری و انگلستان. شاه قاجار می‌خواست از شکاف میان قدرت‌های جهان برای ایران مفری بیابد؛ راهی که شاید بتواند از شدت مداخله استعمار در ایران بکاهد و امکان تصمیم‌گیری مستقل‌تر را برای حکومت ایران فراهم آورد. پاسخ قیصر، اگرچه با میهمان‌نوازی همراه بود، واقع‌بینانه و حتی تلخ بود. ویلهلم دوم تصریح کرد اگر آلمان وارد صحنه سیاست ایران شود، نه از سر خیرخواهی برای ایران، بلکه بر اساس منافع آلمان عمل خواهد کرد و حتی ممکن است در جایی با همان قدرت‌های رقیب، علیه منافع ایران به توافق برسد! او همچنین آشکارا گفت برای پرهیز از تحریک خصومت روس و انگلیس، نمی‌تواند فناوری نظامی مسلسل را در اختیار قوای ایران قرار دهد.
در دل همین پاسخ سرد، توصیه‌ای تاریخی نهفته بود. قیصر به مظفرالدین‌شاه گفت اگر ایران می‌خواهد قدرت خود را بازسازی کند، باید ۲ قوه را خود بسازد؛ قوه نظامی و قوه مالی. معنای این سخن آشکار است؛ کشوری که ارتش ناتوان و اقتصاد وابسته دارد، حتی اگر ظاهراً مستقل باشد، در میدان واقعی قدرت نمی‌تواند از اراده خود دفاع کند. استقلال سیاسی بدون توان نظامی و بنیان اقتصادی، بیش از آنکه واقعیت باشد، آرزوست.

نگاهی به تجربه تاریخی توصیه‌های قیصر به ایران
درباره‌ توصیه ساختن ۲ قوه نظامی و مالی قیصر آلمان به ایران باید توجه داشت آلمان خود تجربه‌ای بزرگ را در این باره از سر گذرانده بود. نیم‌قرن پیش از آن دیدار، آرای «فردریک لیست» اقتصاددان شهیر آلمانی به یکی از مبانی فکری قدرت‌سازی ملی ژرمن‌ها تبدیل شده بود. لیست در کتاب «نظام ملی اقتصاد سیاسی» بر این نکته تأکید کرد که توسعه اقتصادی با تکیه بر تجارت آزاد و رها کردن کشور در برابر رقابت قدرت‌های صنعتی ممکن نمی‌شود. او معتقد بود ملت‌هایی که در مسیر عقب‌ماندگی صنعتی قرار دارند، باید ابتدا نیروهای مولد خود را بسازند؛ همچنین صنعت ملی، شبکه حمل‌ونقل، دانش فنی، بازار داخلی، حمایت هوشمندانه از تولید و انسجام اقتصادی را سر و شکل دهند. از نگاه لیست، اقتصاد ملی فقط ابزاری برای افزایش ثروت نیست، چیز بیشتری است، اساسا راهی برای تولید قدرت است؛ قدرتی که در نهایت توان نظامی، استقلال سیاسی و اقتدار بین‌المللی را نیز ممکن می‌کند. به همین دلیل می‌توان گفت کتاب اقتصاد ملی لیست در آلمان، در واقع نقشه راه تولید قدرت ملی بود؛ قدرتی که از کارخانه، راه‌آهن، آموزش، فناوری و سازماندهی اقتصادی آغاز می‌شد و در نهایت خود را در میدان نظامی و سیاسی نشان می‌داد و اینگونه بود که ویلهلم دوم، قیصر آلمان ۵۰ سال پس از این تجربه سترگ، در برابر حاکم ایران، قدرتمندانه قاجار را توصیه به راه رفته‌ای کرد که آلمان آن را پیموده بود.

پروژه بازسازی قدرت نظامی و اقتصادی در عصر انقلاب‌ اسلامی
برای ایرانیان، داشتن این ۲ قوه‌ نظامی و اقتصادی آرزویی دیرینه بود. از شکست‌های سنگین در جنگ‌های ایران و روس تا عصر قاجار و سپس دوران نفوذ گسترده استعمار در ایران، مساله اصلی همین بود که ایران می‌خواست بماند اما ابزار قدرت ماندن را از دست داده بود. ارتش ناتوان، مالیه آشفته، اقتصاد وابسته، خزانه ضعیف و ساختار اداری ناکافی و فرسوده، کشور را در برابر فشار بیرونی آسیب‌پذیر کرده بود. هر بار که ایرانیان می‌خواستند استقلال خود را بازسازی کنند، با این حقیقت روبه‌رو می‌شدند که استقلال بدون قدرت، دوام نمی‌آورد. انقلاب اسلامی از این منظر، دیگر یک تغییر سیاسی نبود و نیست، بلکه آغاز پروژه‌ای تاریخی برای بازسازی قدرت ایران بود و هست. اصلاحات بنیادین پس از انقلاب، بویژه در حوزه استقلال دفاعی و بازتعریف نسبت مردم با حکومت، مسیر احیای همان ۲ قوه را در دستور کار قرار داد. دشمنان ایران نیز به‌درستی فهمیدند اگر این ۲ پروژه به نتیجه برسد، ایران دیگر کشوری قابل مهار نخواهد بود. از همین رو تحریم، فشار سیاسی، جنگ، تهدید نظامی و محاصره فناوری، همگی در خدمت متوقف کردن این ۲ مسیر قرار گرفت. ابتدا تلاش شد از شکل‌گیری قدرت نظامی مستقل جلوگیری شود و دیگر آنکه تلاش شد در مسیر شکل‌گیری قدرت اقتصادی درون‌زا در ایران موانع بزرگی جاگذاری شود.
در عصر جمهوری‌ اسلامی، در قوه نخست، یعنی قدرت نظامی، ایران اسلامی به نقطه‌ای جدی و قابل اتکا رسید. امام شهیدمان حضرت سیدعلی خامنه‌ای توانستند در امتداد تجربه انقلاب و دفاع مقدس، بنیان‌های اقتدار دفاعی ایران را چنان سامان دهند که کشور در میدان عمل نشان دهد توان ایستادن در برابر ارتش تروریست آمریکا و شبکه قدرت‌های وابسته به آن را داراست. این یک دستاورد بزرگ نظامی بود و افزون بر آن تحقق یک آرزوی یکصد ساله. از عصر شکست در برابر روس تزاری تا دوران اشغال و وابستگی نظامی در پهلوی، ایرانیان همواره آرزو داشتند روزی نیرویی داشته باشند که بتواند از تمامیت کشور، اراده ملت و استقلال سیاسی دفاع کند. این آرزو امروز محقق شده و قوه قهریه ایران اکنون به مرحله‌ای رسیده که دشمن در محاسبات خود ناگزیر است توان آن را به رسمیت بشناسد.
اما قوه دوم، یعنی قوه مالیه و اقتصاد، همچنان میدان اصلی آینده ایران است. در دوران تثبیت نظام سیاسی و در عصر امام شهید، پس از دوران تاسیس در عصر امام خمینی کبیر، قدم‌های نخستین برای بازسازی این قوه برداشته شد اما تحریم‌های گسترده، جنگ اقتصادی و فشارهای خارجی کوشید این روند را کند یا متوقف کند. با این حال، جهت‌گیری اصلی در عصر خامنه‌ای شهید روشن بود و آن اینکه اقتصاد ایران باید از وضعیت وابستگی، خام‌فروشی، آسیب‌پذیری مالی، تورم مزمن و ضعف تولید عبور کند و به یک اقتصاد ملی قدرتمند بدل شود. در این نقطه است که شباهت برخی پیشنهادهای اقتصادی امام شهید انقلاب اسلامی با منطق فردریک لیست، اقتصاددان برجسته آلمانی معنا می‌یابد و آن تأکید بر تولید ملی، حمایت از نیروهای مولد، دانش و صنعت، کاهش وابستگی، اقتصاد مقاومتی، استقلال در زنجیره‌های حیاتی و تبدیل اقتصاد به پایه قدرت سیاسی است.

طرح رهبر فعلی انقلاب اسلامی برای آینده ایران
اکنون در دوران حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای که می‌توان آن را دوران آغاز مرحله توسعه و پیشرفت ایران دانست، مساله اصلی ساختن همین قوه دوم است. پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت سالروز افتتاح نخستین دوره مجلس شورای اسلامی را باید در همین چارچوب فهمید. این پیام، بیانیه‌ای برای جهت‌دهی به حکمرانی در دوره جدید ایران است. ایشان در این پیام، مجلس را عصاره ملت، مظهر مردم‌سالاری دینی و رکن قانون‌گذاری معرفی می‌کنند و از نمایندگان می‌خواهند نقش خود را در تراز ملت مبعوث، تنظیم کنند و خود را به مردم برسانند. این تعبیر اهمیت زیادی دارد، چرا که نشان می‌دهد ساختن قدرت اقتصادی، از نگاه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پروژه‌ای صرفاً دولتی، اداری یا تکنوکراتیک نیست، بلکه باید با بعثت مردم و حضور ملت در متن حکمرانی پیوند بخورد.
محور برجسته پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی، تأکید بر همان شعار سال است: «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی». این عبارت نشان می‌دهد ایشان قدرت اقتصادی را جدا از انسجام اجتماعی و امنیت ملی نمی‌بینند. اقتصاد قدرتمند زمانی ساخته می‌شود که جامعه دچار تفرقه، تنازع فرساینده و شکاف‌های ساختگی نشود. دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی، می‌کوشد با فشار اقتصادی و محاصره تبلیغاتی، جامعه را دچار تجزیه اجتماعی کند. در برابر این نقشه، رهبر انقلاب اسلامی وحدت ملی را یک زیرساخت راهبردی برای اقتصاد و پیشرفت می‌دانند.
در پیام ایشان، مجموعه‌ای از اولویت‌های اقتصادی نیز به‌‌روشنی طرح شده است: ثبات اقتصاد، کاهش تورم، مدیریت نقدینگی، رونق تولید، اشتغال، اصلاح برنامه هفتم پیشرفت، بازسازی خسارات ۲ جنگ‌ اخیر تحمیلی، مبارزه با فساد مالی، محرومیت‌زدایی و گره‌گشایی از دغدغه‌های معیشتی مردم. اینها اجزای یک نقشه قدرت اقتصادی‌اند. کشوری که تورم خود را مهار و نقدینگی را مدیریت کند، تولید را رونق، فساد را کاهش و علم و صنعت را رشد دهد و مجلس را به نهاد ریل‌گذار آینده تبدیل کند، در حال ساختن همان قوه‌ای است که بیش از یک قرن پیش فقدان آن، ایران را در برابر قدرت‌های خارجی آسیب‌پذیر کرده بود.

فرجام: در تکاپوی آفرینش قدرتی برآمده از اقتصاد مردم‌پایه
در پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی نکته مهم‌تر آن است که قدرت اقتصادی مورد نظر حضرت معظم‌له، قدرتی مردم‌پایه است. ایشان نماینده حقیقی ملت را «از جنس ملت» می‌دانند و از مجلس می‌خواهند مصوبات خود را با مسائل اصلی کشور و نیازهای مردم دارای نسبت مستقیم و مشهود کند. این یعنی آینده اقتصاد ایران نباید صرفاً در شاخص‌های کلان یا گزارش‌های اداری خلاصه شود و مردم باید اثر آن را در زندگی، معیشت، اشتغال، امید، ثبات و امکان برنامه‌ریزی برای آینده ببینند. قدرت اقتصادی وقتی واقعی است که مردم آن را لمس کنند و خود نیز در تولید آن نقش داشته باشند.
از این منظر، پیام اخیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را می‌توان نقطه عزیمت مرحله تازه‌ای از پروژه تاریخی قدرت‌سازی ایران دانست. ایران در قوه نظامی به سطحی از بازدارندگی رسیده که دشمن نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. اکنون نوبت آن است که قوه مالیه و اقتصاد نیز با همان جدیت، همان پیوستگی و همان نگاه تاریخی ساخته شود. راه آینده ایران از اقتصاد مردم‌پایه، تولیدمحور، مقاوم، عادلانه و دانش‌بنیان می‌گذرد. اگر این قوه به سرانجام برسد، سخن تاریخی قیصر معنایی تازه خواهد یافت و آن اینکه کشوری که ارتش مقتدر و اقتصاد نیرومند دارد، دیگر به‌ آسانی در معرض آسیب قدرت‌های بیرونی قرار نمی‌گیرد. این بار ایران نه با اتکا به نیروی سوم، بلکه با اتکا به ملت خود، در پی ساختن قدرت ملی خویش است.

ارسال نظر
captcha