۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۴
یادداشت

جهان باید به این ایران تعظیم کند

آزاده لرستانی: گاهی یک جمله کوتاه، از ده‌ها گزارش اطلاعاتی و صدها صفحه تحلیل سیاسی گویاتر است. چند روز پیش «ماريو نوفل» تحلیلگر شناخته‌شــــده مسائل بین‌الملل در واکنش به تحولات اخیر غرب آسیا نوشت: «مهم‌ترین خبر امروز تهدید اسرائیل به بمباران بیروت یا توقف مذاکرات از سوی ایران نیست؛ مهم‌ترین خبر این است که ایران تهدید کرده در صورت بمباران بیروت، اسرائیل را هدف قرار خواهد داد. این، نمایی از نظم نوین خاورمیانه است». جدا از اینکه نویسنده این جمله چه دیدگاه سیاسی‌ای دارد، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت؛ اینکه در غرب آسیای امروز، معادلات دیگر مانند گذشته نوشته نمی‌شود. روزگاری خبر اصلی این بود که یک قدرت خارجی تصمیم گرفته به کشوری حمله کند اما امروز خبر اصلی این است که قدرتی در منطقه وجود دارد که می‌تواند آن تصمیم را تغییر دهد.
این همان نقطه‌ای است که باید درباره ایران سخن گفت، چرا که ایران امروز محصول یک شب، یک دولت یا یک حادثه نیست. پشت این جایگاه، ۵ دهه مقاومت در برابر فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار دارد. کشوری که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی خود با جنگ، تحریم، ترور، محاصره اقتصادی و انواع فشارهای بین‌المللی مواجه شد اما نه‌تنها از صحنه حذف نشد، بلکه به یکی از تعیین‌کننده‌ترین بازیگران منطقه تبدیل شد. نکته مهم این است که قدرت ایران از جنس قدرت بسیاری از کشورهای مدعی جهان نیست. 
تاریخ معاصر را که ورق بزنیم، ردپای لشکرکشی‌ها، اشغال سرزمین‌ها و جنگ‌های تحمیلی قدرت‌های بزرگ را در گوشه و کنار جهان می‌بینیم اما جمهوری اسلامی ایران در طول حیات خود آغازگر هیچ جنگی علیه هیچ کشوری نبوده است. حتی در جنگ تحمیلی ۸ ساله نیز این ایران بود که مورد تجاوز قرار گرفت و از تمامیت ارضی خود دفاع کرد. این تفاوت کوچکی نیست. جهان با پدیده‌ای مواجه است که همزمان هم قدرت تولید کرده و هم از تجاوزگری پرهیز کرده است.
ایران اسلامی از یک سو بر اصل صلح، گفت‌وگو و همزیستی تأکید می‌کند و از سوی دیگر نشان داده در برابر تهدید، منفعل نخواهد ماند. همین ویژگی امروز به بخش مهمی از معادلات بازدارندگی در منطقه تبدیل شده است. 
حمایت ایران از ملت فلسطین، لبنان و دیگر ملت‌های تحت فشار نیز در همین چارچوب قابل فهم است. 
جمهوری اسلامی خود را نسبت به سرنوشت مظلومان بی‌تفاوت نمی‌داند. جبهه مقاومت نیز در همین بستر شکل گرفته؛ جریانی که هدف آن تغییر موازنه به نفع ملت‌هایی است که سال‌ها قربانی اشغالگری، تروریسم و دخالت خارجی بوده‌اند.
البته نباید فراموش کرد این نقش‌آفرینی در حالی است که ایران زیر سنگین‌ترین رژیم‌ تحریمی تاریخ قرار داشته است. بسیاری تصور می‌کردند تحریم‌ها جمهوری اسلامی را به کشوری منزوی و وابسته تبدیل خواهد کرد اما نتیجه معکوس شد. ایران اسلامی در بسیاری از حوزه‌های راهبردی به خودکفایی رسید و توانست ظرفیت‌های علمی، صنعتی و دفاعی خود را گسترش دهد.
نمونه روشن این واقعیت را می‌توان در جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه مشاهده کرد؛ جایی که جمهوری اسلامی تصویری متفاوت از توان بازدارندگی خود به نمایش گذاشت. در آن روزها نه‌تنها مردم منطقه، بلکه بسیاری از ناظران جهان دریافتند ایران دیگر یک بازیگر منطقه‌ای نیست، بلکه قدرتی است که می‌تواند بر محاسبات امنیتی و سیاسی بازیگران جهانی اثر بگذارد. 
امروز اگر تحلیلگری از «نظم نوین غرب آسیا» سخن می‌گوید، دلیلش فقط افزایش قدرت نظامی ایران نیست، دلیل اصلی این است که هیچ طرح امنیتی، سیاسی یا اقتصادی مهمی در غرب آسیا بدون در نظر گرفتن جایگاه ایران قابلیت تحقق ندارد. در واقع ایران از موقعیت یک موضوع در معادلات منطقه به موقعیت یک بازیگر تعیین‌کننده رسیده است. 
شاید به همین دلیل باشد که برخی هنوز از روی عادت، ایران را با معیارهای دهه‌های گذشته تحلیل می‌کنند اما واقعیت منطقه چیز دیگری را فریاد می‌زند. واقعیت این است کشوری که از زیر آوار جنگ، تحریم و فشار عبور کرده، استقلال خود را حفظ کرده، از ملت‌های مظلوم حمایت کرده و همزمان به یکی از ارکان ثبات و بازدارندگی منطقه تبدیل شده، دیگر یک کشور عادی نیست. 
بنابراین جهان اگر به دنبال فهم نظم جدید غرب آسیاست، باید ایران را از دریچه واقعیت‌های میدانی ببیند؛ واقعیت‌هایی که هر روز بیش از گذشته نشان می‌دهد بدون ایران، معادلات منطقه ناقص است و بدون درک جایگاه ایران، فهم آینده غرب آسیا ممکن نخواهد بود. این همان ایرانی است که بسیاری از ملت‌ها به آن احترام می‌گذارند؛ ایرانی که قدرت را در خدمت سلطه نمی‌خواهد، بلکه آن را سپری برای استقلال، امنیت و دفاع از مظلومان می‌داند.

ارسال نظر
captcha