۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۴

دعوای همیشگی بر سر قیمت انرژی

گروه اقتصادی: پس از گذشت بیش از ۳ ماه از آغاز جنگ رمضان و انتشار گزارش‌هایی درباره خسارت‌های وارد شده به زیرساخت‌های انرژی کشور، بار دیگر یکی از مناقشات همیشگی اقتصاد ایران به صدر بحث‌های کارشناسی بازگشته است: راهکار رفع ناترازی انرژی، آزادسازی قیمت‌ها و سهمیه‌بندی است؟
هر بار کشور با خاموشی‌، ناترازی گاز یا فشار مالی ناشی از یارانه‌های انرژی روبه‌رو می‌شود، ۲ دیدگاه متفاوت در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند. گروهی معتقدند تا زمانی که قیمت حامل‌های انرژی به سطح واقعی نرسد، مصرف اصلاح نخواهد شد و ناترازی‌ها ادامه خواهد یافت. در مقابل، گروهی دیگر هشدار می‌دهند هر گونه افزایش قیمت می‌تواند فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کند و تبعات اجتماعی گسترده‌ای به همراه داشته باشد. این دوگانه سال‌هاست که در اقتصاد ایران تکرار می‌شود ولی شرایط امروز کشور یک تفاوت مهم با گذشته دارد: آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی، اهمیت تاب‌آوری شبکه‌های تولید و توزیع انرژی و ضرورت مدیریت منابع کشور، ابعاد تازه‌ای به این بحث بخشیده است. در چنین شرایطی، شاید زمان آن رسیده باشد که به جای انتخاب میان «آزادسازی کامل قیمت‌ها» و «ادامه وضع موجود»، به دنبال راه‌حل سوم باشیم.

انرژی ارزان است؛ انکار واقعیت کمکی نمی‌کند
نخستین نکته‌ای که باید پذیرفت این است که انرژی در ایران ارزان است. سهم هزینه گاز و برق در سبد هزینه بسیاری از خانوارها در مقایسه با کشورهای دیگر پایین است و دولت سالانه منابع عظیمی را به صورت مستقیم و غیرمستقیم برای یارانه انرژی اختصاص می‌دهد. از سوی دیگر، منابع نفت و گاز کشور نیز نامحدود نیست. گرچه ایران از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر هیدروکربوری جهان به شمار می‌رود اما رشد مصرف داخلی، محدودیت‌های سرمایه‌گذاری و نیاز به توسعه زیرساخت‌ها باعث شده تداوم روند فعلی با چالش‌های جدی همراه شود. بنابراین دفاع از وضع موجود و نادیده گرفتن ضرورت اصلاح آن، نه با واقعیت‌های اقتصاد سازگار است و نه با الزامات مربوط به امنیت انرژی.

افسانه «ما کم‌مصرف هستیم»
یکی از باورهای رایج در جامعه این است که مردم ایران کم‌مصرف هستند و مشکل اصلی در بخش‌های دیگر قرار دارد اما آمارها تصویر دیگری را نشان می‌دهد. شدت مصرف انرژی در ایران طی سال‌های گذشته همواره فاصله قابل توجهی با بسیاری از کشورهای جهان داشته است. این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد. کشور نیازمند کاهش شدت مصرف انرژی است و ادامه روند کنونی نه از نظر اقتصادی قابل دوام است و نه از نظر زیست‌محیطی، اما در همین نقطه یک سوءبرداشت مهم نیز وجود دارد: شدت مصرف بالای انرژی الزاماً به معنای اسراف آگاهانه مردم نیست، در نتیجه مردم مقصر نیستند (شاخص مصرف سرانه انرژي خانگی اضافه شود).

وقتی ساختمان‌ها انرژی می‌بلعند
بررسی‌های کارشناسی از جمله گزارش بحث‌انگیز اخیر مرکز پژوهش‌های مجلس تحت عنوان «تحلیل الگوی مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی بر اساس دهک‌های اقتصادی» نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از اتلاف انرژی در ایران ناشی از فرسودگی تجهیزات و ناکارآمدی محیط مصرف است. میلیون‌ها بخاری(تخمین زده می‌شود ۲۰ میلیون بخاری فرسوده در کشور موجود است)، موتورخانه، آبگرمکن و سامانه گرمایشی کم‌بازده همچنان در ساختمان‌های کشور فعال است. بخش بزرگی از واحدهای مسکونی نیز فاقد عایق‌بندی مناسب بوده و انرژی را برای مثال از پنجره‌ها هدر می‌دهند. در چنین شرایطی حتی خانواری که قصد صرفه‌جویی دارد نیز ناچار است برای دستیابی به حداقل سطح آسایش، انرژی بیشتری مصرف کند.
یکی از یافته‌های مهم گزارش اخیر مرکز پژوهش‌ها مجلس نشان می‌دهد میانگین مصرف گاز در دهک‌های مختلف درآمدی تفاوت چشمگیری ندارد. این موضوع نشان می‌دهد بخش مهمی از مصرف انرژی به کیفیت تجهیزات و ساختمان‌ها مربوط است، نه صرفاً سطح درآمد یا سبک زندگی خانوارها. اگر قرار باشد بدون اصلاح این زیرساخت‌ها، هزینه انرژی به‌طور ناگهانی آزاد شود، در عمل مردم هزینه ناکارآمدی تجهیزات را پرداخت خواهند کرد.

چرا شوک‌درمانی راه‌حل نیست؟
در چنین شرایطی، برخی نسخه آزادسازی کامل قیمت حامل‌های انرژی را مطرح می‌کنند؛ نسخه‌ای که بر اساس آن قیمت‌ها باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن به سطوح واقعی نزدیک شوند. مشکل این رویکرد آن است که فرض می‌کند مصرف‌کننده به‌سرعت امکان تطبیق شرایط را دارد. در حالی که خانواری که در یک ساختمان غیراستاندارد زندگی یا از تجهیزات فرسوده استفاده می‌کند، امکان کاهش سریع مصرف را ندارد. آزادسازی ناگهانی قیمت در بسیاری از موارد تنها نتیجه‌اش، افزایش هزینه خانوارها و تشدید فشار معیشت است. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان حوزه انرژی معتقدند آزادسازی کامل قیمت‌ها نباید نقطه آغاز اصلاح باشد، بلکه می‌تواند بخشی از یک بسته جامع اصلاحات انرژی تلقی شود.

صرفه‌جویی باید سودآور شود
یکی از حلقه‌های مفقوده سیاست انرژی در ایران، بی‌نصیب ماندن مردم از منافع صرفه‌جویی است. در حال حاضر بسیاری از خانوارها احساس می‌کنند صرفه‌جویی تنها به نفع دولت است و سهمی از منافع حاصل از آن به مصرف‌کننده بازنمی‌گردد. در چنین شرایطی انگیزه کافی برای مشارکت گسترده در برنامه‌های بهینه‌سازی شکل نمی‌گیرد. اگر قرار است مصرف کاهش یابد، باید صرفه‌جویی به یک مزیت اقتصادی برای خانوارها تبدیل شود. مردم باید احساس کنند کاهش مصرف انرژی نه‌تنها هزینه نیست، بلکه منفعتی ملموس برای آنها ایجاد می‌کند. ایجاد سازوکارهایی برای بازگشت بخشی از منافع صرفه‌جویی به خانوارها می‌تواند یکی از مؤثرترین ابزارهای مدیریت مصرف باشد.

اصلاح قیمت؟ بله! اما هدفمند
مخالفت با آزادسازی کامل قیمت‌ها به معنای مخالفت با هر گونه اصلاح تعرفه نیست. برعکس، اصلاح تدریجی و هدفمند قیمت‌ها یکی از الزامات مدیریت مصرف انرژی در کشور است ولی این اصلاح باید هوشمندانه طراحی شود. در چنین الگویی، مشترکان کم‌مصرف و متعارف نباید هدف اصلی افزایش قیمت‌ها باشند. تمرکز باید بر مشترکانی قرار گیرد که چندین برابر الگوی مصرف، انرژی مصرف می‌کنند. تعرفه‌گذاری پلکانی و افزایش نرخ در پله‌های بالای مصرف می‌تواند هم پیام اقتصادی لازم را به مصرف‌کنندگان پرمصرف منتقل کند و هم از وارد شدن فشار غیرضروری به بخش عمده جامعه جلوگیری کند. این رویکرد علاوه بر آنکه از منظر عدالت اجتماعی قابل دفاع‌ است، از منظر سیاسی و اجرایی نیز شانس موفقیت بیشتری دارد.

راه‌حل واقعی در میانه ۲ طیف
اقتصاد انرژی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند عبور از ۲ نگاه مطرح‌شده است: از یک سو اصرار بر تداوم کامل وضع موجود و از سوی دیگر تصور اینکه آزادسازی کامل قیمت‌ها به‌تنهایی می‌تواند همه مشکلات را حل کند. واقعیت آن است که شیوه مصرف به اصلاح نیاز دارد. مصرف انرژی باید کاهش یابد، شدت مصرف باید اصلاح شود و مردم نیز باید بپذیرند منابع انرژی نامحدود نیست. این اصلاح اما زمانی موفق خواهد بود که همزمان با نوسازی تجهیزات، بهبود استاندارد ساختمان‌ها، ایجاد مشوق‌های اقتصادی برای صرفه‌جویی و به صورت توأمان اصلاح تدریجی تعرفه‌ها اجرا شود. دعوای قدیمی بر سر قیمت انرژی شاید همچنان ادامه داشته باشد اما آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، فاصله گرفتن از نسخه‌های ساده‌انگارانه است. نه تثبیت قیمت‌ها پاسخگوی چالش‌های کشور است و نه شوک‌درمانی قیمت. مسیر واقع‌بینانه از میانه این ۲ می‌گذرد؛ مسیری که در آن بهینه‌سازی مقدم بر آزادسازی، مشارکت مردم مقدم بر تحمیل هزینه و اصلاح پلکانی تعرفه‌ها جایگزین شوک‌های ناگهانی می‌شود.

ارسال نظر
captcha