۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۳
گزارش «وطن امروز» از ابعاد سیاسی و امنیتی توافق سه‌جانبه آمریکا، لبنان و رژیم صهیونیستی

لبنان در دام آتش‌بس

ابوالفضل ولایتی: بامداد پنجشنبه ۱۴ خرداد در پی افزایش هشدارهای جمهوری اسلامی مبنی بر نقض فاحش توافق آتش‌بس میان تهران و واشنگتن به دلیل سیاست‌های جنگ‌افروزانه ارتش صهیونیستی در لبنان و دستور تخلیه منطقه وسیع ضاحیه در بیروت و امکان واکنش نظامی تهران در این خصوص، رسانه‌های عربی و بین‌المللی از انعقاد توافقی قابل ملاحظه‌ میان دولت لبنان و دولت صهیونیستی به میانجی‌گری ایالات‌ متحده خبر دادند؛ توافقی که به زعم این رسانه‌ها می‌تواند نقطه‌ عطفی در خاتمه تنش‌ها در منطقه و آغاز ترمیم مناسبات بیروت-تل‌آویو تلقی شود. با این حال توافق مذکور همچون توافق‌های نیم‌بند و متزلزل ماه‌های اخیر، ساعتی پس از انعقاد، با تهاجم گسترده ارتش رژیم به جنوب لبنان به چالش کشیده شد.
دولتمردان لبنانی و آمریکایی از زمان انعقاد توافق، پروپاگاندای وسیعی پیرامون اهمیت توافق مذکور و نقش آن در برون‌رفت لبنان از بحران به راه انداخته‌اند و در اغلب موضع‌گیری‌ها بدون اشاره به سیاست‌های بلندپروازانه و توسعه‌طلبانه نتانیاهو جهت ایجاد منطقه حائل، ورود لبنان به مناقشه مذکور را ناشی از سیاست‌های خصمانه جمهوری اسلامی و نادیده انگاشتن منافع ملی لبنان از سوی حزب‌الله به تصویر کشیده‌اند. با این حال قابل تصور است سرنوشت توافق فوق متفاوت از توافق‌های منعقدشده از زمان آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ نبوده و ناگزیر، به شکست منتهی خواهد شد. در باب چرایی شکست‌ این توافق می‌توان به عوامل ذیل اشاره کرد.

الف- تعارض مفاد توافق با بلندپروازی‌های نتانیاهو
قابل تردید نیست کابینه امنیتی رژیم مقطع کنونی را فرصتی کم‌نظیر برای تحقق ۲ پروژه اسرائیل بزرگ و ایجاد منطقه حائل پیرامون این پروژه قلمداد می‌کند. در نگاه صهيونيست‌ها پروژه اسرائیل بزرگ دست‌کم دربردارنده کلیت کرانه‌ باختری و نوار غزه خواهد بود و شرط تحقق آن، رفع تهدیدهای پیرامونی و در رأس آن ۲ جنبش حزب‌الله و حماس است. از همین‌ رو پذیرش عقب‌نشینی ارتش صهیونیستی از جنوب (به عنوان یکی از مفاد توافق) بدون خلع‌ سلاح حزب‌الله امکان‌پذیر نخواهد بود.
در کنار مورد یادشده، سیاست دستان باز رژیم برای برخورد با حزب‌الله در جنوب مطابق موضع روز گذشته وزیر جنگ و سخنگوی ارتش صهیونی و تلاش نتانیاهو برای بهره‌برداری انتخاباتی از تحولات جبهه شمال در انتخابات اکتبر پیش‌ رو بویژه با افزایش نارضایتی‌ها در میان ساکنان شمال اراضی اشغالی، مانع ماندگاری آتش‌بس خواهد شد. قابل کتمان نیست پذیرش آتش‌بس مذکور تحت فشار موقت ترامپ جهت عدم تأثیرگذاری منفی بر گفت‌وگوها با تهران بوده و نتانیاهو به دلیل پذیرش آن آماج انتقادها از سوی رقبای داخلی قرار گرفته است.

ب- نگرش تاکتیکی کاخ‌ سفید به تحولات لبنان 
خلع‌ سلاح حزب‌الله و پیوستن دولت لبنان به پیمان آبراهام را می‌توان ۲ سیاست کلان ایالات‌ متحده در قبال لبنانی‌ها قلمداد کرد. از همین‌ رو فشار ترامپ بر نتانیاهو جهت توقف حملات و انعقاد توافق (حتی با فرض غیرممکن صداقت ترامپ در این باره)، صرفاً با هدف حصول توافق با ایران بوده و به موازات تحقق این مطالبه، رویکرد فشار بر حزب‌الله از سر گرفته خواهد شد. سیاست خلع ‌سلاح نیروهای مقاومت در منطقه چه در لبنان و چه در عراق با جدیت در دستور کار دولت ترامپ قرار دارد. اعطای اختیارات ویژه به تام باراک در منطقه با هدف تحقق این اصل بوده است.
نکته حائز اهمیت دیگر به گزارش اخیر کانال ۱۲ رژیم بازمی‌گردد. بر مبنای این گزارش، اخیرا تماس محرمانه‌ای میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برقرار شده و ۲ طرف توافق کرده بودند دستور تخلیه ضاحیه بیروت صرفاً به‌ عنوان یک تهدید روانی صادر شود، نه مقدمه‌ای برای حمله مستقیم؛ امری که موجب شکل‌گیری این پرسش شده: آیا واشنگتن واقعاً در پی توقف درگیری است یا از تهدید نظامی به‌ عنوان ابزار مذاکره استفاده می‌کند؟ گزارش تماس پنهان، عملاً در صداقت ترامپ درباره توقف آتش‌بس در جبهه لبنان تشکیک ایجاد می‌کند و نشان می‌دهد تهدید ضاحیه از ابتدا می‌توانسته بخشی از سناریوی فشار مشترک باشد. قرائن موجود نشان می‌دهد واشنگتن به رژیم صهیونیستی اجازه داده با حفظ فشار نظامی در جنوب لبنان، حزب‌الله را تضعیف، پیشروی میدانی خود را تثبیت و پرونده لبنان را از مذاکرات ایران جدا کند.

پ- مخالفت حزب‌الله با مفاد توافق
دبیرکل حزب‌الله لبنان در واکنش به توافق مذکور، مذاکرات مستقیم لبنان با رژیم صهیونیستی را نمایشی مضحک و توهین‌آمیز خواند، آن را «تسلیم و شکست تمام‌عیار» توصیف کرد، خلع سلاح حزب‌الله را به معنای از بین رفتن قدرت لبنان دانست و تاکید کرد این موضوع برای حزب‌الله قابل پذیرش نیست. شیخ «نعیم قاسم» پذیرش هرگونه توافقی را مشروط به توقف حملات به جنوب و خروج ارتش صهیونیستی از لبنان کرد.

ت- ضعف مفرط دولت لبنان در تأمین منافع ملی
جوزف عون رئیس‌جمهور و نواف سلام نخست‌وزیر غرب‌گرای لبنان در تحولات پساهفتم اکتبر با ارسال سیگنال‌های مدام ضعف، تامین مصالح لبنان را در مذاکره با صهيونيست‌ها و خلع‌ سلاح حزب‌الله جست‌وجو کرده‌اند. در چنین بستری، ایالات‌ متحده نه‌تنها اقدامی در خصوص اعتباربخشی به دولت سلام انجام نداده، بلکه از ناتوانی آن در مسیر تامین مصالح صهيونيست‌ها بهره برده و شرط انعقاد توافق آتش‌بس فراگیر را در پیوستن بیروت به پیمان آبراهام عنوان کرده است. ترامپ رور گذشته در اظهارنظری به این موضوع اذعان و دولت لبنان را طرفی ضعیف و همیشه مغلوب توصیف کرد.

ث- طرح مطالبه خلع‌ سلاح حزب‌الله
اگرچه در متن توافق از عدم حضور مقاومت در جنوب رود لیتانی سخن به میان آمده، لیکن هدف غایی، انحلال کامل سازمان نظامی و سیاسی حزب‌الله است؛ مطالبه‌ای که با خواست قاطبه شیعیان لبنان و نگرانی آنها نسبت به سیاست‌های جاه‌طلبانه ارتش صهیونیستی در تعارض است. پذیرش عقب‌نشینی محدود بر مبنای آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ و استقرار ارتش لبنان در بخش‌هایی از جنوب رود لیتانی، خود از عوامل پیشروی صهيونيست‌ها در جنگ اخیر بود؛ خطایی راهبردی که حزب‌الله دیگر زیر بار پذیرش آن نخواهد رفت.

ج- گره خوردن توافق شکننده به مذاکرات اسلام‌آباد
منازعه حزب‌الله با دشمن صهیونیست، چالشی چندوجهی است که به ثبات و عدم ثبات متغیرهای متعدد داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی گره خورده است. با عنایت به کارشکنی‌های احتمالی کاخ‌ سفید در مسیر حصول توافق با ایران، بروز مجدد درگیری در خلیج‌ فارس، جبهه لبنان را نیز به شکل مستقیم تحت‌ تأثیر قرار خواهد داد. به واقع منافع و آینده تمام اضلاع محور مقاومت در مقطع کنونی به یکدیگر گره خورده و هرگونه تحولی در هر یک از جبهه‌ها با دگرگونی موازنه قوا در دیگر جبهه‌ها همراه خواهد شد.

چرا توافق سه‌جانبه واشنگتن-بیروت-تل‌آویو در مقطع کنونی منعقد شد؟
انعقاد توافق از پیش شکست‌خورده با میانجی‌گری واشنگتن را صرفاً می‌توان اقدامی تاکتیکی برای ممانعت از تشدید تنش‌ها در منطقه و جلوگیری از ایجاد مانعی بزرگ پیش روی توافق احتمالی تهران و واشنگتن ارزیابی کرد. 
تهدید جمهوری اسلامی به واکنش نظامی و خاتمه گفت‌وگوها، طرف آمریکایی را مجاب کرد جهت ممانعت از فروپاشی آتش‌بس شکننده با ایران، فشاری مقطعی بر کابینه‌ امنیتی رژیم وارد کند. دستاورد بزرگ دیگر این توافق ناکام، به تلاش‌ها برای تصویرسازی منفی از حزب‌الله به عنوان مخالف اصلی برپایی صلح در منطقه بازمی‌گردد. مخالفت صریح دبیرکل حزب‌الله به مطالبات یک‌سویه توافق بلافاصله مورد بهره‌برداری طرف صهیونیست قرار گرفت. یخیل لایتر، سفیر رژیم در ایالات‌ متحده با انتقاد شدید از موضع شیخ نعیم قاسم، حزب‌الله و جمهوری اسلامی را به «تلاش برای نابودی امید به صلح» متهم کرد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «بر سر میز مذاکره، امید واقعی برای آغاز فصلی جدید از امنیت وجود دارد اما حزب‌الله و تهران در پی تخریب آن هستند». هدف کلیدی دیگر این نمایش، ایجاد بحران داخلی در لبنان و بازنمایی حزب‌الله به عنوان ریشه‌ تنش‌های داخلی لبنان است. ناکامی ارتش اشغالگر در حذف مقاومت، محافل آمریکایی صهیونیستی را بر آن داشته با آگاهی از زمینه‌ها و ریشه‌های بحران‌های تاریخی در جامعه چندپاره لبنان، با دامن زدن به نزاع میان دولت و مقاومت، توأمان با فشار مضاعف بر جامعه‌ شیعی به عنوان حامیان اصلی حزب‌الله، بستری مساعد برای جنگ فرقه‌ای در لبنان فراهم آورند؛ فضایی که ضمن مستهلک‌سازی بخشی از توان مقاومت در رویارویی احتمالی با شبه‌نظامیان لبنانی وابسته به اسرائیل، به ارتش صهیونیستی مشروعیت لازم برای مداخله نظامی در لبنان ذیل دفاع از دولت حاکم و فرقه‌های مسیحی و دروزی این کشور را خواهد داد.

ارسال نظر
captcha