۲۲/تير/۱۴۰۵
|
۰۲:۳۱
چرا گروهک‌های تروریست تجزیه‌طلب در جنگ رمضان ناکام ماندند؟

فروپاشی تجزیه

سناریو‌سازی‌‌های اخیر برای توجیه ناکامی تروریست‌های تجزیه‌‌طلب در جنگ ۴۰ روزه است.

100 روز از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران می‌گذرد؛ جنگی که ۹ اسفند ۱۴۰۴ با ترور و شهادت رهبر حکیم انقلاب اسلامی و جمعی از فرماندهان عالی‌رتبه نیروهای مسلح آغاز شد و طراحان آن امیدوار بودند بتوانند در مدت زمانی کوتاه، اهدافی را محقق کنند که طی دهه‌ها از دستیابی به آنها ناتوان بودند. در این ۱۰۰ روز، بارها درباره اهداف راهبردی آمریکا و رژیم صهیونی سخن گفته شده است. از نابودی توان موشکی ایران گرفته تا فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی و در نهایت ایجاد شرایطی که به تجزیه ایران منجر شود. تقریبا همه تحلیل‌ها بر این نکته تأکید دارند هیچ‌یک از این اهداف آنگونه که واشنگتن و تل‌آویو انتظار داشتند محقق نشد. توان موشکی ایران از بین نرفت، ساختار سیاسی کشور فرونپاشید و پروژه براندازی نیز به نتیجه نرسید.
در میان همه این بحث‌ها، کمتر به این پرسش پرداخته شده است: آمریکا و رژیم اشغالگر برای پیشبرد مرحله نهایی پروژه خود، یعنی ایجاد زمینه‌های فروپاشی داخلی و تجزیه ایران، چه ابزارهایی را در نظر گرفته بودند و قرار بود از چه ظرفیت‌هایی برای گشودن جبهه‌های جدید علیه کشور استفاده کنند؟
برای پاسخ به این پرسش باید به نقش گروهک‌های تروریست تجزیه‌طلب کرد ضدایرانی توجه کرد؛ کسانی که قرار بود در روزهای نخست جنگ به یکی از مهم‌ترین بازوهای میدانی پروژه فشار علیه ایران تبدیل شوند.
در همین چارچوب، گزارش اخیر ژیار گل، خبرنگار ارشد بی‌بی‌سی فارسی که با گروهک‌های کرد در ارتباط است، اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. او در گزارشی به نقل از منابع مرتبط با این گروه‌هک‌ها اعلام کرد افراد مسلح کرد ایرانی در انتظار ورود به جنگ بودند و حتی سناریوهایی برای آغاز عملیات آنها حداکثر ظرف ۷۲ ساعت پس از شروع حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران مورد بررسی قرار گرفته بود.
بر اساس این روایت، قرار بود این گروهک‌ها پس از آغاز جنگ و در شرایطی که تصور می‌شد ایران با بحران‌های متعدد داخلی و خارجی روبه‌رو خواهد شد، از مناطق مرزی غرب کشور وارد شوند و جبهه‌ای جدید را علیه جمهوری اسلامی باز کنند.
اهمیت این گزارش در آن است که برای نخستین‌بار یکی از خبرنگاران نزدیک به احزاب تروریست کرد، به وجود چنین آمادگی‌هایی اشاره می‌کند. 
آنچه این روایت را مهم‌تر می‌کند، بخش دیگری از گزارش بی‌بی‌سی فارسی است؛ بخشی که در آن به آماده‌باش این گروهک‌ها و برخورداری آنها از حمایت‌های مالی و لجستیکی اشاره می‌شود. به بیان دیگر، ماجرا صرفاً در حد یک ایده یا احتمال نبود، بلکه دست‌کم از منظر منابع مورد استناد بی‌بی‌سی فارسی، گروهک‌های مذکور در وضعیتی قرار داشتند که خود را برای ایفای نقش در تحولات میدانی آماده کرده بودند.
این مساله زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که آن را در کنار گزارش جنجالی سی‌ان‌ان قرار دهیم؛ گزارشی که تنها ۳ روز پس از آغاز جنگ منتشر شد و تصویری بسیار فراتر از یک آمادگی صرف ارائه می‌کرد.
شبکه تلویزیونی آمریکایی سی‌ان‌ان در آن گزارش خبر داد سازمان سیا ماه‌ها پیش از آغاز جنگ، کار بر پروژه حمایت از گروه‌های مسلح کرد ایرانی را آغاز کرده بود. بر اساس این گزارش، دولت ترامپ با رهبران گروه‌های کرد، همچنین مقامات اقلیم کردستان عراق درباره نحوه حمایت از این نیروها گفت‌وگو کرده بود.
در گزارش سی‌ان‌ان حتی اذعان شد هدف این حمایت صرفاً ایجاد درگیری‌های محدود مرزی نبود، بلکه قرار بود نیروهای تجزیه‌طلب با درگیر کردن نیروهای امنیتی ایران در مناطق غرب کشور، شرایط را برای شکل‌گیری آشوب و بی‌ثباتی در شهرهای بزرگ فراهم کنند.
در بخش دیگری از گزارش نیز آمده بود آمریکایی‌ها حتی درباره امکان اشغال و نگهداری بخشی از مناطق شمال غرب ایران و ایجاد نوعی منطقه حائل گفت‌وگو کرده‌ بودند.
گزارش سی‌ان‌ان همچنین از تماس‌های مستقیم مقامات آمریکا و رهبران گروهک‌های کرد سخن گفت و اعلام کرد این گروه‌ها انتظار حمایت آمریکا و اسرائیل را دارند. در همان گزارش تأکید شد نیروهای کرد ایرانی خود را برای مشارکت در یک عملیات زمینی در غرب ایران آماده می‌کنند.

از نقشه جدید ایران تا تلاش برای بازنویسی شکست
پس از گذشت ۱۰۰ روز از آغاز جنگ، هیچ‌یک از اهداف راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی محقق نشده است. نه پروژه براندازی به نتیجه رسید، نه توان موشکی ایران از میان رفت و نه سناریوی فروپاشی داخلی کشور تحقق یافت.
در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد پروژه جدیدی در محافل رسانه‌ای و سیاسی غرب آغاز شده است؛ پروژه‌ای که تلاش می‌کند چنین القا کند که اساسا ترامپ از ابتدا مخالف ورود گروه‌های کرد به جنگ بوده و به همین دلیل نیز آنها وارد میدان نشده‌اند.
این روایت در حالی مطرح می‌شود که رئیس‌ دولت تروریست آمریکا در همان روزهای نخست جنگ با رهبران کرد تماس گرفت و رسانه‌های آمریکایی از گفت‌وگوهای گسترده میان واشنگتن و رهبران گروهک‌های کرد خبر دادند. همزمان، رئیس‌ جمهور آمریکا در پاسخ به پرسشی درباره آینده ایران اعلام کرد نقشه جغرافیایی ایران پس از پایان جنگ به شکل کنونی باقی نخواهد ماند.
او همچنین در گفت‌وگویی دیگر درباره احتمال ورود نیروهای کرد ایرانی مستقر در عراق به جنگ علیه ایران، از این ایده استقبال و آن را «عالی» توصیف کرد.
مجموع این مواضع نشان می‌داد در آن مقطع، محافل تصمیم‌گیر واشنگتن نه‌تنها مخالفتی با گشوده شدن جبهه‌ای جدید علیه ایران نداشتند، بلکه آن را بخشی از مسیر تحقق اهداف خود تلقی می‌کردند اما چند روز بعد، زمانی که خبری از ورود این گروهک‌ها به جنگ نشد و تحولات میدانی بر خلاف پیش‌بینی‌های اولیه پیش رفت، لحن ترامپ تغییر کرد و چند مرتبه شکایت خود از گروهک‌ها را که سلاح‌ها و پول آمریکا را دریافت کرده اما از آن علیه ایران استفاده نکردند، به زبان آورد. به این ترتیب، روایت جدید مبنی بر اینکه عدم ورود گروهک‌های تجزیه‌طلب به جنگ نتیجه مخالفت ترامپ بوده، از اساس کذب است و دست‌کم در روزهای ابتدای جنگ، استقبال قابل توجهی از احتمال گشوده شدن یک جبهه جدید علیه ایران وجود داشت.
واقعیت آن است که عدم ورود گروهک‌های مسلح کرد به جنگ علیه ایران را بیش از آنکه بتوان نتیجه تصمیم واشنگتن دانست، باید محصول محاسبات خود این گروهک‌ها ارزیابی کرد. آنها به‌تدریج به این جمع‌بندی رسیدند که ورود به جنگ نه‌تنها دستاورد تضمین‌شده‌ای برای‌شان نخواهد داشت، بلکه می‌تواند هزینه‌های سنگینی را نیز بر آنها تحمیل کند.

چرا گروهک‌های کرد وارد جنگ نشدند؟
واقعیت آن است که برخلاف انتظار آمریکا و رژیم صهیونیستی، گروهک‌های تروریست تجزیه‌طلب در نهایت تصمیم گرفتند وارد جنگ علیه ایران نشوند. این تصمیم را می‌توان حاصل ۴ عامل مهم دانست.
۱- نخستین عامل به انسجام ملی در داخل ایران بازمی‌گشت. مقدمه اصلی ورود این گروهک‌ها به جنگ، شکل‌گیری بی‌ثباتی داخلی، آشوب و شکاف اجتماعی در ایران بود. طراحی اولیه بر این فرض استوار بود که با آغاز حملات آمریکا و رژیم، بخش‌هایی از جامعه به سمت آشوب گسترده حرکت خواهند کرد و کشور با بحران داخلی مواجه خواهد شد اما آنچه در عمل رخ داد، متفاوت بود. حملات خارجی نه‌تنها به ایجاد شکاف منجر نشد، بلکه به تقویت انسجام ملی و همبستگی حول دفاع از کشور انجامید. در چنین شرایطی، گروهک‌هایی که تصور می‌کردند قرار است در فضایی آشفته و متزلزل وارد عمل شوند، با واقعیتی متفاوت مواجه شدند. آنها به‌خوبی می‌دانستند ورود مستقیم به جنگ در شرایط شکل‌گیری حساسیت گسترده نسبت به تمامیت ارضی کشور می‌تواند واکنشی معکوس ایجاد کند و هرگونه امید به شکل‌گیری آشوب داخلی را از میان ببرد.
۲- دلیل دیگر به تجربه تاریخی کردها در تعامل با آمریکا بازمی‌گشت. در دهه‌های گذشته بارها گروه‌های کرد مختلف منطقه با وعده‌های آمریکا وارد همکاری شده‌اند اما در مقاطع حساس خود را تنها دیده‌اند. این سابقه باعث شده بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به تعهدات واشنگتن وجود داشته باشد. رهبران گروهک‌های مسلح تجزیه‌طلب به‌خوبی می‌دانستند ورود به یک جنگ تمام‌عیار علیه ایران می‌تواند تلفات بسیار سنگینی بر آنها تحمیل کند، در حالی که هیچ تضمینی برای حمایت پایدار آمریکا وجود ندارد.
۳- عامل سوم، آمادگی نظامی ایران بود. ایران از همان روزهای نخست جنگ نشان داد نسبت به هرگونه تحرک تجزیه‌طلبان در آن سوی مرزهای غرب حساس است. حملات متعدد موشکی و پهپادی که علیه مواضع این گروهک‌ها انجام شد، یک پیام روشن داشت: هرگونه ورود مستقیم به جنگ با پاسخ سخت و فوری تهران مواجه خواهد شد.
علاوه بر این، گروه‌های مقاومت عراق نیز در وضعیت آماده‌باش قرار داشتند و این موضوع محاسبات تجزیه‌طلبان را پیچیده‌تر می‌کرد. آنها به‌خوبی می‌دانستند در صورت ورود به جنگ، تنها با ایران مواجه نخواهند بود.
۴- عامل آخر، هشدارهای صریح ایران به اقلیم شمال عراق بود. در طول جنگ، پیام‌های روشنی از سوی تهران مخابره شد مبنی بر اینکه در صورت استفاده از خاک اقلیم کردستان برای عملیات علیه ایران، ملاحظات گذشته کنار گذاشته خواهد شد. همین مساله فشار مضاعفی بر اقلیم، همچنین گروهک‌های مستقر در آن وارد کرد. در نتیجه، این گروهک‌ها نه‌تنها با ملاحظات نظامی، بلکه با محدودیت‌های سیاسی و امنیتی جدیدی نیز روبه‌رو شدند.
در مجموع، گروهک‌های تجزیه‌طلب کرد در نهایت به این جمع‌بندی رسیدند ورود به جنگ علیه ایران بیش از آنکه برای آنها دستاوردی داشته باشد، می‌تواند به یک شکست بزرگ تبدیل شود. آنها دریافتند نه شرایط داخلی ایران مطابق پیش‌بینی‌های اولیه پیش رفته، نه حمایت خارجی تضمین ‌شده است و نه امکان تحمل هزینه‌های یک رویارویی گسترده با ایران وجود دارد. به همین دلیل، ترجیح دادند تمام آنچه را طی سال‌های گذشته گرد آورده بودند، پای پروژه‌ای که نشانه‌های شکست آن روزبه‌روز آشکارتر می‌شد هزینه نکنند. پروژه‌ای که قرار بود ایران را از درون دچار فروپاشی کند، پس از ۱۰۰ روز نه‌تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه بسیاری از طراحان آن را ناچار کرده درباره علل ناکامی خود به دنبال روایت‌های تازه بگردند.

ارسال نظر
captcha