۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۴
گزارش «گاردین» از کارنامه رئیس‌جمهور آمریکا در سیاست خارجی

دیپلماسی شکست‌خورده ترامپ

مهدی حسینی: رئیس‌‌جمهور تروریست آمریکا و تیم عجیب و غریب کاسب و املاکی کنار دست او که اکنون به اسم دولت ایالات متحده در حال وقت‌گذرانی هستند، بارها مورد بررسی قرار گرفته‌اند؛ از نوع نگاه به سیاست داخلی آمریکا تا روند تلاش‌های بین‌المللی آنان و روانشناسی شخصیت‌شان. در یکی از این آخرین بررسی‌ها، روزنامه انگلیسی «گاردین» به بهانه ادعای صلح‌سازی ترامپ، به این پرداخته که چطور او یکی از بی‌دستاوردترین رؤسای جمهور تاریخ آمریکا در حوزه بین‌الملل، خاصه صلح‌سازی است.
به باور گاردین، ترامپ یک احمق مداخله‌جوست که فقط لاف می‌زند و فکر می‌کند مشغول پیشبرد کاری مهم است: «دولتمردان آینده‌نگر، مذاکره‌کنندگان بلندنظر، میانجیان واقع‌بین و دیپلمات‌های حرفه‌ای وجود دارند و در آن سو، احمق‌های مداخله‌جو. در حالی که توافق‌های آتش‌بس یکی پس از دیگری فرومی‌پاشند، شمار انبوهی از غیرنظامیان جان می‌بازند یا آواره می‌شوند و جنگ‌هایی که ترامپ آنها را آغاز کرد، به آنها دامن زد یا وعده پایان دادن‌شان را داد، بی‌وقفه شعله‌ورند، دیگر هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند که او در کدام دسته جا می‌گیرد. دستاورد او در ۳ میدان اوکراین، ایران-لبنان و اسرائیل-فلسطین، «صفر از ۳» (۳ ناکامی در ۳ فرصت) بوده است. او لاف می‌زد تنها خودش می‌تواند توافق کند و صلح به ارمغان بیاورد اما در عمل، هیچ‌یک را محقق نکرد. او نه‌تنها در این تلاش‌ها ناکام ماند، بلکه غالباً اوضاع را از آنچه بود نیز وخیم‌تر کرد».
گاردین افول آمریکا را با خود آمریکا مقایسه می‌کند و می‌نویسد روزگاری آمریکا برای پایان دادن به جنگ‌ها حتی آنهایی که خودش آغاز کرده بود، تیم‌های کارشناسی متعدد و دیپلمات‌های کارکشته داشت اما امروز چه دارد؟ یک املاکی بی‌سواد: «چرا پایان دادن به «جنگ‌های بی‌پایان» تا این حد دشوار شده است؟ در میان سطوح بی‌سابقه مناقشات جهان، یکی از دلایل کلیدی این ناکامی، فقدان میانجیان معتمد و بی‌طرف و جای خالی سیاستمداران جسور و خطرپذیر است. شکاف توانمندی میان فردی نظیر ریچارد هالبروک، دیپلمات آمریکایی که در پایان دادن به جنگ بوسنی نقش داشت، با فرستادگان آماتور و تازه‌کار ترامپ یعنی استیو ویتکاف و جرد کوشنر، درست مانند تفاوت سطح بازی تیم آرسنال با یک تیم محلی است که روزهای تعطیل در پارک فوتبال بازی می‌کند».
بر اساس گزارش گاردین، دستاوردهای دیپلماتیک ترامپ واقعاً یک فاجعه تمام‌عیار است: «اگر بخواهیم بر پایه حقایق سخن بگوییم، کارنامه دیپلماتیک ترامپ اسفبار است. او وعده داده بود جنگ اوکراین را یک‌روزه(!) حل‌وفصل کند؛ جنگی که اکنون وارد پنجمین سال خود شده است. او آشکارا جانب روسیه را گرفت، به ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌ جمهور تحت ‌فشار اوکراین گفت «هیچ برگ برنده‌ای در دست ندارد» و در نهایت، ارسال تسلیحات را قطع کرد. با این وجود، ترامپ بیش از حد روی توانمندی‌های خود حساب کرد، در حالی که تمایل ولادیمیر پوتین، رئیس‌ جمهور روسیه به تغییر دیدگاه و نیز تاب‌آوری اوکراین را دست‌کم گرفته بود. مقامات کرملین در طول «مذاکرات» مسکو، ویتکاف و کوشنر ساده‌لوح را به‌راحتی دور زدند و بازیچه خود قرار دادند. مایه شرمساری است که این دو هنوز حتی زحمت سفر به کی‌یف را به خود نداده‌اند! ترامپ که اکنون اعتبار خود را در این ماجرا از دست داده، دیگر علاقه‌ای هم به پیگیری آن ندارد. از سوی دیگر، زلنسکی با این باور که ورق در حال برگشتن است، اکنون پیشنهاد آتش‌بس می‌دهد؛ پیشنهادی که با توجه به سوابق پوتین، مسلماً از سوی او رد خواهد شد».
شکست مطلق دیپلماتیک دیگر ترامپ به باور نویسنده در جنگ علیه ایران رخ داد؛ جایی که او مانند ساده‌لوح‌ها، فریب نتانیاهو را خورد و ابعاد جنگ را دست‌کم گرفت: «ترامپ پس از حمله غیرقانونی ماه فوریه به ایران، در حالی اعلام آتش‌بس کرد که هیچ‌یک از اهداف اصلی‌اش محقق نشده بود و تنگه هرمز نیز تا حد زیادی به روی کشتیرانی مسدود باقی ماند. نقض این توافق به ‌طور روزمره رخ می‌دهد، «مذاکرات صلحِ» نیم‌بند با واسطه‌گری طرف‌های سومِ مبهم راه به جایی نمی‌برد و اقتصاد جهان نیز به تپش و لرزه افتاده است. در اینجا نیز رئیس‌ جمهور آمریکا بار دیگر ابعاد چالش را دست‌کم گرفت، در قدرت نیروی نظامی عریان برای تغییر واقعیت‌های سیاسی مبالغه کرد، از غرایز (به‌شدت اشتباهِ) خود پیروی کرد، متحدان اروپایی را به حاشیه راند و بیهوده در پی کسب یک پیروزی سریع و آسان بود. اکنون او با یک درگیری فرسایشی، کنگره‌ای طغیانگر و افکار عمومی خشمگین روبه‌رو است».
نویسنده می‌افزاید طرح صلح ترامپ برای غزه نیز یک ایده باطل پرزرق و برق و پوچ بود که خیلی زود شکستش آشکار شد: «در همین حال در جبهه غزه، پیروزی شگرفی که ترامپ اکتبر گذشته در پی توافق آتش‌بس موقت و آزادی اسرای اسرائیلی به جهان نوید داده بود، این روزها کاملاً توخالی و پوچ به نظر می‌رسد. طرح ۲۰ ماده‌ای او که حول محور خلع سلاح حماس می‌چرخید، خیلی زود به بن‌بست رسید و زمینگیر شد. «هیات صلح» او و ایده‌های پرطمطراقش برای بازسازی غزه، فاقد هرگونه اعتباری است. واقعیت میدانی چیزی نیست جز تداوم رنج‌های غیرقابل‌ توجیه فلسطینیان و گسترش اشغالگری نظامی اسرائیل. اکنون شریک جرم ترامپ، یعنی بنیامین نتانیاهو در حال تکرار همان فجایع غزه در جنوب لبنان است؛ یعنی تبدیل آن به یک بیابان خالی از سکنه و بدین‌ وسیله در مسیر توافق احتمالی ایران و آمریکا کارشکنی می‌کند».
به عقیده نویسنده، بخشی از تقصیر بر عهده وزیر خارجه چاپلوس و بی‌سواد ترامپ، مارکو روبیو است: «ناتوانی مزمن در حل‌وفصل دائم جنگ‌ها غالباً ریشه در فقدان روندهای صلح سازمان‌یافته و به ‌رسمیت‌ شناخته‌شده دارد. روزگاری که فرستادگان تام‌الاختیار سازمان ملل با تمام طرف‌های درگیر وارد تعامل می‌شدند، کارگروه‌های تخصصی تشکیل می‌دادند و اقدامات اعتمادساز مرحله‌ای را همراه با جدول‌های زمانی مشخص پیشنهاد می‌دادند، تقریباً به فراموشی سپرده شده است. دوره طولانی و ممتدی وجود داشت که وزرای خارجه آمریکا برای دستیابی به صلح، به رفت‌وآمدهای دیپلماتیک مستمر و پرتحرک دست می‌زدند. در نقطه مقابل، روبیو، سکاندار امروز وزارت خارجه فردی به‌ ظاهر نرم‌خو اما به‌شدت جاه‌طلب و جنگ‌طلب است که دغدغه هیچ اصولی را در سر ندارد و خود را از متن درگیری‌ها دور نگاه می‌دارد و حتی وقتی رئیسش آشکارا در اشتباه است، به او می‌گوید حق با اوست».

ارسال نظر
captcha