محمدطاهر رحیمی: جنگ نظامی ایالات متحده علیه ایران که فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، نهتنها معادلات ژئوپلیتیک غرب آسیا را به ضرر ترامپ و آمریکا دستخوش تحول کرد، بلکه بهسرعت به یک بحران داخلی برای دولت دونالد ترامپ تبدیل شد. این یادداشت با تکیه بر دادههای معتبر پیمایشی و تحلیلهای مطرح شده در منابع بینالمللی، استدلال میکند که جامعه آمریکا نهتنها از این جنگ ناراضی است، بلکه این نارضایتی به پایینترین سطح محبوبیت ترامپ در دومین دوره ریاستجمهوری او منجر شده است. این گزارش نشان میدهد مخالفت عمومی با جنگ، فراتر از خطوط حزبی سنتی، عمدتاً ریشه در هزینههای فوری اقتصادی از جمله افزایش ۵۰ درصدی قیمت بنزین و تحمیل باری معادل ۴۵ میلیارد دلار بر دوش مصرفکنندگان دارد. این پیامدهای اقتصادی به همراه احساس عمیقتری مبنی بر «اشتباه بودن» جنگ و تأثیر منفی آن بر امنیت ملی، چشمانداز انتخاباتی حزب جمهوریخواه را با چالش جدی مواجه و شکافهای درونحزبی را نیز آشکار کرده است.
۱- افول شاخصهای محبوبیت؛ رکوردشکنی منفی
دادههای پیمایشی منتشر شده در بازه ماه مه ۲۰۲۶، حاکی از کاهش چشمگیر محبوبیت دونالد ترامپ به پایینترین سطح در دوره دوم ریاستجمهوری او است. بر اساس نظرسنجی مشترک نیویورک تایمز و کالج سینا، تنها ۳۷ درصد رأیدهندگان ثبتنام شده عملکرد ترامپ را تأیید میکنند و نرخ عدم تأیید 63 درصد بوده است، در حالی که ۵۹ درصد اعلام نارضایتی کردهاند.
این رقم در مقایسه با نظرسنجی پیشین این مؤسسه در ژانویه ۲۰۲۶ که نرخ عدم تأیید ۶۲ درصد بود، نشاندهنده روند صعودی نارضایتی است. نشریه اکونومیست نیز با استناد به یافتههای یوگاو، نرخ عدم محبوبیت خالص (net approval) ترامپ را منفی ۲۴ درصد گزارش کرده که در نوع خود بیسابقه توصیف شده است.
جالب توجه آنکه این کاهش محبوبیت به رأیدهندگان دموکرات محدود نمیماند. نظرسنجی نیویورکتایمز نشان میدهد ۶۹ درصد از رأیدهندگان مستقل (Independents) عملکرد ترامپ را تأیید نمیکنند که نسبت به ۶۲ درصد در ژانویه افزایش یافته است. حتی در میان جمهوریخواهان، نشانههایی از تردید مشاهده میشود. به عنوان مثال ۵۲ درصد جمهوریخواهانِ متمایل به مستقل (leaners) با مدیریت جنگ مخالف هستند. این ارقام نشان میدهد افول محبوبیت ترامپ، پدیدهای فراحزبی و ریشه در عوامل ساختاری دارد.
۲- منشأ نارضایتی: اقتصاد و هزینههای مستقیم جنگ با ایران
تحلیل دادههای پیمایشی نشان میدهد مهمترین عامل در تغییر نگرش عمومی، بار اقتصادی مستقیم جنگ است که عمدتاً از طریق کانال قیمت سوخت منتقل شده است. مؤسسه یوگاو گزارش میدهد ۸۹ درصد آمریکاییها معتقدند درگیری با ایران قیمت بنزین را افزایش داده است و از این میان، ۶۹ درصد معتقدند این افزایش «بسیار زیاد» بوده است.
دادههای عینی این نگرش را تأیید میکند. به گزارش نیویورکپست و برآورد دانشگاه براون، جنگ ایران تا ماه می ۲۰۲6 نزدیک به ۴۵ میلیارد دلار هزینه اضافه سوخت به مصرفکنندگان آمریکایی تحمیل کرده است. قیمت متوسط بنزین معمولی در سطح ملی از کمتر از ۳ دلار در هر گالن پیش از جنگ (فوریه ۲۰۲۶) به 4.55 دلار در اواسط ماه می رسید که افزایشی بیش از ۵۰ درصدی را نشان میدهد. کارشناسان هشدار میدهند با ادامه مسدود بودن تنگه هرمز، قیمت بنزین ممکن است تا ژوئن از مرز ۵ دلار در هر گالن نیز عبور کند.
این فشار اقتصادی به طور نامتناسبی بر خانوارهای کمدرآمد با درآمد سالانه کمتر از 40.000 دلار و جوانان زیر ۳۵ سال تأثیر گذاشته و منجر به کاهش مصرف و بدبینی نسبت به آینده اقتصادی شده است. رابرت ولفرز، استاد اقتصاد دانشگاه میشیگان این پدیده را «مالیات ایران» (Iran Tax) نامیده و هشدار داده که اثرات آن ممکن است «ماهها و احتمالاً سالها» بر اقتصاد آمریکا سنگینی کند.
۳- قضاوت راهبردی: «اشتباه پرهزینه»
فراتر از هزینههای اقتصادی، افکار عمومی آمریکا دچار یک بازتعریف راهبردی نسبت به جنگ ایران شده و آن را در زمره اشتباهات تاریخی طبقهبندی میکند. نظرسنجی مؤسسه پیو در مارس ۲۰۲۶ نشان داد ۵۹ درصد آمریکاییها حمله به ایران را «تصمیم اشتباهی» میدانند. این نگرش نهتنها تداوم یافته، بلکه تشدید نیز شده است. بر اساس جدیدترین نظرسنجی نیویورکتایمز/سینا در می ۲۰۲6، این رقم به ۶۴ درصد افزایش یافته و از هر 3 آمریکایی، 2 نفر معتقدند جنگ ارزش هزینههای خود را نداشته است.
دامنه و سرعت این مخالفت در مقایسه تاریخی با سایر درگیریهای نظامی آمریکا قابل توجه است. تحلیلگران خاطرنشان میکنند که ۶۱ درصد مردم آمریکا در کمتر از 3 ماه، جنگ ایران را یک «اشتباه» ارزیابی میکنند. این در حالی است که در جنگ عراق بیش از 3 سال و در جنگ ویتنام نزدیک به 6 سال طول کشید تا افکار عمومی به چنین سطحی از مخالفت برسد. این داده نشاندهنده شکنندگی سریع اجماع عمومی در حمایت از اقدامات نظامی فرامرزی در فضای پسا-افغانستان و عراق است.
علاوه بر این، ۴۰ درصد آمریکاییها معتقدند این جنگ در بلندمدت امنیت ملی آمریکا را تضعیف خواهد کرد که این رقم بیش از دو برابر درصد کسانی (۲۲ درصد) است که آن را تقویتکننده امنیت میدانند.
۴- پیامدهای انتخاباتی: تهدیدی برای اریکه قدرت جمهوریخواهان
شکلگیری این نارضایتی گسترده، مستقیماً بر معادلات قدرت در واشنگتن تأثیر گذاشته و برگزارکنندگان انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ را با واقعیتی جدید مواجه ساخته است. نظرسنجی نیویورکتایمز نشان میدهد دموکراتها در نظرسنجیهای عمومی (generic ballot) با اختلاف ۵۰ درصد در برابر ۳۹ درصد از جمهوریخواهان پیشی گرفتهاند. آنچه این رقم را هشداردهندهتر میکند، تغییر رفتار رأیدهندگان کلیدی است.
۸ درصد از کسانی که سال ۲۰۲۴ به ترامپ رأی دادند، اعلام کردهاند در سال ۲۰۲۶ به دموکراتها رأی خواهند داد.
جنگ ایران به یک موضوع دوقطبی در داخل حزب جمهوریخواه نیز تبدیل شده است. در حالی که رهبری حزب تلاش میکند از دولت حمایت کند، رأیدهندگان پایهایِ جناح «آمریکا اول» (America First) به طور فزایندهای این درگیری را نقض صریح وعدههای ترامپ مبنی بر عدم ورود به جنگهای جدید میدانند. برنت کلاین جونیور، یک رأیدهنده جمهوریخواه از میزوری، در گفتوگو با نیویورکتایمز تأکید کرد که از تصمیم ترامپ برای حمله به ایران بدون مجوز کنگره «بسیار عصبانی» است. این نارضایتی درونی، هماهنگی انتخاباتی جمهوریخواهان را دشوار ساخته و انگیزه مشارکت در میان تندروترین حامیان ترامپ را کاهش داده است.
در سطح خرد، رأیدهندگان نوسانی در ایالات کلیدی (swing states) مانند میشیگان و جورجیا، به طور مستقیم به مساله بنزین و هزینههای زندگی اشاره میکنند. رایان وارد، یک رأیدهنده جوان در جورجیا، به یواسای تودی گفت پر کردن باک ماشین ۵۰ دلاری به یک «درد واقعی» تبدیل شده و ارتباط آن با تصمیمات دولت در واشنگتن «بسیار واضح و مستقیم» است.
نتیجهگیری
شواهد و مستندات ارائه شده در این گزارش بیانگر یک واقعیت انکارناپذیر است: جنگ ایران نهتنها به عنوان یک اقدام نظامی بحثبرانگیز در صحنه بینالملل، بلکه به عنوان یک شوک درونسیستمی به ائتلاف انتخاباتی ترامپ تلقی میشود. مکانیسم انتقال این شوک، عمدتاً از کانال هزینههای اقتصادی ملموس (قیمت بنزین) و به دنبال آن، ارزیابی مجدد راهبردی از هزینه-فایده درگیری عمل کرده است. نرخ بیسابقه مخالفت در زمان کوتاه، حاکی از آن است که افکار عمومی آمریکا به آستانه تحمل بسیار پایینتری برای ماجراجوییهای نظامی فرامرزی دست یافته است.
در حالی که تا برگزاری انتخابات میاندورهای ماههایی باقی مانده، مسیر اصلاح وضعیت برای دولت ترامپ بسیار دشوار و وابسته به متغیرهای بیرون از کنترل فوری او (مانند قیمت نفت و طولانی شدن درگیری) است. دادههای موجود نشان میدهد جنگ ایران به یکی از مؤلفههای اصلی هویتبخشی به رأیدهندگان ناراضی تبدیل شده و پتانسیل بازسازی نقشه سیاسی ایالات متحده را در پی دارد. فارغ از نتیجه نهایی جنگ در میدان نبرد، به نظر میرسد جنگ در میدان سیاست داخلی آمریکا تاکنون برای حزب حاکم بازندهای پرهزینه را به همراه داشته است.
چگونه جنگ ایران به مسأله انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ کنگره آمریکا تبدیل شد؟
هزینههای سیاسی جنگ
ارسال نظر
پربیننده