
مهدی حسنی: جنگ با ایران سالها محل مطالعه و بررسی در جهان از منظر نظامی، ژئوپلیتیک و سیاسی خواهد بود. بر همین اساس، به باور «گاردین»، این جنگ از نظر شکست و افتضاح، بدل به یک نقطه عطف در تاریخ ایالات متحده شد؛ نقطهای که شاید در تاریخ آمریکا تنها با ویتنام قابل مقایسه باشد.
به باور روزنامه انگلیسی، این جنگ با هر نتیجهای به پایان برسد، یک شکست مطلق برای آمریکاست: «صرف نظر از هر نتیجهای که حاصل شود -که محتملترین آن بازگشت به وضعیت سابق است- این جنگ، نسنجیده و نمادی از اهداف سردرگم، برنامهریزی ضعیف و مفروضات نابجا به نظر میرسد».
گاردین بر آن است جنگ علیه ایران شاید از نظر سرشکستگی درون آمریکا و سیاست داخلی این کشور اثرات ویرانگر جنگ ویتنام را نداشته باشد ولی از نظر بینالمللی هولناکترین جنگ تاریخ آمریکاست. اول از همه باید از رژیم صهیونیستی آغاز کرد؛ به نوشته گاردین «این رویداد، مهر ابطالی بر استراتژی ۲۰ ساله اسرائیل برای تغییر رژیم در ایران بود و روند از پیش پرشتاب افول نفوذ دولت کنونی اسرائیل در واشنگتن را سرعت بیشتری خواهد بخشید. دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل، این جنگ را برای تلآویو یک موفقیت عملیاتی اما یک ناکامی فاجعهبار راهبردی توصیف میکند». درس دیگر این جنگ که سالها مورد مطالعه خواهد بود، توازن اقتصادی نبرد با پهپادها بود؛ جایی که تهدیدهای نمایشی آمریکا با بمبهای میلیونها دلاری، با پهپادهای ارزانقیمت موازنه شد: «برای پژوهشگران عرصه جنگ، جایگاه پهپادهای ارزانقیمت به عنوان عامل بزرگ ایجاد توازن در نبردهای مدرن به اثبات رسید؛ درسی که ایران بسیار بهتر از پنتاگون، از جنگ اوکراین فراگرفت. پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده وعده داد «مرگ و ویرانی از آسمان» فرود خواهد آمد و تنها در ماه نخست ۱۳ هزار هدف را مورد اصابت قرار داد اما این اقدامات، پیروزی به ارمغان نیاورد و تنها به تخلیه نگرانکننده زرادخانه موشکی و خزانه ایالات متحده انجامید». به عقیده گاردین، برای متحدان عرب آمریکا نیز این جنگ ویرانگر بود و رویاهای آمریکا برای عادیسازی را بر باد داد: «این جنگ همچنین پادشاهیهای حوزه خلیج فارس را وامیدارد در روابط ژئوپلیتیک خود بازنگری عمیقی کنند؛ از جمله در پاسخ به این پرسش که آیا وجود پایگاههای نظامی آمریکا، امنیت لازم برای تنوعبخشی به اقتصاد این کشورها را به ارمغان میآورد؟ ادعاهای ترامپ مبنی بر اینکه کشورهایی نظیر عربستان یا قطر اکنون روابط خود را با اسرائیل عادی خواهند کرد و به پیمان آبراهام خواهند پیوست، مضحک به نظر میرسد؛ ادعاهایی که به بیان دن شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل، همانقدر توهمآمیز است که کسی تصور کند کره ماه از پنیر درست شده است».
به باور این رسانه، کار برای کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس چنان بحرانی است که بدترین گزینه، یعنی صلح ناقص را هم به ادامه درگیری ترجیح میدهند: «باربارا لیف، معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا در امور خاورمیانه، هفته گذشته در یک نشست تحلیلی اظهار کرد کشورهای حاشیه خلیج فارس یک صلح ناقص را ترجیح میدهند، چرا که هیچ راه برونرفت دیگری پیش روی خود نمیبینند».متحدان اروپایی آمریکا هم از اصلیترین متضررهای تصمیم نابخردانه جنگ بودند: «احتمال میرود ترکشهای این بحران، ضربه سنگینی بر پیکره اروپا وارد کند. سال آینده، همزمان با تسری فشار بر استانداردهای زندگی در سراسر سیستم اقتصاد جهان، دولتهای میانهرو حاکم بر فرانسه، آلمان و بریتانیا ممکن است با شکست سنگین انتخاباتی روبهرو شوند؛ شکستی که میتواند شالوده اتحادیه اروپایی را از هم بگسلد.
اگر ترامپ تهدید خود مبنی بر خروج نیروهای آمریکایی از کشورهای عضو ناتو را به تلافی امتناع «بزدلانه» آنها از یاریرسانی به او عملی کند، کار این رهبران حاکم دشوارتر نیز خواهد شد».
تصمیم ترامپ برای آغاز جنگ با ایران و شکست آن کشور در برابر جمهوری اسلامی چنان تبعاتی داشته که اروپاییها از این تصمیم به عنوان خودکشی ابرقدرت یاد میکنند: «هفته گذشته، شورای روابط خارجی اروپا در جلسهای، بازنگری بنیادینی را در خصوص استراتژی ایالات متحده در دوران پساترامپ آغاز کرد. ربکا لیسنر، دبیر این نشست هشدار داد این جنگ ضربهای چه بسا کشنده بر پیکره نظم بینالمللی به رهبری ایالات متحده وارد آورده است؛ نظمی که پیش از این نیز تنها با دستگاه تنفس مصنوعی زنده بود. او اظهار کرد متحدان رویکردی محتاطانه در پیش گرفتهاند، قدرتهای میانی در حال شکلدهی به ائتلافهای خاص خود هستند و مناطقی که روزگاری استوار در مدار واشنگتن قرار داشتند، اکنون در حال چرخش به سوی مراکز جدید قدرت هستند. میرا رپهوپر، مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا هم در نشست اندیشکده «چتم هاوس» با لحنی گزندهتر و صریحتر، از این وضعیت با عنوان خودکشی یک ابرقدرت یاد کرد». یکی از درخشانترین بخشهای متن، جایی است که نویسنده روزنامه بریتانیایی ادعا میکند ترامپ در حقیقت تمام تروماها و شکستها و مسیرهای اشتباه جنگ ویتنام را که حاصل 19 سال شکست بود، به یک باره در رابطه با ایران در ۳ ماه تجربه کرد: «مخمصه ترامپ یادآور وضعیتی است که جانسون در سال ۱۹۶۵ برای همسرش «لیدی برد» توصیف کرد: «من این انتخاب را دارم که با فهرستی طولانی از تلفات پیش بروم یا با سرافکندگی بیرون بیایم. مثل این است که در هواپیما باشم و مجبور شوم بین سقوط هواپیما یا بیرون پریدن از آن، یکی را انتخاب کنم. چتر نجات هم ندارم». در واقع، آنگونه که «گیدئون رز» از «شورای روابط خارجی» در نشریه «فارن افرز» مینویسد، به نظر میرسد ترامپ در عرض ۳ ماه، مراحل مختلف اندوه و بحرانی را که ویتنام به بار آورده بود، با سرعت طی کرده است. رز میگوید ترامپ ابتدا داستان ویتنامِ جانسون را که شامل «ورود، تشدید تنش، بنبست یأسآور و مذاکرات» بود، تکرار کرد. سپس به رویکرد دولت نیکسون-کیسینجر رو آورد؛ رویکردی مبتنی بر «تهدیدهای توخالی و پرهیاهو و پس از آن درک تدریجی ضرورت رها کردن خود از طریق یک توافق سرهمبندیشده و ناخوشایند. تهدیدهای مکرر ترامپ مبنی بر نابودی کشورها شباهت غریب و وهمآوری به هذیانگوییهای ریچارد نیکسون دارد».