مهدی حسنی: جنگ رمضان هنوز هم به صورت روزانه محل بحث و بررسی است و دستاوردهای آن برای ایران چنان عظیم است که تا مدتها محل بحث و بررسی خواهد ماند. یکی از ابعاد این جنگ که تاکنون به آن بسیار پرداخته شده - و خواهد شد - دیپلماسی رسانهای ایران در افکار عمومی است؛ چیزی که شورای روابط خارجی آمریکا از آن به عنوان «دیپلماسی متلک» یاد میکند. گزارش شورای روابط خارجی آمریکا از یک توصیف جذاب از رفتار رسانهای سفارتخانههای ایران آغاز میکند: «پاسخ دیپلماتیک ایران به تهدید ترامپ مبنی بر نابودی تمدن ایران، نه محکومیت بود و نه یک تهدید متقابل، بلکه درخواستی برای تنظیم زمانبندی بود. یکی از سفارتخانههای ایران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ساعت ۸ شب چندان مناسب نیست. امکان دارد آن را به بین ساعت ۱ و ۲ بعدازظهر یا در صورت امکان، ۱ و ۲ بامداد تغییر دهید؟» هنگامی که ترامپ بعداً با لحنی آمیخته به الفاظ رکیک، خواستار بازگشایی تنگه هرمز از سوی تهران شد، ایران با کنایهای به غایت خونسرد و جدی پاسخ داد: «کلیدها را گم کردهایم». به باور این شورا، این سیاستهای رسانهای تنها خلاقیتهایی برآمده از تفنن نیست، بلکه یک استراتژی هوشمندانه است که میخواهد آمریکا را به عقب براند و یک تهدید جدی برای آن کشور محسوب میشود: «این پاسخهای طنزآمیز، حرکاتی گذرا و اتفاقی نیست، بلکه بخشی از استراتژی بسیار گستردهتر ایران برای عقب راندن ایالات متحده در حوزه اطلاعاتی به شمار میرود؛ استراتژیای که میمهای طنزآمیز، ویدئوهای ساختهشده با هوش مصنوعی و هجمههای تمسخرآمیز هماهنگ را در بر میگیرد تا قدرت نرم آمریکا در خارج از کشور را تضعیف کند و بیمیلی شهروندان آمریکایی را در داخل برای اقدام نظامی عمق ببخشد. این یک چالش جدی است. ایالات متحده آمادگی لازم را برای مقابله با چنین کارزارهای نفوذ خارجی ندارد؛ کارزارهایی چابک، مسلط به ظرایف فرهنگی و اساساً غیرفریبکارانه از نظر پنهانکاری. در حالی که ایران در حال صیقل دادن به این رویکرد خود است، سایر بازیگران تهدیدآمیز نیز نظارهگر ماجرا هستند». به نوشته شورای روابط خارجی، هدف این موج گسترده، تلاش برای تحریک کشور مقصد و سوار شدن بر شکافهای آن است: «مقامات ایران در نبرد اطلاعاتی خود با ایالات متحده، به استفاده از محتوای طنزآمیزی رو آوردهاند که اغلب به وضوح توسط هوش مصنوعی تولید شده است.
آنها میمها و ویدئوهایی را بازنشر میکنند که با تکیه بر فرهنگ اینترنت و نمادهای فرهنگ عامه غربی، مانند «دزدان دریایی کارائیب» و «فارست گامپ» ساخته شدهاند. آنها همچنین عادت کردهاند پاسخهای تند و طعنهآمیز خود را مستقیماً به سمت بیانیههای دولت ترامپ شلیک کنند؛ پاسخهایی که با همراهی دیگر حسابهای کاربری، به سکوی پرتابی برای موجسواریهای تمسخرآمیز دستهجمعی تبدیل میشود که نوعی موجآفرینیِ کمهزینه است که هدفش ایجاد اختلال و به تمسخر گرفتن طرف مقابل است». به عقیده این شورا، این رویکرد رسانهای نشان میدهد ایران کاملاً در حال طراحی یک استراتژی رسانهای جدید و بسیار پرمخاطب است، به نوعی که میلیونها نفر این تولیدات را به تماشا مینشینند: «زیباییشناسی جدید، نشاندهنده چرخش و فاصلهگیری از پروپاگاندای جنگی سنتی است که بر نمادهای مذهبی و تصاویر ضدامپریالیستی استوار بود. آنچه جایگزین آن شده، محتوایی در شبکههای اجتماعی است که از نظر فرهنگی سلیس و از نظر الگوریتمی هوشیارانه است و پیش از آنکه یک پیام سیاسی تلقی شود، به عنوان یک سرگرمی مخاطب را جذب میکند. در ۵۰ روز نخست درگیری، میزان تعامل با حسابهای رسمی ایران در شبکه ایکس، بیش از ۳۰ برابر ۵۰ روز قبل از آن شد (۹۰۰ میلیون بازدید، ۲۲ میلیون لایک و ۷۶ میلیون بازنشر). ویدئوهای لگویی نیز دهها هزار لایک و میلیونها بازدید در پلتفرمهایی چون اینستاگرام، تیکتاک و ایکس به دست آوردند». به نوشته شورای روابط خارجی، پلتفرم تمسخر آمریکاییها، آنان را در تنگنا قرار داده، چون نه میتوانند از پاسخ به آن چشمپوشی کنند و نه میتوانند بهخوبی به آنها پاسخ دهند: «قالبِ «ترولینگ» و تمسخر آنلاین، چالش بزرگی را برای پیامرسانی متقابل ایجاد میکند. دلیل آن تا حدودی این است که نمیتوان یک جوک را راستیآزمایی کرد. پاسخهای جدی و تکذیبیهها با زبان طنز همخوانی ندارد و برچسبهای شفافسازی محتوا، اثر لایه طنز را خنثی نمیکند. دلیل دیگر این است که این قالب، به نفع طرفِ تحت فشار و ضعیفتر تمام میشود؛ نقشی که ایالات متحده نمیتواند به طوری باورپذیر مدعی آن باشد. علاوه بر این، خطر واکنش بیش از حد نیز وجود دارد؛ واشنگتن نمیخواهد به گونهای به نظر برسد که انگار توسط مشتی اسباببازی پلاستیکی ساختهشده، مرعوب شده است. همین ویژگیها این قالب را ماندگار میکند و سایر بازیگران توانمند نیز ممکن است در حال الگوبرداری از آن باشند».
به باور شورا، قدرت نرم آمریکا در حال فرسایش است و ایران هم با درک این نقطه، دقیقاً دست روی شکافها در آن کشور گذاشته: «موفقیت رویکرد ایران تا حدودی مدیون ویژگیهای خود این رویکرد است؛ این استراتژی مسلط بر فضای اینترنت، اغلب واقعاً خندهدار و به شکلی چشمگیر در برابر پاتکهای اطلاعاتی مقاوم است، البته این روش به دلیل همسویی با محیط پیرامونی نیز کارگر افتاده است. در حال حاضر، بر اساس بسیاری از معیارها، قدرت نرم ایالات متحده سریعتر از آنکه بازسازی شود، در حال فرسایش است و همین امر، همسو کردن مخاطبان جهانی را برای ایران آسانتر میکند. در داخل ایالات متحده نیز ایران بر گسلهای عمیقی دست میگذارد که هیچ نشانهای از بهبود ندارند؛ گسلهایی حول محور مسائل نژادی، روابط آمریکا و اسرائیل و حتی جنجالهای مربوط به پرونده جفری اپستین. قطببندی جامعه آمریکا نه تنها خوراک تبلیغاتی در اختیار دشمنان قرار میدهد، بلکه اجماعسازی حول یک پاسخ منسجم را دشوارتر میکند».
گزارش سایت شورای روابط خارجی آمریکا از استراتژی تهران برای اثرگذاری بر افکار عمومی جهان در جنگ
متلکهای راهبردی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها