۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۴

رمزگشایی از گزاره‌های شرطی ترامپ

حنیف غفاری: رئیس‌جمهور آمریکا و معاون وی پس از اعلام تفاهم اولیه بر سر پایان جنگ اخیر، همچنان به گزاره‌های مبهم و دوگانه‌ای در ترسیم مختصات و مولفه‌های معادله کنونی و آینده‌نگاری آن استناد می‌کنند. ترامپ در این خصوص به گزاره‌های شرطی استناد می‌کند و می‌گوید: اگر تفاهم کنونی به توافق تبدیل نشود، آنگاه ما گام‌های متفاوتی (استعاره از جنگ) را در تقابل با ایران بر خواهیم داشت. جی‌دی ونس نیز در این خصوص مدعی شد باید دید اساساً تفاهم کنونی به توافق نهایی تبدیل خواهد شد یا خیر. در خصوص رویکرد توصیفی و نگرش سیاسی مقامات آمریکا در قبال شرایط کنونی نکاتی وجود دارد که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آنها عبور کرد.
در دنیای پیچیده‌ ارتباطات رسمی و مذاکرات، زبان نه‌تنها ابزاری برای انتقال اطلاعات، بلکه اهرمی برای مدیریت انتظارات و کنترل زمان است. یکی از شگردهای رایج در متون حقوقی، دیپلماتیک و مدیریتی، بهره‌گیری از «ابهام ساختاری - عملیاتی» و «گزاره‌های شرطی غیرقطعی» است. این سبک از گفتار که در ظاهر منطقی و دقیق به نظر می‌رسد، در عمل می‌تواند فضایی از «دوگانگی استراتژیک» را ایجاد کند که روند حل مناقشات را نه‌تنها تسهیل نمی‌کند، بلکه ممکن است آن را به تعویق انداخته و پیچیده‌تر کند. چنین قاعده‌ای در خصوص بحران خودساخته آمریکا در تقابل با ایران نیز صادق است. ترامپ اسفندماه سال گذشته در میانه مذاکرات، تهاجم وحشیانه و ناجوانمردانه‌ای را علیه سرزمین پاک و مقدس‌مان آغاز کرد که هدف آن، دفرمه‌سازی ساختار حکومت در ایران و ساقط کردن نظام بود. با این حال، پس از ناکامی مطلق دشمن آمریکایی - صهیونیست در دستیابی به این هدف شوم، شاهد شکل‌گیری یک دور باطل در مواضع اعلامی رئیس منفور و تروریست دولت آمریکا بودیم. در اینجا تاکید می‌شود به کارگیری کلمات مبهم و جملات شرطی از سوی ترامپ و ونس، تلاشی برای مدیریت صحنه شکست آنها در برابر جمهوری اسلامی ایران است. ساختار جملات شرطی (اگر...، آن زمان...) در ذات خود بر پایه منطق استوار است. با این حال، وقتی این ساختار در بستری از واژگان مبهم قرار می‌گیرد، کارکرد آن از «تبیین مسیر» به «ایجاد فضای گریز» تغییر می‌یابد. اکنون واشنگتن به دنبال گریز از دام خودساخته‌ است و بقای آمریکا در آن، هزینه‌های راهبردی - امنیتی - اقتصادی را علیه کاخ سفید به صورت تصاعدی افزایش خواهد داد. در چنین شرایطی نمی‌توان رویکرد دوگانه مقامات آمریکا را منبعث از مدیریت مسلط و منطقی حکمرانان این کشور تلقی کرد! آمریکا به دنبال ترسیم استراتژی گریز از شکست یا به عبارت بهتر، مدیریت و کاهش هزینه‌های شکست در برابر ایران است. وقتی ترامپ می‌گوید «اگر شرایط مهیا نباشد، آنگاه ما اقدام خواهیم کرد»، وزن اصلی جمله بر دوش کلمه «شرایط» سنگینی می‌کند. اگر تعریف این شرایط به شکل تعمدی تفسیرپذیر، ناقص یا تابع متغیرهای بیرونی باقی بماند، رئیس جمهور آمریکا عملاً خود را از قید زمانی و محتوایی تعهد رها کرده است. این تکنیک، امکان «تفسیر به رأی» و خرید زمان را برای طرف شکست خورده معادله یعنی آمریکا فراهم می‌کند. در شرایطی که یک سیاستمدار شکست‌خورده مانند ترامپ یا ونس تحت فشار رسیدن به نتیجه و فرار از شکست است اما امکان آن وجود ندارد، ابهام به تنها ابزار و راه چاره برای آن تبدیل می‌شود. با پیوند زدن اقدامات به «اگرهای طولانی‌مدت»، طرف مقابل به نوعی در وضعیت «انتظار فعال» قرار می‌گیرد. در این وضعیت، به جای آنکه انرژی صرف حل ریشه‌های مناقشه شود، انرژی طرفین درگیر تحلیل «نیت پشت کلمات» و حدس و گمان درباره تحقق یا عدم تحقق شروط می‌شود. این «ایستاییِ پویا» به بازیگر اجازه می‌دهد بدون رد کردن صریح درخواست‌ها، از زیر بار مسؤولیت فوری شانه خالی کند. در واقع، زمان به جای آنکه صرف حل مساله شود، صرف مدیریت بازه‌های زمانی ناشی از شروط معلق می‌شود. تأثیر نهایی این بازی با گزاره‌ها و کلمات بر فرآیند حل مناقشه، ایجاد «دوگانگی در درک وضعیت» است. سیاست ابهام می‌تواند مسؤولیت‌پذیری را به محاق ببرد. اگر در نهایت اتفاقی رخ ندهد، گوینده به‌راحتی می‌تواند ادعا کند «شروط لازم برقرار نبوده است». این سلب مسؤولیت، هزینه‌ شکست نهایی گفت‌وگوها را برای او به حداقل می‌رساند! در چنین شرایطی باید ماهیت بازی ترامپ و ونس با کلمات را درک کرد. دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان باید در قبال این موضوع (خصوصاً در بازه زمانی تفاهم تا توافق) برای آن چاره‌اندیشی کند. در اینجا باید به طرف آمریکایی تفهیم شود تبدیل هرگونه تفاهمی به توافق نهایی در گرو شفافیت و قطعیت تعهدات و تضامین طرف آمریکایی و استناد سیاستمداران آن کشور به «زبان عملیاتی» است؛ زبانی که در آن، جای «گزاره‌های مبهم»، با «جدول زمانی دقیق» و «تعریف شفاف متغیرها» عوض شود. در این صورت، طرف آمریکایی بیش از هر زمان دیگری ناچار به پذیرش عواقب و آثار ناشی از شکست مطلق خود در برابر جمهوری اسلامی ایران خواهد شد. به عبارت گویاتر، نباید به طرف آمریکایی در فضای پساتوافق اجازه تنفس و خرید زمان داد.

ارسال نظر
captcha