۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۱
گزارش «وطن امروز» از اذعان گسترده محافل و چهره‌های صهیونیست به ناکامی نتانیاهو در برابر ایران

بازنده!

گروه بین‌الملل: یک روز پس از اعلام توافق اولیه واشنگتن و تهران، حالا خیلی‌ها در تل‌آویو به شکستی بزرگ در برابر ایران اعتراف دارند و کلیدواژه «شکست» در جنگ با ایران، به یکی از مهم‌ترین محورهای تحلیل رسانه‌ها، سیاستمداران و کارشناسان بین‌المللی تبدیل شده است.
به گزارش «وطن امروز»، وقتی آمریکا و رژیم صهیونی جنگ علیه ایران را آغاز کردند، برای بنیامین نتانیاهو همه چیز بسیار ساده به نظر می‌رسید. او پس از سال‌ها تلاش سرانجام توانسته بود یک رئیس جمهور آمریکا را متقاعد کند حمله به دشمن منطقه‌ای خود یعنی ایران را آغاز کند. با شروع جنگ اما وضعیت بسیار متفاوت شد و به جای پیروزی سریعی که گفته می‌شود نتانیاهو به ترامپ وعده داده بود، مقامات آمریکا خود را دقیقاً درگیر همان جنگ‌های باتلاقی پرهزینه‌ای دیدند که در نهایت نیز به نتیجه خاصی نمی‌رسید. شاید ترس از فرو رفتن بیشتر در همین باتلاق بود که باعث شد ترامپ به سمت توقف جنگ‌شان علیه ایران و توافق با تهران حرکت کند. اما مسیر واشنگتن به سوی توافق با تهران در جامعه صهیونیست به منزله شکست تاریخی نتانیاهو در برابر ایران تفسیر شده و بسیاری اکنون از یک شکست بزرگ از جمهوری اسلامی سخن می‌گویند. البته تمرکز روی شکست نتانیاهو در برابر ایران مساله عجیبی نیست، چون نخست‌وزیر رژیم صهیونی که سال‌ها پرونده ایران را مهم‌ترین اولویت امنیتی و سیاسی خود معرفی کرده بود، در رویارویی اخیر نه‌تنها نتوانست اهدافی همچون تضعیف توان راهبردی ایران، تغییر موازنه منطقه‌ای یا ایجاد شرایط جدید در داخل ایران را محقق کند، بلکه با موجی از انتقادها در داخل و خارج از سرزمین اشغالی مواجه شد و هزینه بسیاری روی دست جامعه صهیونیست گذاشت.
بسیاری از تحلیلگران و مقامات سیاسی در تل‌آویو هم معتقدند پایان جنگ و حرکت واشنگتن به سمت توافق با تهران، نشان‌دهنده ناکامی راهبردی نتانیاهو در تحقق اهدافی است که شهروندان صهیونیست برای آن هزینه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی سنگین و زیادی متحمل شده‌اند. در این وضعیت، هم رسانه‌های صهیونیستی و هم مقامات سابق رژیم، جنگ علیه ایران را یکی از مهم‌ترین شکست‌های سیاسی و امنیتی دوران نخست‌وزیری نتانیاهو توصیف کرده‌اند که تاثیر زیادی بر سرخوردگی و احساس یأس و ناامیدی در جامعه صهیونیست‌ داشته است.
تحلیلگر نظامی صهیونیست با مقایسه وضعیت فعلی صهیونیست‌ها با شکست در جنگ دوم لبنان در سال ۲۰۰۶، تصریح کرد افکار عمومی امروز با تجربه‌ای بی‌سابقه از سرخوردگی و شکست مواجه است که ابعاد آن به مراتب عمیق‌تر از بحران‌های پیشین است. یوسی یهوشع در ادامه تحلیل خود تأکید کرد سرخوردگی این بار بسیار عمیق‌تر و پیچیده‌تر است، چراکه اکنون برخلاف سال ۲۰۰۶، نیروی هوایی، واحد اطلاعات نظامی (امان) و بدنه ارتش، عملکرد گسترده‌ای داشتند اما در نهایت به نتیجه نرسیدند. تحلیلگر صهیونیست با اشاره به تناقض میان عملکرد نظامی و نتیجه استراتژیک افزود: با وجود این اقدامات گسترده در میدان نبرد، واقعیت تلخ این است که نتیجه نهایی در سطح بازدارندگی برای تل‌آویو بسیار وخیم‌تر و شکننده‌تر از هر زمان دیگری ارزیابی می‌شود.
یک کارشناس نظامی صهیونیست دیگر هم در یک گفت‌وگوی تلویزیونی گفت تکرار ناامیدی از نتایج جنگ علیه ایران، به تدریج موجب شکل‌گیری بحران اعتماد در میان پایگاه حمایتی نتانیاهو شده و نخست‌وزیر این روزها بدترین روزهای عمر خود را سپری می‌کند.

ناتوانی در تحقق اهداف اعلام‌شده جنگ
بزرگ‌ترین انتقاداتی که این روزها متوجه نتانیاهو می‌شود این است که او قبل از جنگ تحمیلی علیه ایران اهدافی را مطرح کرد که در نهایت محقق نشد. منتقدان می‌گویند نتانیاهو نه برنامه هسته‌ای ایران را از بین برد و نه توان موشکی‌اش را و نه تغییری اساسی در ساختار قدرت ایران ایجاد کرد. یائیر لاپید و یائیر گولان بارها تأکید کرده‌اند اسرائیل به اهدافی که خود نتانیاهو تعیین کرده بود نرسید. گولان سیاستمدار و سرلشکر بازنشسته ارتش رژیم است. او در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ به‌عنوان سی‌امین جانشین رئیس ستاد نظامیان صهیونیست فعالیت می‌کرد و از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲ هم وزیر اقتصاد بود. گولان در حال حاضر رئیس حزب اپوزیسیون «دموکرات» رژیم صهیونیستی است. وی پس از اعلام توافق تهران و واشنگتن با انتشار اعلامیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی خود نوشت: «با یک امضا، دستاوردهای ما نابود شد! در حالی که نتانیاهو در حاشیه ایستاده بود؛ ضعیف، بیمار، منزوی و ناتوان». رئیس حزب دموکرات‌ رژیم صهیونی افزود: «این توافق، اوج سال‌ها ناکامی است. نتانیاهو دوران نخست‌وزیری خود را با قوی‌تر شدن دشمنان اسرائیل و ضعیف‌تر شدن خود اسرائیل به پایان می‌برد. بازدارندگی‌مان در حال فروپاشی در برابر چشمان ما است». گولان همچنین تأکید کرد شخص نتانیاهو بزرگ‌ترین شکست راهبردی تاریخ اسرائیل است!
لاپید رئیس اپوزیسیون دولت صهیونیستی هم تصریح کرد بنیامین نتانیاهو نتوانست به آنچه از او خواسته شده بود دست یابد و در یک لحظه حقیقت فروپاشید. بر اساس گزارش پایگاه خبری العهد، لاپید افزود هرگز شکستی کامل‌تر از شکست نتانیاهو در صحنه ایران وجود نداشته است.
«نفتالی بنت» نخست‌وزیر اسبق رژیم نیز یکی دیگر از سیاستمدارانی است که بر شکست نتانیاهو در برابر ایران تصریح کرده است. وی در سخنانی جنجالی که در کنفرانس خبری خود دوشنبه‌شب داشت، تاکید کرد دوره نتانیاهو با یک شکست تاریخی در برابر ایران به پایان رسید. به گفته بنت، در جنگ علیه ایران ۳ هدفی که کابینه نتانیاهو تعیین کرده بود، محقق نشد. نخست‌وزیر اسبق صهیونیست‌ها اظهار داشت برنامه هسته‌ای ایران برچیده نشده، سامانه موشک‌های بالستیک آن از بین نرفته و کارخانه‌های تولید این موشک‌ها همچنان فعالند.
در میان رسانه‌های رژیم نیز گزارش‌های زیادی وجود دارد که به شکست نتانیاهو در برابر ایران اذعان دارند. روز سه‌شنبه تحلیلگر روزنامه هاآرتص با انتقاد از سیاست‌های نتانیاهو، پرونده ایران را پس از عملیات «طوفان‌الاقصی» دومین شکست بزرگ دوران سیاسی وی توصیف و تأکید کرد نتایج رویارویی با تهران با انتظارات و اهداف اعلامی نتانیاهو فاصله زیادی دارد. عاموس هارئل در تحلیلی نوشت ناکامی‌های اسرائیل در پرونده ایران، از منظر تأثیرگذاری بر سیاست امنیت داخلی پس از عملیات طوفان‌الاقصی (۱۵ مهر ۱۴۰۲) به عنوان دومین شکست بزرگ دوران نخست‌وزیری نتانیاهو در حافظه سیاسی و امنیتی اسرائیل محسوب می‌شود. وی تأکید کرد پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ مسأله ناکامی نتانیاهو تنها به موضوع ناتوانی در «پیروزی» بر حماس محدود نمی‌شود، بلکه نتایج رویارویی با ایران نیز به یکی از مهم‌ترین شکست‌های کابینه وی تبدیل شد.

شکست براندازی سیاسی ایران
یکی از مهم‌ترین محورهای انتقاد از نتانیاهو به موضوع «تغییر نظام ایران» مربوط می‌شود. بسیاری از سیاستمداران، روزنامه‌نگاران و کارشناسان امنیتی صهیونی معتقدند بخشی از محاسبات نتانیاهو و حامیان او بر این فرض استوار بود که فشار نظامی گسترده، حملات مکرر و افزایش بحران‌های امنیتی می‌تواند به تضعیف شدید حاکمیت ایران، ایجاد بی‌ثباتی داخلی و در نهایت تغییر ساختار سیاسی این کشور منجر شود اما پایان جنگ نشان داد این ارزیابی با واقعیت‌های موجود فاصله داشته است.
واقعیت هم این است که نتانیاهو در ماه‌های منتهی به جنگ و همچنین در جریان درگیری‌ها، این تصور را القا می‌کرد که ایران در شرایطی قرار دارد که با تشدید فشارهای خارجی دچار بحران سیاسی فراگیر می‌شود، اگرچه نه‌تنها چنین اتفاقی رخ نداد، بلکه ساختار حکمرانی ایران حفظ شد و نهادهای اصلی سیاسی، نظامی و امنیتی کشور به فعالیت خود ادامه دادند.
نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونی و رئیس پیشین ستاد ارتش رژیم از جمله افرادی است که تاکید دارد تصور فروپاشی نظام ایران از طریق حملات نظامی خارجی، یک برداشت غیرواقع‌بینانه و ناشی از شناخت ناکافی از جامعه و ساختار سیاسی ایران است. از نگاه ایهود باراک، تاریخ منطقه نشان داده حملات خارجی معمولاً به تغییر نظام‌های سیاسی قدرتمند منجر نمی‌شود و حتی در برخی موارد باعث افزایش انسجام داخلی می‌شود.
برخی تحلیلگران روزنامه‌های «هاآرتص» و «یدیعوت آحارانوت» نیز استدلال کرده‌اند نتانیاهو میان ۲ هدف متفاوت یعنی «مهار توانمندی‌های ایران» و «تغییر نظام ایران» مرز روشنی ترسیم نکرده بود. به اعتقاد آنان، اگر هدف اصلی صرفاً محدود کردن توانایی‌های نظامی ایران بود، نیاز به راهبردی متفاوت وجود داشت اما اگر هدف تغییر نظام بود، از ابتدا روشن بود ابزارهای تل‌آویو برای تحقق چنین هدفی کافی نیست.
در همین چارچوب شبکه ۱۳ تلویزیون رژیم هم اعلام کرد پروژه تغییر نظام ایران شکست خورد و برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها، نه اعتراضات فراگیر شکل گرفت و نه شکاف سیاسی تعیین‌کننده‌ای در ساختار قدرت ایران ایجاد شد.

غلام حلقه به گوش ترامپ
نحوه مدیریت روابط تل‌آویو با واشنگتن و میزان اتکای نتانیاهو به حمایت ترامپ در پرونده ایران، یکی دیگر از مهم‌ترین محورهای انتقادی درباره عملکرد ناموفق نخست‌وزیر رژیم در جنگ علیه ایران است. منابع صهیونی در گزارش‌های متعددی گفته‌اند نتانیاهو در طراحی راهبرد خود علیه ایران، بیش از اندازه به همراهی ترامپ تکیه کرده بود و تصور می‌کرد آمریکا تا پایان مسیر فشار و رویارویی با ایران در کنار اسرائیل باقی خواهد ماند اما تصمیم نهایی کاخ سفید برای حرکت به سمت توافق با تهران، این محاسبه را با چالش جدی روبه‌رو کرد.
خبرگزاری رویترز در گزارشی با عنوان «نتانیاهو و ترامپ در مسیر برخورد» نوشت: نتانیاهو روی جنگ مشترک با ترامپ حساب کرده بود تا هم حکومت ایران را سرنگون کند و هم موقعیت سیاسی خود را در داخل اسرائیل تقویت کند اما در نهایت با تصمیم ترامپ برای پایان دادن به جنگ و حرکت به سمت توافق با ایران، تل‌آویو در برابر واشنگتن قرار گرفت. رویترز تأکید می‌کند این وضعیت نشان داد محاسبات نتانیاهو درباره همراهی آمریکا محقق نشده است. اکنون بسیاری در تل‌آویو با حمله به نتانیاهو می‌گویند او اسرائیل را به یک «دولت تابع آمریکا» تبدیل کرده است. برخی تحلیلگران حتی این وضعیت را یکی از بزرگ‌ترین خطاهای محاسباتی نتانیاهو توصیف کرده‌‌اند، زیرا وی سال‌ها روابط نزدیک با ترامپ را یکی از مهم‌ترین نقاط قوت خود معرفی می‌کرد اما اکنون مشخص شده اینگونه نیست.

انزوای جهانی تل‌آویو
به نظر می‌رسد انزوای جهانی تل‌آویو نیز یکی دیگر از نتایج شکست نتانیاهو در جنگ علیه ایران است، تا آنجا که «آلون پینکاس» سفیر و سرکنسول پیشین رژیم صهیونی در نیویورک در گفت‌وگو با الجزیره اظهار داشت پس از پایان جنگ با ایران، اسرائیل از نظر دیپلماتیک منزوی شده و تصویر آن در جهان به‌شدت آسیب دیده است. وی تأکید کرد نتانیاهو اکنون هزینه سیاسی چند جنگ ناموفق را به طور همزمان پرداخت می‌کند. پینکاس تاکید کرد تل‌آویو از نظر دیپلماتیک بسیار منزوی است و برداشت‌ها و نگاه‌های جهانی به اسرائیل بسیار منفی است. این اظهارات از آن جهت اهمیت دارد که از سوی یک دیپلمات و مقام سابق صهیونیست‌ها مطرح شده و مستقیماً به موضوع افول جایگاه بین‌المللی رژیم اشغالگر اشاره دارد.
الجزیره نیز در گزارشی نوشت «انزوای جهانی تل‌آویو» در چند موضوع خود را نشان داده است: کنار گذاشته شدن تل‌آویو از توافق نهایی آمریکا و ایران، تشدید اختلاف با دولت ترامپ، افزایش انتقادهای بین‌المللی، آسیب به وجهه دیپلماتیک اسرائیل و حرکت برخی کشورهای منطقه به سمت تعامل بیشتر با ایران. بر اساس گزارش الجزیره، این تحولات باعث شد جنگی که قرار بود موقعیت منطقه‌ای تل‌آویو را تقویت کند، در عمل به تضعیف جایگاه سیاسی و دیپلماتیک آن منجر شود.
منابع و کارشناسان غربی نیز معتقدند رهبران اروپا و آمریکا در مقطع کنونی بیش از گذشته به دیدگاه‌های کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از جمله عربستان و قطر برای همزیستی و نزدیکی به ایران توجه نشان می‌دهند و در مقابل، نفوذ تل‌آویو در روند شکل‌دهی به سیاست‌های آمریکا و کشورهای غرب نسبت به گذشته کاهش یافته است.

اختلاف بر سر لبنان
موضوع مهمی که این روزها اختلاف ترامپ و نتانیاهو را همزمان با توافق واشنگتن-تهران برجسته ساخته، مساله لبنان است. ایران از ابتدا تاکید کرد توقف جنگ شامل توقف در همه جبهه‌ها و میادین و بویژه لبنان است و این موضوع در توافق ترامپ با تهران نیز مورد تایید و تصریح قرار گرفته اما جنگ و تجاوز صهیونیست‌ها علیه لبنان همچنان پس از اعلام توقف جنگ از سوی آمریکا ادامه دارد. اگر طبق تفاهم‌نامه میان تهران و واشنگتن، صهیونیست‌ها از جنوب لبنان عقب‌نشینی نکنند، در عمل تفاهم‌نامه توقف جنگ قابلیت اجرایی نخواهد داشت و البته این تعهد مشخص و روشن آمریکاست که باید جنگ در لبنان را متوقف کند.
این در حالی است که روزنامه معاریو گزارش داده نتانیاهو به ترامپ اعلام کرده قصد برای عقب‌نشینی از جنوب لبنان ندارد و خود را بخشی از توافق جدید بین ایران و آمریکا نمی‌داند. روز گذشته نیز اسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم با انتشار بیانیه‌ای تاکید کرد نظامیان صهیونیست از جنوب لبنان عقب‌نشینی نخواهند کرد. در این بیانیه آمده است: «نخست‌وزیر نتانیاهو این موضوعات را به‌ روشنی به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و سایر مقام‌های ارشد این کشور منتقل کرده است. من نیز دیروز این موضوع را به پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا اعلام کردم».
در این شرایط به نظر می‌رسد اختلاف ترامپ و نتانیاهو درباره لبنان که به طور عمده بر سر دامنه جنگ، حمله به بیروت و تأثیر بر مذاکرات با ایران است، اکنون به یکی از جدی‌ترین تنش‌ها میان ۲ طرف تبدیل شده است. طی چند روز گذشته نیز ترامپ به صورت علنی و آشکارتری از عملکرد نتانیاهو در لبنان انتقاد کرد و گفت نتانیاهو در این جنگ «بیش از حد پیش رفته» و باید مسؤولانه‌تر رفتار کند.
بنابراین در حال حاضر مساله ادامه جنگ در لبنان به یک چالش اساسی برای تفاهم‌نامه واشنگتن و تهران تبدیل شده و بعید نیست اگر ترامپ نتواند نتانیاهو را در لبنان مهار کند، تفاهم‌نامه توقف جنگ نیز غیرقابل اجرا شود.

ارسال نظر
captcha