۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۰۳
مروری بر آیین‌های عاشورایی در گوشه‌ و کنار جهان

عشق بدون مرز

واقعه عاشورا مدت‌هاست که از مرزهای جغرافیایی و زبانیِ جهان عرب و ایران عبور کرده و به یک پدیده فرهنگی، آیینی و ادبی جهانی تبدیل شده است. در فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف، از شبه‌قاره هند گرفته تا قلب اقیانوس اطلس، این واقعه با سنت‌های بومیِ آن مناطق گره خورده و جلوه‌های بی‌نظیری پدید آورده است. غیر از زیبایی‌شناسی شگرفی که این عزاداری‌ها در سرتاسر دنیا دارند و تا به حال عموما از نظرها دور مانده‌، آنچه بیشتر می‌توان در آن تامل کرد جنبه‌های معنوی و به تعبیری سیاسی این آیین‌هاست. عاشورا در ذات خود پیامی رهایی‌بخش برای تمام مستضعفین و محرومان عالم در تمام طول تاریخ دارد و این پیام از ورای اقیانوس‌ها، حتی برای آنهایی که به دین اسلام یا مذهب تشیع نگرویده‌اند هم همان کارکرد را داشته است.
در ادامه جلوه‌های شاخص حضور عاشورا در حوزه‌های خارج از زبان فارسی و عربی شرح داده شده است و البته باید توجه داشت که غیر آنچه اشاره می‌شود، در مناطق ترک‌زبان هم این مراسم با جلوه‌هایی بدیع برگزار می‌شود و علاوه بر آن طی سال‌های اخیر جوانان مسلمان در اروپا و آمریکا با راه‌اندازی کمپین‌های بین‌المللی مثل «حسین کیست؟ (Who is Hussain)»، با توزیع اقلام خیریه، اهدای خون و برپایی ایستگاه‌های گفت‌وگو به زبان انگلیسی، تلاش می‌کنند ابعاد انسانی، عدالت‌خواهانه و صلح‌طلبانه این حرکت تاریخی را به جامعه غرب معرفی کنند.

شبه‌قاره هند و پاکستان؛ اوج ادبیات اردو و «حسینی‌برهمن‌ها»
زبان اردو پس از فارسی و عربی، غنی‌ترین ادبیات عاشورایی را دارد. در قرن نوزدهم میلادی، شاعران بزرگی مانند میر انیس و میرزا دبیر، قالب «مرثیه اردو» را به یک شاهکار ادبی تبدیل کردند. اشعار آنها چنان ساختار حماسی و تصویرسازی‌های قوی دارد که هنوز در مجالس بزرگ شبه‌قاره با لحنی خاص خوانده می‌شود. اردوزبان‌ها به جای واژه حسینیه یا تکیه، از کلماتی مثل «امام‌بارگاه»، «عاشورخانه» یا «عزادارخانه» استفاده می‌کنند. معماری این مکان‌ها در شهرهایی مثل «لکهنو» و «حیدرآباد دکن» در هند بسیار شکوهمند است و ترکیبی از معماری اسلامی و هندی (مغولی) را به نمایش می‌گذارد. معروف‌ترین آنها «بارا امام‌بارا» (امام‌بارگاه بزرگ) در لکهنو است که شاهکار معماری قرن هجدهم به شمار می‌رود. یک مجلس عزاداری به زبان اردو، پروتکل و ساختار ادبی بسیار دقیقی دارد که قدمتی 200 ساله دارد و شامل 3 بخش اصلی است:  مجلس با هنر «سوزخوانی» آغاز می‌شود. «سوزخوان‌ها» اشعار مرثیه را بدون استفاده از هیچ‌گونه ساز موسیقی اما کاملاً بر اساس گوشه‌ها و «راگا»های (دستگاه‌های ملودیک) موسیقی کلاسیک هندی می‌خوانند. این سبک آوازی بسیار حزن‌انگیز و سوزناک است. بخش دوم خطابه یا ذکر است. در این بخش یک سخنران (که به او «ذاکر» می‌گویند) به منبر می‌رود. سخنرانی‌ها در ادبیات اردو بسیار پرطمطراق، ادیبانه و پر از صنایع لفظی است. ذاکر ابتدا بحثی اخلاقی یا تاریخی مطرح می‌کند و در پایان، گریز عاطفی به مقتل می‌زند. پس از منبر نوبت به نوحه‌خوانی پاره‌وقت و سینه‌زنی می‌رسد. ریتم نوحه‌های اردو بسیار خاص است و عزاداران با نظم و هماهنگی خاصی بر سینه می‌کوبند.
دسته‌های عزاداری خیابانی در فرهنگ اردو هم به «جلوس» معروف هستند. در این دسته‌ها 2 نماد بصری بسیار حیاتی وجود دارد که یکی از آنها عَلَم است. علم‌ها در فرهنگ شبه‌قاره، استوانه‌ها یا توق‌های بسیار بلندی هستند که بالای آنها نمادی به شکل دست (پنجه که نشان‌دهنده 5 ‌تن آل‌عباست) قرار دارد. این علم‌ها با پارچه‌های زربفت گرانبها و گل‌های طبیعی (بویژه گل مریم و همیشه بهار) تزیین می‌شوند و نماد پرچم حضرت عباس (ع) هستند. در کنار علم، یکی از تأثربرانگیزترین بخش‌های جلوس، حضور یک اسب سفید و اصیل به نام «ذوالجناح» است.
نکته شگفت‌انگیز در هند، فرامذهبی بودن این واقعه است. گروهی از هندوهای متعصب به نام «حسینی برهمن‌ها» وجود دارند که اجداد خود را از یاران و وفاداران به امام حسین (ع) در کربلا می‌دانند و هر سال همراه با مسلمانان عزاداری می‌کنند.
به طور کل یکی از زیباترین ویژگی‌های عزاداری اردوزبان‌ها، حضور پررنگ غیرمسلمانان است. در هند، بسیاری از هندوها، سیک‌ها و صوفیان اهل سنت به امام حسین(ع) ارادت ویژه‌ای دارند. علاوه بر «حسینی برهمن‌ها» که خود را مدیون امام می‌دانند، هندوهای زیادی در خانه‌های خود امام‌بارگاه‌های کوچکی به نام «تعزیه» (ماکت‌های مینیاتوری از آرامگاه امام) درست می‌کنند و در روز عاشورا نذری‌های محلی مثل «شربت» توزیع می‌کنند.

اندونزی؛ جشنواره غول‌پیکر «تابوئیک» (Tabuik)
در جزیره سوماترا و شهر پاریامان اندونزی، مردم (که اکثراً اهل سنت هستند) هر سال از اول تا دهم محرم آیین عجیبی به نام «تابوئیک» (برگرفته از واژه تابوت/تعزیه) برگزار می‌کنند. این سنت در قرن نوزدهم توسط سربازان مسلمان هندی به این منطقه آورده شد.
مردم در این 10 روز سازه‌های چوبی و کاغذی بسیار باشکوه و چندطبقه‌ای می‌سازند که گاهی ارتفاع آنها به ۱۵ متر می‌رسد. در روز عاشورا، هزاران نفر این سازه‌ها را روی دوش حرکت می‌دهند و در نهایت در زمان غروب آفتاب، آنها را به نشانه عروج معنوی شهدای کربلا به دریا می‌اندازند. این آیین امروزه به یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای فرهنگی و گردشگری اندونزی تبدیل شده است.
این سنت سال ۱۸۲۶ میلادی توسط سربازان مسلمان هندی (معروف به سپاهیان سِپوی) که برای کمپانی هند شرقی بریتانیا کار می‌کردند، به این منطقه آورده شد. پس از اخراج بریتانیایی‌ها، مردم بومی اندونزی (قوم مینانگ‌کابائو) این رسم را حفظ کردند و به مرور زمان، رنگ و بوی فرهنگ، اسطوره‌ها و رسوم محلی خود را به آن بخشیدند. این مراسم طی 10 روز اول محرم در چند مرحله انجام می‌شود.

1- روز اول محرم (برداشتن خاک پاک) Maambiak Tanah
در این روز نمایندگان 2 محله اصلی شهر (محله بازار و محله سوبارنگ) با لباس‌های سپید به رودخانه می‌روند و مقداری خاک از کف رودخانه برمی‌دارند. این خاک نمادی از شهادت انسان و خون‌های ریخته‌شده در بیابان کربلاست. این خاک را در ظروف مخصوصی گذاشته و تا روز دهم در جایگاه‌های محلی نگهداری می‌کنند.

2- روز پنجم محرم (بریدن ساقه موز) Menebang Batang Pisang
عزاداران به صورت دسته‌جمعی به باغ‌ها می‌روند و یک ساقه درخت موز را تنها با یک ضربه تیزِ شمشیر قطع می‌کنند. این کار نمادی از تیز بودن شمشیرهای دشمنان و قطع شدن اعضای بدن شهدای کربلاست. این ساقه را در همان حوضچه خاک مقدس می‌کارند.

3- روز هفتم محرم (نماد دست حضرت عباس) Maatam & Maarak Panji
در این روز ماکتی از یک دستِ خونین را درون عماری‌ها (سازه‌های چوبی کوچک) می‌گذارند و در شهر می‌چرخانند. این مراسم یادآور دستان بریده ‌شده حضرت عباس (ع) است و مردم همراه آن نوحه می‌خوانند و به نماد سوگواری، بر سر و سینه می‌زنند.

4- روز دهم محرم (رژه سازه‌های غول‌پیکر) Hoyak Tabuik
روز اصلی فرا می‌رسد. 2 سازه غول‌پیکر تابوئیک که ارتفاع آنها گاه به ۱۵ متر می‌رسد، توسط صدها جوان به خیابان‌ها آورده می‌شود. با کوبش جنون‌آمیز و پرانرژی طبل‌های سنتی به نام «تاسا»، این سازه‌های عظیم را تکان می‌دهند و به حرکت درمی‌آورند. این کار نمادی از شور، غوغا و هیاهوی روز جنگ است.

5- غروب روز دهم (سپردن به دریا)
در زمان غروب آفتاب روز عاشورا، هر 2 سازه عظیم را به ساحل اقیانوس هند می‌آورند و میان شیون و فریاد جمعیت به آب‌ دریا می‌سپارند. این حرکت نمادی از پرواز و عروج معنوی روح امام حسین (ع) و یارانش به آسمان است و با این کار، مراسم رسماً پایان می‌یابد.
چیزی که تابوئیک اندونزی را از نظر بصری کاملاً منحصربه‌فرد می‌کند، شکل ظاهری این سازه‌های عظیم است. اسکلت اصلی این سازه‌ها از چوب خیزران (بامبو) ساخته شده و با کاغذهای رنگی، پارچه‌های زربفت، آیینه‌ها و چترهای کوچک تزیین می‌شود. بخش پایینی این سازه‌های غول‌پیکر اما به شکل یک موجود اساطیری یعنی «بُراق» ساخته می‌شود؛ موجودی با بدن اسب بالدار و چهره یک زن زیبای محلی. این سازه عظیم روی دوش هزاران نفر حمل می‌شود. 
در باور و افسانه‌های مردم اندونزی، پس از شهادت امام حسین (ع)، این موجود بهشتی (براق) از آسمان هبوط کرده، پیکر یا روح مطهر امام را روی صندوقی که بر پشتش بسته شده قرار داده و او را به عرش اعلی برده است. به همین دلیل در بالای بدن براق، یک صندوق یا تابوت نمادین ساخته می‌شود که با گل و کبوترهای سفید تزیین شده است.
نکته جالب مراسم این است که در طول مسیر، 2 گروهی که این 2 تابوئیک را حمل می‌کنند (محله بازار و محله سوبارنگ)، به صورت نمادین با هم وارد یک جنگ و جدال لفظی و رقابت شدید می‌شوند تا هیجان و حال‌وهوای معرکه جنگ کربلا را بازسازی کنند اما در نهایت وقتی هر 2 سازه به دریا انداخته می‌شود، همگی همدیگر را در آغوش می‌کشند و صلح و برادری خود را اعلام می‌کنند.

منطقه کارائیب (ترینیداد و توباگو)؛ کارناوال «هوسای» (Hosay)
یکی از دورترین مناطقی که عاشورا در آن زنده است، جزایر دریای کارائیب در آمریکای مرکزی است. در میانه قرن نوزدهم، کارگران مهاجر هندی این سنت را با خود به ترینیداد و توباگو و جامائیکا بردند. نام این مراسم به مرور زمان در زبان محلی از «حسین» به «هوسای» تغییر شکل داد. عزاداری عاشورا در جزایر دریای کارائیب بویژه در کشور ترینیداد و توباگو و همچنین مناطقی از جامائیکا و گویان، یکی از شگفت‌انگیزترین و منحصربه‌فردترین آیین‌های جهان است.
این مراسم نمونه‌ای بی‌نظیر از تبدیل یک مناسک کاملاً مذهبی به یک نماد ملی، ضد‌استعماری و چندفرهنگی است که در آن مسلمانان، هندوها، مسیحیان و آفریقایی‌تبارها دوش‌به‌دوش هم عزاداری می‌کنند. آنها ماکت‌های رنگارنگ و بسیار زیبایی از مقبره امام حسین به نام «تاجا» (همان تعزیه) می‌سازند و همراه با طبل‌های بزرگ محلی به نام «تاسا» در خیابان‌ها رژه می‌روند.
در میانه قرن نوزدهم میلادی (حدود سال ۱۸۴۵)، پس از لغو بردگی در مستعمرات بریتانیا، دولت انگلیس هزاران کارگر هندی را برای کار در مزارع نیشکر به جزایر کارائیب فرستاد. این کارگران مهاجر که از مناطق اوتار پرادش و بیهار هند بودند، فرهنگ، زبان و آیین‌های خود را نیز به همراه بردند. اولین مراسم رسمی هوسای در سال ۱۸۴۷ در منطقه «سنت جیمز» شهر پورت آو اسپین (پایتخت ترینیداد) برگزار شد و از آن زمان تا امروز زنده مانده است. این مراسم برخلاف ایران و جهان عرب، بر اساس تقویم قمری اما با ساختاری شبیه به کارناوال‌های بومی کارائیب در طول چند روز برگزار می‌شود که مراحل آن به این ترتیب است:
شب پرچم (Flag Night)؛ آغاز رژه: آیین هوسای با برافراشته شدن و حرکت پرچم‌های رنگارنگ و بسیار بلند در خیابان‌ها آغاز می‌شود. این پرچم‌ها نماد بیرق‌های سپاه امام حسین (ع) در کربلاست. جوانان با در دست داشتن این پرچم‌ها در میان صدای رعدآسای طبل‌ها رژه می‌روند. در مسیر حرکت دسته‌ها، جوانان با چوب‌های بلند حرکات رزمی نمایشی اجرا می‌کنند که یادآور شجاعت و جنگاوری یاران امام حسین (ع) در میدان نبرد است. به این رقص چوب «گتکا» (Gatka) می‌گویند.
شب تعزیه کوچک (Small Tadjah Night)؛ حضور ماکت‌های محلی: در این شب ماکت‌های کوچکی از مقبره‌ها که توسط خانواده‌ها یا محله‌های فامیل ساخته شده‌اند به خیابان آورده می‌شود. فضا در این شب کمی آرام‌تر و مذهبی‌تر است و مردم برای احترام و نذر و نیاز دور این سازه‌ها جمع می‌شوند.
شب تعزیه بزرگ (Big Tadjah Night)؛ اوج شکوه کارناوال: پرشورترین و باشکوه‌ترین شب مراسم است. در این شب ماکت‌های غول‌پیکر، مجلل و بسیار سنگینی که ساخت آنها ماه‌ها زمان برده، زیر نور چراغ‌های شهر به حرکت درمی‌آیند. هزاران نفر از مردم محلی با نژادها و ادیان مختلف، این سازه‌ها را در خیابان‌ها مشایعت می‌کنند.
روز عاشورا (Tejah Day)؛ سپردن به آب یا تخریب نمادین: در روز پایانی، دسته‌ها تمام ماکت‌ها را به سمت رودخانه یا ساحل دریا حرکت می‌دهند. در گذشته این سازه‌ها مانند اندونزی به آب سپرده می‌شدند اما امروزه به دلیل مسائل زیست‌محیطی، طی یک مراسم آیینی قطعات آنها را باز کرده، اسکلت چوبی را برای سال بعد نگه می‌دارند و بخش‌های کاغذی را دفن می‌کنند که نمادی از خاکسپاری شهدای کربلاست.
هوسای در تاریخ کارائیب فقط یک مراسم مذهبی نیست، بلکه نماد هویت و مقاومت است. سال ۱۸۸۴ میلادی، دولت استعماری بریتانیا به دلیل ترس از اتحاد کارگران هندی و بومیان آفریقایی، فرمانی صادر کرد که ورود دسته‌های هوسای به شهرهای بزرگ ممنوع شود. در روز عاشورا، هزاران کارگر مسلمان و هندو دست در دست هم، قانون استعمار را شکستند و آرام و مسالمت‌آمیز با تاجاهای خود به سمت شهر «سان فرناندو» حرکت کردند. ارتش بریتانیا به روی جمعیت بی‌دفاع آتش گشود؛ در این حادثه که به «کشتار جاهانجی» معروف شد، ۲۲ عزادار کشته و بیش از ۱۰۰ نفر زخمی شدند. این خون‌های ریخته‌شده، هوسای را به نماد همبستگی ملی ترینیداد در برابر ظلم تبدیل کرد.

آفریقای شرقی؛ تانزانیا و کنیا
جوامع شیعه هندی‌تبار (بویژه خوجه‌های اثنی ‌عشری) در دارالسلام و مومباسا مراسم بسیار منسجمی دارند که ترکیبی از سنت هندی-گجراتی و عناصر سواحیلی است. خوجه‌ها (Khojas) مسلمانان شیعه‌ای از گجرات هند هستند که از اواخر قرن نوزدهم ابتدا در زنگبار مستقر شدند و سپس به تانزانیا، کنیا و اوگاندا رفتند. از سال ۱۸۸۰ در دارالسلام، باگامویو، لیندی، کیلوا، آروشا و شهرهای دیگر ساکن شدند. جامعه شیعه دارالسلام شامل خوجه‌های اثنی عشری، بُهره‌ها، آغاخانی‌ها، مهاجران لبنانی و ساکنان بومی است و سازمان‌های مهمی مانند «Bilal Muslim Mission» و «Africa Federation Khoja Shia Ithna-Asheri Jamaats» را در خود جای داده. جامعه خوجه در دارالسلام در ایام محرم نمایشگاه‌های بزرگ برپا می‌کند که هم اعضای جامعه را جذب می‌کند و هم عموم مردم را با واقعه کربلا آشنا می‌سازد. در آروشا نیز ماکت کوچک‌تری از صحنه نبرد جلوی مسجد خوجه نمایش داده می‌شود. همچنین مجالس متعددی برگزار می‌شود و سازمان‌ها زمان‌بندی رویدادها را هماهنگ می‌کنند تا تداخل نداشته باشند. در این مجالس همواره غذا توزیع می‌شود. یک نکته تاریخی جالب این است که «حاج علی ناتو» رئیس جامعه خوجه زنگبار، از حکومت استعماری بریتانیا درخواست کرد روز عاشورا تعطیل رسمی اعلام شود و این درخواست سال ۱۹۲۰ پذیرفته شد. این یعنی عاشورا در دوران استعمار به یک تعطیل رسمی در این منطقه تبدیل شده بود. یک نکته مهم از نظر تحلیلی هم تمایز این عزاداری با برخی نقاط دیگر دنیاست. آنچه آفریقای شرقی را متمایز می‌کند این است که برخلاف ترینیداد یا اندونزی که آیین با جامعه بومی درآمیخته، در اینجا جامعه خوجه هنوز هم تا حد زیادی هویت هندی-گجراتی خود را حفظ کرده است؛ یعنی این یک «جزیره فرهنگی» است، نه آمیختگی.

ارسال نظر
captcha