امیرعباس نوری: یکی از سوالاتی که این روزها درباره تفاهمنامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا مطرح است، وضعیت تعهد آمریکا در موضوع پایان جنگ در لبنان است. در متن این تفاهمنامه آمریکاییها متعهد شدهاند جنگ در همه جبههها از جمله جبهه لبنان متوقف شود. یکی از نکات مهم درباره این تعهد آمریکا این است که برای نخستینبار آمریکا در یک توافق بینالمللی از جانب رژیم صهیونیستی تعهداتی را پذیرفته است اما اکنون سوال این است: با توجه به سیاستها و مواضع سران رژیم صهیونیستی، آیا آنها نهایتاً خواهند پذیرفت جنگ در لبنان را متوقف و طبق تفاهمنامه به مرزهای زمان آتشبس عقبنشینی کنند؟
نتانیاهو و کاتص (وزیر جنگ وی) اعلام کردهاند نهتنها به موقعیت زمان آتشبس باز نخواهند گشت، بلکه به حملات خود در لبنان ادامه خواهند داد و رژیم در عمل همین کار را هم کرده است. از زمان اعلام توافق میان ایران و آمریکا اگرچه از شدت حملات رژیم صهیونیستی به لبنان کاسته شده اما دهها بار تعهد آمریکا مبنی بر توقف جنگ در لبنان را نقض و به این کشور حمله کرده است.
بر اساس هماهنگیها و توافقات شکلگرفته قرار است روز جمعه در سوییس، تفاهمنامه از سوی نمایندگان ایران و آمریکا امضا شود اما قطعاً تا آن زمان، آمریکا باید تکلیف موضوع لبنان را تعیین کند. ترامپ طی روزهای اخیر در چند نوبت گفته جنگ در لبنان باید متوقف شود. او همچنین از رفتار و اقدامات رژیم صهیونیستی ابراز نارضایتی کرده است. برخی رسانههای آمریکایی و رسانههای وابسته به رژیم مدعی شدهاند ترامپ اخیراً در تماسهایی که با نتانیاهو داشته، با او به تندی صحبت کرده است. این رسانهها حتی مدعی شدهاند ترامپ به نتانیاهو پرخاش و توهین کرده است. در همین راستا ترامپ روز دوشنبه در اظهار نظری گفت اگر او و حمایتهایش نباشد، اسرائیلی وجود نخواهد داشت. حتی گفته شده هفته گذشته در جریان تماس ترامپ با نتانیاهو پس از حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه، ترامپ به نتانیاهو یادآور شده اگر حمایتهای او نبود، نتانیاهو الان باید پشت میلههای زندان بود. موارد مختلف دیگری نیز مطرح شده که حاکی از عصبانیت ترامپ از مواضع و اقدامات نتانیاهو علیه لبنان است.
چه این اختلافات واقعی باشد و چه بر اساس سناریوی قدیمی پلیس خوب، پلیس بد نمود پیدا کرده باشد، تاثیری بر مواضع ایران نسبت به تفاهمنامه ندارد.
طبق تفاهمنامه پایان جنگ، آمریکا متعهد شده جنگ در لبنان متوقف شود و رژیم صهیونیستی به موقعیت زمان اعلام آتشبس با لبنان عقبنشینی کند. این تعهدی است که ترامپ پذیرفته و قطعاً این تعهد او، نقش کلیدی در پذیرش این تفاهمنامه از سوی ایران داشته است. بنابراین مطلقاً نمیتوان حالتی را تصور کرد که ایران نسبت به تعهدات خود در تفاهمنامه پایبند باشد، در حالی که رژیم صهیونیستی به حملات خود به لبنان ادامه دهد.
تا روز جمعه، ترامپ فرصت دارد این مساله را حل کند. طبیعی و بدیهی است نتانیاهو با این موضوع مخالف است. دست کم به ۲ دلیل:
۱- پذیرش این تعهد از سوی نتانیاهو یک شکست بزرگ در کارنامهاش ثبت خواهد کرد. توقف جنگ و عقبنشینی به مواضع زمان آتشبس، یعنی بیفایده بودن همه آنچه رژیم طی نزدیک به ۲ سال اخیر در لبنان انجام داده و این یک شکست مفتضحانه برای نتانیاهو و رژیم صهیونیستی است.
۲- نتانیاهو اکنون در سرزمین اشغالی بهشدت تحت فشار است. منتقدان و مخالفان نتانیاهو معتقدند او به واسطه سیاستهای جنگطلبانه و تنشزای خود در منطقه، باعث شده رژیم صهیونیستی به شکل بیسابقهای وابسته به آمریکا شود و همین موضوع موجب شده سیاستهای رژیم در عمل تابعی از سیاستها و منافع آمریکا شود. به همین خاطر، اکنون انتقادات بیسابقهای علیه نتانیاهو مطرح است. این وضعیت باعث شده موقعیت نتانیاهو در آستانه انتخابات پارلمانی رژیم به مخاطره بیفتد. به اعتقاد کارشناسان، در صورتی که نتانیاهو در نهایت ناچار به پذیرش توقف جنگ و عقبنشینی از جنوب لبنان شود، به احتمال زیاد انتخابات را خواهد باخت و باید با نخستوزیری خداحافظی کند؛ اتفاقی که اگر بیفتد، به جریان افتادن پرونده قضایی نتانیاهو و محاکمه و زندانی شدن او بسیار محتمل خواهد شد.
بنابراین پیداست نتانیاهو در قبال این تعهد آمریکا در تفاهمنامه پایان جنگ با ایران، بهشدت تحت فشار است. به همین خاطر، احتمال عدم پذیرش این موضوع توسط نتانیاهو بسیار بیشتر از احتمال پذیرش آن است.
اما اگر در نهایت رژیم صهیونیستی از توقف جنگ در لبنان و عقبنشینی به مرزهای زمان آتشبس امتناع کند، آن وقت سرنوشت تفاهمنامه میان ایران و آمریکا در هالهای از ابهام قرار میگیرد. عدم توقف جنگ در لبنان و عدم عقبنشینی رژیم به موقعیت زمان آتشبس، به منزله نقض فاحش تفاهمنامه از سوی آمریکاست.
در این حالت، ایران از یک سو میتواند تعهد خود در قبال بازگشایی تنگه هرمز را متوقف یا به صورت کامل از اجرای آن خودداری کند و از آن مهمتر، با استناد به نقض تفاهمنامه و عدم پایبندی آمریکا به تعهد خود، از ورود به مرحله دوم تفاهمنامه و آغاز مذاکرات با آمریکا خودداری کند. این وضعیت یک شکست برای ترامپ است، زیرا از یک سو اعتبار بینالمللی آمریکا بویژه نزد کشورهای منطقه بهشدت مخدوش شده و این پیام مخابره میشود که آمریکا توان مدیریت، مهار و اقناع رژیم صهیونیستی را ندارد و از آن مهمتر، انتقادات داخلی از ترامپ به خاطر تبعیت منافع آمریکا از منافع رژیم صهیونیستی شدت خواهد گرفت. از جنگ ۱۲ روزه به این سو و بویژه پس از حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، طیف وسیعی از جریانهای سیاسی آمریکا، ترامپ را به خاطر ارجحیت دادن منافع رژیم صهیونیستی بر منافع آمریکا مورد سرزنش قرار دادند. در مقابل ترامپ بارها تلاش کرد این انتقاد را انکار کرده و نشان دهد این نتانیاهو است که تابع دیدگاهها و تصمیمات اوست. یکی از اهداف ترامپ از دادن تعهد پایان جنگ در لبنان در متن تفاهمنامه با ایران، همین موضوع است. به عبارتی وی تلاش میکند افکار عمومی در آمریکا را متقاعد کند اسرائیل تابع سیاستها و تصمیمات اوست. بنابراین اینجا یک آزمون مهم برای راستیآزمایی این ادعای ترامپ است. در صورتی که نتانیاهو از توقف جنگ خودداری کند و با ادامه حملات به لبنان، تفاهمنامه پایان جنگ آمریکا و ایران را به مخاطره اندازد، نهتنها اعتبار بینالمللی، بلکه اعتبار داخلی ترامپ نیز بهشدت مخدوش خواهد شد و افکار عمومی آمریکا به وضوح شاهد تمرد نخستوزیر رژیم از تصمیم ترامپ و همینطور شکست تفاهمنامه وی با ایران خواهد بود. این موضوع به وضوح ثابت میکند ادعای رئیس جمهور آمریکا مبنی بر حرفشنوی نتانیاهو از او خلاف واقع است و اتفاقاً بیتوجهی رژیم صهیونیستی به تعهدات و توافقات ترامپ، زمینهساز ضایع شدن منافع آمریکا و شخص ترامپ خواهد شد. بنابراین وی ناچار است تا روز جمعه و پس از آن، فکری برای این موضوع کند. از نظر ایران، تفکیک منافع و سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، موضوعی غیر قابل قبول است، چرا که در عمل، همراستا بودن سیاستهای این دو، طی سالهای گذشته، بویژه در دولت دوم ترامپ آشکار شده است، لذا وی نمیتواند با این ادعا که نتانیاهو از او حرفشنوی ندارد، خواستار پایبندی ایران به مفاد تفاهمنامه پایان جنگ شود.
بنابراین ادامه جنگ در لبنان و تمرد نتانیاهو از نظرات و تصمیمات ترامپ، مشکل طرف آمریکایی است. اینکه ایران از یک سو به مفاد تفاهمنامه پایبند بماند، تنگه هرمز را بازگشایی کند و وارد مرحله دوم تفاهمنامه و انجام مذاکرات با طرف آمریکایی شود و همزمان شاهد ادامه جنگ در لبنان و احتمالاً وقوع یک درگیری با رژیم صهیونیستی باشد، مطلقاً امکانپذیر نیست. این ۲ گزاره از نظر ایران غیر قابل جمع هستند. بنابراین از نظر تهران، ماندگاری تفاهمنامه مشروط به اجرای همه تعهدات طرف آمریکایی است. تیم مذاکرهکننده ایران با پیشبینی این موضوع و احتمال تقسیم کار میان واشنگتن و تلآویو، متن تفاهمنامه را به گونهای تنظیم کرده است که در صورت عدم اجرای تعهد توقف جنگ در لبنان و عقبنشینی نکردن رژیم صهیونیستی به موقعیت خود در زمان آتشبس با لبنان، ایران بتواند تعهدات خود را متوقف کرده و شرایط را بهسرعت به قبل از توافق بازگرداند. بستن تنگه هرمز برای ایران، تنها در چند ساعت امکانپذیر است. به عبارتی، متن تفاهمنامه به گونهای تنظیم شده که ایران میتواند با استناد به عدم اجرای تعهدات طرف آمریکایی، بلافاصله تعهد خود درباره بازگشایی هرمز را متوقف و تنگه را به سرعت مسدود کند.
به هر حال، اکنون اصطلاحاً توپ در زمین آمریکاست. ترامپ و معاون او ونس طی روزهای اخیر، بویژه پس از اعلام توافق طرفین روی تفاهمنامه پایان جنگ، مانور گستردهای روی این تفاهمنامه انجام دادهاند. آنها این تفاهمنامه را به منزله خروج آمریکا از وضعیت بحرانی پیشین قلمداد کرده و آن را یک پیروزی دیپلماتیک مهم برای کاخ سفید قلمداد کردهاند. بنابراین عدم اجرای این تفاهمنامه، یک شکست بزرگ در سیاست خارجی ترامپ محسوب میشود. در صورت تمرد نتانیاهو از خواستههای ترامپ درباره توقف جنگ در لبنان، همه ناظران، طرف آمریکایی را مسبب شکست دیپلماسی با ایران خواهند دانست و عدم مهار نتانیاهو توسط ترامپ را عامل این شکست میدانند. بنابراین در این حالت، در صورتی که ایران اقدام به انسداد تنگه هرمز کرده و از ورود به مذاکرات خودداری کند، قاعدتاً تقصیری متوجهش نخواهد بود و هزینه شکست این تفاهمنامه متوجه طرف آمریکایی خواهد بود.
زور ترامپ به نتانیاهو میرسد؟
آیا ترامپ در نهایت میتواند نتانیاهو را متقاعد کند جنگ در لبنان را متوقف و به موقعیت زمان آتشبس با لبنان عقبنشینی کند؟ این سوال ساده، در خود نکات و موضوعات پیچیدهای دارد. مناسبات دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی، یا به عبارات دقیقتر، مناسبات ترامپ و نتانیاهو در یک سال اخیر، یکی از موضوعاتی بوده که همواره محل مناقشه تحلیلگران و صاحبنظران بوده است. درباره همراهی عجیب و بیسابقه دولت آمریکا با سیاستهای رژیم صهیونیستی، بویژه موضوع ایران، گمانههای مختلفی مطرح شده است. عدهای معتقدند نتانیاهو در ماجرای حمله به ایران، ترامپ را فریب داده و با ارائه اطلاعات غلط به ترامپ درباره نتیجه حمله نظامی به ایران، او را گمراه کرده است. در واقع به اعتقاد این کارشناسان، دلیل اصلی همراهی ترامپ با سیاستهای رژیم در قبال ایران، گزارشات و اطلاعات خلاف و ناقصی بود که نتانیاهو به ترامپ ارائه کرد و او را به این باور رساند حمله نظامی گسترده به ایران، موجب تسلیم جمهوری اسلامی خواهد شد. برخی مقامات دموکرات از جمله هیلاری کلینتون و جان کری، در هفتههای گذشته بارها به این موضوع اشاره کردند. کری در یکی از اظهارات خود در انتقاد از حمله نظامی آمریکا به ایران فاش کرد در دولت اوباما، نتانیاهو بارها این طرح را به رئیس جمهور وقت آمریکا ارائه کرده بود اما اوباما در نهایت آن را نپذیرفت. وی حتی مدعی شد در دولت جورج بوش پسر نیز نتانیاهو تلاش میکرد با همین استدلالها بوش را برای حمله به ایران متقاعد کند که در آن زمان نیز ناکام ماند. جان کری سپس تصریح کرد ترامپ تنها رئیس جمهور آمریکا بود که فریب دروغها و اطلاعات غلط نتانیاهو را خورد و وارد جنگ زیانبار با ایران شد و از همین رو اقدام به شماتت ترامپ کرد.
در کنار این گمانه، یک فرضیه بسیار مهم که هم دموکراتها و هم چهرههای سرشناس جنبش ماگا درباره ریشههای همراهی دولت ترامپ با سیاستهای رژیم صهیونیستی علیه ایران مطرح کردهاند، ارتباط این موضوع با پرونده فساد جفری اپستین است. برخی چهرههای مطرح ماگا مانند تاکر کارلسون این فرضیه را بسیار جدی میدانند که موساد به اسناد پرونده فساد اپستین دسترسی پیدا کرده و با توجه به دست داشتن ترامپ در این فساد، در حال اخاذی از وی است. آنتونی بلینکن، سرشناسترین چهره دموکراتی است که صراحتاً این فرضیه را تایید کرد. بلینکن در میانه جنگ تحمیلی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تصریح کرد دلیل اینکه ترامپ وارد این جنگ اشتباه و پرهزینه شد، این است که موساد نوارهای فساد ترامپ در پرونده اپستین را در اختیار دارد.
در کنار این ۲ فرضیه، برخی تحلیلگران معتقدند همراهی دولت ترامپ با سیاستهای رژیم صهیونیستی علیه ایران، به خاطر تعهدات ترامپ به حامیان و ساپورتکنندههای بزرگ و متنفذ لابی یهود است. بر اساس این فرضیه، ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ به لابی یهودی حامی خود یعنی میریام ادلسون تعهد داده در صورت حمایت ادلسونها از او و پیروزی در انتخابات، به ایران حمله نظامی خواهد کرد. در واقع این تحلیلگران معتقدند دلیل اصلی مشارکت آمریکا در جنگ رژیم صهیونیستی علیه ایران، قول و قراری است که ترامپ به میریام ادلسون داده است.
البته برخی نیز معتقدند هر ۳ فرضیه میتواند در این موضوع دخیل باشد. بر همین اساس، سرنوشت و نتیجه رایزنیهای ترامپ با نتانیاهو برای توقف حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تا حد زیادی وابسته به ماهیت مناسبات ترامپ و رژیم صهیونیستی است. تبعیت یا عدم تبعیت نتانیاهو از ترامپ میتواند فرضیههای موجود درباره ریشههای همراهی ترامپ با سیاستهای ضدایرانی رژیم صهیونیستی را رمزگشایی کند.
عده زیادی از کارشناسان بر این باورند با توجه به هزینههای هنگفتی که شکست این تفاهمنامه برای ترامپ به دنبال دارد و ضربهای که شکست دیپلماسی با ایران به وجهه و اعتبار داخلی و بینالمللی وی وارد میکند، در صورت بیاعتنایی نتانیاهو به خواسته ترامپ و ادامه حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، فرضیه اخاذی موساد از ترامپ در ماجرای اسناد پرونده فساد اپستین، به اندازهای تقویت میشود که میتوان این فرضیه را بنیان اصلی مناسبات ترامپ و رژیم دانست.
به هر حال، اکنون اعتبار و بقای تفاهمنامه آمریکا و ایران، وابسته به ماهیت مناسبات ترامپ و رژیم صهیونیستی و شخص نتانیاهو است.
در کنار این فرضیهها، یکی از مولفههایی که میتواند در مذاکرات ترامپ و نتانیاهو موثر باشد، وضعیت جایگاه نتانیاهو در سرزمین اشغالی است. یکی از مهمترین امتیازات نتانیاهو در تقابل با مخالفان و منتقدان، جلب حمایت آمریکا و همراهی بیسابقه واشنگتن با رژیم در مهمترین پرونده صهیونیستها در منطقه است. پس از نزدیک به ۳ دهه، سرانجام این نتانیاهو بود که توانست دولت آمریکا را برای حمله مشترک به ایران متقاعد کند.
از سوی دیگر، نتانیاهو توانست ترامپ را متقاعد کند به پرونده قضایی او نیز ورود کند، به گونهای که ترامپ از رئیس رژیم صهیونیستی خواسته بود نتانیاهو را عفو کرده و پیگیری قضایی او متوقف شود. بنابراین حفظ مناسبات با ترامپ، مهمترین اولویت نتانیاهو در رقابتهای داخلی رژیم است. البته طبیعی است این سطح از همراهی ترامپ با نتانیاهو، موجب وابستگی نتانیاهو به تصمیمات ترامپ شده است. در واقع اگرچه مناسبات نزدیک با ترامپ برگ برنده نتانیاهو در رقابت با مخالفان و منتقدان است اما همین امتیاز میتواند به مهمترین تهدید او نیز بدل شود. هر نوع اختلال یا تیرگی در روابط ترامپ و نتانیاهو میتواند موقعیت نتانیاهو را با سرعت و شدت به خطر بیندازد. به نظر میرسد ترامپ برای متقاعد کردن نتانیاهو در ماجرای لبنان، دست روی همین موضوع گذاشته است. کما اینکه هفته گذشته در جریان تماس تلفنی ترامپ با نتانیاهو پس از حمله رژیم صهیونیستی به بیروت، برخی رسانههای آمریکایی و صهیونیستی فاش کردند ترامپ به نتانیاهو گوشزد کرده اگر حمایتهای او نبود، نتانیاهو اکنون پشت میلههای زندان بود. بنابراین قطعاً یکی از اهرمهای فشار ترامپ برای متقاعد کردن نخستوزیر رژیم صهیونیستی، موقعیت داخلی نتانیاهو و نیاز مبرم وی به تداوم حمایتهای ترامپ است.
اما مهمترین اهرم فشار ترامپ روی نتانیاهو، حمایتهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا از رژیم صهیونیستی است. تقریباً همه صنایع نظامی رژیم به آمریکا وابسته است؛ یعنی اگر حمایتها و پوششهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا نسبت به رژیم صهیونیستی لغو شود، توانمندی نظامی رژیم بهشدت سقوط میکند و حتی توانایی برتری بر حزبالله و حماس را نیز نخواهد داشت. بنابراین بدون شک اگر حمایتها و پوششهای آمریکا نباشد، رژیم صهیونیستی اساساً توان درگیری در منطقه را ندارد. از این رو قطعاً این موضوع در مناسبات دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی بسیار موثر است.
باید منتظر ماند و دید در معادلات مربوط به مناسبات ترامپ و نتانیاهو، در نهایت کدامیک از طرفین، اهرم فشار قویتر و موثرتری نسبت به طرف مقابل دارد.
به هر حال نتیجه مذاکرات ترامپ و نتانیاهو هرچه باشد، یک موضوع از هماینک قابل پیشبینی است و آن موضع ایران در قبال تعهد آمریکا برای توقف جنگ در لبنان و عقبنشینی رژیم صهیونیستی از جنوب این کشور است.
قطعاً ایران قائل به تفکیک آمریکا و رژیم صهیونیستی نیست و این موضع ایران نیز مستند به واقعیات موجود در روابط میان واشنگتن و تلآویو در چند دهه اخیر است. بنابراین مطلقاً نمیتوان حالتی را تصور کرد که از یک سو ایران به مفاد تفاهمنامه پایان جنگ با آمریکا پایبند بماند و از سوی دیگر جنگ در لبنان علیه حزبالله ادامه داشته باشد.
یک نکته مهم در این باره، توجه به رفتار ترامپ در جریان حمله روز یکشنبه رژیم به بیروت است. با وجود آنکه ترامپ هفته گذشته در تماس با نتانیاهو به او گوشزد کرده بود آمریکا در شرایط فعلی نیاز مبرم به توافق پایان جنگ با ایران دارد و حمله اسرائیل به بیروت، مانع این تفاهم خواهد شد اما رژیم روز یکشنبه هفته جاری، مجدداً به بیروت حمله کرد. جمهوری اسلامی ایران نیز طبق سیاست اعلامی و اعمالی جدید خود برای حفاظت از اضلاع جبهه مقاومت، اعلان کرد به این حمله رژیم صهیونیستی واکنش نظامی نشان خواهد داد. شامگاه یکشنبه، ایران آماده حمله به سرزمین اشغالی بود. دهها موشک دوربرد روی لانچرها سوار شدند و فرماندهان میدانی نیروی هوافضای سپاه منتظر صدور فرمان شلیک بودند. در این میان، ترامپ از طریق واسطهها، بویژه مقامات قطر، از ایران خواست به رژیم حمله نکند که این درخواست ترامپ با پاسخ منفی جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. در نهایت ترامپ ناگزیر شد برای جلوگیری از حمله ایران، امتیازات مهمی به تهران بدهد. یکی از این امتیازات، آغاز لغو محاصره دریایی ایران، پیش از امضای تفاهمنامه و تکمیل لغو این محاصره بلافاصله پس از امضای آن بود. این امتیاز مهم در حالی به ایران داده شد که طبق مفاد تفاهمنامه قرار بود لغو محاصره دریایی ایران طی مدت ۳۰ روز پس از امضای تفاهمنامه تکمیل شود. به هر حال ترامپ امتیاز بسیار مهمی به ایران داد. ضمن اینکه گفته میشود رئیس جمهور آمریکا امتیازاتی نیز درباره موضوع لبنان به ایران داده است.
این رفتار ترامپ باعث شده اکنون این فرضیه مطرح باشد که در صورت عدم توجه رژیم صهیونیستی به تعهد ترامپ در تفاهمنامه مبنی بر توقف جنگ در لبنان و ادامه حملات به این کشور، ترامپ برای آنکه ایران را متقاعد کند در تفاهمنامه باقی بماند، امتیازاتی به تهران بدهد. در واقع، ممکن است ترامپ با ادعای عدم حرفشنوی نتانیاهو از او، امتیازاتی به ایران بدهد تا ایران از تفاهمنامه خارج نشود.
این فرضیه کاملاً محتمل است، چرا که مشخص است ترامپ به این تفاهمنامه نیاز مبرم دارد و پیشبینی میشود در ازای باقی ماندن ایران در این تفاهمنامه امتیازاتی به ایران بدهد.
اگرچه برخی معتقدند ماندن ایران در تفاهمنامه به امتیازات ترامپ به ایران بستگی دارد اما واقعیت آن است که خطرات و هزینههای ادامه حملات رژیم به لبنان، بسیار بیشتر از امتیازات احتمالی پیشنهادی ترامپ است.
اینکه از یک سو رژیم به حملات خود به لبنان ادامه دهد و از سوی دیگر ایران ضمن حفظ تعهدات خود در تفاهمنامه، مشغول مذاکره با آمریکا در موضوع هستهای خود باشد، قطعاً هزینههای هنگفتی برای ایران و جبهه مقاومت به همراه خواهد داشت و حتی میتواند معادلات تثبیتشده پس از جنگ تحمیلی ۴۰ روزه را نیز مخدوش و متزلزل کند.
به جرأت میتوان گفت مطلوبترین حالت برای ترامپ، همین شرایط است؛ شرایطی که رژیم صهیونیستی به حملات خود علیه حزبالله به عنوان یک بازوی منطقهای قدرتمند ایران ادامه دهد و در عین حال، از یک سو مشکل آمریکا درباره تنگه هرمز رفع شده باشد و از سوی دیگر ایران و آمریکا مشغول مذاکره درباره برنامه هستهای تهران باشند. در این حالت، طرف آمریکایی با یک بازی پلیس بد، پلیس خوب، تضعیف حزبالله و به تعبیر دقیقتر تضعیف ایران را پیگیری میکند و همزمان هم مشکلش درباره تنگه هرمز رفع شده و هم در حال مذاکره با ایران برای حل و فصل موضوع هستهای به عنوان یکی از مهمترین اهرمهای بازدارندگی ایران است. بنابراین بدون شک، ایران حاضر به پذیرش چنین شرایطی نیست و نخواهد بود. در صورت عدم توقف حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، ایران از اهرم تنگه هرمز استفاده بهینه خواهد کرد تا طرف آمریکایی را مجبور کند با تشدید فشار به رژیم، مانع تداوم حملات به لبنان و حزبالله شود. از سوی دیگر، در صورتی که در نهایت، رژیم صهیونیستی از توقف حملات به لبنان خودداری کند، قاعدتاً منطقی و واقعبینانهترین حالت برای ایران، بازگشت به شرایط قبل از تفاهمنامه با آمریکاست.
در این حالت، اولاً یک ضربه حیثیتی به اعتبار آمریکا وارد میشود، ثانیاً تنگه هرمز مجدداً مسدود میشود؛ اقدامی که باعث افزایش فوری قیمت نفت خواهد شد. در واقع ایران به گونهای عمل کرده که هر نوع بدعهدی طرف آمریکایی نسبت به اجرای تعهداتش در تفاهمنامه پایان جنگ، برای او بسیار پرهزینه خواهد بود.
در این میان، یک فرضیه دیگر نیز وجود دارد؛ اینکه ترامپ در نهایت بتواند نتانیاهو را متقاعد کند جنگ در لبنان را متوقف کرده و نتانیاهو بپذیرد ارتش متجاوز صهیونیستی به موقعیت خود در زمان آتشبس با لبنان عقبنشینی کند. در این حالت ترامپ مدعی است تعهد خود درباره توقف جنگ در لبنان را انجام داده است اما رژیم صهیونیستی طبق عادت همیشگی خود، هر از گاه دست به شرارت زده و حملاتی علیه حزبالله انجام دهد. همچنین این احتمال وجود دارد با وجود اعلام عقبنشینی از مناطق اشغالی در جنوب لبنان، رژیم از تکمیل این عقبنشینی استنکاف کرده و در عمل به مناطق مشخصشده در زمان آتشبس، بازنگردد. به عبارتی، از یک سو ترامپ مدعی است به تعهد خود عمل کرده و از سوی دیگر، این تعهد در عمل محقق نشده باشد.
ایران باید برای چنین حالتی نیز آماده باشد و تدابیر لازم را بیندیشد. قاعدتاً در چنین شرایطی، استفاده از ظرفیت حزبالله و دیگر اضلاع مقاومت ضروری است. ضمن اینکه در این حالت، ابتکارات متنوعی برای استفاده از اهرم تنگه هرمز نیز قابل تصور است.
به هر حال، در مجموع اکنون توقف حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، مشکل و مساله ترامپ است و طرف آمریکایی باید برای آن چارهجویی کند. ترامپ میداند ایران به هیچ عنوان ادعای تفکیک منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی را نخواهد پذیرفت.
یک روز دیگر تا موعد امضای تفاهمنامه در سوییس باقی است. ترامپ حتی برای حضور در مراسم امضای تفاهم اعلام آمادگی کرده؛ موضوعی که نهتنها به واسطه نظر منفی ایران محقق نخواهد شد، بلکه حتی ممکن است اگر تا آن زمان حملات رژیم صهیونیستی به بیروت متوقف نشده باشد، اساساً تفاهمنامهای امضا نشود.
ایران و مناسبات پیچیده ترامپ و نتانیاهو
ارسال نظر
پربیننده