۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۷:۴۹
جهاد سازندگی؛ میراث امام خمینی در روزهای جنگ سوم تحمیلی

جهاد سازندگی؛ از یک نهاد تا یک فرهنگ

محسن ردادی: برخی نهادها با یک مصوبه تأسیس می‌شوند و با یک مصوبه دیگر از میان می‌روند اما برخی دیگر از جنس ساختمان و چارت اداری نیستند؛ به فرهنگ تبدیل می‌شوند، در حافظه جمعی یک ملت ریشه می‌دوانند و در قالبی تازه بارها متولد می‌شوند. جهاد سازندگی از این جنس بود. ۴۷ سال از فرمان تاریخی حضرت امام خمینی برای تأسیس جهاد سازندگی در ۲۷ خرداد ۵۸ می‌گذرد. نهادی که روزی در روستاهای دورافتاده راه می‌ساخت، آب می‌رساند، مدرسه بنا می‌کرد و درمانگاه برپا می‌نمود، سال‌هاست در ساختار اداری کشور وجود خارجی ندارد. جهاد سازندگی ابتدا یک نهاد بود و سال ۶۲ به وزارتخانه تبدیل شد و سپس در فرآیند ادغام‌های دولتی در سال ۷۹، نام آن از تابلوهای رسمی حذف شد اما آنچه از میان نرفت، منطق جهاد بود؛ منطقی که در روزهای جنگ سوم تحمیلی بار دیگر خود را آشکار کرد و گروه‌های جهادی به بهترین شکل رسالت جهاد سازندگی را به جا آوردند.
در نخستین ماه‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هزاران جوان پرشور در خیابان‌های ایران حضور داشتند. انقلاب پیروز شده بود اما کشور همچنان با انبوهی از محرومیت‌ها، عقب‌ماندگی‌های تاریخی و شکاف‌های توسعه‌ای مواجه بود. هنر بزرگ حضرت امام تبدیل انرژی انقلابی به نیروی سازندگی بود. جهاد سازندگی دقیقاً برای همین مأموریت متولد شد. جوانان به روستاها و نقاط محروم رفتند و بر اساس انگیزه انقلابی، دست به کار شدند و علاوه بر ساخت و سازهای عمرانی، اقدام به گسترش فرهنگ انقلابی و تبلیغ اندیشه اسلامی کردند. اگر انقلاب، آتشی بود که نظم سیاسی پیشین را دگرگون کرد، جهاد سازندگی، موتورخانه‌ای بود که آن آتش را به نیروی عمران و آبادانی تبدیل کرد. هزاران جوانی که می‌توانستند صرفاً حامل خاطره انقلاب باشند، به سازندگان راه‌ها، مدارس، شبکه‌های آبرسانی و زیرساخت‌های روستایی تبدیل شدند. در واقع جهاد سازندگی یک فناوری اجتماعی بود؛ فناوری‌ای برای تبدیل شور و هیجان اجتماعی به کارآمدی و خدمت عمومی.
همین ویژگی باعث شد جهاد سازندگی هیچ‌گاه صرفاً یک نهاد دولتی نباشد. جهاد، بیش از آنکه یک سازمان باشد، نوعی الگوی کنش اجتماعی بود؛ الگویی که بر مشارکت داوطلبانه، احساس مسؤولیت عمومی و حضور مردم در حل مسائل کشور استوار بود. به همین دلیل نیز پس از حذف نام جهاد سازندگی از ساختار رسمی دولت، روح آن در قالب‌های جدید یعنی گروه‌های جهادی، به حیات خود ادامه داد.
در دهه‌های بعد، هرگاه کشور با بحران بزرگی مواجه شد، این روح جهادی دوباره به میدان آمد. در زلزله بم، در زلزله کرمانشاه، در سیل گلستان و خوزستان و لرستان، در بحران‌های طبیعی متعدد و حتی در روزهای سخت همه‌گیری کووید-۱۹، گروه‌های جهادی از نخستین نیروهایی بودند که در کنار مردم قرار گرفتند. در بسیاری از این رخدادها، پیش از آنکه سازوکارهای رسمی بتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، شبکه‌های مردمی جهادی در میدان حاضر شدند. این تجربه‌ها یک حقیقت مهم را آشکار کرد: دولت‌ها با ساختارهای اداری عمل می‌کنند اما جامعه با شبکه‌های اجتماعی تاب می‌آورد. در روزهای بحران، فقط بودجه و بخشنامه نیست که کشور را سرپا نگه می‌دارد، اعتماد عمومی، مشارکت مردمی و آمادگی برای کمک به دیگران، بخش‌هایی از سرمایه اجتماعی هستند که چرخ‌های جامعه را می‌چرخانند. گروه‌های جهادی دقیقاً در همین نقطه نقش‌آفرینی می‌کنند. آنها میان دولت و جامعه پل می‌سازند و ظرفیت‌های پراکنده مردمی را به نیرویی سازمان‌یافته تبدیل می‌کنند. اهمیت این مساله در جنگف سوم تحمیلی بیش از هر زمان دیگری آشکار شد. جنگ فقط در خطوط نبرد جریان نداشت. جنگ، زندگی روزمره مردم را نیز هدف قرار داد. در چنین وضعیتی، گروه‌های جهادی بار دیگر نشان دادند وارثان حقیقی سنت جهاد سازندگی هستند. آنان در امدادرسانی، آواربرداری، پشتیبانی اجتماعی، کمک به خانواده‌های آسیب‌دیده، توزیع اقلام ضروری، ساماندهی نیروهای داوطلب و حفظ آرامش اجتماعی نقش‌آفرینی کردند. بسیاری از خدماتی که در شرایط عادی ممکن است چندان به چشم نیاید، در روزهای جنگ به بخشی از امنیت ملی تبدیل می‌شود. تأمین نیازهای مردم، جلوگیری از اختلال در زندگی روزمره و تقویت امید اجتماعی، همه از جمله عرصه‌هایی بود که نیروهای جهادی در آن حضور مؤثر داشتند. در جریان جنگ رمضان بیش از ۱۸ هزار گروه جهادی به صورت مستقیم در کف میدان حضور یافتند و در قالب شبکه‌های محلی و محله‌محور به پشتیبانی از مردم پرداختند. نکته جالب آنکه در جریان دفاع مقدس سوم، ۱۲ هزار گروه جهادی جدید ثبت شدند. این جهش کم‌سابقه نشان می‌دهد قالب فعالیت جهادی، برای بسیاری از مردمی که انگیزه دفاع از کشور را داشتند، مطلوب بود و با پیوستن به گروه‌های جهادی به خدمتگزاری پرداختند. در حال حاضر بیش از ۶۲ هزار گروه جهادی در کشور فعالیت می‌کنند و این یعنی ما با یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌یافتگی‌های اجتماعی و داوطلبانه کشور مواجه هستیم. میزان اثرگذاری گروه‌های جهادی در حوزه بازسازی و ترمیم خسارت‌های جنگ نیز قابل توجه است. بر اساس اعلام سازمان مدیریت بحران شهر تهران، از مجموع ۴۴ هزار و ۷۵۰ واحد مسکونی آسیب‌دیده در پایتخت، ۳۷ هزار و ۴۶۸ واحد نیازمند تعمیرات جزئی بوده‌اند که ۶۲ درصد این تعمیرات با همکاری گروه‌های جهادی و محوریت شهرداری‌های مناطق بیست‌ودوگانه انجام شده است. نقش‌آفرینی گروه‌های جهادی در تعمیرات اولیه، آواربرداری، بازسازی و بازگرداندن زندگی عادی به محلات، نمونه روشنی از ظرفیت آنها در مدیریت محلی بحران است؛ ظرفیتی که بدون برخورداری از امتیازات رسمی و صرفاً بر پایه اعتماد اجتماعی و سازماندهی داوطلبانه شکل گرفته است.
اکنون که کشور تجربه جنگ تحمیلی دیگری را پشت سر گذاشته و سرمایه اجتماعی بزرگی در قالب حضور و مشارکت مردم شکل گرفته، شاید زمان آن رسیده باشد که بار دیگر به درس بزرگ امام خمینی بازگردیم. همان‌گونه که سال ۵۸ انرژی عظیم اجتماعی پس از انقلاب به مسیر سازندگی هدایت شد، امروز نیز باید ظرفیت‌های اجتماعی شکل‌گرفته در دوران جنگ به سوی توسعه کشور، محرومیت‌زدایی، اشتغال‌آفرینی و حل مسائل محلی سوق داده شود.
مردمی که در روزهای سخت در کنار یکدیگر ایستادند، می‌توانند در روزهای بازسازی نیز در کنار یکدیگر بمانند. گروه‌های جهادی می‌توانند بستر این مشارکت را فراهم کنند و حلقه اتصال میان سرمایه اجتماعی حاصل از مقاومت و نیازهای توسعه‌ای کشور باشند. آینده ایران بیش از هر زمان دیگری به تکثیر چنین شبکه‌هایی نیاز دارد؛ شبکه‌هایی که به‌ دور از هیاهوهای سیاسی و جناحی، برای ساختن جامعه شکل می‌گیرند.
جهاد سازندگی در حقیقت نام یک وزارتخانه نبود؛ نام لحظه‌ای بود که مردم تصمیم گرفتند فقط تماشاگر سرنوشت کشور نباشند. امروز نیز مساله اصلی این نیست که جهاد سازندگی هنوز وجود دارد یا نه؛ مهم این است که از تجربه جهاد سازندگی آموخت و با واگذاری مسؤولیت به گروه‌های جهادی، روند بازسازی و پیشرفت اقتصادی را مردم‌محور پیش برد. آنچه در روزهای جنگ از دل جامعه برخاست، می‌تواند در روزهای صلح به نیرویی برای ساختن ایرانی آبادتر، عادلانه‌تر و توانمندتر تبدیل شود.

ارسال نظر
captcha
پربیننده