۰۲/تير/۱۴۰۵
|
۰۰:۲۲
حماسه تیم ملی فوتبال ایران مقابل بلژیک با هنرنمایی خیره‌کننده علیرضا بیرانوند

دست خدا

بررسی وضعیت صعود تیم ملی به مرحله بعد

مهدی طاهرخانی: از همان روزی که قرعه جام جهانی ۲۰۲۶ مشخص شد و بلژیک در کنار ایران قرار گرفت، بسیاری معتقد بودند سرنوشت تیم ملی نه مقابل نیوزیلند و نه حتی برابر مصر، بلکه در نبرد با شیاطین سرخ اروپا رقم خواهد خورد.
بلژیک نام بزرگی در فوتبال جهان است؛ تیمی که طی سال‌های اخیر همواره در بین مدعیان بوده و نسل طلایی فوتبال این کشور هنوز آخرین نفس‌های خود را می‌کشد. برای همین هم بود که وقتی ایران در بازی نخست برابر نیوزیلند متوقف شد، نگرانی‌ها به اوج رسید.
تساوی مقابل نیوزیلند فقط از دست رفتن ۲ امتیاز نبود، آن نتیجه بسیاری از معادلات را به هم ریخت. ناگهان دیدار با بلژیک از یک مسابقه دشوار به یک فینال زودهنگام تبدیل شد. همه می‌دانستند شکست در این بازی می‌تواند شانس صعود ایران را تا حد زیادی از بین ببرد و تیم ملی را در وضعیتی قرار دهد که سرنوشتش دیگر در اختیار خودش نباشد.
اما نگرانی‌ها فقط به جدول مسابقات محدود نمی‌شد. فوتبال ایران ماه‌های دشواری را پشت سر گذاشته بود؛ جنگ، توقف مسابقات، بلاتکلیفی باشگاه‌ها و دوری طولانی بازیکنان داخلی از شرایط مسابقه، همه دست به دست هم داده بود تا تیم ملی در بدترین وضعیت ممکن راهی جام جهانی شود. بخش بزرگی از بازیکنان لیگ برتر از ماه‌ها قبل دیگر مسابقه رسمی انجام نداده بودند. بسیاری از لژیونرها نیز یا نیمکت‌نشین بودند یا با مصدومیت دست و پنجه نرم می‌کردند. هر چه به آغاز جام جهانی نزدیک‌تر می‌شدیم، امیدها کمتر و تردیدها بیشتر می‌شد. کار به جایی رسید که عده‌ای حتی معتقد بودند نباید از تیم ملی انتظار نتیجه داشت. می‌گفتند ایران برای فوتبال به جام جهانی نمی‌رود. می‌رود تا فقط حضور داشته باشد. می‌رود تا نشان دهد هنوز پابرجاست. می‌رود تا پیام‌های دیگری را منتقل کند. انگار از قبل پذیرفته شده بود در زمین فوتبال حرف چندانی برای گفتن نخواهیم داشت.
اما فوتبال بارها ثابت کرده بزرگ‌ترین دشمن پیش‌بینی‌هاست. آنچه یکشنبه‌شب در لس‌آنجلس رخ داد، فقط یک تساوی بدون گل نبود. آنچه دیدیم احیای اعتبار فوتبال ایران بود. نمایشی بود که به همه یادآوری کرد این فوتبال، با همه ضعف‌ها و مشکلاتش، هنوز توانایی رقابت با بهترین‌های دنیا را دارد.
بلژیک مطابق انتظار مالکیت توپ بیشتری داشت. میانه میدان را در اختیار گرفت و بارها تا پشت محوطه جریمه ایران پیش آمد اما فاصله میان «رسیدن به محوطه جریمه» و «خلق موقعیت گل» کم نیست. بلژیک اگرچه بازی را کنترل می‌کرد اما در خلق موقعیت‌های جدی ناتوان بود. شاید 3-2 فرصت واقعی برای گلزنی به دست آورد؛ فرصت‌هایی که هر بار با واکنش‌های فوق‌العاده علیرضا بیرانوند از بین رفت.
دروازه‌بان تیم ملی بی‌تردید یکی از بهترین نمایش‌های دوران حرفه‌ای خود را ارائه داد. بیرانوند در شبی که همه چیز می‌توانست علیه ایران باشد، بار دیگر همان دروازه‌بانی شد که سال‌هاست در مسابقات بزرگ به کمک تیم ملی آمده است. او نه فقط چند توپ را مهار کرد، بلکه آرامش را به تمام خط دفاع منتقل کرد.
اما اگر بیرانوند ستاره دروازه بود، در مقابل مدافعان ایران نیز شب کم‌نقصی را پشت سر گذاشتند. شجاع خلیل‌زاده و حسین کنعانی‌زادگان با وجود تمام انتقادهایی که در سال‌های اخیر متوجه آنها بوده، یکی از بهترین زوج‌های دفاعی جام را به نمایش گذاشتند. آنها مقابل مهاجمان باتجربه و گران‌قیمت بلژیک ایستادند و اجازه ندادند جریان بازی به سمت دروازه ایران سرازیر شود. البته ایران فقط برای دفاع کردن هم نیامده بود. این شاید مهم‌ترین نکته بازی بود. تیم ملی نه‌تنها مقاومت کرد، بلکه حمله هم کرد. موقعیت ساخت. ضدحمله زد. بلژیک را وادار به عقب‌نشینی کرد. مهدی طارمی حتی موفق شد دروازه حریف را باز کند اما چند سانتیمتر حضور در آفساید، یکی از زیباترین صحنه‌های جام را به گل تبدیل نکرد. در لحظاتی از مسابقه حتی این احساس به وجود آمد که تیمی که به گل نزدیک‌تر است، ایران است نه بلژیک. مخصوصا بعد از ۱۰ نفره شدن حریف.
همین مساله باعث شد پایان مسابقه با حسی عجیب همراه باشد؛ حسی شبیه حسرت. نه حسرت بابت یک شکست، بلکه حسرت بابت نبردی که می‌شد در آن پیروز شد. کمتر کسی قبل از شروع مسابقه چنین تصوری داشت. بسیاری امیدوار بودند ایران با حداقل گل خورده از این بازی خارج شود اما وقتی سوت پایان به صدا درآمد، این سؤال در ذهن خیلی‌ها شکل گرفت: چرا نتوانستیم بلژیک را ببریم؟
این سؤال خود بزرگ‌ترین دستاورد تیم ملی است. در جام جهانی هیچ چیز ارزشمندتر از این نیست که مردم کشورت بعد از بازی مقابل یکی از قدرت‌های فوتبال دنیا، بابت نبردن حسرت بخورند، نه بابت باختن.
جام جهانی محل آزمون و خطا نیست. محل کسب تجربه نیست. ویترین فوتبال یک کشور است. اینجا جایی نیست که بازیکنان را آرام‌آرام آماده کنیم یا فرصت اشتباهات متوالی بدهیم.
یک اشتباه کوچک می‌تواند به شکستی سنگین تبدیل شود؛ شکستی که نه فقط یک تیم، بلکه روحیه یک ملت را تحت تأثیر قرار دهد.
ما این تجربه را در قطر داشتیم. شکست سنگین برابر انگلیس، پیش از آنکه ۳ امتیاز را از ایران بگیرد، روحیه تیم را شکست. حتی پیروزی ارزشمند برابر ولز نیز نتوانست فضای ناامیدی را از بین ببرد. آن شکست سنگین، مسیر جام جهانی را برای ایران تغییر داد. این بار اما ماجرا متفاوت بود؛ ایران مقابل یکی از قدرتمندترین تیم‌های جهان ایستاد، نجنگید که فقط زنده بماند، بلکه جنگید تا برنده شود. این تفاوت بزرگی است که نباید از کنار آن ساده عبور کرد.
اکنون با پیروزی مصر برابر نیوزیلند، همه چیز به روز آخر کشیده شده است. تیم ملی این فرصت را دارد که با پیروزی مقابل مصر به عنوان صدرنشین راهی مرحله بعد شود. حتی تساوی نیز می‌تواند شانس صعود را زنده نگه دارد.
اما شاید مهم‌تر از معادلات جدول، چیزی باشد که در ذهن مردم شکل گرفته است: امید.
چند روز قبل کمتر کسی از صعود حرف می‌زد. امروز اما میلیون‌ها ایرانی با اشتیاق منتظر بازی با مصر هستند. نه از روی احساسات بی‌پایه، بلکه به دلیل آنچه در زمین دیدند. آنها دیدند تیم ملی می‌تواند دفاع کند. دیدند می‌تواند موقعیت بسازد. دیدند می‌تواند مقابل تیم‌های بزرگ کم نیاورد. دیدند هنوز چیزی به نام فوتبال ایران وجود دارد که می‌تواند باعث غرور شود.
در روزگاری که مردم ایران ماه‌هاست زیر بار اخبار تلخ، نگرانی‌های اقتصادی، تنش‌های سیاسی و آثار جنگ روزگار می‌گذرانند، شاید یک مسابقه فوتبال نتواند مشکلات را حل کند اما می‌تواند برای چند ساعت امید بیافریند. می‌تواند لبخند ایجاد کند. می‌تواند به یک ملت یادآوری کند هنوز هم لحظاتی برای افتخار وجود دارد.
شامگاه یکشنبه در لس‌آنجلس تیم ملی ایران قهرمان جهان نشد، حتی صعودش را هم قطعی نکرد اما کاری کرد که شاید در این روزها از هر نتیجه‌ای مهم‌تر باشد: مردم را دوباره به فوتبال امیدوار کرد.
و حالا همه چشم‌ها به بازی با مصر دوخته شده است. به امید آنکه این امید، با یک پیروزی بزرگ کامل شود.

ارسال نظر
captcha
پربیننده