۰۸/تير/۱۴۰۵
|
۰۰:۱۳

آب در تنگه کوبیدن

گروه سیاسی: آمریکایی‌ها بامداد یکشنبه به وقت ایران، برای دومین روز متوالی، به‌ مناطقی در جنوب ایران حمله کردند. بر اساس گزارش سنتکام، در این حمله که به بهانه حمله به یک نفتکش در تنگه هرمز انجام شد، هواپیماهای نظامی آمریکا زیرساخت‌های نظارت نظامی ایران، سیستم‌های ارتباطی، سایت‌های دفاع هوایی، تاسیسات ذخیره پهپادها و امکانات مین‌گذاری را هدف قرار دادند.
بر اساس گزارش منابع داخلی، نیروهای آمریکایی در این تجاوز به منطقه طاهرویی در سیریک و روستای مسن در قشم حمله کردند. آمریکایی‌ها بامداد شنبه نیز مناطقی در سیریک را مورد هدف قرار داده بودند.
این تجاوز آمریکا، نقض فاحش تفاهمنامه خاتمه جنگ است و تعهد آن کشور مبنی بر خودداری از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را به وضوح نقض می‌کند. در حالی که در متن تفاهمنامه خاتمه جنگ، صراحتاً ذکر شده عبور و مرور از تنگه هرمز باید از طریق ترتیبات ایرانی انجام شود، دولت آمریکا از طریق اعمال فشار بر دولت عمان، همچنین فشار بر کشتی‌های تجاری مستقر در خلیج فارس، سعی می‌کند ترافیک اصلی در تنگه هرمز از طریق مسیر متعلق به عمان انجام شود. به عبارتی آمریکایی‌ها در تلاشند برخلاف متن تفاهمنامه، اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز را مخدوش کنند. البته سپاه در بیانیه بامداد شنبه خود صراحتاً اعلام کرد نیروهای جمهوری اسلامی ایران کماکان با کشتی‌های متخلف برخورد خواهند کرد. جدا از تداوم اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز که یکی از تعهدات آمریکا در تفاهمنامه خاتمه جنگ است، اقدام دولت ترامپ در نقض اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز و مهم‌تر از آن، تجاوز نظامی به خاک ایران و هدف قرار دادن تاسیسات نظامی ایران، موضوعی است که به نظر می‌رسد باید منجر به تجدیدنظر ایران نسبت به کل تفاهمنامه شود.
حمله نظامی آمریکا به خاک ایران و هدف قرار دادن تجهیزات مخابراتی و همین‌طور مراکز نظامی، نشان می‌دهد بر خلاف ادعای ترامپ و همین‌طور برخلاف متن تفاهمنامه، نه‌تنها جنگ و تجاوز نظامی به ایران خاتمه نیافته است، بلکه رژیم آمریکا به بهانه‌های‌ واهی، در‌ حال پیگیری اهداف نظامی خود در جنوب ایران است. هدف قرار دادن دکل‌ها و آنتن‌های مخابراتی و ارتباطی، آشکارا برای اختلال بر تسلط و احاطه ایران بر تردد در تنگه هرمز و از آن مهم‌تر اخلال در رصد و رهگیری همه ترددها در خلیج فارس و دریای عمان است. از سوی دیگر، هدف قرار دادن زیرساخت‌های نظامی ایران، در راستای تضعیف توان دفاعی ایران در برابر هر گونه اقدام تجاوزکارانه احتمالی انجام شده است. این حملات آمریکا دقیقاً در راستای همان نقشه‌ها و پروژه‌های نظامی‌ای است که در زمان جنگ، در‌ جنوب ایران در حال پیگیری بود. اگر فرضیه خرید زمان از طریق تفاهمنامه و مذاکرات، برای بازسازی توان نظامی و برنامه‌ریزی آمریکا برای یک تجاوز نظامی گسترده علیه ایران را مورد توجه قرار دهیم، حملات بامداد شنبه و یکشنبه آمریکا به جنوب ایران، دقیقاً در راستای همین فرضیه و پیشبرد طرح حمله همه‌جانبه به جنوب ایران و به صورت ویژه اشغال جزایر ایرانی قابل ارزیابی است. از سوی دیگر،‌ اظهارات اخیر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی درباره تداوم‌ حضور در جنوب لبنان نیز در همین راستا ارزیابی می‌شود. نتانیاهو شامگاه شنبه طی اظهاراتی تاکید کرد ارتش رژیم هرگز از جنوب لبنان عقب‌نشینی نخواهد کرد و هر نوع عقب‌نشینی از جنوب لبنان، مشروط به انجام تعهد دولت لبنان برای خلع‌سلاح حزب‌الله است. نتانیاهو همچنین گفت‌ ارتش رژیم آماده از سرگیری حملات به مواضع حزب‌الله است و این موضع رژیم صهیونیستی مورد تایید آمریکاست. بنابراین تداوم حضور نظامی رژیم در جنوب لبنان و آماده‌باش آن برای از سرگیری جنگ، وقتی در کنار حملات نظامی آمریکا به مراکز مهم ارتباطی و نظامی جنوب ایران قرار گیرد، فرضیه برنامه‌ریزی آمریکا و رژیم اشغالگر برای از سرگیری جنگ علیه ایران و جبهه مقاومت کاملاً جدی می‌شود.

واکنش ایران چگونه باید باشد؟
رئیس جمهور آمریکا تصور می‌کند امتیازات مهمی که در تفاهمنامه خاتمه جنگ به ایران داده باعث می‌شود ایران موارد نقض تفاهمنامه؛ چه در لبنان و چه در تنگه هرمز را هضم کند. لغو محاصره دریایی ایران، تعلیق تحریم فروش نفت و محصولات پتروشیمی و دسترسی به دارایی‌های مسدودشده، امتیازات مهمی است که ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز به ایران داد. از سوی دیگر، وی تصور می‌کند اگرچه تعهد خود مبنی بر عقب‌نشینی رژیم از جنوب لبنان را محقق نکرده اما دست‌کم می‌تواند مدعی باشد جنگ در لبنان متوقف شده است. ضمن اینکه تیم مذاکره‌کننده آمریکا در ژنو، در برابر مطالبه تیم ایران برای عقب‌نشینی ارتش صهیونیستی از جنوب لبنان مدعی شد این عقب‌نشینی باید طی یک فرآیند انجام شود. از سوی دیگر، دولت آمریکا درباره حمله به جنوب ایران که نقض فاحش تفاهمنامه است، مدعی است این حملات در واکنش به حمله به کشتی‌هایی انجام شده که در تنگه هرمز از مسیر عمان در حال تردد بوده‌اند و حمله به این کشتی‌ها، نقض تفاهمنامه است. البته این ادعایی گزاف و خلاف واقع است و همان‌گونه که گفته شد، دولت عمان به‌شدت تحت فشار ترامپ قرار دارد، اگر نه سلطنت عمان و جمهوری اسلامی ایران درباره وضعیت تردد از تنگه هرمز به توافقات مهمی دست یافته‌اند که آمریکا مانع اجرایی شدن این توافقات شده‌ است.  به هر حال اکنون ترامپ با وجود نقض برخی بندهای تفاهمنامه خاتمه جنگ و انجام اقداماتی که فرضیه تلاش کاخ سفید برای از سرگیری جنگ را تقویت می‌کند، بر این باور است به واسطه امتیازات مهمی که در تفاهمنامه به ایران داده، ایران فعلاً در مقابل این موارد نقض تفاهمنامه خویشتن‌داری می‌کند و ترجیح می‌دهد در مقطع فعلی از امتیازات این تفاهمنامه بهره‌مند شود.
اما آیا ترامپ واکنش ایران به موارد نقض تفاهمنامه و سیاست تهران در قبال کلیت آن را درست پیش‌بینی کرده است؟
متن، محتوا، مختصات و ماهیت تفاهمنامه و همین‌طور بررسی داده‌ها و ستانده‌های ایران در این توافق نشان می‌دهد مجموعه نظام و در رأس آن، شورای عالی امنیت ملی بر اساس یک استراتژی چندوجهی، در شرایط فعلی به تفاهمنامه رای حداکثری داده‌ است. اگرچه اکنون برخی معتقدند واقعیت‌های جنگ ۴۰ روزه و برآوردی که ترامپ از نتایج و تبعات این جنگ به دست آورده باعث شده احتمالاً او دیگر نسبت به استفاده از گزینه نظامی در برابر ایران، تمایلی نداشته باشد اما تجربه جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، برای ایران این جمع‌بندی را به وجود آورده که در مواجهه با آمریکای ترامپ، باید همیشه بدبینانه‌ترین فرضیه را مورد توجه قرار داد. بر همین اساس، متن تفاهمنامه نشان می‌دهد دست‌کم در ایران، فرضیه از سرگیری جنگ توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی کاملاً جدی تلقی شده و تعهدات ایران نیز بر اساس همین فرضیه تعیین شده است. کما اینکه ایده رهبر معظم انقلاب مبنی بر ۲ مرحله‌ای شدن تفاهمنامه و انجام مذاکرات مربوط به برنامه هسته‌ای پس از تحقق تعهدات طرف آمریکایی در مرحله نخست، گویای همین برآورد است. 
بنابراین تردیدی وجود ندارد که در تهران، جمع‌بندی‌ها نسبت به ماهیت و اهداف نقض مفاد تفاهمنامه از سوی آمریکا واقع‌بینانه است.
بر همین اساس، به نظر می‌رسد دست‌کم در ‌شرایط فعلی، جمهوری اسلامی ایران نسبت به این موارد باید اهتمام داشته باشد:
۱- مرحله دوم تفاهمنامه، بویژه مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای تا زمان تحقق همه تعهدات طرف آمریکایی نباید آغاز شود.
۲- ایران باید بر اساس یک دیپلماسی دقیق، عاقلانه و منطقی و مبتنی بر مفاد تفاهمنامه، اجرا و تحقق همه تعهدات طرف آمریکایی را مطالبه کند. بویژه اینکه توافق اخیر دولت لبنان با رژیم صهیونیستی، مورد تایید ایران نیست و ایران مطلقاً تفکیک این موضوع از تفاهمنامه خاتمه جنگ را نمی‌پذیرد. لذا موضوع لبنان، مورد مناسبی است که ایران با استناد به آن، ضمن مطالبه تعهد طرف آمریکایی بویژه درباره عقب‌نشینی رژیم از جنوب لبنان، از شروع مرحله دوم تفاهمنامه خودداری کند. 
۳- سپاه و نیروهای نظامی ایران کماکان در تنگه هرمز، برخورد با شناورهای متخلف‌ را با قدرت ادامه دهند. اعمال حاکمیت و مدیریت ایران بر تنگه هرمز یکی از الزامات شرایط فعلی ایران است. ایران باید از این قدرت بازدارندگی جدید که محصول مجاهدت‌ها و خون چند هزار شهید در جنگ ۴۰ روزه است، حراست کرده و همچنان اهرم بازدارندگی تنگه هرمز را نسبت به سایر ملاحظات مربوط به مدیریت تنگه در اولویت قرار دهد.
۴- توافقات ایران و عمان درباره مدیریت تنگه هرمز باید هرچه‌ سریع‌تر اجرایی شود.‌ اگرچه سلطنت عمان اکنون تحت فشار آمریکا نسبت به اعلام و اجرای این توافقات اقدام نمی‌کند اما سوابق عملکرد حکام این کشور نشان می‌دهد در صورت اعمال یک دیپلماسی هوشمندانه، می‌توان امیدوار بود توافقات دوجانبه با این کشور بزودی مبنای تردد از تنگه هرمز قرار گیرد.
۵- واکنش به حملات اخیر آمریکا به جنوب ایران باید هوشمندانه باشد. بویژه حملات تلافی‌جویانه ایران باید در چارچوب اثرگذاری بر توان عملیاتی ارتش آمریکا در خلیج فارس و جنوب ایران انجام شود. در واقع ایران باید بر اساس فرضیه از سرگیری جنگ و نقشه آمریکا برای حمله گسترده به مناطق جنوب ایران، مراکز نظامی آمریکا در کشورهای منطقه را هدف قرار دهد و توان عملیاتی ارتش آمریکا برای اقدام نظامی احتمالی علیه ایران را تضعیف کند. ایران بامداد دیروز در پاسخ به تجاوز نظامی آمریکا به سیریک و قشم، پایگاه‌های نظامی و دارایی‌های آمریکا در بحرین و کویت را هدف ده‌ها موشک و پهپاد قرار داد.
برخی منابع می‌گویند در این حملات ضربات موثری به توان نظامی آمریکا وارد شد. از سوی دیگر برخی منابع خبری گزارش دادند شامگاه شنبه و قبل از تجاوز آمریکا به جنوب ایران، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، حمله‌ای پیش‌دستانه انجام دادند و در پاسخ به تجاوز بامداد شنبه رژیم آمریکا به ایران، بخشی از تجهیزات نظامی استراتژیک آمریکا را که اخیراً وارد منطقه شده بود، مورد اصابت قرار دادند.
ایران این اهداف را کاملاً هوشمندانه انتخاب کرد. این اهداف در راستای تضعیف بنیه تهاجمی و عملیاتی ارتش آمریکا در منطقه انتخاب شدند. نکته قابل توجه، موضع تهدیدآمیز ترامپ قبل از حملات ایران بود. ترامپ در پستی که در شبکه تروث منتشر کرد، مدعی شد ممکن است تفاهمنامه پایان جنگ با ایران را لغو کرده و جنگ علیه ایران را از سر بگیرد اما با توجه به سوابق این قبیل مواضع و تهدیدات وی، کاملاً پیداست این تهدید ترامپ بیشتر از سر نگرانی نسبت به واکنش ایران مطرح شده است. ترامپ می‌داند با توجه به واقعیت‌های جنگ ۴۰ روزه و آشکار شدن توان ضربه‌زنی ایران به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، هرگونه زد و خورد با ایران می‌تواند آسیب جدی به دارایی‌های نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد کند. ضمن اینکه این درگیری‌ها همچنان باعث افزایش قیمت نفت نیز خواهد شد. از سوی دیگر، ایران به‌خوبی از وحشت ترامپ نسبت به مسدود شدن مجدد تنگه هرمز مطلع است. به همین خاطر، کارشناسان معتقدند ترامپ برای حفظ تردد از تنگه هرمز، از تشدید تنش با ایران خودداری می‌کند. 
همان‌گونه که گفته شد، رئیس جمهور آمریکا تصور می‌کند ایران به واسطه امتیازاتی که در تفاهمنامه دریافت کرده، در مقابل نقض تفاهمنامه توسط آمریکا و حمله نظامی به جنوب کشور، خویشتن‌داری کرده و نسبت به انسداد تنگه هرمز اقدام نمی‌کند اما در برابر این تصور ترامپ، ایران نیز با توجه به نیاز شدید ترامپ به بازگشایی تنگه هرمز و ملاحظاتی که او برای حفظ تردد از تنگه دارد، پاسخی کوبنده به تجاوزات آمریکا داده و احتمالاً در آینده هم می‌دهد. بر همین اساس می‌توان گفت این اقدام، رودست ایران به تصورات ترامپ مبنی بر ادامه تجاوز نظامی به جنوب ایران است. 
به معنای دقیق‌تر، در‌ واکنش به نقض مکرر تفاهمنامه توسط آمریکا و حملات نظامی آن کشور به جنوب ایران، جمهوری اسلامی ایران در واکنش، راهبرد تصعید تنش را اتخاذ کرده است. کما اینکه بامداد دیروز در‌ واکنش به هدف قرار گرفتن ۵ نقطه از ساحل ایران توسط آمریکا، ایران ۸ زیرساخت مهم و اثرگذار آمریکا در بحرین و کویت را هدف قرار داد؛ رویکردی که از یک سو نشان می‌دهد ایران برای هر شرایطی آماده است و از سوی دیگر نشان می‌دهد ایران برای تثبیت حقوق خود در تنگه هرمز، مطلقاً انعطاف نشان نمی‌دهد و آنچه در میدان جنگ به دست آورده، قطعاً در پشت میز مذاکره از دست نمی‌دهد.
اما یکی دیگر از نتایج این درگیری‌ها و تصعید تنش میان آمریکا و ایران، اثرگذاری مستقیم آن بر وضعیت تردد از تنگه هرمز است. همان‌گونه که گفته شد، طبق بیانیه سپاه، ایران همچنان کشتی‌های متخلف را در تنگه هرمز مجازات خواهد کرد و راهکار آمریکا برای اختلال در مدیریت ایران بر تنگه بویژه شناسایی موقعیت کشتی‌ها بی‌نتیجه خواهد بود. کما اینکه صبح دیروز پس از عملیات تلافی‌جویانه ایران علیه آمریکا، سپاه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد شلیک‌های کور آمریکا به سواحل ایران، راز اشراف ایران بر تردد در تنگه هرمز را برملا نخواهد کرد. نتیجه این وضعیت، تداوم کنترل تنگه هرمز توسط ایران و ناتوانی آمریکا در ایجاد اختلال در این مدیریت است.

ارسال نظر
captcha
پربیننده