۰۸/تير/۱۴۰۵
|
۰۰:۰۸

تفاهمی به قیمت رژیم

مهدی حسنی: رژیم آمریکا با رژیم موقت صهیونی، اکنون رفتاری دارد شبیه رفتاری که با متحد نزدیک خود در پایان جنگ دوم جهانی داشت؛ یعنی بریتانیا. به باور اندیشکده «شورای روابط خارجی آمریکا»، هرچه در آن زمان بیشتر به پایان جنگ نزدیک می‌شدیم، اختلافات میان آمریکا و بریتانیا بیشتر عیان می‌شد و امروز نیز با دستیابی به یک تفاهم، به‌روشنی می‌توان دید نوعی از تغییر لحن نسبت به اسرائیل شکل گرفته است. به باور این شورا، اسرائیل به دلیل آنکه مساله لبنان در آتش‌بس گنجانده شده، عمیقاً این تفاهم را برخلاف منافع خود می‌داند و غاصبان صهیونیست هم در آستانه انتخابات، به‌شدت احساس می‌کنند این تفاهمنامه عمیقاً موجبات شکست آنان را فراهم کرده است.به باور این اندیشکده، مهم‌ترین نکته آن است که در متن این تفاهم، اسرائیل عملاً به حاشیه رانده شده: «یادداشت تفاهم میان ایالات متحده و ایران، اسرائیل را در حاشیه رها کرده است. اسرائیل به عنوان متحد نزدیک آمریکا که در لبنان با گروه همفکر ایران یعنی حزب‌الله در جنگ است، هیچ نقشی در مذاکرات این یادداشت تفاهم نداشته و این مساله در متن توافق کاملاً مشهود است. به عنوان نمونه، در همان بند نخست یادداشت تفاهم، ۳ بار نام لبنان ذکر شده و «پایان فوری و دائم عملیات نظامی در تمام جبهه‌ها، از جمله در لبنان» اعلام شده، بدون اینکه هیچ نامی از اسرائیل برده شود. افزون بر این، سازوکار جدیدی برای «تنش‌زدایی» در لبنان اعلام شده که شامل ایالات متحده، ایران، پاکستان و قطر می‌شود؛ سازوکاری که بار دیگر اسرائیل از آن حذف شده و نادیده گرفته شده است». به باور اعضای شورای روابط خارجی آمریکا، رژیم صهیونیستی از اینکه جمهوری اسلامی ایران توانسته مسائل لبنان را به امنیت ملی خود گره بزند که این رسماً پیروزی‌ای بزرگ برای ایران است، نالان است: «اسرائیل پیوند زدن امور داخلی و حاکمیت ملی لبنان به ایران را یک پیروزی بزرگ برای ایران و امتیازی غیرقابل‌ درک از سوی ایالات متحده می‌داند. در واقع، اسرائیلی‌ها دیدگاه بسیار منفی و تلخی نسبت به کل این یادداشت تفاهم دارند. این رویکرد بازتاب‌دهنده چند نارضایتی و دغدغه بنیادین است: مساله لبنان (جایی که اسرائیل پیش‌بینی می‌کند تلاش‌های آمریکا مانع حملاتش به حزب‌الله خواهد شد)، لغو تمام تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران که گشایش مالی فوری و مهمی را برای تهران به ارمغان می‌آورد، عدم اشاره به برنامه موشکی ایران یا حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله در متن یادداشت تفاهم و نحوه موکول کردن بحث‌های جدی درباره برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران به مذاکرات بعد».
بر اساس گزارش این شورا، صهیونیست‌های غاصب اکنون در آستانه انتخابات، خود را شکست‌خورده این جنگ و تفاهم می‌دانند و بسیار از آن ناراضی‌اند: «اسرائیل اکنون در حال ورود به فصل انتخابات است؛ مساله‌ای که مخاطرات سیاسی این نارضایتی را دوچندان می‌کند. سپتامبر یا اکتبر [تاریخ دقیق آن هنوز تعیین نشده] اسرائیلی‌ها تصمیم خواهند گرفت آیا بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر فعلی، در سمت خود باقی بماند یا یک رئیس اپوزیسیون جایگزین او شود. این انتخابات قطعاً چالش‌برانگیز و پرفراز و نشیب خواهد بود اما اسرائیلی‌ها اکنون در قبال یک مساله حیاتی با یکدیگر متحد هستند: مناقشه با ایران و نحوه پایان آن. نظرسنجی اخیر نشان می‌دهد ۹۲,۱ درصد اسرائیلی‌ها، شامل یهودیان و اعراب، هم‌عقیده‌اند ایران بیشترین سود را از این یادداشت تفاهم برده است و ۸۶ درصد اسرائیلی‌ها دیدگاهی منفی نسبت به این توافق دارند».
یکی از عواملی که موجب شده صهیونیست‌ها از میز مذاکرات دور باشند، نقش‌آفرینی کشورهای منطقه‌ است که هر کدام به نوعی دشمن رژیم محسوب می‌شوند: «دور نگه داشتن اسرائیل از میز مذاکرات می‌تواند عامل تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری این دیدگاه‌های منفی باشد. همچنین نقش‌آفرینی پاکستان و قطر که هر دو از منتقدان سرسخت اسرائیل به شمار می‌روند، در این توافق تنها به بدبینی‌های اسرائیل دامن می‌زند. اگر هم رایزنی‌هایی میان تیم مذاکره‌کننده ایالات متحده و دولت اسرائیل شکل گرفته باشد، تاکنون فاش نشده است».
همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره شد، این کنار گذاشته‌ شدن رژیم از مذاکرات، می‌تواند تکرار الگوی رابطه با بریتانیا باشد: «این مساله چندان غافلگیرکننده نیست. در طول جنگ دوم جهانی، ایالات متحده و بریتانیا نزدیک‌ترین متحدان و شرکای نظامی یکدیگر بودند اما هرچه جنگ به روزهای پایانی نزدیک شد، اختلافات عمیقی بر سر استراتژی نظامی در اروپا و مفاد صلح میان آنها بروز کرد. هر یک از ۲ کشور در پی تأمین منافع ملی خود بود؛ منافعی که در کوران درگیری‌ها بسیار بیشتر از دوران پس از جنگ با یکدیگر همپوشانی داشت. امروز نیز ممکن است همین الگو در روابط ایالات متحده و اسرائیل در حال تکرار باشد». نکته بسیار مهم متن آن است که باید نسبت به واقعی بودن این اختلاف، بسیار هوشیار بود و نباید آن را بزرگنمایی کرد، چون ۲ رژیم از نظر استراتژی همراستا هستند: «می‌توان استدلال کرد شکاف میان مواضع واشنگتن و تل‌آویو آنقدرها هم که به نظر می‌رسد عمیق نیست؛ هر دو با برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران مخالفند و برای توقف آن دست به اقدام خواهند زد، هر دو خواهان لبنانی خارج از کنترل حزب‌الله هستند و هر دو می‌خواهند از تجدید قوای حماس جلوگیری کنند و در پی پایان دادن به سیطره آن بر نیمی از نوار غزه هستند. بنابراین به‌رغم اختلافات موجود در عرصه سیاست‌گذاری، اهداف بنیادین آمریکا و اسرائیل همچنان همراستا باقی مانده است».

ارسال نظر
captcha
پربیننده