اظهارات وزیر خارجه عمان درباره مدیریت تنگه هرمز و اخذ هزینه از کشتیهای عبوری از این آبراه، بسیار مهم است. روز دوشنبه هیاتی به نمایندگی از ایران در مسقط با هیات عمانی درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز مذاکره و رایزنی کرد. یکی از محورهای این مذاکرات، مدیریت تنگه هرمز بر اساس بند ۵ تفاهمنامه ایران و آمریکا بود. در این بند تفاهمنامه تصریح شده است عبور و مرور از تنگه هرمز با ترتیبات ایرانی انجام شود. بر همین اساس، هیات مذاکرهکننده ایرانی در مذاکره با هیات عمانی تاکید کرد توافق ۲ کشور پیرامون مدیریت تنگه هرمز باید مستند به این بند از تفاهمنامه باشد. در این مذاکرات همچنین درباره ۲ موضوع مهم برای مدیریت تردد از تنگه هرمز بحث و تبادل نظر شد. نخست، وضعیت ترافیک و تردد از ۲ مسیر ایرانی و عمانی بود. بر اساس بند ۵ تفاهمنامه مدیریت تردد از تنگه هرمز در اختیار ایران است. بر این اساس، ترافیک تنگه هرمز از هر ۲ مسیر ایرانی و عمانی باید با در نظر گرفتن این مهم انجام شود. دوم، موضوع اخذ هزینه خدمات از کشتیهای عبوری است. در این مذاکرات طرفین بر اخذ هزینه خدمات از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز به توافق رسیدند. کما اینکه بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان پس از این دیدار طی اظهاراتی، با اشاره به اینکه اخذ عوارض از کشتیها مدنظر پادشاهی عمان نیست، تصریح کرد با این وجود عمان معتقد است باید از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز هزینههای مربوط به ارائه خدمات اخذ شود.
این موضع طرف عمانی بسیار مهم و در مدیریت عبور و مرور از تنگه هرمز تأثیرگذار است. ایران و عمان به عنوان ۲ کشور مالک مسیرهای تردد از تنگه هرمز، درباره مدیریت عبور و مرور از تنگه تقریباً به توافق رسیدهاند. این موضوع هر گونه زمینه برای اعمال فشار و دخالت طرفهای ثالث، بویژه دولت آمریکا در مدیریت تنگه هرمز را از بین میبرد. ضمن اینکه به نظر میرسد کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز نسبت به توافق ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز نظر مساعد دارند. به اعتقاد کارشناسان، اولویت نخست برای کشورهای منطقه و همینطور سایر کشورهایی که بخش مهمی از تجارت آنها از تنگه هرمز انجام میشود، تثبیت امنیت تردد از این تنگه است؛ اولویتی که اکنون در مواضع ایران و عمان پیرامون مدیریت تردد از این تنگه، در نظر گرفته شده است.
بنابراین میتوان گفت توافق ایران و عمان درباره مدیریت تنگه هرمز، تکمیلکننده بند ۵ تفاهمنامه خاتمه جنگ میان ایران و آمریکاست و اکنون طرفین وارد مرحله تدوین ترتیبات اجرایی عبور و مرور از تنگه هرمز شدهاند.
یکی از پیامهای مهم توافق ایران و عمان برای مدیریت تردد از تنگه هرمز این است که هم کشورهای منطقه و هم دیگر کشورها نسبت به سیاست رسمی ایران مبنی بر بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت تردد از این تنگه همانند قبل از جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، اطمینان خاطر پیدا کردهاند. بر همین اساس، اکنون کشورها نگرانیای نسبت به تردد از تنگه هرمز ندارند و این مساله تقریباً برای آنها حل و فصل شده است. به این ترتیب اکنون هر گونه نگرانی نسبت به اخلال در تردد از تنگه هرمز، صرفاً متوجه تصمیمات و سیاستهای ایالات متحده آمریکاست. در شرایط فعلی که ایران و عمان نشان دادهاند وارد مرحله تدوین ترتیبات مدیریت تردد از تنگه هرمز شدهاند، خواسته دیگر کشورها از دولت آمریکا این است که در این فرآیند دخالت یا اعمال فشار نکند. در جریان جنگ تحمیلی ۴۰ روزه و پس از انسداد تنگه هرمز توسط ایران و تبعات این اقدام بر اقتصاد منطقه و جهان، کاخ سفید تلاش داشت ایران را به عنوان مسؤول و مقصر این وضعیت معرفی کند. با این حال کشورهای بزرگی مانند چین و روسیه و حتی کشورهای مطرح اروپایی تاکید کردند عامل اصلی انسداد تنگه هرمز، جنگ علیه ایران بوده است. از همین رو آنها از دولت آمریکا خواستند برای بازگشایی تنگه هرمز و عادی شدن تردد از این تنگه، به جنگ پایان دهد. پس از توقف جنگ و امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، جمهوری اسلامی یک راهبرد هوشمندانه را درباره بازگشایی تنگه هرمز در دستور کار قرار داد. ایران در مذاکرات با طرف آمریکایی، همچنین در مذاکرات با کشورهای منطقه، اگرچه بر اخذ هزینه تردد و استفاده از امتیازات اقتصادی مدیریت تنگه هرمز پافشاری کرده اما مبنای این راهبرد، تمرکز بر امتیاز بازدارندگی تسلط بر تنگه هرمز است. این راهبرد مبتنی بر یک نگرش و رویکرد واقعبینانه است. از نگاه ایران، اهمیت بازدارندگی تنگه هرمز بسیار فراتر از امتیاز اقتصادی مدیریت این تنگه است. بر اساس همین نگرش، راهبرد ایران برای مدیریت تنگه هرمز، مبتنی و متکی بر حفظ اهرم بازدارنگی تعریف شده و یکی از الزامات حفظ این اهرم بازدارندگی، امکان تردد از تنگه هرمز همانند قبل از جنگ است. برای اینکه تهران بتواند از امتیاز بازدارندگی تسلط بر تنگه هرمز استفاده بهینه را ببرد، باید تردد از تنگه هرمز همانند زمان قبل از جنگ میسر باشد. تسلط ایران بر تنگه هرمز نباید منجر به ایجاد یک اجماع بینالمللی برای مدیریت این تنگه و تامین امنیت تردد از این آبراه شود. یا از سوی دیگر، رفتار ایران نباید به گونهای باشد که کشورهای منطقه برای انجام صادرات و واردات خود، اقدام به ایجاد مسیرهای جایگزین تنگه هرمز کنند.
بر همین اساس، کشورهای منطقهای و فرامنطقهای باید به این اطمینان خاطر برسند که امنیت تردد از تنگه هرمز دارای ثبات است. به معنای سادهتر، امتیاز تسلط بر تنگه هرمز و توان بازدارندگی این امتیاز برای ایران، زمانی محقق میشود که کشورها برای تجارت و صادرات و واردات خود، به این تنگه نیازمند باشند. به معنای دیگر، تسلط بر تنگه هرمز زمانی برای ایران تبدیل به یک اهرم بازدارنده میشود که از این تنگه تردد انجام شود. ایران با فهم این نکته مهم، حفظ این توان بازدارندگی را نسبت به امتیازات اقتصادی تسلط بر تنگه هرمز، در اولویت قرار داد. با این وجود، همانگونه که اشاره شد، جمهوری اسلامی ایران بر استفاده از امتیازات اقتصادی تسلط بر تنگه هرمز نیز پافشاری کرده و میکند. در این راستا ایران ۳ اقدام مهم انجام داد؛ نخست آنکه در متن تفاهمنامه خاتمه جنگ با آمریکا، ایران ضمن تثبیت حق مدیریت تنگه هرمز، تصریح کرد عدم اخذ هزینه تردد، صرفاً محدود به دوره ۶۰ روزه مرحله نخست تفاهمنامه است. بنابراین ایران پس از سپری شدن این دوره زمانی، این اختیار را دارد که از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز، هزینه دریافت کند. دومین اقدام ایران، تثبیت مدیریت ایران بر تردد از تنگه هرمز در متن این تفاهمنامه است. آمریکا در این تفاهمنامه پذیرفت عبور و مرور از تنگه هرمز با ترتیبات ایرانی انجام شود. تثبیت این حق ایران در متن تفاهمنامه باعث میشود برای نخستینبار در تاریخ ایران، کشورمان بر تردد از تنگه هرمز نظارت کند. کما اینکه در متن تفاهمنامه این نکته مهم نیز تأیید و تثبیت شده که صرفاً کشتیهای تجاری حق تردد از تنگه هرمز را دارند و تشخیص تجاری بودن این کشتیها بر عهده ایران است. بنابراین برای نخستینبار در تاریخ ایران، جمهوری اسلامی توانست این حق را تثبیت کند که عبور و مرور از آبراه استراتژیک تنگه هرمز، با نظر و مدیریت ایران انجام شود، لذا تثبیت حق مدیریت ایران بر تردد از تنگه هرمز، زمینهساز و بستر اخذ هزینه است.
سومین اقدام مهم ایران در راستای اخذ هزینه از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز، ایده توافق با عمان به عنوان دیگر کشور دارای مسیر عبوری از تنگه است. در بین کشورهای حاشیه خلیج فارس، عمان دارای بهترین روابط با ایران است. به همین خاطر زمینه هماهنگی و توافق میان طرفین کاملاً مهیاست. از سوی دیگر، عمان به رسمیت شناخته شدن حق مدیریت ایران بر هرمز را نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان یک فرصت مهم قلمداد کرده است، زیرا با توجه به سیاست ایران برای اخذ هزینه از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز، مسقط نیز میتواند برای نخستینبار از مواهب اقتصادی مالکیت بر بخشی از این تنگه بهره ببرد. در واقع سلطنت عمان، از یک سو به واسطه مناسبات مطلوب با جمهوری اسلامی ایران، از مدیریت ایران بر تنگه هرمز احساس نگرانی و تهدید نمیکند و از سوی دیگر، تلاش ایران برای تثبیت این حق را به منزله ایجاد یک فرصت برای کسب درآمد از تنگه هرمز قلمداد میکند. از همین رو، همراهی عمان با ایران برای تدوین ترتیبات اجرایی مدیریت بر تردد از تنگه هرمز، در دسترس است. کما اینکه بر اساس توافق طرفین در مذاکرات روز یکشنبه، این هماهنگی و همراهی آشکار شده است. جمهوری اسلامی ایران پیش از امضای تفاهمنامه خاتمه جنگ با آمریکا، درباره همین موضوع، مذاکراتی با طرف عمانی انجام داد و اینک پس از امضای تفاهمنامه، در حال پیگیری توافق مربوط میان ۲ کشور است. ایران از طریق توافق با عمان، از یک سو، حق مالکیت این کشور بر یک مسیر تردد بر تنگه هرمز را به رسمیت شناخت و از سوی دیگر، با انجام این هماهنگی و توافق احتمالی، زمینه و امکان دخالت و اعمال فشار آمریکا بر عمان برای اخلال در مدیریت ایران بر تنگه هرمز را از بین برد. از همه مهمتر این پیام را به جامعه جهانی رساند که جمهوری اسلامی ایران یک بازیگر عاقل است. جمهوری اسلامی ایران اگرچه تسلط بر تنگه هرمز و مدیریت این تنگه استراتژیک را در جنگ به دست آورد و بابت آن هزینههای سنگینی را متحمل شد اما اکنون در عمل نشان داده مدیریت بر این آبراه استراتژیک را بر اساس قوانین و مقررات بینالمللی و به رسمیت شناختن حقوق سایر کشورها اعمال میکند. این رفتار ایران هم باعث اطمینانبخشی به دنیا برای تامین ثبات تردد از تنگه هرمز میشود و هم از اهرم بازدارندگی مدیریت تنگه هرمز حراست میکند.
آمریکا بیرون!
مشاور سابق امنیت ملی آمریکا روز یکشنبه در مصاحبهای، با اشاره به متن تفاهمنامه خاتمه جنگ میان ایران و آمریکا، تصریح کرد ایران پس از دوره زمانی ۶۰ روزه میتواند با استناد به متن این تفاهمنامه، اقدام به اخذ هزینه از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز کند. جیک سالیوان در ادامه به نکته مهمی اشاره و تصریح کرد دولت ترامپ نشان داده تلاش میکند این دستاورد مهم ایران را مسکوت نگه داشته یا یک سیاست ابهام را در قبال آن پیگیری کند. غیر از سالیوان، چهرههای مهم دیگری نیز در آمریکا هستند که درباره این دستاورد مهم ایران اظهار نظر کردهاند. اگرچه به واسطه وجود بیاعتمادی شدید نسبت به سیاست و اقدام آمریکا بویژه دولت فعلی آمریکا، خاصه شخص ترامپ و با وجود به رسمیت شناخته شدن این حق ایران در تفاهمنامه خاتمه جنگ، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت این دستاورد مهم در مناسبات منطقهای و بینالمللی کاملا تثبیت شده اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد هم ایران توان لازم را برای اعمال مدیریت بر تنگه هرمز دارد و هم طرف مقابل گزینه دیگری برای سلب مدیریت ایران یا اخلال در آن ندارد. در صورت حصول توافق نهایی میان ایران و عمان، عملاً بر اساس قوانین بینالمللی، مدیریت تنگه هرمز قانونی شده و این مدیریت بر اساس توافق قانونی ایران و عمان اعمال میشود، لذا هر گونه اقدام احتمالی دولت ترامپ برای اخلال در این توافق و مدیریت تنگه هرمز، به منزله ایجاد بیثباتی در تردد از آبراه مهم و استراتژیک هرمز محسوب میشود و دولت آمریکا به عنوان تهدیدکننده امنیت تردد از تنگه هرمز و عامل تهدید اقتصاد جهانی و مسؤول مستقیم هر نوع بیثباتی در تردد از این تنگه شناخته میشود. ترامپ تاکنون نشان داده تلاش میکند با دستکاری تردد معمول و طبیعی از تنگه هرمز و انحراف ترافیک این تنگه به سمت مسیر عمان، مدیریت ایران در این تنگه را مختل و تضعیف کند. در مقابل جمهوری اسلامی ایران قاطعانه در برابر این شیطنت و شرارت آمریکاییها ایستاده و کشتیهای متخلف را تهدید کرده است. زد و خورد هفته گذشته میان آمریکا و ایران نیز در عمل ماحصلی برای آمریکا به همراه نداشت و تنها نتیجه آن، تداوم ناامنی در تنگه هرمز و تاثیر آن بر قیمت نفت بود. از سوی دیگر، در صورت توافق ایران و عمان و با توجه به امکانات ایران برای اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، پیشبینی میشود بر خلاف خواست آمریکا جریان ترافیک تنگه هرمز طبیعی شده و مسیر ایران به عنوان مسیر اصلی تردد از تنگه هرمز مورد استفاده شناورها قرار گیرد، لذا همانگونه که سالیوان نیز اشاره کرده، دولت آمریکا اگر دنبال بازگشایی تنگه هرمز و ثبات تردد از این آبراه است، چارهای جز پذیرش اعمال مدیریت ایران بر آن ندارد.
یکی از انتقادات و کنایههای سنگینی که مخالفان و منتقدان جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم علیه ترامپ مطرح میکنند، موضوع مدیریت تنگه هرمز توسط ایران است. این منتقدان که شمار آنها بسیار زیاد است، میگویند ترامپ با سطحینگری، ندانمکاری و عدم دوراندیشی، دست به اقدامی زد که نتیجه آن تحویل تنگه هرمز به ایران بود. به اعتقاد این صاحبنظران که در میان آنها اساتید سرشناس دانشگاه در حوزه روابط بینالملل و چهرههای مطرح سیاسی، همینطور رسانههای معتبر و برجسته به چشم میخورند، ایران با تسلط بر تنگه هرمز، هم یک اهرم موثر بر اقتصاد جهانی را در اختیار گرفت و از این رو به یک بازیگر فعال و موثر در زمینه اقتصاد انرژی در دنیا تبدیل شد و هم به یک اهرم بازدارندگی بسیار مهم و موثر دست یافت؛ اهرم بازدارندهای که برخی مانند دیمیتری مدودف، رئیس جمهور سابق روسیه، آن را بمب اتم ایران تعبیر کردهاند. البته برخی کارشناسان بینالمللی درباره ارزش و اهمیت تنگه هرمز در ارتقای توان بازدارندگی ایران، این تعبیر را به کار بردهاند که تسلط ایران بر هرمز حتی از داشتن سلاح اتمی نیز ارزشمندتر است. این کارشناسان تصریح میکنند ترامپ با به راه انداختن یک جنگ غیرقانونی و غیرضروری علیه ایران، نهتنها تنگه استراتژیک هرمز را دودستی تقدیم ایران و جمهوری اسلامی را قویتر از قبل کرد، بلکه اکنون برای بازگشایی تنگه هرمز و تبدیل وضعیت تردد در آن به قبل از جنگ، هم ناچار شده مدیریت این تنگه توسط ایران را تایید کند و هم مجبور شده امتیازات بزرگی به ایران بدهد.
و اما دموکراتها
در این بین، انتقادات دموکراتها نیز قابل تامل است. چهرههای برجسته حزب دموکرات، بخصوص وزرای خارجه دولتهای دموکرات، مانند هیلاری کلینتون، جان کری و آنتونی بلینکن، ضمن اشاره به نقش بنیامین نتانیاهو در فریب خوردن ترامپ برای حمله به ایران، رئیس جمهور آمریکا را به خاطر دادن این امتیاز مهم به ایران سرزنش میکنند.
وزرای خارجه سابق و اسبق آمریکا در مذمت ترامپ، به یک نکته قابل تأمل نیز اشاره میکنند. آنها عنوان کردهاند یکی از دلایلی که دولتهای دموکرات و حتی دولت جمهوریخواه جورج بوش پسر، نسبت به استفاده از گزینه نظامی علیه ایران احتیاط میکردند، پیشبینی تبعات حمله نظامی به ایران بویژه نسبت به همین مساله تنگه هرمز بوده است. در واقع، دموکراتها اعتراف کردهاند با آنکه در چند دهه گذشته تمایل داشتهاند به ایران حمله کنند اما یکی از مهمترین عواملی که باعث شده از این اقدام خودداری کنند، نگرانی از واکنش ایران به این حمله، بویژه در قبال تنگه هرمز بوده است. در این راستا هیلاری کلینتون کمی صریحتر از دیگران اظهارنظر کرد. وی با مضحک دانستن ادعای ترامپ که مدعی شد کسی به او نگفته بود ایران در واکنش به حمله آمریکا، تنگه هرمز را مسدود میکند، تصریح کرد در دولت اوباما و زمانی که او وزیر خارجه بود، طرح حمله نظامی به ایران روی میز قرار گرفت و زمانی که در حال بررسی حمله نظامی به ایران بودند، یکی از مواردی که به عنوان واکنش حتمی ایران به این حمله مطرح شد، همین موضوع بستن تنگه هرمز بود. هیلاری کلینتون تلویحاً اعتراف کرد یکی از مهمترین دلایلی که باعث شد در دولت اوباما، آمریکا به ایران حمله نکند، این بود که آنها میدانستند ایران این حمله را به مثابه یک فرصت بزرگ و مغتنم تلقی کرده و ضمن بستن تنگه هرمز، تسلط و مدیریت خود بر این تنگه استراتژیک را تثبیت خواهد کرد. در واقع، دموکراتها با این روایت، خطاب به محافل سیاسی و آکادمیک آمریکا و غرب مدعی شدند دریافته بودند حمله نظامی به ایران، نهتنها منجر به تحقق اهداف آمریکا نمیشود، بلکه باعث میشود ایران به یک کشور قویتر تبدیل شود. امثال هیلاری کلینتون تلاش میکنند با این روایت، به محافل نخبگانی آمریکا، فقدان عقلانیت و دوراندیشی در سیاست خارجی دولت ترامپ را یادآور شوند.
البته دموکراتها با این روایت انتقادی از ترامپ، ناخواسته یک اعتراف بزرگ کردهاند. یکی از مواضع ثابت و همیشگی دولت اوباما علیه ایران، تهدید گزینه نظامی بود. نهتنها هیلاری کلینتون و جان کری به عنوان وزرای خارجه، بلکه خود اوباما نیز بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرد. «همه گزینهها روی میز است» یکی از کلیدواژههای ثابت اوباما و مقامات ارشد دولت او علیه ایران بود. با این وجود حالا هیلاری کلینتون اعتراف کرده در زمان بررسی حمله نظامی به ایران در دولت اوباما آنها دریافتند این حمله میتواند تبعات بسیار زیادی از جمله کنترل تنگه هرمز توسط ایران را به همراه داشته باشد. به همین خاطر از حمله به ایران صرف نظر کرده و نهایتاً به گزینه توافق هستهای رسیدند. بر همین اساس، دموکراتها اگرچه میدانستند گزینه اقدام نظامی علیه ایران، نتیجه معکوس خواهد داشت و منجر به تقویت موضع ایران میشود اما همواره ایران را به استفاده از گزینه نظامی تهدید میکردند. به عبارت دیگر دموکراتها به این باور رسیدند که اعتبار گزینه نظامی برای آنها، به عدم استفاده از آن است. یعنی تهدیدی مطرح میکردند که خودشان بهتر از دیگران میدانستند این تهدید هرگز اجرایی نخواهد شد. البته اعتراف ناخواسته هیلاری کلینتون، یک نکته قابل تأمل نیز درباره تحولات داخلی ایران دارد. در ایران، حسن روحانی و تعدادی از مقامات ارشد دولت او، بارها در توجیه برجام و مفاد خسارتبار آن، مدعی شدند این توافق باعث شد سایه جنگ از ایران دور شود. به عبارتی، وقتی روحانی و دولت او به خاطر مفاد خسارت محض برجام مورد انتقاد و مؤاخذه قرار میگرفتند، یکی از توجیهاتشان این بود که تهدید حمله نظامی آمریکا علیه ایران کاملاً جدی بود و یکی از اهداف آنها از امضای برجام، دور کردن سایه جنگ از ایران بود. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه روحانی نیز بارها مدعی شد برجام یک توافقنامه امنیتی بود و نه یک توافقنامه اقتصادی. در واقع، در واکنش به حجم انبوه انتقادات داخلی، هدف ظریف از بیان این ادعا، این بود که کارکرد اصلی برجام، گشایشهای اقتصادی نبود، بلکه ملاحظات امنیتی بود. این ادعاها در حالی مطرح شد که اکنون هیلاری کلینتون در انتقاد از حمله آمریکا به ایران و مذمت ترامپ به خاطر ارتکاب این اشتباه، اعتراف کرده آنها به این دلیل از حمله نظامی به ایران امتناع کردند که جمعبندیشان نشان میداد تبعات این جنگ برای آمریکا غیر قابل هضم است. غیر از کلینتون، کری و بلینکن نیز تصریح کردند بارها در دولتهای جورج بوش پسر، اوباما و بایدن، طرح حمله به ایران از سوی نتانیاهو به واشنگتن آورده شد اما بوش، اوباما و بایدن فریب نتانیاهو را نخوردند. در واقع آنها ناخواسته اعتراف کردند دولتهای پیش از ترامپ، به ایران حمله نکردند، چون جنگ علیه ایران را به سود آمریکا نمیدانستند. بنابراین در لابهلای انتقادات آمریکاییها از ترامپ، این اعتراف مهم نهفته است که دستکم در ۲۵ سال گذشته، اگرچه گزینه اقدام نظامی علیه ایران همواره روی میز روسای جمهور آمریکا قرار داشته اما آنها به خاطر بیفایده بودن اقدام نظامی، از حمله به ایران صرف نظر کردهاند. نکته مهم دیگر این است که برخلاف ادعای غربگرایان داخلی که برجام را عامل دور شدن سایه جنگ از ایران قلمداد میکنند، اعترافات مقامات سابق و اسبق آمریکا فاش میکند جایگزین توافق با آمریکا، اقدام نظامی نبوده است.
سند پیروزی ایران
ایران حالا یک برگ برنده طلایی در اختیار دارد. ایران حالا بازیگری است که میتواند تنها در عرض چند ساعت، بازار نفت را بیثبات کند، قیمت نفت را تقریبا ۲ برابر کند، هزینههای زندگی را بخصوص در آمریکا افزایش دهد، اقتصاد جهانی را در معرض رکود و فروپاشی قرار دهد و یک بحران بزرگ بینالمللی به وجود آورد. همه اینها و موارد دیگر، یعنی جمهوری اسلامی ایران در خلال ۴۰ روز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه خود، توانسته فرصتآفرینی کند و یک اهرم بازدارنده موثر را در اختیار بگیرد. اگر روزگاری سران آمریکا بر این باور بودند که میتوانند بهراحتی خاک ایران را مورد تجاوز قرار دهند و به خاطر بعد جغرافیایی، خاک خود را از تبعات این جنگ مصون بدارند، حالا ایران با کنترل تنگه هرمز، به همه دنیا ثابت کرده نهتنها آمریکا، بلکه اکثر کشورهای دنیا از جنگ علیه ایران بهشدت متضرر خواهند شد. اگر زمانی سران آمریکا و اروپا تصور میکردند با اعمال تحریمهای ظالمانه و ضدبشری میتوانند توافقی نامتوازن به ایران تحمیل کرده، برنامه هستهای ایران را به عقب رانده و بازدارندگی ایران را بهشدت تضعیف کنند، حالا مدیریت جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز باعث شده بزرگان دنیا اذعان کنند مردم ایران به یک اهرم بازدارنده به مراتب مهمتر و موثرتر و به مراتب قدرتمندتر از برنامه هستهای دست یافتهاند. جمهوری اسلامی و همه مردم ایران برای به دست آوردن این سرمایه بزرگ، هزینههای سنگینی متحمل شدند. از تخریب اماکن نظامی و زیرساختهای اقتصادی گرفته تا شهادت چند هزار انسان بیگناه، تا پرپر شدن کودکان میناب و در رأس آنها شهادت رهبر و مقتدای ایران، هزینهای بوده که مردم در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه دادهاند. در کنار دستاوردهای مهم دیگر، دستیابی به تنگه هرمز، دستاوردی است که ایرانیان آن را هدیه و ماحصل ارزشمند مقاومت جانانه خود در برابر حمله دشمن متجاوز قلمداد میکنند. تنگه هرمز قرنها در جوار ایران و بخشی از وجود ایران بود اما حالا به بخش مهمی از اعمال حاکمیت کشور تبدیل شده است. این آرزویی بود که پیشینیان ما از قرنها قبل آرزوی تحقق آن را داشتند. فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی ایران سالها در حال تدارک بودند تا در صورت ارتکاب حماقت حمله به ایران، این آبراه استراتژیک را به بخشی از جغرافیای قدرت ایران تبدیل کنند. ترامپ در همان روزهای نخست جنگ، مدعی شده بود پس از اتمام جنگ، نقشه ایران تغییر خواهد کرد. نقشه ایران که تغییر نکرد هیچ، جغرافیای اعمال حاکمیت ایران هم یک تغییر اساسی کرد و حالا تنگه هرمز به یکی از مهمترین مناطق ایران تبدیل شده است. گویی ایران در جنوب خود، قدرتی بزرگ نهفته داشت و زمانی که دشمن قصد جانش را کرده بود، این قدرت بیبدیل را از دل تاریخ بیرون آورد و در اختیار فرزندانش قرار داد. فداکاری رهبر شهید انقلاب اسلامی، رشادت فرماندهان و مقاومت ملت قطعاً در پیروزی و سربلندی ایران نقش کلیدی را ایفا کرد اما کلید پیروزی، جغرافیای ایران بود؛ خود ایران.
گزارش «وطن امروز» درباره ابعاد مدیریت ایران بر تنگه هرمز و اهمیت آن برای افزایش قدرت ملی
هم بازدارندگی، هم درآمدزایی
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها