حسین کیامنش: پس از ناکامی گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی در بسیج گروهکهای کرد تجزیهطلب برای ایجاد جبهه زمینی در جریان جنگ ۴۰ روزه علیه ایران، نشانههای متعددی حاکی از آن است سیا و موساد اکنون به دنبال بهرهبرداری از ظرفیت همین گروهکهای تروریست به عنوان نقطه فشار جدید و غیرمستقیم علیه جمهوری اسلامی ایران هستند. این رویکرد، در شرایطی پیگیری میشود که مذاکرات دیپلماتیک شکننده بین تهران و واشنگتن جریان دارد و ایران در حال تثبیت موقعیت خود پس از پیروزی در میدان است.
در همین راستا، قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیهای، از انهدام کامل یک تیم ۶ نفره تروریستهای تجزیهطلب در مناطق مرزی شمال غرب کشور خبر داد. طبق این اطلاعیه، رزمندگان قرارگاه حمزه با رصد اطلاعاتی دقیق، این تیم معاند را که برای انجام اقدامات خرابکارانه و تروریستی وارد مرزها شده بود، در ارتفاعات بین شهرستانهای مهاباد و پیرانشهر به دام انداختند. درگیری با پشتیبانی آتش ادوات انجام و منجر به متلاشی شدن کامل تیم تروریستی شد و اجساد ۴ نفر از اشرار به همراه انواع سلاح و تجهیزات به دست نیروهای مسلح ایران افتاد.
در همین حال، روز گذشته شبکه تلویزیونی فاکسنیوز، رسانه نزدیک به دونالد ترامپ و یکی از مهمترین پایگاههای رسانهای حامی سیاستهای تهاجمی او علیه ایران، به موضوع درگیریهای اخیر در مناطق مرزی شمال غرب ایران پرداخت و به فعالسازی دوباره گروهکهای تجزیهطلب اذعان کرد. فاکسنیوز در گزارش خود با عنوان «موج حملات به سپاه پاسداران ایران، سؤالاتی درباره احیای شورش کردها ایجاد کرده است» اعلام کرد سپاه پاسداران با دور جدیدی از خشونت در غرب ایران مواجه شده و این وضعیت ممکن است نشانه ورود گروههای تجزیهطلب به فاز فعالتر باشد.
رسانه آمریکایی در ادامه گزارش خود به سابقه تاریخی مساله کردها در ایران اشاره کرد و با زبانی که تلاش دارد آن را «مبارزه برای حقوق(!)» جلوه دهد، از اتهامات همیشگی گروهکها علیه ایران (سرکوب سیاسی و اعدام) سخن گفت. این رسانه به نقل از «جینو ویکتوریا دوآبی» مسؤول روابط بینالملل سازمان به اصطلاح حقوق بشری هیوا عنوان کرد این درگیریها ممکن است «تشدید» شود. دوآبی همچنین نسبت به هرگونه تفاهمنامه یا توافق بین ایران و آمریکا بهشدت ابراز نگرانی کرد.
یکی از نکات برجسته و قابل تأمل گزارش فاکسنیوز این است که صراحتاً اعلام میکند درگیریهای اخیر نشان میدهد مناطق مرزی غرب ایران میتواند به «نقطه فشار جدید» علیه تهران تبدیل شود؛ آن هم دقیقاً در زمانی که مذاکرات ایران و آمریکا در جریان است. این اذعان رسانهای، بویژه از سوی فاکسنیوز که در جریان جنگ اخیر نقش بسزایی در توجیه و حمایت رسانهای از سیاستهای خصمانه ترامپ علیه تهران داشت، بسیار معنادار است.
تلاش برای ایجاد نقطه فشار جدید از طریق گروهکهای تروریست تجزیهطلب
طرح چنین موضوعی توسط رسانه نزدیک به ترامپ، بیانگر این واقعیت است که نهادهای اطلاعاتی - جاسوسی آمریکا (سیا) و رژیم صهیونیستی (موساد) پس از شکست در بسیج گسترده گروهکهای تجزیهطلب در جنگ مستقیم، اکنون به دنبال استفاده ابزاری و فشار غیرمستقیم از طریق همین گروهکها هستند. هدف نیز ایجاد ناامنی در مرزها، بر هم زدن تمرکز و توجه نیروهای مسلح از خطرات مستقیمی که از جانب آمریکا وجود دارد و ایجاد اهرم چانهزنی برای واشنگتن در مذاکرات است. رویکرد جدید، بلافاصله پس از ناکامی آمریکا و رژیم در استفاده از گروهکهای کرد تجزیهطلب در جریان جنگ ۴۰ روزه اتفاق افتاده است. در جریان جنگ رمضان، انتظار میرفت با حمایت لجستیکی، تسلیحاتی و اطلاعاتی گسترده از سوی سیا و موساد، این گروهکها از مرزهای غرب وارد خاک ایران شوند و جبههای زمینی باز کنند اما هوشیاری نیروهای مسلح ایران و ضربات پیشدستانه، این طرح را ناکام گذاشت.
طبق روایت کتاب «تغییر رژیم؛ داخل ریاست جمهوری امپراتوری دونالد ترامپ» که اخیراً توسط «مگی هابرمن» و «جاناتان سوان» خبرنگاران نیویورکتایمز منتشر شده، یکی از برنامههای مشترک و کلیدی آمریکا و صهیونیستها در زمان برنامهریزی برای حمله به ایران، دقیقاً همین سناریو بوده است: سرازیر کردن گروهکهای کرد تجزیهطلب از مرزهای غرب کشور به منظور ایجاد آشوب داخلی، پراکنده کردن قوای نیروهای مسلح و تسهیل مسیر برای عملیات اصلی آمریکا و رژیم که قرار بود پس از براندازی جمهوری اسلامی به تجزیه ایران ختم شود. کتاب به جزئیات ائتلاف گروهکهای مخالف ایرانی از جمله پژاک و حزب دموکرات کردستان ایران اشاره دارد و توضیح میدهد اسرائیل از برنامههای شبهنظامیان کرد برای تصرف مناطق مرزی حمایت فعال داشته است. رئیس جمهور آمریکا نیز علناً حمایت خود را اعلام کرده بود.
شخص ترامپ در روزهای آغازین جنگ، از ورود گروهکهای کرد تجزیهطلب به جنگ استقبال کرد و گفت حمله آنها عالی خواهد بود. او حتی اعتراف کرد آمریکا سلاحهای بسیاری را در اختیار گروهکهای کرد تروریست تجزیهطلب قرار داده است. این مواضع نشاندهنده عطش عمیق ترامپ نه فقط برای براندازی، بلکه برای فروپاشی تمامیت ارضی ایران بود؛ آرزویی که مشخصاً عمق خصومت آمریکا و رژیم صهیونیستی را نه با جمهوری اسلامی، بلکه با ایران آشکار میکرد.
اما این طرح عملی نشد؛ ضربات پیشدستانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و البته گروههای محور مقاومت در عراق به مواضع گروهکهای کرد تجزیهطلب در اقلیم کردستان عراق - جایی که این عناصر مترصد فرصت برای ورود به جنگ بودند - نقش تعیینکنندهای در خنثیسازی آن داشت.
عملیاتهای دقیق اطلاعاتی و نظامی ایران، لجستیک و پایگاههای آن گروهکها را هدف قرار داد و مانع شکلگیری یک جبهه منسجم شد. گزارشهای متعدد حاکی است حتی حمایتهای اطلاعاتی رژیم صهیونی و ارسال تسلیحات از سوی آمریکا نیز نتوانست بر برتری عملیاتی نیروهای ایرانی غلبه کند. در نتیجه، کردهای تجزیهطلب عملاً در طول جنگ ۴۰ روزه نتوانستند اقدام مؤثری انجام دهند و این ناکامی، یکی از نقاط ضعف جدی استراتژی جنگ ترکیبی غرب علیه ایران بود.
واقعیت آن است که بر خلاف انتظار آمریکا و رژیم، گروهکهای تجزیهطلب در نهایت تصمیم گرفتند وارد جنگ علیه ایران نشوند. این تصمیم را میتوان حاصل ۴ عامل مهم دانست. نخستین عامل به مساله انسجام ملی در داخل ایران بازمیگردد. مقدمه اصلی ورود این گروههکها به جنگ، شکلگیری بیثباتی داخلی، آشوب و شکاف اجتماعی در ایران بود. طراحی اولیه بر این فرض استوار بود که با آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، بخشهایی از جامعه به سمت آشوب گسترده حرکت خواهند کرد و کشور با بحران داخلی مواجه خواهد شد اما آنچه در عمل رخ داد، متفاوت بود؛ حملات خارجی نهتنها به ایجاد شکاف گسترده منجر نشد، بلکه به تقویت اتحاد و انسجام ملی و همبستگی حول دفاع از کشور انجامید. در چنین شرایطی، گروهکهایی که تصور میکردند قرار است در فضایی آشفته و متزلزل وارد عمل شوند، با واقعیتی متفاوت مواجه شدند. آنها بهخوبی میدانستند ورود مستقیم به جنگ در شرایط شکلگیری حساسیت گسترده نسبت به تمامیت ارضی کشور، میتواند واکنشی معکوس ایجاد کند و هرگونه امید به شکلگیری آشوب داخلی را از میان ببرد.
دلیل دوم به تجربه تاریخی کردها در تعامل با آمریکا بازمیگشت. در دهههای گذشته بارها گروههای کرد منطقه با وعدههای مختلف آمریکا وارد همکاری شدند اما در مقاطع حساس خود را تنها دیدند. این سابقه باعث شده بود بیاعتمادی عمیقی نسبت به تعهدات واشنگتن وجود داشته باشد. سران گروهکهای تروریست تجزیهطلب بهخوبی میدانستند ورود به یک جنگ تمامعیار علیه ایران میتواند تلفات بسیار سنگینی بر آنها تحمیل کند، در حالی که هیچ تضمینی برای حمایت پایدار آمریکا وجود ندارد. عامل سوم، آمادگی نظامی ایران بود.
ایران از همان روزهای نخست جنگ نشان داد نسبت به هرگونه تحرک تجزیهطلبان در آن سوی مرزهای غرب کشور حساس است. حملات متعدد موشکی و پهپادی که علیه مواضع این گروهکها انجام شد، یک پیام روشن داشت: هرگونه ورود مستقیم به جنگ با پاسخ سخت و فوری مواجه خواهد شد. علاوه بر این، گروههای مسلح مقاومت در عراق نیز در وضعیت آمادهباش قرار داشتند و این موضوع محاسبات تجزیهطلبان را پیچیدهتر کرد. آنها بهخوبی میدانستند در صورت ورود به جنگ، تنها با ایران مواجه نخواهند بود. چهارمین عامل، هشدارهای صریح ایران به اقلیم شمال عراق بود. در طول جنگ، پیامهای روشنی از سوی تهران مخابره شد مبنی بر اینکه در صورت استفاده از خاک اقلیم کردستان عراق برای عملیات علیه ایران، ملاحظات گذشته کنار گذاشته خواهد شد. همین مساله فشار مضاعفی بر مسؤولان اقلیم، همچنین گروهکهای مستقر در آن وارد کرد. در نتیجه، این گروهکها نهتنها با ملاحظات نظامی، بلکه با محدودیتهای سیاسی و امنیتی جدیدی نیز روبهرو شدند.
اکنون نگاه دقیقتر به تحولات نشان میدهد آمریکا و رژیم صهیونی پس از شکست در فاز مستقیم، دوباره به سمت جنگ نیابتی و فشار حاشیهای حرکت کردهاند. گروهکهایی مانند پژاک و شاخه مسلح آن (YRK) که سالهاست در آن سوی مرزهای غرب ایران فعال هستند، حالا به ابزارهایی ارزان و در دسترس برای ایجاد فشار از سوی واشنگتن و تلآویو علیه ایران تبدیل شدهاند. در همین بستر به نظر میرسد فاکسنیوز با پوشش گسترده این درگیریها و توجه ویژه به ظرفیت احتمالی گروهکهای تروریست تجزیهطلب، در حال آمادهسازی فضای رسانهای برای توجیه حمایت بیشتر از این گروهکهاست.
فعالیتهای اخیر گروهکهای تجزیهطلب در راستای پروژه جدید فشار آمریکا علیه ایران انجام شده است
دوباره تجزیه؟
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها